با سلام
ازسایت بسیار مفیدتان ممنون.
دختر دانشجویی هستم بیست و یک ساله که ترم گذشته یکی از همکلاسی هایم به خواستگاری ام آمد.ایشان بسیار عاقلانه رفتار کردندواز ابتدا با خانواده ی خود وارد عمل شدند و البته این را باید بگویم که ما سه سال است که با هم همکلاس هستیم اما در حد یک سلام و علیک هم با هم ارتباط نداشتیم ومن تا قبل از خواستگاری رسمی ایشان از نیت ایشان اطلاعی نداشتم . خلاصه اینکه خواستگاری در تابستان گذشته انجام شد و ما طی تحقیقاتی که داشتیم وشناختی که در این سه سال از ایشان بدست آورده بودم متوجه شدیم ایشان فردی ساده ، مذهبی ومتدین هستند واز ایشان بدم نیامد البته ایشان خیلی بر سر خواسته خود اصرار می کردند ومطمئن بودند که با شرایطی که دارند جواب مثبت را می گیرند ولی در جلسه ی خصوصی که باهم صحبت کردیم متوجه شدم که افکار متفاوتی داریم البته در مورد مسائل اساسی زندگی مثل دین (نماز جماعت،مرجع تقلید) اقتصاد (شغل ، در آمد) سیاست (شرکت در انتخابات) وایشان آنطور که نشان می دادندفکر نمی کردند.من هم جواب مثبت ندادم و یک شرط گذاشتم که باید شغل ثابتی بدست آورید حتی اگر حقوقش کم باشد (در حد 300هزار تومان)ایشان هم که معلوم بود قصد انجام این کار را ندارند و از این شرط خوششان نیامده رفتند . این ماجرا حدود بیست روزی طول کشید . الآن هم که ترم جدید شروع شده هیچ ارتباطی با هم نداریم و هیچ یک از ما به روی خود هم نمی آورد که بین ما چه گذشته ولی رفتار های ایشان نشان می دهد که می خواهند به نوعی جلب توجه کنند. من می خواهم به ایشان بفهمانم که جواب مثبت که ندادم به دلیل این بوده که ایشان اقتصاد(شغل ، در آمد) را به کل در زندگی بی اهمیت می دانند . من حتی حاضرم به ایشان شغلی را پیشنهاد بدهم که مطمئنم از عهده ایشان بر می آید چون هم تجربه اش را دارند وهم سرمایه اش را ودیگر اینکه ایشان در موقع اذان ظهر به طرف نمازخانه دانشگاه نمی روند و مشغول کار دیگری می شوند واین برای من مهم است که به نماز جماعت و اول وقت اهمیت بدهند
راهنمایی ام کنید که چگونه منظورم را به ایشان بگویم در ضمن من نمیتوانم رودررو با ایشان صحبت کنم وفعلاً واسطه ای هم ندارم.آیا خوب است که با نامه ای به صورت ناشناس منظورم را بنویسم. این راهم بگویم که ما هشت سال اختلاف سنی داریم

پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز.
در انتخاب همسر علاوه بر معیارهای شخصی باید ملاك هاي اساسی که در انتخاب خیلی مهم هستند ،در نظر گرفت .
ملاک هایی كه در انتخاب همسر بايد در نظر گرفته شود ، دو نوع است:
الف. آن هايى كه ركن و اساس اند و براى يك زندگى سعادتمندانه حتما لازم اند.
ب. آن هايى كه شرط كمال هستند و براى بهتر و كامل تر شدن زندگى اند و بيش تر به سليقه و موقعيت افراد بستگى دارد.
ملاك هاى دسته اول عبارتند از:
1- تدين و ديندار بودن فرد.
انسانى كه دين ندارد، هيچ ندارد. انسان بى دين در حقيقت مرده متحرك است . كسى كه پاى بند به دين (كه اصلى ترين مسأله زندگى است) نباشد ، هيچ تضمينى وجود ندارد كه پاى بند به رعايت حقوق همسر و زندگى مشترك باشد. انسان ديندار هرگز نمى تواند با همسر بى دين كنار بيايد و با هم زندگى سعادتمندانه اى داشته باشند.
2- اخلاق نيك داشتن كه منظور داشتن صفات و خلق و خوهاى پسنديده در نظر عقل و شرع است. در واقع اخلاق و دين دو ملاك و معيار اصل در ازدواج و انتخاب همسر است.
اگر بخواهيم نمونه هايى از اخلاق خوب و بد را اشاره كنيم ، مى توان موارد زير را ذكر كرد.
الف. خوش زبانى و بدزبانى،
زبان ترجمان و بيانگر احوال درون است . زبان دريچه اى است از محتويات درون فرد. زبان انسان، آينده دل اوست .
ب. بزرگوارى و حسادت
ج. خوش خلقى و كج خلقى
د. حق پذيرى و لجاجت
3- شرافت و اصالت خانوادگى كه منظور نجابت و پاكى خانواده است ،زيرا ازدواج دختر و پسر تنها پيوند و تركيب دو فرد نيست، بلكه پيوند دو خانواده است . نمى توان گفت مى خواهم با خود اين فرد ازدواج كنم و كارى به خانواده و فاميلش ندارم. زيرا اين فرد شاخه اى است از اين خانواده و از ريشه هاى همان درخت خانواده تغذيه كرده است . صفات اخلاقي روحى عقل و جسمى آن خانواده را از راه وراثت و محيط و عادات به اين فرد منتقل كرده است.
4- عقل؛
نور افكنى است كه جاده زندگى را روشن مى كند . بايد زن و شوهر براى اداره زندگى و تربيت فرزندان از نيروى عقل و فهم مجهز برخوردار باشند و رشد عقلى كافى پيدا كرده باشند ، همان طور كه ائمه اطهار ما را از ازدواج با افراد احمق و كم عقل نهى فرموده اند.
5- تناسب همتايى و كفو همديگر بودن كه از حساس ترين نكاتى است كه بايد در انتخاب همسر مورد توجه قرار گيرد . همتايى و تناسب از نظر و جنبه هاى مختلف مثل :
الف. تدين و ميزان پاى بندى به دستورات شرع .
ب. همتايى و هماهنگى فرهنگى و فكرى .
ج. همتايى اخلاقي و پاى بندى به آداب اخلاقي .
د. كفو همديگر بودن از نظر تحصيلات علمى .
ه. تناسب در زيبايى .
و. تناسب سنى :
طبق نظر روانشناسان بهتر است بنا بر دلایلی مرد 2 الی 6 سال از زن بزرگ تر باشد.
ز. تناسب مالى و سطح اقتصادى .
نيز ملاك ها و معيار و مسائل ديگرى كه بيش تر مربوط به سليقه و موقعيت افراد دارد، در دسته دوم قرار مى گيرد و مى توان از آن صرف نظر كرد، ولى براى اينكه بتوان به يك تصميم صحيح و عاقلانه اى رسيد ،بهتر است با افراد مورد اعتماد مثل والدين، يا اقوام نزديك دلسوز و عاقل و داراى تجربه مشورت كرده و با دقت كافى تصميم مناسبى اتخاذ شود.
با توجه به مطالب فوق و گفته های خودتان، حداقل از جهات مذهبی و سنی اختلاف دارید. هرچند با وجود سایر معیارهای اساسی، اختلاف سنی خیلی ایجاد مشکل نمی کند. با توجه به این که به جهات مذهبی مانند نماز و ... اهمیت می دهید، به نظر می رسد ایشان نمی تواند طبق خواسته شما بوده و همسر مناسبی برای تان باشد.
بنابراین توصیه ما این است که به هیچ وجه پیش دستی نکنید ،چرا که ارزش شما را پایین آورده و موجب غرور ایشان می شود. سعی کنید این مسأله تا زمانی که قطعی نشده، بین دوستان فاش نشود.
اگر دوباره سراغ شما آمد ،در معیارهای اساسی خود پافشاری کنید . جهت اطلاعات بيش تر و دقيق تر و تصميم گيرى واقع بينانه تر براى مهم ترين تصميم دوران زندگى و نقطه عطف عمر خود بهتر است در اين زمينه هم تفكر بيش ترى داشته باشيد و هم با خانواده محترم تان به گفتگو و مشورت بپردازيد و هم از نظريات مشورتى افراد با تجربه استفاده نماييد.
موفق باشید.