در محيطي كار مي كنم كه در حدود 3 سال است با پسري آشنا شده ام كه بسيار خوب مي باشد و من خودم پيش قدم شدم و پيشنهاد ازدواج به او دادم ولي او گفت خانواده ام بايد برايم تصميم بگيرند با مادرش كه ارتباط برقرار كردم مي گويد او خودش مايل به ازدواج نيست و من هميشه سعي مي كنم با او در تماس باشم و عصرها با او تماس تلفني دارم و او هم با روي خوش با من صحبت مي كند ولي كاملا موضع خود را مشخص نمي كند كه آيا مرا مي خواهد يا نمي خواهد هميشه سربسته صحبت مي كند و فقط من با صحبت كردن با او به آرامش مي رسم حالا مرا رهنمايي كنيد كه دچار لغزش نشوم چون هميشه مي گويد من ازدواج نمي كنم تورا هم كسي نمي گيرد چون دوست دارم هرچه سريعتر تكليف مرا مشخص كند چندين بار همكاران مختلف را سراغ او فرستادم تا پيشنهاد ازدواج مرا به او بدهند ولي هميشه سرباز مي زند ولي در صحبتهايش كاملا به من اعتماد دارد
پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز.
اگر چه در ازدواج هر یک از طرفین باید به دنبال فردی مناسب و به قول شما خوب باشد، با وجود این همواره ترجیح داده می شود که هیچ گاه دختر برای ارایه پیشنهاد ازدواج پیشقدم نشود. گام را از این حدّ نیز فراتر نهاده و با مادر این آقا نیز صحبت کردهاید . وضعیت نامناسبتر از آن این که پسر تاکنون به هر دلیل پاسخی مثبت ارایه نداده است. حال تفاوتی بین این مسأله نیست که او شما را نخواهد و تنها یک عشق یکسویه در بین باشد و یا اینکه فعلاً قصد ازدواج نداشته و مثلاً شرایط مالی مساعدی نداشته باشد.
آنچه ممکن است به مشکل شدن وضع بیانجامد، آن است که هرگز موفق به این ازدواج نشوید و در ناکامی بمانید و یا به این فرد وابسته شوید. این که میگویید همیشه سعی میکنم با او در تماس باشم ،مشکلی را برطرف نمیکند . نمیتواند به عنوان یک راهبرد موفق قلمداد گردد.
گاهی دختران گمان می کنند که هر چه با پسر بیش تر ارتباط برقرار کنند و به آن ها نزدیک شوند ،می توانند مطمئن باشند که در آینده او از آن آن ها خواهد شد ،در حالی که شواهد خلاف آن را نشان میدهد . همیشه این قبیل دختران در یک حسرت به سر برده اند.
همچنین باید به این موضوع اشاره نمود که حتی در صورت موفق شدن این راهبردها و دستیابی به ازدواج باز این ازدواج با مشکلات متعددی روبرو خواهد بود. دختری که معمولاً وارد این زندگی میشود، برگ برندهای در دست ندارد . نمیتواند مطمئن باشد که روزی شوهرش یا خانواده او این مسأله را روزی به رخ نکشند. فرض کنیم همسر مطلوب کنونی شما در آینده در برخی موارد چندان مطلوب شما نباشد یا مثل هر زندگی مشترک دیگر با مشکلاتی روبرو باشید و باز مانند هر زندگی مشترک دیگر در برخی موارد بخواهید از یکدیگر انتقاد کنید. آیا در این صورت مطمئن هستید که به شما نگوید که « همین هستم كه هستم و این تو بودی که همیشه منت من را میکشیدی»؟
اما نکته بدتر از آن هم قابل مشاهد است. گاهی ذات این عمل مرد را به بدرفتاری سوق میدهد. در مواردی شاهد آن بودهایم که مرد کاملاً مناسب و مطلوب از این مسأله به عنوان یک نقطه ضعف سوء استفاده نموده ، در مواردی که با یک کمبود در زمینه های دیگر روبرو میشود ،بلافاصله اعلام میدارد که «تو من را به این ازدواج مجبور کردی».
خانواده شوهر نیز همواره در یک وضعیت مقابله با دختر و تحریک نمودن پسر خود گام بر میدارند و القا می کنند که پسرشان فریب خورده است.
به همین دلیل است که در تمام دنیا مردان هستند که از زنان خواستگاری می کنند. یعنی مرسوم و متداول در دنیا درخواست جنس مرد از دختر است. بخش زیادی از نگرانیها در مخالفت با پیشنهاد دادن دختر برای ازدواج، به این احتمال باز میگردد که ممکن است در آینده از آن به عنوان یک دستاویز علیه دختر استفاده شود و مایة سرکوفت دختر باشد. مراجعات متعدد به مراکز مشاوره نیز این وجود نسبی این مطلب را تأیید میکند.
آنچه در این بین بیش تر از همه قابل توجه است، قرار دادن شما در یک موضع نامشخص است که میتواند به افزایش سن شما و درنتیجه کم شدن شانس ازدواج شما باشد. فراموش نکنید که با افزایش سن در دختران از میزان شانس ازدواج آن ها به میزان چشمگیری کاسته خواهد شد.
می گویید: « فقط با صحبت کردن با او به آرامش میرسم»، این نشان دهنده آن است که به این فرد وابسته شده اید . نمیتواند امری مثبت تلقی گردد. چرا که هر یک از ما باید بدون وابسته بودن یا وابسته شدن به هر چیزی دیگر در دنیا زندگی کنیم.
فرد سالم فردی است که بدون وابستگی به هر شیء خارجی امكان ادامه دادن به زندگی را داشته باشد. فراموش نکنید که وابستگی پدیده ای مجزا از دلبستگی و علاقه به دیگران است . بر خلاف آن کاملاً سالم و سازنده است. وابستگی نشاندهندة وجود یک اغتشاش هیجانی در فرد است و نیاز به مراجعه به مشاوره دارد.
متأسفانه افراد وابسته اغلب با مشکلاتی روبر میشوند که به افسردگی و اضطراب در آنان میانجامد. این وضع بر خلاف ناکامی است که در هر یک از افراد عادی به وجود می آید . این افراد پس از گذشت مدت زمانی خاص میتوانند به یک سازگاری دست یابند و به زندگی خود ادامه داده ، بدون وجود هر گونه مشکل به کارکردهای خود ادامه دهند. این در حالی است که افراد وابسته معمولاً در یک وضعیت نامناسب به زندگی ادامه داده ، علاوه بر آن که ریسک و مخاطرات سلامت روانی و بدنی خود را افزایش میدهند، کارکردهای معمولی خود را نیز با کفایت تمام انجام نمیدهند.
یک نکته دیگر در نامه شما احتمال عدم وقوع ازدواج را تأیید میکند. این آقا به شما گفته است « ازدواج نمی کنم و تو را هم کسی نمیگیرد!» احتمالاً اشاره به این نکته است که نباید منتظر من بمانی چون ازدواجت به تأخیر میافتد و این یک هشدار مهم برای شما است. در پایان شما را به پرهیز از این شیوه خواستگاری و ازدواج دعوت میکنیم.






