با سلام
سوال داشتتم درباره نعمتهای بهشتی برای مردان و زنان در آخرت
بسیاری حدیث و مطلب خوندم از اینکه در بهشت حوریان بهشتی نصیبتان خواهد شد چرا اینقدر که از حوریان گفته شده از ولدان وجود نداره . مثل موارد زیر . فقط جایی شنیدم که اگه خیلی خوب باشی میذارند اون دنیا با شوهرت که این دنیا دوسش داشتی محشور بشی و تا ابد در اون دنیا هم باهم باشید . یه جوری این باب حدیثها پر شده که آدم خیال می کنه بهشت فقط مال مرداس و زنها خیلی شانس بیارند بشند همون حوری برای آقایان !!!

دربهشت)توان بدنی انسان درکامیابی اززنان به اندازه صد نفر می گردد. کتاب کنزالعمال، جلد14، ص 468

بهترین چیزهایی که مردم در دنیا و آخرت از آنها لذّت می‌برند، لذت آمیزش و بهره برداری از زنان می‌باشد. (کتاب وسائل، جلد14، ص 468)

پیامبراکرم(ص): همانا بهشتیان به چیزی بیشتراز نکاح اشتها ندارند و لذت نمی‌برند. (کتاب لثالی، ص 503)

حوری از خیمه خود بیرون آید و روی به تخت مؤمن بخرامد و چون به نزد مؤمن می آید با پانصد سال ازسالهای دنیا همدیگر را بوسه زنند که برای هیچ کدامشان ، خستگی و ملال حاصل نمی گردد. هرمؤمنی را هفتاد زوجه از حوران می دهند و چهار زن از آدمیان، که ساعتی با حوریّه صحبت می‌دارد و ساعتی با زن دنیا و ساعتی باخود خلوت می کند و بر کُرسیها تکیه زده‌اند و بایکدیگر صحبت می‌دارند. (بحارالانوار،ج 8، ص 157، ح 98)

بیشتر نهر های بهشتی از نهر کوثر است که در کناره آن دختران نار پستان (مانند گیاه) می‌رویند. در بهشت نهری وجود دارد که در دو طرفش دختران باکره سفید روی و سفید پوش نشسته‌اند و مشغول تغنی (آواز خواندن) هستند. (بحارالانوار،ج۸،ص۱۹۶)

دوشیزگان با چنان صدایی می خوانند که خلایق تا کنون چنین صدایی را نشنیده‌اند و این نعمت، بالاترین نعمات بهشتی است این دوشیزگان به تسبیح (ذکر صفات الهی) تغنی میکنند. (بحارالانوارص۱۲۷)

هریک ازآن حوریان، هفتاد حلّه پوشیده اند و سفیدی ساق ایشان از زیر هفتاد حلّه معلوم است. از جماع با هر یک ازآن حوریان لذّت صد مرد را می یابد که هریک چهل سال خواهش مجامعت و آمیزش داشته باشند و برایشان میسّر نشده باشد. (بحارالانوار،ج 8، ح 205)

پس آن مؤمن با قوّت صد جوان با آن حوری جماع و آمیزش کند و یک آغوش با او هفتاد سال طول می کشد. مؤمن متحیّر می باشد که نظر به کدام اندام حوری بکند، بر روی او یا بر پشت او یا بر ساق او، بر هر اندام او که نگاه می کند از شدّت نور و صفا، روی خود را درآن مشاهده می نماید. پس دراین حال زن دیگری بر او مشرف میگردد که خوشروتر و خوشبویتر از اوّلی است. (بحارالانوار،ج 8، ح 205)

هیچ مؤمنی داخل بهشت نمی شود مگر آنکه خداوند غنیّ ، پانصد حوری به او عطا می‌فرماید که با هر حوری هفتاد غلام وهفتاد کنیز نیز می‌باشد که هریک مانند لؤلؤ منثور و لؤلؤ مکنون می‌باشند. (بحارالانوار،ج 8، ح 205)

مگه مومنا فقط مردان هستند؟

با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز.
اين گونه مراجعه به روايات منطقي و صحيح و معقول نيست و موجب رسيدن به يك جمع بندي درست و دست يافتن به ديدگاه اسلام در اين موضوع يا هر موضوع ديگر نمي شود .
به رغم همه تلاش هاي علما و محدثان در طول قرن هاي متمادي باز منابع روايي ما داراي نقايص بسيار و پر از روايات ضعيف ، غير قابل اعتماد يا غير قابل قبول است . به همين دليل ده ها بلكه صدها روايت ضعيف و بي سند براي يك كارشناس ديني ارزشي به مانند يك روايت صحيح ندارد . در رسيدن به نتيجه و جمع بندي به كار او نمي آيد . برخي از روايات مورد نظر شما هم ارزش سندي و محتوايي ندارند .
فارغ از روايات متعددي كه مثال زديد ؛ آنچه مورد نظر و قابل توجه است، آيات صريح و روايات معتبر و منطبق بر قرآن ومباني عقلي است كه بايد در خصوص آن ها به تامل پرداخت و ديد آيا در نعمت هاي بهشتي نوعي تبعيض بين زنان و مردان بهشتي روا داشته شده است ؟
البته اين اشكال در حقيقت قدري عام تر بوده و معمولا زياد ديده مي شود كه زنان اين انتقاد و اشكال رامطرح مي نمايند كه با مطالعه قرآن و متون ديني به نظر مي رسد مخاطب اصلي و مستقيم مردان هستند، نه زنان و بانوان به نوعي مخاطب فرعي و غير مستقيم محسوب مي شوند و گويا فضيلت ها و دستورها در اصل براي مردان بيان شده است، نه زنان ؛ براي توضيح همين اشكال، پيش از ورود در پاسخ به نعمت هاي بهشتي ، بيان يك مقدمه ضروري است و آن اين كه :
زبان قرآن عربي است و زبان عربي برخلاف زبان فارسي از دو نوع ضماير مذکر و مؤنث برخوردار است. عرب‏ها در اموري که مخصوص زنان باشد، از واژگان مؤنت و در امور مخصوص مردان از واژگان مذکر استفاده مي نمايند. اما در دو مورد ديگر، يکي در اموري که بين زنان و مردان مشترک باشد و ديگري در اموري که جنسيت در مورد آن ها اصلاً مطرح نيست، مانند خدا و فرشتگان، از ضماير و واژگان مذکر بهره مي‏گيرند؛
يعني در چهار حالت مذکور، در سه حالت از الفاظ مذکر و تنها در يک حالت لفظ مؤنث بهره مي‏گيرند. در عين حال در بعضي از موارد به لفظ نظر کرده و با توجه به لفظ، مؤنث يا مذکر آورده مي‏شود، در حالي که از نظر جنس متفاوت با لفظ مي‏باشند.
طبيعي است هر کتابي بخواهد با اين زبان نوشته شود، اگر چه کتاب الهي باشد، بايد از قواعد آن زبان پيروي کرده و بر آن ساختار باشد. بنابراين، قرآن به مقتضاي اين که به زبان عربي نازل شده است، با همين گفتمان سخن مي‏گويد، يعني همگام با قواعد عربي در سه حالت از ضماير و واژگان مذکر و در يک حالت از واژگان مؤنث بهره مي‏گيرد و اين به معناي مردانه بودن اين امور نيست .

و اما توصيف نعمت‏هاي بهشتي و ازدواج‏هاي بهشتيان و حورالعين :
همين سخن که در سطور فوق بيان شد، در توصيفات نعمت‏هاي بهشتي و حورالعين نيز جاري است؛ يعني اين نعمت ها شامل مردان و زنان مي‏گردد، نه اين که به مردان اختصاص داشته باشد. در واقع با اندكي تامل روشن مي شود كه در قرآن از دو نوع نعمت‏ بهشتي ياد شده :
يکي نعمت‏ها و لذت‏هاي معنوي و روحاني است، مانند خشنودي خدا، احترام ويژه، محيط صلح و صفا، امنيت و زوال خوف، دوستان همراه و رفيقان با وفا، نشاط فوق العاده دروني و نعمت هايي که در تصور نمي‏گنجد. همه اين نعمت‏ها بين زنان و مردان مشترک است.
ديگري نعمت‏هاي جسماني مانند باغ‏هاي بهشتي، سايه‏هاي بهشتي، خادمان بهشتي، غذاها و نوشيدني‏هاي بهشتي، قصرها، فرش‏ها، ظرف‏ها، لباس‏ها و زينت‏هاي بهشتي، که همه اين ها هم شامل مردان و زنان مي‏گردد.
اما در اين نوع نعمت‏ها از حورالعين و همسران بهشتي ياد شده است که بر خلاف تصور رايج، نعمت ها -چنان كه توضيح خواهيم داد- هم شامل مردان مي‏شود و هم شامل زنان؛ حورالعين مختص زنان و تنها لذتي براي مردان نيست.(1) ؛ البته در خصوص نعمت اي جنسي بايد توجه داشت:
اولا: شرايط و نحوة زناشويي در بهشت طبق شرايط خاص همان جاست . جزئيات مسئله براي کسي به طور کامل روشن نيست. هرگز نمي‌توان لذايذ و شرايط زندگي آن جا را با اوضاع و احوال دنيا ‌مقايسه و يکسان تلقي کرد.
ثانياً: طبق آموزه‌هاي وحياني در بهشت هر کدام از مرد و زن از نعمت و لذات مناسب خود با همسران پاکيزه برخوردارند و اين موهبت اختصاص به مردان ندارد، مثلاً قرآن کريم مي فرمايد: «و لهم فيها ازواج مطهره؛(2) براي بهشتيان در آن جا همسراني پاک و پاکيزه است». ضمير «هم» در آيه به همه بهشتيان اعم از زن و مرد برمي‌گردد، نه فقط به مردان بهشتي. ازواج هم جمع زوج به معناي همسر است، نه زوجه به معناي زن.
يا در آيه ديگر مي‌فرمايد: «و زوجناهم بحورعين؛(3) آن را با همسراني درشت و زيبا چشم تزويج گردانيم» در اين آيه هم ضمير به همه بهشتيان برمي‌گردد ؛ «حورعين» وصف زيبايي همسران بهشتي اعم از زن و مرد است، زيرا واژه «حور » هم جمع احور (مرد سياه چشم) و هم جمع حوراء (زن سياه چشم) است. واژه «عين» جمع اعين (مرد درشت چشم) و جمع عيناء (زن درشت چشم) است.(4)
پس داشتن همسر و حورالعين در بهشت براي مرد و زن مطرح است.
قرآن کريم به دليل حفظ ادب و حيا و روحيات زنان، از همسران زنان و چگونگي کيفيت لذت بردن آن ا از مردان به تفصيل و روشني سخن نگفته، ولي در اين نکته جاي ترديد نيست که زنان مثل مردان از لذات بهشتي مناسب مورد علاقه‌شان برخوردار هستند كه بالاترين آن لذت ازدواج و زندگي با مردان بهشتي است .
قرآن تاكيد مي كند در بهشت هر چه دل‌ها بخواهد و چشم‌ها لذت برد، وجود دارد: «و فيها ما تشتهيه الانفس و تلذ الاعين».(5) طبق اين آيه که به طور مطلق آمده معلوم مي‌شود که لذت‌هاي گوناگون بهشتي عمومي است و اختصاص به مردها ندارد و به لحاظ عدد هم محصور نيست. اما کيفيت و جزئيات مسئله به طور کامل براي کسي مشخص نخواهد بود. پس هيچ کدام از زن و مرد از لذت‌هاي مورد علاقه‌شان بي نصيب نخواهند بود.
البته قبول داريم كه در قرآن برخي از توصيفات بهشتي با خواسته‏هاي مردانه سازگار است، مانند آيه "فجعلناهن ابکاراً(6) آن همسران را بكر و دوشيزه قرار داديم " اما متناسب با خواسته‏هاي زنانه تعبيراتي اين چنين بيان نشده است. علت اين امر شايد اين باشد که خداوند حکيم امور جنسي مربوط به زنان را در پرده عفاف و ادب قرار داده است. چنان كه اصولا نه تنها در قرآن بلكه در روايات پيامبر(ص) و امامان(ع) نيزدرباره خواسته‏هاي زنانه توصيف واضح چنداني نرسيده است که مي‏تواند به علت رعايت عفت و حياي اجتماعي و عرفي براي زنان باشد.(7)
البته شايد اين امور و چيزهايي اين گونه که براي مردان جذاب بوده و داراي اهميت است، براي زنان تا اين حد نبوده و مسئله لذت هاي جنسي و كيفيت و چگونگي جسمي اندام مردان براي زنان کم اهميت تر از مسئله جاذبه زيبايي زنان براي مردان باشد؛ اما امور ديگري از اوصاف بهشت مانند مصاحبت با بهشتيان را بهترين موقعيت ها و در نهايت بهجت و شعف و دوري از ملالت و ناراحتي ، براي زنان جذاب‏تر باشد.
در هر حال اصل لذت هاي جنسي و ارتباط با جنس مخالف كاملا دو طرفه و متناسب با اميال دو جنس در بهشت است كه اشارات كوتاهي به آن در روايات نيز شده ؛ براي نمونه به اين حديث توجه کنيد که از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده است :
«در بهشت بازاري است که در آن خريد و فروشي نيست، تنها در آن جا تصوير مردان و زنان وجود دارد. هر کس که تمايلي به آنان پيدا کند، از همان جا بر او وارد مي‏شود».(8)
اما در مورد ازدواج زنان بهشتي بايد گفت اصلا تصور درستي در اين زمينه نداريد و هيچ گاه در بهشت محدوديت و ممنوعيتي براي لذت هاي زنان بهشتي وجود نخواهد داشت ؛ بر اساس آياتي كه پيشتر ذكر شد به يقين زنان در بهشت داراي اختيار در گزينش همسر هستند.در صورت تمايل با همسران دنيايي خود - اگر او هم اهل بهشت بود- يا ديگر مردان بهشتي ازدواج مي كنند، اما اگر نخواهند ، مي توانند ازدواج نكرده يا با حوريان بهشتي كه از جنس مردند و براي آن ها خلق شده اند، ازدواج كنند.
از طرف ديگر وضعيت بهشت و بهشتيان امري نيست كه بتوان با مناسبات دنيايي آن را مقايسه نمود ، حتي مقوله ازدواج بهشتيان نيز امري است كه ابهامات بسياري در آن وجود دارد ، چون در بهشت هر مومني بهشتي مستقل و جداگانه براي خود دارد . در سرزمين بي كران بهشتي خود با امور مورد علاقه خود و لذت هاي بي نهايت موجود در آن متنعم است . البته در صورت تمايل با ديگر بهشتيان مرتبط است ، اما كيفيت ارتباط همسران بهشتي و زندگي يك فرد با همسر بهشتي اش امري نيست كه به درستي بتوان آن را تحليل نمود .
در يك نگاه كلي مي توان گفت كه اصولا براي بهشتيان هر نوع لذت و نعمت فراهم است و هيچ محدوديتي در درخواست ها و تمايلات آنان وجود ندارد و اين حقيقتي است كه آيات گوناگون قرآن به آن شهادت مي دهد و توصيفاتي كه در روايات نسبت به اين امور وجود دارد،در صورت صحت همه اين روايات بيش ترمتناسب با تمايلات مخاطبان معمول ائمه كه مردان بودند و متناسب با تمايلات نفساني آنان و البته از باب تمثيل و به خاطر غير تصوير بودن نعمت هاي بهشتي مطابق با حقيقت اصلي به اين شكل بيان شده ؛ نه اين كه اين امور عين حقيقت و واقع بهشت باشد .

پي‌نوشت‌ها:
1. ناصر مکارم، پيام قرآن، ج 6، ص261.
2. بقره(2) آيه 25.
3. دخان(44) آيه 54.
4. پيام قرآن، ج6،ص261
5. زخرف (43) آيه 71.
6. واقعه (56) آيه 37.
7. فصلنامه پژوهش‏هاي قرآني، ش 25 - 26، ص 112 تا 131، نيز ش 27 - 28، ص 394 تا 399.
8. بحار الانوار، ج 1، ص 148.

دیدگاه‌ها

توضیحات بسیارشیوا و رساست جزاکم الله خیرا کثیرا