باعرض سلام وخستهنباشیدبه مسبولین میخواستم بدانم آی امام زمان جانشینی هم دارند؟
با عرض سلام و تشکر از ارتباط تان با اين مرکز
درباره نايبان امام زمان (ع) بايد گفت:
براي امام زمان(ع) دو غيبت وجود دارد: غيبت صغري و غيبت کبري. در زمان غيبت صغري که از سال 260 آغاز شد و تا سال 329 ادامه داشت، براي حضرت نائب هائي وجود داشت که به وسيله آنان مردم با امام زمان ارتباط برقرار مي نمودند. از اينان به عنوان نواب خاص ياد مي شود. از آن جايي که امام زمان غايب بود، همه مردم نمي توانستند با حضرت ارتباط برقرار کنند. نمايندگان حضرت وسيله ارتباطي مردم با امام بودند. آن ها عبارتند از:
1 - ابوعمر عثمان بن سعيد عمرى،
2 - ابوجعفر محمد بن عثمان بن سعيد عمرى،
3 - ابوالقاسم حسين بن روح نوبختى،
4 - ابوالحسن على بن محمد سمرى.
نواب خاص وظايفي مهمي را بر دوش داشتند از جمله:
1) پنهان داشتن نام و مكان امام:
گرچه امكان رؤيت امام زمان(ع) در غيبت صغرى براى مردم و نواب خاص وجود داشت، ولى به دليل مشكلات سياسي، هر يك از نواب موظف بودند كه نام و مكان امام را افشا نكنند؛ زيرا امام از سوى حكومت تهديد مى شد. البته پنهانكارى به دستور امام صورت گرفته بود. ارتباط شيعيان نيز بدون اين كه مكان امام را بدانند، بر قرار مى شد.
2) پاسخگويى به سؤالات فقهى و مشكلات عقيدتي:
نواب خاص علاوه بر وظيفة فوق وظيفة پاسخگويى به سؤالات فقهى و مشكلات عقيدتى را نيز بر عهده داشتند. آنان پرسش هاي فقهى و شرعى شيعيان را به عرض امام مي رساندند و پاسخ ها را دريافت مى كردند و به مردم ابلاغ مى نمودند.
3) اخذ و توزيع اموال متعلق به امام زمان(ع) :
نواب خاص اموال متعلق به امام (مانند بيت المال و سهم امام) را از شيعيان گرفته، به هر طريقى به امام مى رساندند.
اينان رسما از سوي خود امام منصوب شده بودند . (1 )
در زمان غيبت کبري فقهاي واجد شرايط نايبان عام امام زمان هستند که رهبري سياسي و ديني مردم را بر عهده داشته و دارند. از اين نيابت عامه به عنوان ولايت فقيهان ياد مي شود. در اين دوره حضرت نائب خاصي ندارد و هيچ نمي تواند ادعا کند که حضرت مرا به عنوان نائب خود برگزيده است . دلايل متعددي در باره نيبت عامه وجود دارد . از جمله:
1. بدون شك از يك سو جامعه به زمامدار و رهبر نياز دارد. از سوى ديگر مسايل حكومتى امورى نيست كه از حوزه دين خارج باشد: بلكه عناصر جهان شمول دين در اين زمينه به صورت يك نظام كامل در دين خاتم ارايه شده است. عقل در دخالت دين در زمينه زمامدارى منعى نمى بيند، بلكه به مقتضاى حكمت بر ضرورت آن اصرار دارد. حال اگر حكومت را از منظر دين نگاه كنيم و وظيفه اصلى آن را صيانت از ارزش هاى الهى و آرمان هاى اسلامى و احكام شرعى بدانيم، عقل حكم مى كند بر قله چنين حكومتى مى بايست كسى قرار بگيرد كه به احكام الهى و وظايف دينى آگاهى دارد و مى تواند زمامدار مردم باشد. اگر معصوم ميان مردم بود، عقل او را سزاوار اين منصب مى شمرد، ولى اكنون كه او نيست، فقيهان عادل قادر بر اداره جامعه را لايق اين مقام معرفى مى كند.
به ديگر سخن، عقل حكم مى كند كه در رأس يك حكومت اعتقادى و آرمانى، بايد شخصى قرار بگيرد كه از آرمان آگاهى دارد. در شريعت اسلام، كه آيين احكام و قوانين الهى است، مصداق چنين شخصى فقيهان هستند.
2. مرحوم صدوق از اميرالمؤمنين(ع) نقل مى كند كه رسول الله(ص) فرمود:«اللهم ارحم خلفايى»خدايا! جانشينان مرا مورد رحمت خويش قرار ده از حضرت سؤال شد: جانشينان شما چه كسانى هستند؟ حضرت فرمود: «الّذين يأتون من بعدى يروون حديثى و سنّتى» آنان كه بعد از من مى آيند و حديث و سنّت مرا نقل مى كنند. (2)
3. توقيع شريفى كه مرحوم صدوق از اسحاق بن يعقوب نقل مى كند كه حضرت ولى عصر(عج) در پاسخ به پرسش هاى او به خط مبارك شان مرقوم فرمودند:
أمّا الحوادث الواقعة فارجعوا فيها إلى رواة حديثنا، فإنّهم حجّتى عليكم و أنا حجّة الله عليهم؛
در رويدادهايى كه اتّفاق مى افتد، به راويان حديث ما مراجعه كنيد; زيرا آنان حجّت من بر شمايند و من حجّت خدا بر آنان هستم. (3)
حجت هاي امام زمان در زمان غيبت همانا فقهاي عادل، با تقوا و عالم هستند . براي آگاهي بيش تر ،به کتاب هاي : سيره پيشوايان ،مهدي پيشوائي و ولايت فقيه ، آيت الله جوادي آملي ، مراجعه نمائيد .
پي نوشتها:
1. على غفار زاده، زندگانى نواب خاص، ص 27 - 34؛
مهدى پيشوايى، سيره پيشوايان، ص 675 - 690 ، قم ، مؤسسه امام صادق (ع) ،1379 ، چاپ يازدهم .
2.بحار الانوار ، ج 2، ص 147، ح 7؛
ولايت فقيه ، آيت الله جوادي آملي ، ص 179 ،قم ، مرکز نشر اسرا ،1378،چاپ اول .
3. بحار الانوار ، ج 53 ، ص 181، ح 10 ؛
ولايت فقيه ، همان ، ص180 .






