من به دلیل عدم امکان ازدواج(اقتصادی) دچار مشکل و گناه میشوم.در عین حال امکان ازدواج نیز ندارم تکلیف چیست؟
خانواده نیز با وجود امکان مالی هیچ توجهی به این امر ندارند.

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباط تان با اين مركز.
خداوند با حكمت و دانش گسترده خويش همراه با غرايز و نيروهاي ديگر، غريزه جنسي را نيز در انسان آفريده است كه به هنگام بلوغ شكوفا مي‏شود . اگر به درستي رهبري نشود، ناگزير طغيان مي‏كند . شخص را به راه‏هاي انحراف و سقوط مي‏كشاند. براي كنترل و هدايت درست اين غريزه راه‏هاي متعددي وجود دارد كه ازجمله آن ها، ازدواج بدون تشريفات است. چنان كه قرآن كريم در اين مورد مي‏فرمايد: وَأَنكِحُوا الْأَيَامَى مِنكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِن يَكُونُوا فُقَرَاء يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ. (1)
در اين آيه ابتدا جوانان را بر ازدواج آسان و ساده و پرهيز ازتشريفات دست و پاگير تشويق کرده و به آنان اميد داده كه فقر را مطرح نكنند; زيرا با اتخاذ شيوه صحيح ومنطقي در زندگي و اميد به رحمت و فضل خدا، اين مشكل به راحتي حل مي‏گردد. در مرحله اول،كسي كه امكانات ازدواج براي او فراهم نيست، مي‏تواند با انتخاب همسر و اجراي صيغه عقد، ازدواج را به تاخير انداخته و مدتي را به صورت نامزد باقي بماند . متاسفانه امروز در جامعه مشکلات متعددي در راه جوانان قرار داده شده که برخي مشکل فرهنگي و برخي مصنوعي است ، نه واقعي . برخي از اين مشکلات بايد توسط خود جوانان حل و فصل شود. دختر با کم کردن خواسته ها و تجملات و پرهيز از چشم و هم چشمی بازي ها و پسر با تلاش و کوشش بيش تر براي فراهم آوردن مقدمات زندگي اوليه و رشد و ارتقاي بلوغ فکري و اجتماعي و... مي توانند بسياري از اين مشکلات را حل کنند.
بنابراين بهترين و موثرترين راه براي کنترل غريزه ازدواج است . چه بسيار در برخي موارد که انسان به گناه مي افتد واجب است که ازدواج کند . انسان براي انجام دادن موضوع واجب بايد کوشش نمايد که حتي المقدور صورت گيرد . مانند همه تکاليف واجب بايد انجام پذيرد . تا رسيدن به آن شرايط و انجام اين امر (در صورت عدم وجود شرايط حتي به صورت نسبي ) تنها راه آن است که غريزه جنسي خود را به طور موقت كنترل كند.طبيعي است در اين راه يعني براي كنترل غريزه جنسي بايد از برخي راهكارها كمك بگيريد. كنترل اين غريزه به دو صورت ممكن است تحقق پذيرد:
1- كنترل منفي:
غالبا وقتي سخن از كنترل غريزه جنسي به ميان مي‏آيد، توجه اشخاص به سمت و سوي نوع منفي آن جلب مي‏شود و آن اين است كه كسي با وجود تحريكات مختلف و مواجهه با عوامل انگيزش اين غريزه، بخواهد با ميل تحريك شده‏اش مبارزه و مقابله كند و به سوي ارتكاب جرم نرود.
چنين كاري گرچه قطعا بهتر از آلايش دامن و عمل به جرم است، ولي پيامدهاي سوء و مخرب آن بر كسي پوشيده نيست. اين كار هم به غايت دشوار است و هم زيانبار . بدين جهت هرگاه شخصي به كنترل غريزه سفارش مي‏شود، با چنين برداشتي از آن و تصور دشوار و زيانبار آن، از پذيرفتن چنين توصيه‏هايي سر باز مي‏زند.
2- كنترل مثبت:
غريزه جنسي اگر با ازدواج مهار نگردد، مطلوب‏ترين راه تسلط بر آن، كنترل مثبت است و آن پرهيز از صحنه‏ها و كارهايي است كه به تحريك اين غريزه مي‏انجامد.
اين نوع از كنترل، كه در حقيقت جنبه‏ي پيشگيري دارد ،هم راحت است و هم بي‏زيان و بلكه مفيد و راحت است، زيرا در اين صورت همچون وسيله نقليه‏اي است با سرعت معمولي و قانوني كه در مواجهه با خطر، مهار آن زحمت چنداني ندارد .
بي‏زيان است، زيرا با اين حال كنترل غريزه فشاري بر جسم و روان تحميل نمي‏كند تا به آن صدمه‏اي وارد شود.
مفيد است چون موجب مي‏شود مغز و اعصاب و قواي بدن در حالت عادي به سر برند. تعادل رواني شخص محفوظ بماند .انرژي و سرمايه‏هاي جسمي و روحي او بيهوده مصرف نشوند. برخلاف ماشيني كه با سرعتي بسيار فراتر از حد شناخته شده و بايسته خود سير مي‏كند كه چه بسا به كلي اختيار آن از دست صاحبش بيرون رفته ، مصيبت‏هايي به بار آورد . كنترل آن هم در صورت تحقق، صدها زيان و رنج و زحمت و اضطراب براي وسيله و صاحب آن به همراه دارد.
درصورت نبود امكانات ازدواج، قرآن مي‏فرمايد: وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّى يُغْنِيَهُمْ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ (2).خداوند در اين آيه، دستور به عفاف و عفت نفس مي‏دهد . اين بهترين شيوه و روشي است كه با به كار بستن آن روح ايمان و تقوا درانسان پرورش مي‏يابد .سبب تقويت اراده و تسلط بر نفس مي‏شود . روحيه عفت در انسان زنده مي‏گردد.
با تأمل معلوم مي‏شود كه عفت در اين آيه معنايي عام دارد . عفت در همه اعضا و اندام را شامل است . اكنون راه هاي كنترل مثبت را به اختصار برمي‏شمريم:
1- پرهيز از فكر و ترسيم صحنه‏هاي محرك در ذهن و خيال. عبدالله بن سنان از امام صادق(ع) نقل مي‏كند: عيسي به اصحاب خود گفت:... موسي به شما دستور داد كه زنا نكنيد . من به شما دستور مي‏دهم كه فكر زنا هم در سر نپرورانيد تا چه رسد به اين كه زنا كنيد زيرا كسي كه خيال زنا كند، مانند كسي است كه در خانه‏اي نقش و نگار شده ،دود و آتش به پا كند. چنين كاري گر چه خانه را نمي‏سوزاند ،ولي زينت و صفاي آن را تيره كرده و فاسد مي‏كند.(3) .
2- دوري از نگاه‏هاي مسموم و مناظر تحريك‏آميز. قرآن كريم در دو آيه دستور به چشم پوشي از نگاه حرام و هوس‏آلود داده است. در آيه اول مي‏فرمايد: «قل للمؤمنين يغضّوا من ابصارهم و يحفظوا فروجهم...؛ به مؤمنان بگو ديدشان - را از نامحرمان - فرونشانند . نهانگاه‏هاي خود را - از وقوع در حرام - نگه دارند». در آيه بعدي مي‏فرمايد: «وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ ...؛ به زنان مؤمن بگو - چشم هاي شان را فرو گيرند . نهانگاه‏هاي خويش را محافظت كنند» (4).
در هر دو مورد خداوند نخست دستور به مراقبت از نگاه تحريک آميز و عفت چشم مي‏دهد .آن گاه به حفاظت از عورت فرمان داده است.
رسول اكرم(ص) مي‏فرمايند: «النظره سهم مسموم من سهام ابليس فمن تركها خوفا من الله اعطاه الله ايمانا يجد حلاوته في قلبه؛ نگاه هوس‏آلود - تيري است مسموم از تيرهاي شيطان . هر كس آن را به جهت خوف الهي ترك كند، خداوند ايماني به او مي‏بخشد كه حلاوت آن را در قلب خود احساس مي‏كند» (5).
3- گوش ندادن به آوازها و موسيقي‏هاي تحريك‏كننده و مبتذل. در حديثي از حضرت صادق(ع) آمده است: «ان رجلا سأله عن سماع الغناء فنهي عنه و تلي قول الله عز وجل: «إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً.(6)
«و قال يسأل السمع عما سمع والفؤاد عمّا عقد والبصر عما ابصر؛
مردي از حضرت درباره شنيدن آواز محرك پرسيد. حضرت از آن نهي كرده و اين آيه را خواندند: «به يقين گوش و چشم و دل هر يك مورد بازخواست خواهند بود» و فرمود: گوش از آنچه شنيده و قلب از آنچه بدان دل بسته و چشم از آنچه ديده است ، بازخواست خواهند شد» (7).
4- دوري از نشست‏هاي غفلت‏زا و معاشرت با دوستان ناباب و گوش سپردن به سخنان تحريك‏آميز.
از حضرت امام باقر(عِ )روايت شده است: «من اصغي الي ناطق فقد عبده، فان كان الناطق يؤدي عن الله عزوجل فقد عبدالله و ان كان يؤدي عن الشيطان فقد عبد الشيطان؛
هر كس به سخن گوينده‏اي گوش فرا دهد، او را بندگي كرده است، پس اگر ناطق از خدا بگويد، شنونده، خداوند را بنده شده ؛ اگر از شيطان و سخنان شيطاني بر زبانش جاري كند ، بندگي شيطان كرده است» (8 ).
5- اعتدال در خوردن.
پرخوري و بي‏نظمي در خوردن در ذخيره‏سازي و انباشتن مواد مؤثر است، ولي در صورت اعتدال و كم‏خوري سهم ناچيزي از آن صرف تهيه آن مواد مي‏شود.
پيامبر گرامي(ص) ، پس از آن كه جوانان را به ازدواج ترغيب مي‏كنند مي‏فرمايند: «هر كس قدرت بر ازدواج ندارد و روزه بگيرد ، روزه نيروي غريزه او را تضعيف مي‏كند» (9).
6- ورزش و سرگرمي‏هاي مفيد.
با وجود فراغت، هم مواد غذايي در تقويت غريزه به مصرف مي‏رسد و هم‏ فكر و خيال مصروف چاره‏سازي آن مي‏شود. در روايات بر اشتغال و كار و پرهيز از فراغت تأكيد بسيار شده است.
حضرت امام صادق(ع) در حديث پردامنه «مفضل» مي‏فرمايند:
«... وهكذا الانسان لو خلا من الشغل لخرج من الاشر والعبث والبطر الي ما يعظم ضرره عليه و علي من قرب منه...؛
انسان اگر بيكار و فارغ باشد، به بيهودگي و سرمستي دچار مي‏شود . بر اثر آن به مسايلي مبتلا مي‏شود كه زيان آن هم بر خود و هم بر نزديكان او سنگيني خواهد كرد...» (10).
7- تلاوت قرآن.
انس با قرآن، تلاوت، تدبر و تفكر در مضامين آن، شفاي هر دردي است كه به سرعت كار هر پريشاني را رو به سامان مي‏برد . زخم‏هاي پنهان را التيام مي‏دهد . همت‏ها را تا آسمان‏ها بالا مي‏برد. بشر را از فرو رفتن در عالم حيوانات نجات مي‏بخشد.
اميرمؤمنان(ع) مي‏فرمايند:
«و تعلّموا القرآن فانه ربيع القلوب واستشفوا بنوره فانه شفاء الصدور و احسنوا تلاوته فانه انفع القصص؛
قرآن را فرا گيريد زيرا قرآن بهار دل هاست . از نور آن بر مرض‏ها و دردهاي خود مرهم بگذاريد زيرا آن داروي شفابخش سينه‏هاست . آن را نيكو تلاوت كنيد كه سودمندترين قصه‏هاست» (11 ).
راه حل دين در خصوص نوع مقابله و مواجهه به غريزه جنسي ، ازدواج و نكاح مشروع است . در صورت عدم امكان، كنترل مثبت با شرحي كه بيان شد . سپس كنترل منفي با وجود همه زيان‏هاي آن، ولي هيچ‏گاه به بي‏بند و باري و افسارگسيختگي و آلودگي به گناه رضايت نمي‏دهد . زيان آن را به مراتب خسارت‏بارتر و ويرانگرتر از ضرر كنترل منفي مي‏داند.

پي نوشت ها:
1. نور(24) آيه32.
2. همان، آيه 33.
3. وسائل‏الشيعه، ج 14، ص 240.
4. نور(24) آيه31.
5. الاخلاق، سيد عبدالله شبر، قم، انتشارات بصيرتي، ص 127.
6. إسراء(17) آيه 36.
7.مستدرك‏الوسائل، چاپ قديم، ج 2، ص 459، ابواب يكتسب به، باب 80.
8. وسائل‏الشيعه، چاپ ايران، كتابفروشي اسلاميه، ج 12، ص 236.
9. مستدرك الوسائل، ج 2، ص 531.
10.بحارالانوار، تهران، انتشارات دارالكتب الاسلاميه، ج 3، ص 87.
11. وسائل‏الشيعه، ج 4، ص 825، ابواب قرائه القرآن، باب 1، ح .