برای مثال 1900 سال پیش که دین اسلام نبودو مردم احکامی برای اجرا نداشتند حکم کار هایی که امروزه گناه است و آن ها انجام میدادند چیست ؟
مثلا (نگاه به نامحرم و شراب خواری یا مثلا مراودات بین جنس های مخالف)
حکم ما که دین داریم که معلوم است اما برای کسانی که امروزه هم دین ندارند حکم این ها چیست ؟
با عرض سلام و تشکر از ارتباطتان با اين مرکز
تکلیف امت های پیشین طبق شریعت و آئین انبیاي پیشین بوده و آن ها در آن زمان مکلف به عمل به شریعت پیامبران همان عصر بوده اند. در نتيجه چه بسا برخي اعمال بر گذشتگان حرام بوده ، ولي بر ما حلال شد و يا برعكس ، اما در هر حال معيار گناه و معصيت يا حلال بودن يك عمل ،همخواني با شريعت همان زمان است و هيچ گاه اين گونه نبوده كه حكمي و شريعتي نباشد .
گر چه انبیاي پیشین هر کدام شریعت خاص داشتهاند، ولی خطوط کلی آیینهای توحید و آسمانی مشترک است .تفاوتی در خصوص مسایل مطرح شده در سوال ندارند. آن امور که در پرسش اشاره گردیده ، غالبا در همه ادیان پیشین حرام بوده است.
از امام صادق نقل شده که خمر و شراب از ازل حرام بوده و همه پیامبران در شریعت شان به هنگام کامل شدن، حرمت شراب هم بوده است. (1) هم چنین ارتباط با جنس مخالف غیر از طریق شرعی در ادیان پیشین حرام بوده و سخت ترين مجازات ها را در پي داشته ، بلكه حتي در مورد كم ترين رابطه با جنس مخالف دستورات سختي اجرا مي شده است ؛ «ويل دورانت» راجع به قوم يهود و قانون تلمود مينويسد:
«اگر زني به نقض قانون يهود ميپرداخت، مثلاً بي آن که چيزي بر سر داشت، به ميان مردم ميرفت و يا در شارع عام نخ ميريسيد يا با هر سخني از مردان درد دل ميکرد يا صدايش آن قدر بلند بود که چون در خانهاش تکلّم ميکرد، همسايگانش ميتوانستند سخنان او را بشنوند، مرد حق داشت بدون پرداخت مهريه او را طلاق دهد».(2)
پس به يقين این گونه امور بین همه ادیان مشترک بوده است. در هر صورت تکلیف هر امتی مطابق شریعت زمان خودشان بوده و آنچه در اسلام آمده، تکالیفی است که اختصاص به این زمان دارد . مردم که در عصرهای قبل از اسلام بودهاند، تکالیف این دین متوجه آنان نیست.
کسانی امروزه دین ندارند و یا به ادیان پیشین باور دارند ، همه مکلفاند که به دین اسلام ایمان بیاورند و اسلام را بپذیرند . اگر نپذیرند ،گرفتار کیفر و عذاب الهی خواهند شد. قرآن کریم تصریح فرموده که غیر از اسلام هیچ آیینی پذیرفته نیست :
«و من یتبغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه و هو فی الاخره من الخاسرین(3) ؛
هر که غیر اسلام دینی دیگر جوید، هرگز از او پذیرفته نمیشود و وی در آخرت از زیانکاران است» .
پس نمي توان گفت ديگران تكليفي ندارند. بلكه آنان هم بايد به حكم عقل و خرد خود به دنبال حقيقت رفته ، جوياي دين حق شوند . اگر واقعا دسترسي به دين و شريعتي ندارند. لااقل موظفند در مورد اعمال و رفتار خود به حكم عقل و خرد و فطرت رفتار نمايند . در قيامت هم بر اساس ادراكات و امور فطري با آن ها برخورد مي شود .
پینوشتها:
1. میزان الحکمه ،ج 1 ،ص 812 ،نشر دار الحدیث قم 1316 ش.
2. ويل دورانت، تاريخ و تمدن، ج 4، عصر ايمان، ص 461؛ ابراهام کهن، گنجينهاي از تلمود، ص 186.
3. آل عمران (3) آیه 85.






