با سلام
اگه امکان داره در مورد فلسفه تعداد رکعات نماز توضیح دهید به طور مثال چرا نماز صبح 2 رکعت است و...
مورد بعدی این که گفته می شود نمازهای یومیه 70 رکعت بوده و پیامبر برای امت خود تخفیف گرفته اند صحیح است اگر آره لطفا توضیح دهید چون به نظر درست نمیاد.

پرسش: فلسفه رکعات نماز شرح :
اگه امکان داره در مورد فلسفه تعداد رکعات نماز توضیح دهید . چرا نماز صبح 2 رکعت است و... ؟

پاسخ:
با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با این مرکز.
یکی از مسلّمات اسلامی این است که احکام شرعی تابع و برگرفته از مصالح و مفاسد واقعی است، یعنی هر امر شرعی به علت مصلحت ضروری است . هر نهی شرعی ناشی از مفسده‏ای است که باید ترک شود. خدا برای این که بشر را به مصالح واقعی که سعادت او در آن است برساند، اموری را واجب یا مستحب کرده است . برای این که بشر از مفاسد دور بماند، او را از پاره‏ای کارها منع نموده است. اگر مصالح و مفاسد نبود، نه امری بود و نه نهی. مصالح و مفاسد و به تعبیر دیگر حکمت‏ها به گونه‏ای است که اگر عقل انسان به آن‏ها آگاه گردد، همان حکم را می‏کند که شرع کرده است.(1)
منتهی عقل انسان قادر به کشف همه ملاکات احکام الهی نیست. عقل انسان حکم کلی را (که هر حکم الهی و شرعی دارای ملاکی و معیار است) درک می‏کند، ولی در همه موارد حکم جزئی را که در فلان مورد مثلاً ملاک واقعی چیست، نمی‏تواند درک کند، یعنی می‏داند آن حکم فلسفه‏ای دارد، ولی نمی‏داند آن فلسفه چیست و چون شرع دستور داده، آن را تعبداً می‏پذیرد .
ذکر مقدمه برای این است که به طور کلی در تمام موارد احکام بدانیم که هر حکمی حکمتی دارد ، گرچه ممکن است بر اثر کمی اطلاع و عدم احاطه بر تمام مسایل نتوانیم آن را کشف کنیم، ولی تعبداً آن را می‌پذیریم.
اصولا گاهی خداوند دستوراتی به بشر می‌دهد که ریشه و فلسفه­اش برای بشر کاملا روشن و معلوم نیست. گاهی چون برای فهم آن ها به گذشت زمان و پیشرفت علم و دانش بشری نیاز است، یا نمی‌تواند علت و فلسفه محدود در امور خاصی باشد ،
یا چون اهداف معنوی در آن ها وجود دارد که انسان نتواند همه را درک نماید،
یا ممکن است با بیان فلسفه واقعی، انسان‌ها دست به تشبیهات و توجیهاتی برای خود زده و از اهداف واقعی دور شوند و در احکام الهی تغییر ایجاد کنند.
گاهی اصلا برای آزمایش انسان‌ها و میزان تعبد و تسلیم آن ها در مقابل پروردگار است.
امیر مومنان علی(ع) فرمود: ابتلی خلقه ببعض ما یجهلون اصله تمییزا بالاختبار لهم؛
خدا مخلوقاتش را با بعضی از اموری که به اصل آن جاهلند، (یعنی فلسفه و ریشه اش را نمی‌دانند و به حکمت و نکته­هایش توجه ندارند). آزمایش می‌کند برای این که اشخاص تمیز داده شوند، (خوب‌ها از بدها، اطاعت کنندگان از معصیتکاران جدا شوند) .(2)
اگر فلسفه خیلی از احکام برای بشر مشخص می گردید ،روح تعبد و قرب الهی کمرنگ و یا از بین می رفت چرا که آن وقت به قصد تحصیل منفعت و یا دفع ضرر تلاش می شد، نه برای جلب رضایت خداوند و قصد قربت و تبعیت محض از دستورات خداوند.
این که چرا در شبانه روز 17 رکعت نماز و یا چرا نمازها در تعداد رکعات یک‌جور نیستند و یا چرا حمد و سوره در بعضی از نماز‌ها بلند و در بعضی آهسته خوانده می‌شود و یا چرا قنوت و تشهد در رکعت دوم است و یا در سال یک ماه روزه واجب شده نه بیش تر و نه کمتر، تعبد است . فلسفه اش برای ما کاملا روشن نیست. اگر چه روایاتی در این زمینه وارد شده، اما نمی‌توان چندان به آن ها استدلال کرد.

پی‌نوشت‏ها:
1. مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج 20، ص 52.نشر صدرا1381 ش.
2.نهج البلاغه ،خطبه 192.

پرسش: مورد بعدی این که گفته می شود نمازهای یومیه 70 رکعت بوده و پیامبر برای امت خود تخفیف گرفته اند، صحیح است؟ لطفا توضیح دهید چون به نظر درست نمیاد.

پاسخ:

بنا بر روایات پیامبر می فرماید : در شب معراج خداوند بر امت من در شبانه روز50 نماز واجب کرد( ظاهرا هر نماز دو رکعت بوده ، زیرا در روایات داریم که نماز های یومیه دو رکعتی بوده اند و بعد رسول خدا به بعضی اضافه کرده و نماز مغرب را سه رکعتی و نماز ظهر و عصر و عشا را چهار رکعتی قرار داد) ولی بعد تخفیف داد تا این که پنج نماز شد(1) . خداوند فرمود :از این امت هر نماز را به جای ده نماز قبول کردم(2) . بنا به روایاتی واسطه تخفیف حضرت موسی علیه السلام بوده است. ایشان پیامبر را تشویق کرد که با توجه به ضعف امتش از خدا برای آن ها تخفیف بگیرد.
البته روایات وساطت حضرت موسی در کتب اربعه نیامده ، ولی صدوق در امالی و مجالس خود و قاضی نعمان مغربی در دعائم الاسلام و علی بن ابراهیم در تفسیر خود آن را آورده و دیگران از این مصادر گرفته اند. (3)
البته تخفیف دادن در تکلیف چیز بعید و غیر قابل قبولی نیست، زیرا خداوند در قرآن بارها از تخفیف تکلیف خبر داده اما این که آیا وساطت حضرت موسی صحیح است یا نه، نمی توان به یقین قبول کرد. زیرا روایاتش قطعی نیست . نمی توان به یقین هم رد کرد. زیرا خلاف عدل و عقلی در آن به چشم نمی خورد .
پی نوشت ها:
1. خصال، صدوق،ص269.
2. همان. در قرآن هم آمده است : مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّیِّئَةِ فَلا یُجْزى‏ إِلاَّ مِثْلَها وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ (انعام :160)
هر کس کار نیکى به جا آورد، ده برابر آن پاداش دارد. هر کس کار بدى انجام دهد، جز به مانند آن، کیفر نخواهد دید و ستمى بر آن ها نخواهد شد.

3.دعائم الاسلام، قاضی نعمان مغربی(از عالمان قرن چهارم متوفی 363 ه.ق)،ج1،ص132،دار المعارف قاهره،1383ه.ق؛
مستدرک الوسائل،ج3،ص14 به نقل از امالی صدوق؛
بحارالانوار،ج79،ص256 به نقل از تفسیر علی بن ابراهیم.