منضور من اين است كه چرا خداوندي كه از نور است چگونه ماده را بوجود اورده يا چگونه اب را

پرسشگر گرامي با سلام سپاس از ارتباط تان با اين مرکز.
اگر دقت شود ، پاسخ در پرسش است، چون خداوند به ماده ماديت نمي‌دهد، بلکه وجود مي‌دهد . خداوند مبدأ وجود است . وجود ماده يکي از افاضات و پرتوي از فيض وجود حق تعالى است، پس خدا آنچه را خود دارد ، يعني وجود به ماده داده است . آنچه را خود از داشتن آن منزّه است ، يعني ماده ،به ماده نداده است، چون ماده حد و تعيّن و ماهيت وجود ماده است . خداوند به موجودات وجود مي‌دهد و نه تعيّن و ماهيت، بس خاستگاه ماده تعيّن وجودي آن است و نه اصل وجود آن که فيض الهي است. بوعلي سينا جمله معروفي دارد و گفته است: ما جعل الله المشمشة مشمشة، بل أوجدها؛ خداوند زردآلو را زردآلو نکرده ، بلکه آن را ايجاد کرده است.
شهيد مطهري با اشاره به سخن بوعلي ضمن تحليلي گفته : زردآلو براي مثال ذکر شده است، منظور همه موجودات است. خدا اشيا اشيا را آفريده است. آن ها ذاتاً متفاوتند. برخي مادي،‌برخي مادي هستند. از مجموع مباحث در آموزه‌هاي عقلي و وحياني به دست مي‌آيد که هر چه خلقت خاص دارد و مال خود اوست، يعني هر چيز فقط گونه‌اي خاص از وجود را مي‌تواند بپذيرد، و خدا همان خلقت خاص را وجود مي‌بخشد، پس نبايد تصور کرد که اشيا طور ديگري بوده‌اند و خدا آن ها را به صورت‌هاي خاص جسماني و مادي مانند آن در آورده ، بلکه خدا فقط به آن ها وجود داده است.(1)
بنابر اين خداوند ذات داراي هستي بلکه مبدأ هستي است . آنچه به موجودات بخشيد ، هستي است . به موجودات مادي و جسماني نيز هستي و وجود بخشيده ، نه ماده و جسم.
ماده و جسم ويژگي ذاتي آن گونه موجودات است و فيض خدا وجود اشيا است و نه چيز ديگر.
خداوند علت مستقيم موجودات مادي نظير آنچه در پرسش آمده نيست .بلکه در سلسله و فرايند آفرينش عالم ماده علل بسيار نقش دارد . خداند علت العلل است و نه علت مستقيم .
ر.ك: در آمدي بر فلسفه اسلامي، ص120 نشر موسسه آموزشي و پژهشي امام خميني، قم، 1380 ش.

پي‌نوشت‌:
1. عدلي الهي، ص 172، نشر صدرا 1381ش.