سلام خدا قوت
1-خداوند در قرآن فرموده از غذاهای حلال استفاده کنید ولی زیاده روی نکنید سوال من اینجاست آیا افراد متمول که وضع مادی خوبی دارند اشکالی دارد که از انواع غذاهای رنگا رنگ و خوش آب و رنگ بدلیل خوب بودن وضعشان استفاده کنند(با توجه به حلال بودن غذاها و شرایط امروزی جامعه این امر ایرادی دارد یا نه ؟منظورم اینکه به هر حال فقیر در هر جامعه ای وجود دارد و هیچ گاه هیچ جامعه ای بدون فقیر نمی ماند. با این شرایط آیا ایرادی دارد که افراد متمول از بهترین و بهترین کلا های مورد نیاز زندگی شان استفاده کنند یعنی در صورت حلال بود هیچ ایرادی ندارد که بهترین هارا مصرف کنند
2- در حدیثی خواندم که هرگز کار خود را بدیگران محول نکنید حتی چوب مسواکی باشد. می خواستم بدانم تفسیر این حدیث چیست ؟آیا منظور تمام امور شخصی است یا استثناهایی دارد آیا برای امور عاد که از دیگران برای کمک به خودمان استفاده می کنیم از دوست و آشنا یا غریبه کار اشتباهی است لطفا واضح بیان نمایید
3-در قرآن خواندم که از خدا و رسولش اطلاعت کنیید شاید مورد رحم واقع شود .
چرا خداوند در اینجا لحن شاید بکار برده مگر انسانها در زندگی با انجام این امر سر بلند و رستگار نمی شوند.
4-من بعضا سی دی هایی را از افراد دوست و فامیل می گیرم که مجوز کپی را نداشتند آیا استفاده از آنها برای من گناه دارد ؟ آیا منظور از اینکه تکثیرشان مشکل شرعی دارد ،تکثیر انبوه است؟ و کپی یکی دو تا برای کار شخصی ایرادی ندارد؟
آیا اصلا درست است که در شرایط امروزی دشمنان همه نوع تبلیغ و حتی سی دی های مبتذل را رایگان به افراد جامعه می دهند (به هر نحوی ) این افرادی که سی دی های مذهبی به هر شکل و عنوانی میزنند و کلی ام و اگر و قانون در آن پیاده می کنند که کپی نکنید و مشکل شرعی دارد و غیره ... آیا نیاز هست که گوش به حرفشان دهیم و با نیت خیر بین مردم پخش کنیم یا کپی برای خودمان بگیریم.
با تشکر از شما
پرسش 1:
غذاي حلال و احاديث شرح : 1-خداوند در قرآن فرموده از غذاهاي حلال استفاده کنيد ولي زياده روي نکنيد . آيا افراد متمول که وضع مادي خوبي دارند اشکالي دارد که از انواع غذاهاي رنگا رنگ و خوش آب و رنگ به دليل خوب بودن وضع شان استفاده کنند(با توجه به حلال بودن غذاها و شرايط امروزي جامعه اين امر ايرادي دارد يا نه ؟منظورم اينکه به هر حال فقير در هر جامعه اي وجود دارد و هيچ گاه هيچ جامعه اي بدون فقير نمي ماند. با اين شرايط آيا ايرادي دارد که افراد متمول از بهترين و بهترين کلا هاي مورد نياز زندگي شان استفاده کنند ،يعني در صورت حلال بودن هيچ ايرادي ندارد که بهترين ها را مصرف کنند؟
پاسخ:
اسراف در هر کاري و هميشه ناپسند مي باشد. اسراف حيف و ميل و ضايع کردن است. در همه کاري خداوند ميانه روي را دوست دارد:
وَ الَّذينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواما؛(1)
كسانى كه هر گاه انفاق كنند، نه اسراف مىنمايند و نه سختگيرى بلكه در ميان اين دو، حدّ اعتدالى دارند.
وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً؛(2)
هرگز دستت را بر گردنت زنجير مكن، ( ترك انفاق و بخشش منما) بيش از حدّ (نيز) دست خود را مگشاى، تا مورد سرزنش قرار گيرى و از كار فرومانى!
بنا بر اين، صفت مؤمن آن است که با توجه به دارايي مادي اش، در هزينه کردن و خرج کردن براي زندگي ، راه ميانه را پيش مي گيرد. از آن جهت که خدا به او توانايي مادي داده و دوست دارد اثر اين نعمت را در او ببيند، غذاي خوب مي خورد . لباس خوب مي پوشد . منزل خوب تهيه مي کند و...:
إنّ اللّه يحبّ أن يرى أثر النّعمة على عبده.(3)
از اين جهت که اسراف ضايع کردن سرمايه خودش و اجتماع هست و ضايع کردن، خلاف حکم عقل و شرع مي باشد ، از اسراف خودداري مي ورزد . از آن جهت که خدا به احسان ودستگيري فقرا امر کرده، از اموال و دارايي اش انفاق هاي واجب و مستحب را مي پردازد.
بنا بر اين استفاده از کالاهاي خوب و عالي براي افرادي که توانايي مالي دارند مانعي ندارد، به شرط آن که :
1. اموال را از طريق حلال کسب کرده باشند.
2. اسراف و ضايع کردن و حيف و ميل نباشد.
وقتي جنس بهتر را مي خرند، جنس قبلي را به فرد نيازمند يا به جايي که از آن استفاده شود، بدهند.
3. حقوق واجب شرعي که به اموال شان تعلق مي گيرد،از خمس و زکات و...پرداخت کنند.
4. در عين اين که از اموال و دارايي خود را جهت رفاه خود و خانواده خويش مصرف مي کنند، سهمي هم به فقيران و نيازمندان و خويشاوندان اختصاص دهند.
اگر ثروتمندان بدين گونه رفتار کنند، نه تنها منعي ندارد، بلکه استفاده آن ها از اموال براي رفاه خود و خانواده، عمل صالح بوده و شايسته پاداش خواهد بود.
حتي اگر اغنيا يك مورد از امور ياد شده مثل پرداخت زكات يا خمس و يا جلوگيري از اسراف و..را مراعات كنند ،فقيري در عالم پيدا نمي شد .
البته زهد از فضايل اخلاقي است که انسان با دلبستگي به دنيا و پايبند شدن بدان مبارزه مي کند . در عين اين که از نعمت هاي دنيا بهره مند است ، ولي بدان ها دلبسته و وابسته نبوده و وقتي
دلبستگي وجود نيافته يا با آن در حال مبارزه باشد، بنده دنيا نمي شود . در خدمت دنيا در نمي آيد بلکه دنيا را در راستاي آخرت به خدمت مي گيرد . از اين رو در عين حالي که از بهترين نعمت ها استفاده مي کند، در همان حال هم با افراد پايين دست اجتماع نشست و برخاست دارد . از آن ها دستگيري مي کند . از اموالش در جهت خير جامعه استفاده مي کند . براي آخرتش هم توشه بر مي گيرد . اخلاقش به تواضع آراسته است و از تکبر و خودبرتر بيني فراري است.
پي نوشت ها:
1. فرقان(25)،67.
2. اسراء(17)آيه29.
3.کنز الدقائق،ج14،ص328.
پرسش 2:
در حديثي خواندم که هرگز کار خود را به ديگران محول نکنيد حتي چوب مسواکي باشد.
تفسير اين حديث چيست ؟آيا منظور تمام امور شخصي است يا استثناهايي دارد ؟آيا براي امور عادي که از ديگران براي کمک به خودمان استفاده مي کنيم، از دوست و آشنا يا غريبه کار اشتباهي است ؟
پاسخ:
شايد منظور شما روايت زير باشد:
اسْتَغْنُوا عَنِ النَّاسِ وَ لَوْ بِشَوْصِ السِّوَاك؛(1)
از مردم بي نيازي بجوييد حتي به اندازه خواستن تکه چوب مسواک(که يک شيء بسيار کم ارزش است).
اين روايت دعوت به بي نيازي است اما در سيره بزرگان دين علاوه بر آن، آمده که از ديگران تقاضا نمي کردند ، به آنان امر و نهي شخصي نمي نمودند.کارهاي خود را خودشان بر عهده مي گرفتند وبارشان را بر دوش ديگران نمي نهادند.
اين سيره ها دربردارنده توصيه اي اخلاقي است که هر چه بتوانيد از اين که ديگران را به خدمت بگيريد و به داشته هاي آنان چشم بدوزيد و به ديگران امر کنيد، خودداري ورزيد زيرا امر کردن غالبا ناشي از آن است که امر کننده براي خود شاني والاتر از والاتر از ديگري قائل است. ديگري را پايين مرتبه تر از خود مي داند . به همين جهت به خود اجازه مي دهد بدون وجود ضرورت، به ديگري امر کند و از او انتظار اطاعت و امتثال دارد. اگر انسان خودش را پايين مرتبه تر از ديگران و آنان را بلند مرتبه تر از خود ببيند، به خود اجازه امر کردن به آنان نداده و از آنان انتظار اجابت و امتثال ندارد.
اما تقاضا و خواهش از ديگران گر چه به قبح و زشتي امر کردن به آنان نيست، اما آن هم از مؤمن سزاوار نيست . مؤمن دستش را به سوي غير خدا هم دراز نمي کند . از غير خدا خواهش ندارد مگر از باب توسل به وسيله و اسباب، با توجه به اين که وسيله بوده و به امر و اراده خدا مؤثر است . خدا توسل به وسيله را لازم و جايز شمرده است.
بنا بر اين وانگذاردن کار بر عهده ديگران يک توصيه اخلاقي است . واگذاري هم حرام و گناه نمي باشد. فرد مي تواند از فرزندانش و از برادران و خواهران ديني اش انجام کاري را بخواهد. البته سعي شود تقاضاها حالت امري و الزامي و تکليفي به خود نگيرد و حرمت افراد مقابل حفظ شود.
البته مراد کارهايي است که شخص بدون کمک گرفتن از ديگران هم مي تواند انجام دهد وگرنه کارهايي که بدون کمک ديگران انسان موفق به انجام آن نمي شود ،بايد از ديگران کمک گرفت.
شخصي که در کنار امام باقر (ع) بود دعا کرد « خدايا! ما را از تمام مخلوقاتت بي نياز کن » امام
فرمود :
اين طور دعا نکن بلکه بگو : خدايا! ما را از مخلوقات بد و شرورت بي نياز کن » چون مومن از برادر مومن خود بي نياز نيست . (2)
پي نوشت ها:
. 1-الفقيه،صدوق،ج2،ص71
. 2- مسترک الوسايل، ج 5 ،ص 263 ،باب 55 ،ح 5830
پرسش 3:
در قرآن خواندم که از خدا و رسولش اطلاعت کنيد شايد مورد رحم واقع شود . چرا خداوند در اين جا لحن شايد به کار برده، مگر انسان ها در زندگي با انجام اين امر سر بلند و رستگار نمي شوند؟
پاسخ:
قطعا اطاعت از خدا و رسول سبب رحمت است .خدا مقرر فرموده رحمت خود را شامل اطاعت کنندگان قرار دهد . در اين هيچ شکي نيست ولي "لعلّ" بر چند معنا دلالت دارد:
1. معناي عليت مي دهد، يعني اطاعت از خدا و رسول به امرو اراده خدا سبب رحمت مي گردد.(1)
2. معناي اختيار را مي رساند ،يعني با اختيار به اين اطاعت وارد شويد و بر آن دوام داشته باشيد تا به رحمت خدا وارد شده و به درجات بالاي آن نايل گرديد. پس "لعلکم تفلحون" يعني اميد است با مداوت مختارانه بر اين اطاعت به درجات بالاي ايمان برسيد. (2)
3.اين "لعلّ" براي رساندن معناي تدريج است و مي فرمايد حصول تقوا نتيجه تداوم بر تقوا است، يعني اگر بر تقوا تداوم داشته باشيد، به تدريج اين هدايت در شما آشکار مي گردد.(3) براي اين است که افراد با انجام چند عمل صالح غره نگردند . از طرف ديگر مايوس هم نباشند بلکه بين خوف و رجا باقي بمانند.(4)
بنا بر اين معناي "شايد" که در "لعلّ" گنجانده شده با توجه به احتمال و ترديدي است که در جانب مکلف و فعل او موجود است ،يعني اگر مکلف به اين امر پايبند باشد و با صدق نيت و اختيار و تداوم بر اين اطاعت پاي بفشرد، مورد رحمت واقع مي شود . اگر با صدق نيت يا مختارانه نباشد يا دوام نداشته باشد، مورد رحمت واقع نمي گردد.
پي نوشت ها:
1. اطيب البيان،ج1،ص440.
2.التحرير و التنوير،ج1،ص324.
3.ترجمه الميزان،ج2،ص9.
4. ارشاد الاذهان،ص10.
پرسش 4:
سي دي هايي را از افراد دوست و فاميل مي گيرم که مجوز کپي را نداشتند .آيا استفاده از آن ها براي من گناه دارد ؟ آيا منظور از اينکه تکثيرشان مشکل شرعي دارد ،تکثير انبوه است؟ کپي يکي دو تا براي کار شخصي ايرادي ندارد؟ آيا اصلا درست است که در شرايط امروزي دشمنان همه نوع تبليغ و حتي سي دي هاي مبتذل را رايگان به افراد جامعه مي دهند (به هر نحوي ) اين افرادي که سي دي هاي مذهبي به هر شکل و عنواني مي زنند و کلي ام و اگر و قانون در آن پياده مي کنند که کپي نکنيد و مشکل شرعي دارد و غيره ... آيا نياز هست که گوش به حرف شان دهيم و با نيت خير بين مردم پخش کنيم يا کپي براي خودمان بگيريم؟
پاسخ:
بنا بر احتياط کپي وتکثير سي دي در صورتي که توليد کشور خودمان باشد و بر روي آن نوشته باشد( تکثير بدون اجازه ممنوع است ). بدون اجازه از صاحب اصلي آن جايز نيست .(1)
استفاده کردن از سي دي هاي که بدون مجوز تکثير شده است جايز نيست . فرقي بين سي دي مذهبي و غير مذهبي نيست . همچنين فرقي در تعداد تکثير نيست.
حکم سي دي هاي خارجي تابع قرار داد مي باشد.(2)
پي نوشت ها:
1. آيت الله خامنه اي ،رساله اجوبه الا ستفتائات ، س 1346.
2. همان ، س 1343.






