سلام بنده معتقدم که خدا هیچ فرقی بین موجوداتی که خلق کرده نگذاشته اما من در مورد صحبت کسانی که از اسلام حرف می زنند شک دارم به عنوان مثال چرا دختران زود تر از پسران به بلوغ می رسند؟مگر نه این که گفته اند آنها زودتر به بلوغ فکری میرسند وبه همین خاطر در گدشته آنها را در طفلیت به خانه ی بخت می فرستادند!پس چرا زنها باید از شوهرانشان اذن خروج به هر مکانی را داشته باشند بدون اذن به مسافرت خارجه نمی توانند بروند آیا عقل مردان بیشتر اززنان است؟!!!!!!وخیلی از این قبیل موارد وجود دارد!!!!!!!!!!!!من واقعا نمی توانم درک کنم که شعور ودرک و عقل یک مرد به خاطر مرد بودنش بیشتر از یک زن به خاطر زن بودنش است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!این حرف خداست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نه

با عرض سلام و تشکر از ارتباطتان با اين مرکز
خدا هيچ فرقي ميان موجودات خود نگذاشته ، به اين معني كه خدا بين موجودات خود تبعيض روا نداشته است. چرا كه تبعيض ظلم است و خداي عادل از ظلم منزه و پاك است.
لكن تفاوت بين موجودات و مخلوقات خدا وجود دارد. يعني خداي متعال به اندازه ظرفيت وجودي هر موجودي، به او هستي و نعمت هاي ديگر داده است . چون ظرفيت هاي موجودات متفاوت مي باشند ،داشته هاي موجودات و دريافتي هاي آنان از خداي متعال نيز متفاوت مي باشد.
وجود تفاوت در عالم خلقت نه تنها قابل انكار نيست. بلكه لازم و ضروري است . مي توان گفت كه اگر تفاوت ها در عالم مخلوقات وجود نداشت، عالم و زمين و آسمان و انسان و موجودات ديگري وجود نداشتند. آسمان با زمين متفاوت است ، گياه با سنگ متفاوت است ، حيوان با انسان متفاوت است ، آب با خاك متفاوت است و... تمام موجودات با يكديگر متفاوتند. اگر همه موجودات انسان مي شدند، ديگر آسمان و زمين و آب و خاكي نبود و انساني هم نبود و بالاتر اصلا مخلوقي نبود.
يكي از تفاوت هاي عمده اي كه در بين مخلوقات وجود دارد و مي توانيم بگوئيم تفاوتي است كه در همه موجودات عالم، اعم از جمادات و گياهان و حيوانات و انسان ها وجود دارد ، تفاوت در جنس است. يكي جنس مذكر است و ديگري جنس مونث.
مذكر و مونث در جمادات با مذكر و مونث در گياهان و حيوانات متفاوت است و همين طور بقيه گروه ها .
انسان هم از اين دو جنس متفاوت برخوردار است و قرآن نيز به اين مطلب تصريح دارد:
فاطِرُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً وَ مِنَ الْأَنْعامِ أَزْواجاً يَذْرَؤُكُمْ فيهِ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ‏ءٌ وَ هُوَ السَّميعُ الْبَصيرُ؛
او آفريننده آسمان ها و زمين است . از جنس شما همسرانى براى شما قرار داد و جفت هايى از چهارپايان آفريد . شمار شما را به اين وسيله [به وسيله همسران‏] زياد مى كند. هيچ چيز همانند او نيست و او شنوا و بيناست‏. (1)
بنابراين وجود تفاوت در بين موجودات امري ضروري است . اگر تفاوت ها در خلقت موجودات نبود، اصل وجود موجودات به خطر مي افتاد همان گونه كه اين آيه شريفه تصريح دارد كه به وسيله تفاوت در جنس است كه نسل تان زياد مي شود.
تفاوت در جنس در بين انسان ها تفاوت در نوع انساني نيست. به اين معني كه جنس مرد و جنس زن در انسان بودن متفاوت نيستند. بلكه هر دو آدمي هستند و از اين جهت هيچ تفاوتي بين آن ها وجود ندارد. چرا كه اگر در انسان بودن متفاوت بودند ،ديگر مرد و زني، هر دو از اقسام انسان بودن نمي شدند.
آنچه كه يك انسان را مرد مي كند و ديگري را زن ، تفاوت در جسم آن ها است كه جسم شان هيچ دخالتي در انسانيت آن ها ندارد. انسان بودن هر آدمي به روح و نفس انساني است كه در زن و مرد بدون هيچ تفاوتي يكي است و كوچك ترين فرقي با هم ندارد. جسم انسان غير از هويت انساني اوست . به همين دليل در هنگام مرگ انسان اين جسم را در اين دنيا وا مي نهد و به عالم ديگر سفر مي كند و از انسانيت او چيزي كاسته نمي شود.
با در كنار هم قرار دادن نكات بالا به اين مطلب مي رسيم كه تفاوت بين انسان ها به لحاظ جنسي وجود دارد . تفاوت مربوط به جسم و بدن است، نه روح و نفس و انسانيت.
تفاوت در جسم در بين انسان ها تفاوت هايي را در برخي از آثاري كه از جسم نشات مي گيرد ، به دنبال دارد. جسم مرد به طور طبيعي قوي تر و جسم زن ظريف تر است ، به خاطر اين قدرت جسمي بيش تر، به صورت طبيعي مرد توانائي بيش تري از زن در برخورد با كار هاي سخت و كارهائي كه نياز به تحمل بيش تر در آن ها است ، دارد.
در مقابل زن در اموري كه ظريف تر و احساسي تر مي باشد و نياز به دخالت احساس در برخورد با آن ها احساس مي شود ، توانائي بيش تري از مرد دارد. بنابراين مرد قوي تر است از زن در برخورد با مشكلات و زن قوي تر است از مرد در برخورد با امور احساسي و اموري كه اگر خشونت و قدرت در آن ها دخالت كند، به كلي از بين مي روند.
پس هر كدام از مرد و زن قوت هائي دارند . ضعف هائي كه در كنار هم و با هم يك زندگي كامل را (كه هم قدرت و هم احساس براي اداره آن لازم است ) تشكيل مي دهند.
تفاوت احكامي كه بين زنان و مردان در دين مبين اسلام ديده مي شود، ناظر به تفاوت جسماني آن ها است . هيچ كدام از تفاوت ها به معني تفاوت در انسانيت نيست. اسلام هر دو را انسان مي داند . براي همين احكامي كه مربوط به انسانيت آن ها است و جسم آن ها در آن احكام دخالت و تفاوتي ندارد. اگر ايمان براي مرد واجب است، براي زن هم به همان اندازه واجب است. اگر تحصيل علم بر مرد واجب است، بر زن هم در اسلام به همان اندازه واجب است . اگر ايمان و معرفت باعث ارتقاي وجودي و معنوي مرد و باعث كمال او مي شود ، ارتقا و تكامل در زن هم وجود دارد، بدون هيچ تفاوتي. لكن احكامي كه مربوط به جسم آن ها است و يا جسم و جنس در آن ها دخالت دارد ، متفاوت است. مانند اينكه مرد وظيفه جهاد را دارد، ولي زن اين وظيفه را برعهده ندارد چرا كه جهاد امري خشن و نيازمند به قدرت بدني بالا است. مرد مديريت جامعه و خانواده را به لحاظ اجتماعي و اقتصادي برعهده دارد . زن اين وظيفه را بر دوش ندارد. چرا كه مديريت نياز به قاطعيت و عدم دخالت احساسات دارد كه اين جنبه در مرد قوي تر از زن مي باشد. اين مساله از وظائف مردان به حساب آمده است.
سن بلوغي هم كه مثال زده ايد ، امري است كه مربوط به نوع و شرائط جسماني است و چون اين امر در مرد و زن متفاوت است، سن بلوغ هر يك با ديگري متفاوت مي باشد.
عقلي كه در برخي از منابع اسلامي گفته شده مانند « نواقص العقول » (2) عقل مديريتي و اجتماعي است كه در مرد و زن متفاوت است . تفاوت در آن هم به نوعي به تفاوت در جسم برگشت دارد.
عقل انساني كه وسيله كسب معارف و وسيله عبادت الاهي است ، هيچ تفاوتي بين مرد و زن در آن وجود ندارد. شاهد در اينكه نقص عقلي كه در اين مورد گفته شده ، نقص عقل اجتماعي است ،بيان علتي است كه امير المومنين در اثبات اين نقص عقل بيان فرموده اند. چرا كه در ادامه آمده:
اما نقصان عقولهن فشهاده امراتين كشهاده الرجل الواحد...
شهادت در دادگاه و يا موارد ديگر از امور اجتماعي است. بنابراين نقصل عقلي كه اين مورد بدان نسبت داده مي شود ،نقص عقل اجتماعي خواهد بود.
اگر در احكام اسلامي دقت كنيم ،در همه آن ها اين مساله ( تفاوت مرد و زن در جسم و عدم تفاوت آن ها در انسانيت ) رعايت شده است.

پي نوشت :
1. شوري (42) ، آيه 11.
2. نهج البلاغه ، خطبه 80.