این سوال هستم که آیا مایعی بیرون آمده یا نه و اگرآمده آیا هر 3 شرطراداشته یا نه هستم.
با سلام بر شما، و آرزوی ایامی سرشار از یاد خدا برای تان
وسواس نوعی احساسِ اجباری برای تکرار افکار و اعمالی است که خود شخصِ وسواسی، نیز به بیهوده بودن آن آگاه است. دائماً افکاری اضطراب آور در ذهن او به صورت اجباری تکرار میشوند . شخص برای رهایی از اضطرابی که این افکار تکرار شونده اجباری برای او ایجاد می کنند ،به انجام اعمالی به صورت تکراری دست می زند مثلاً هنگام نماز شیطان این فکر را به صورت تکرار شونده در ذهن شخص دامن می زند که نکند تکبیر نگفته باشی و نمازت باطل باشد.
شخص برای رها شدن از فکر تکرار شونده و آزار دهنده، عمل گفتن تکبیر را تکرار می کند و یا مثلاً برای گریز از اینکه ممکن است نیت نکرده باشد، مکرراً نیت را با صدای بلند تکرار میکند! امّا باز راضی نمیشود، زیرا آن فکر آزار دهنده دوباره به ذهن او میآید و او ناچار است برای رهایی دوباره عمل را تکرار کند. نظیر کسانیکه چندین بار قفل در خانه را به خاطر اطمینان از قفل بودن آن دوباره وارسی و یا باز و بسته میکنند.
چون محتوای وسواس ها فرق میکند، علائم وسواس نیز مختلف است، مثلاً یکی در نجاست و طهارت وسواس دارد و محتوای وسواس دیگری جنسی است و..... امّا می توان به برخی از نشانه های مشترک اشخاص وسواسی اشاره کرد:
نظم و ترتیب را بیش از حدّ رعایت میکنند،
بسیار جدیّ هستند،
ذهن شان بیش از اندازه درگیر قوانین و قواعد است،
ابراز لجاجت بیش از اندازه، اصرار در تحمیل باور خود براطرافیان، تردید بسیار و بیش از اندازه که موجب اختلال در تصمیم گیری آن ها میشود،
اضطراب، انتقاد دائم از خود و دیگران، ترجیح انزوا بر شرکت در کارهای جمعی، و.... .
وسواس دارای سطوح مختلفی میباشد که برای هر سطح، درمان خاصّی وجود دارد که سطح خفیف آن با کمی مراقبت توسط اطرافیان و اندکی مراقبه توسط خود شخص قابل درمان است. در این سطح راهکارهای شناختی نیز خوب جواب می دهد، اما اگر شخص در سطوح خفیف تر درمان نشود، وسواس او به جایی می رسد که باید درمان او توسط روانپزشک و با دارو درمانی پی گرفته شود.
برخی از زمینه های پیدایش وسواس بدین قرار است:
نگرانی فکری و خیالات واهی، نداشتن اعتماد به نفس، برخی از زمینه های ژنتیکی، مشکلات روحی و روانی، وابستگی بیش از حدّ به پدر و مادر، ضعف اراده، تحولات ایّام بلوغ، عوامل محیطی، بیاطّلاعی از احکام، در وسواس هایی که محتوای دینی دارند، غفلت از یاد خدا و پرداختن به خود که میتواند یک عامل مهّم در ابتلا به وسواس هایی باشند که محتوای دینی دارند.
مطالبی که به عرضتان رسید ،برای آشنایی اجمالی شما با اختلال وسواس بود، که بنابر مبنای برخی از روانشناسان، دادن آگاهی و بینش به شخص می تواند در طریق درمان بسیار مفید باشد.
امّا با توجه به اشاراتی که در پرسش خود داشتید، وسواس شما محتوای نجاست و طهارت دارد که برای رهایی از آن چند چیز به شما پیشنهاد می شود:
1- همانطور که گفته شد برخی از وسواس های چنینی ریشه در جهل به احکام دارد . می توانید با مراجعه به احکام بسیاری از اعمال خود را اصلاح کنید، مثلاً در رسالة مراجع تقلید از شک هایی که هرگز نباید به آن اعتنا کرد ،شک کثیر الشک است و یا شرط نجس دانستن چیزی این است که با چشم خود دیده باشید که نجس شده است . حدس و گمان نمیتواند اثبات کنندة نجاست باشد.اگر به دستورهایی که در رساله ها آمده، بیاعتنایی کنید و همچنان بر وسواس خود پای بفشارید، معلوم میشود که دیگر پای خدا در میان نیست و شیطان بر گردن شما سوار شده، منیّت بر شما حاکم کرده است، زیرا احکام خدا معلوم و دین او بسیار راحت است.
2- از جمله کارهایی که می توانید برای رهایی از وسواستان به آن متوسل شوید ،مشغول کردن خودتان به کارهای اجتماعی و ورزش و تفریحات جمعی است، تا آن جا که میتوانید از تنهایی بپرهیزید و خود را به کارهای مختلف مشغول کنید تا افکار وسواسی فرصت پیدا نکنند که به ذهن شما وارد شوند.
3- برای مطالعه درس هایتان هرگز در خانه و یا در اتاق خلوت نکنید. سعی نمایید که تمام مطالعات تان در کتابخانه باشد.
4- با کارهای مختلف به تقویت اراده خود بپردازید تا بتوانید به برخی از کارهایی که به صورت اجباری انجام می دهید ، نه بزرگ بگویید.
5- به برخی از آثار و پیامدهای زشت و سوء وسواس فکر کنید و ببینید که این کارهای زشت و بی دلیل چگونه شما را پیش خانواده، دوستان و آشنایان خوار و خفیف کرده ، شما که قبلا شخصیّت خوب، مثبت و محترمی بین همگان داشتید، اکنون فردی سَبُک، مسخره و دلقک اطرافیان شده اید.
اگر به وسواس خود پایان ندهید، اوضاع بسیار وخیم تر از الان خواهد شد . احتمالا کارتان به دارو درمانی و بیمارستان روانی خواهد کشید.
6- همیشه این ذکر را با توجه به معنی آن بر زبان و قلب خود جاری کنید :
بِسم الله و بِالله، تَوکَلتُ علی الله، اعوذُ بِالله السمیعُ العلیم مِن الشیطانِ الرجیم. با آرزوی سلامتی و توفیق روز افزون برای شما.






