سلام علیکم
آقا از خدای متعال برای شما عمر طولانی و پر برکت و وموفقیت آرزو می کنیم
از حضرت عالی خواهش می کنم
جنابعالی لطف نمایید برای خودسازی و نجات از عذاب الهی و جلب رضایت خدا به بنده گناهکار دستورالعمل بفرمایید
شما عالم ربانی هستید لطفا به این دو سوال هم پاسخ بدهید
سوال اول.
دعا می کنم ولی محقق نمی شود چرا این طور است؟
سوال دوم
چگونه مردم را از جمله از اعضای خانواده مان به دین خدا دعوت کنم
یعنی آدم چطور در دعوت به دین خدا موفقیت به دست می آورد
خیلی ممنون متشکرم
خداحافظ
با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز.
انسان مرتبط با خدا مىكوشد از طريق دعا (راز و نياز و مناجات و عبادت) به خدا نزديك شود. وقتى با كسى آشنا شدى و ارتباط پيوسته شما زمينه اعتماد را فراهم ساخت و از دوستان صميمى او به شمار آمدى، در هنگام نياز به خانهاش مىروى. شرط دوستى را به جا مىآوري . ميثاق و محبت را استوار مىسازي. او نيز در را باز مىكند . شما را در اندرون پذيرايى مينمايد . مورد لطف و عنايت ويژه قرار خواهد داد.
بر اين اساس هر دعايي از انسان مورد اجابت خدا است؛ زيرا خداوند به طور مطلق و بي هيچ قيدي فرمود : مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم، اما از نظر تعاليم ديني ما، استجابت همواره به معناي برآورده شدن و عملي شدن آنچه ما خواسته ايم نيست. اين امر معقول وپذيرفتني نيست و با ساير سنت هاي قطعي الهي در عالم همخواني ندارد. اگر در شب قدري مادري براي سلامت و بازگشت فرزند رزمنده اش از ميدان جنگ دعا كند . از آن سو فرزندش نيز براي شهادت و شهيد شدن دعا کند ، تكليف چيست؟ آيا مي شود اين رزمنده هم شهيد بشود و هم نشود؟ البته اين يك مثال بسيار ساده و معمولي است. مثال هاي بسياري از اين دست مي توان زد. تازه مثال ها و موارد تنها صورت هاي ظاهري است كه براي ما قابل درك است. به علاوه اگر همه خواسته هاي انسان ها در دعاهاشان بر آورده شود، لازم مي آيد همه نظام دقيق عالم به واسطه دعاهاي گوناگون بندگان در شرائط خاص استجابت به هم بريزد. ساختار عالم وحوادث آن هر روز بسته به دعاهاي بندگان شكل جديدي به خود بگيرد كه اين امر معقول ومنطقي نيست.
معناي درست استجابت همان است كه از روايات استفاده ميشود كه به ما گفته شده : هيچ دعايي بي اثر نيست. هر دعايي در دنيا و آخرت تأثير مناسب خود را دارد. هر دعاي مقبولي يقيناً به استجابت ميرسد، اما گونههاي استجابت آن مختلف است.
امام سجاد(ع) ميفرمايد: «دعاي مؤمن يكي از سه فايده را دارد:
براي او ذخيره ميگردد،
يا در دنيا برآورده ميشود،
يا بلايي را كه ميخواست به او برسد، از وي ميگرداند». (1)
چنان كه از روايات برمي آيد، برخي از دعاها مورد توجه خداوند قرار نمي گيرند. از آن ها تعبير «دعاي غير مسموع » مي شود. اما دعا با شرائط خاص و در موقعيت هاي ويژه مستجاب است .
راز عدم استجابت آن جوري که باب ميل ما باشد ، در اين واقعيت نهفته است که از باطن هستي و مصالح حقيقي خود و جهان بي خبريم. به همين دليل گاهي ميپنداريم خير و مصلحت ما در تحقق و برآورده شدن حاجتي يا دفع و رفع مشکل و مانعي است. بر اساس اين پيش فرض وقتي ميبينيم خواسته ما بر آورده نميشود، رنجيده خاطر ميشويم! در حالي که اگر حجاب از روي «حقيقت باطني» عالم کنار رود و آينده و نتيجه برخي خواستهها براي ما روشن گردد، از تقاضا و درخواست خود منصرف ميشويم . خدا را شکر ميکنيم که خواسته و حاجت جاهلانه ما را آن گونه كه مي خواستيم، بر آورده نکرده است.
به بيان ديگر: خداوند نسبت به بندگانش مهربان است. خير و خوشبختي مؤمنان را ميخواهد، از اين رو اگر خواسته آنان به ضررشان است، اما آنان به جهت عدم اطلاع از باطن امور از خداوند آن را ميخواهند، اجابت نميکند. اما چنان كه گفتيم اصل دعاي او بي اجابت و بي اثر نخواهد بود.
به علاوه عدم اجابت ظاهري داراي آثار و بركات بسياري براي او خواهد بود. اگر کسي بداند خداوند در عوض عدم اجابت دعا در دنيا، چه پاداشي براي او در آخرت در نظر گرفته است، هرگز از آن ناراضي نميشود. امام صادق(ع) ميفرمايد:
«روز قيامت خداوند ميفرمايد: اي بنده من! مرا خواندي و اجابتت را به تأخير انداختم. اکنون ثواب و پاداش تو چنين و چنان است. پس مؤمن آرزو ميکند که کاش هيچ دعايي از او در دنيا اجابت نميشد، براي ثواب و پاداش نيک که ميبيند». (2)
مهم¬تر از هر دعا و اجابتي در دنيا سنت آزمايش خداوند از بندگان است. حقيقتي كه همه بندگان خدا از بزرگ ترين انبيا تا كم¬ترين افراد از آن مستثنا نشده¬اند. چه بسا يكي از مهم ترين آزمايش هاي خداوند براي بندگان خوبي چون شما تاخير در اجابت ها و سنجش ميزان صبر و حسن ظن شما به خداست.
البته شيطان در يكي از مواردي كه وسوسه ميكند، تأخير اجابت دعا است. از اين راه انسان را مأيوس ميكند تا او به خدا بدبين شود. ائمه اطهار(ع) به اين نكته توجه داشته و همگان را از افتادن به دام بدبيني و سوء ظن به خدا برحذر داشتهاند.
اميرمؤمنان(ع) ميفرمايد: «دير اجابت نمودن خدا، تو را نااميد نكند كه بخشش، بسته به مقدار درخواست است. چه بسا در اجابت دعاي تو تأخير رخ دهد تا درخواست تو طولانيتر گردد و بخشش خدا كاملتر شود. چه بسا چيزي را خواستهاي به تو نداده ، ولي بهتر از آن را در اين دنيا يا آن دنيا داده و يا بهتر آن بوده كه آن را از تو باز دارد. چه بسا چيزي را طلب نمودي كه اگر به تو ميداد، تباهي دين و دنياي خود را در آن ميديدي». (3)
پينوشتها:
1. تحف العقول، ص 202.
2. اصول كافي، ج 4، ص 247 .
3. نهج البلاغه، نامه 31.
*************************
قسمت دوم سوال:
بهترين راه تأثيرگذاري در ديگران و دعوت مردم به دين خدا، اين است كه با رفتار و عمل كردن به حقايق ديني و معلومات خود، ديگران را تحت تأثير قراردهيم. قطعا موقعي ميتوانيم اثرگذار باشيم كه خود اهل عمل باشيم؛ ولي اگر اهل عمل نباشيم _گرچه به ظاهر خود را متعبد هم جلوه دهيم_ تأثيرگذاري ما خيلي كم ميشود. امام صادق(ع) مي فرمايد: «كونوا دعاه الناس بغير السنتكم ليروا منكم الورع والاجتهاد والصلاه والخير فان ذلك داعيه؛ دعوت گر مردم با غير زبان هاي تان باشيد تا پاكدامني، كوشش، نماز و نيكي را از شما مشاهده كنند كه اين خود دعوت كننده است». (1)
بنابراين بهترين راه تأثيرگذاري اهل عمل شدن و الگوي مشاهدهاي براي ديگران ايجاد كردن است. تأثيرپذيري يا تأثيرگذاري در حدود كيفيت آن، بستگي به توانايي و قابليتهاي انسان در ابعاد مختلف دارد. مهمترين اموري كه در تاثيرگذاري دخالت دارد، ويژگيهاي روحي _از قبيل اراده استوار، اخلاق نيكو، حسن معاشرت_ و آگاهيها و تواناييهاي علمي بالا است. تاثير پذيري مثبت نيز تا حدودي به اين امور و نيز به ميزان انعطافپذيري و حقيقتطلبي شخص، ارتباط دارد. تاثيرپذيريهاي منفي برخاسته از ضعف آگاهي و اراده ميباشد. بنابراين هر اندازه در تقويت اراده خود و گسترش صفات حسنه و خلق و خوي پسنديده و افزونسازي آگاهيها ودانشهاي خود _به ويژه در زمينه مسائل ديني، فرهنگي و اجتماعي_ تلاش كنيد، به تدريج توان تاثيرگذاري بيش تري خواهيد يافت.البته همچنان كه مشخص است. هرگز نمي توان فقط به اين روش در تعليم و تبليغ دين در جامعه اكتفا نمود، بلكه استفاده از روش هاي جديد و شيوه هاي هنري مشروع و مناسب با مقتضيات زمان و مكان مي تواند نقش مهمي در تعليم و انتقال ارزش ها به جامعه داشته باشد. چنان كه زيبايي و فصاحت و بلاغت قرآن كه از مقوله هنر است، مؤيد اين مطلب مي باشد. در هر صورت پرداختن به تمامي شيوه هاي مناسب براي تعليم و تبليغ دين در اين مختصر نمي گنجد، از اين رو توصيه مي شود به منابع ذيل مراجعه نماييد:
1. قرآن و تبليغ، محسن قرائتي، وزارت ارشاد.
2. تعليم و تربيت در اسلام، شهيد مطهري، نشر صدرا.
3. اسوه هاي قرآني و شيوه هاي تبليغي آنان، مصطفي عباسي مقدم، انتشارات دفتر تبليغات.
با رعايت اصول و نكات زير، فرد ميتواند ميزان تأثيرگذاري خويش را افزايش دهد:
1. كار خود را با تحسين و قدرداني صميمانه از طرف مقابل شروع كنيد.
2. با اندكي تفحص و جستوجو برنامه خود را با برجسته كردن يك يا چند نكته مثبت و ارزشمند در طرف مقابل و تحسين صادقانه از وي به جهت وجود آن امر مثبت، ارتباط خود را با وي پيگيري كنيد.
3. در صورتي كه اشتباه و لغزشي در وي مشاهده كرديد، مستقيما از او گلايه نكنيد . وي را مورد انتقاد مستقيم و سرزنش خود قرار ندهيد.
4. قبل از انتقاد از ديگران درباره اشتباهات خود حرف بزنيد.
5. سعي كنيد شنونده خوبي باشيد. ديگران را تشويق كنيد درباره خود، براي شما حرف بزنند.
6. صميمانه ديگران را دوست داشته باشيد . به آن ها اين محبت باطني خود را اعلام كنيد.
7. به ديگران اعتبار بدهيد. كاري كنيد كه احساس كنند مهم هستند.
8. در طرف مقابل نسبت به كاري كه ميخواهي انجام دهد، ميل شديدي ايجاد كنيد . فضاي رواني لازم را براي انجام دادن آن عمل فراهم سازيد.
9. هر رفتاري را كه از ديگران نسبت به خود انتظار داريد، همان را با ايشان در پيش گيريد.
10. سعي كنيد نقطه نظرات و ديدگاههاي خويش را بر ديگران تحميل نكنيد؛ زيرا مردم سخن كسي را كه بخواهد عقيدهاش را بر آنان تحميل كند نميپذيرند . با كسي كه همچون يك سرپرست با ايشان رفتار كند، دوستي نميورزند و به او اعتماد نميكنند.
در اين زمينه براي آگاهي بيش تر ر.ك:
1. آئين دوست يابي، ديل كارنگي؛
2. دوستي و دوستان، سيد هادي مدرسي، انتشارات آستان قدس رضوي؛
3. دوستي در قرآن، محمدي ري شهري.
پي نوشت :
1.اصول كافي، كليني، ج 3، ص 81.






