چرا سني ها عدالت خدا را قبول ندارند؟

با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز.
همه مسلمانان به عدل الهي باور دارند، ولي برخي از مسلمانان که از آن‌ها به اشاعره ياد مي‌شود ،تفسير خاصي از عدل دارند. از اين رو گفته شده: متکلمان شيعه اماميه و نيز متکلمان معتزلي (که گروهي از اهل سنت‌اند) به پيروي از ائمه از اصل عدل طرفداري کرده‌ و به طايفه عدليه معروف شده‌اند . در مقابل گروه اشاعره که عده‌اي خاص از اهل سنت‌اند، با ارائه تفسير خاصي از عدل الهي، عدل به معناي متعارف و معقول آن را در واقع انکار کردند، زيرا در نظر آن ها ممکن است که خداوند همه مومنان را به دوزخ ببرد و تمام کفار را و مشرکان را به بهشت وارد سازد. اگر خداوند چنين کند، کار عين عدل است. (1)
گروه اشاعره نمي‌گويند که خداوند ظلم مي کند و قايل به عدل او نباشند، بلکه از عدل خداوند برداشت شان اين است هر کاري را که خدا انجام دهد، گر چه مومن را به جهنم و کافر را به بهشت ببرد ،باز هم عدل است.
به لحاظ ريشه تاريخي مسئله عدل به قرون اول اسلام برمي گردد. آن گاه که گروه کوچکي از مسلمانان به نام فرقه اشعري عادل بودن خدا را لازم نمي دانستند و مي گفتند هر کاري که خدا خواست و انجام داد ،همان درست است، اگر چه از نظر عقل از کارهايي باشد که مسلما قبيح و زشت و ستم محسوب شود، ولي شيعه و گروه معتزله اين تصور را نمي‌پذيرند .طبق منطق عقل و آيات قرآن کريم مي گويند تمام کارهاي خدا حکيمانه است و هرگز کاري که ظلم و قبيح باشد ،از او سر نمي‌زند.
البته خدا بر هر کاري قدرت دارد، اما کار خلاف حکمت نمي‌کند مثلا خدايي که وعده داده مومنان را به بهشت و فاسقان را به دوزخ ببرد، اکنون اگر خلاف کند، خلف وعده مي‌شود . اين عمل، قبيح است و هرگز خداوند کار زشت نمي‌کند، ما که مي‌گوييم خدا ظلم نمي‌کند ،قدرت او را محدود نکرده‌ايم بلکه اين حکمت است که موجب مي‌شود قدرت در جاي مناسب به کار گرفته شود.
اين مسئله تا حدودي ريشه سياسي دارد که برخي از اهل سنت به تفسير خاصي از عدل روي آورده‌اند، چون در زمان حاکميت بني‌اميه و بني العباس آن ها براي آن که با اعتراضات و شورش‌هاي مردمي مواجه نشوند، اين گونه تبليغ مي‌کردند که همه چيز به خواست خدا است . کسي حق ندارد در برابر اراده خدا حرفي بزند، اگر ما حاکم شده‌ايم ،به خواست خدا بوده و کسي حق اعتراض ندارد، زيرا آنچه بر جهان حاکم است ،جبر است . جبر مورد رضاي خداوند مي باشد و چون رضا خدا در آن است ،پس هر کاري که او انجام دهد ،عدل است. (2)
اگر گروهي از اهل سنت نسبت به عدل دچار برداشت هاي نادرست شده‌اند، در واقع ريشه سياسي دارد. البته بعدا جنبه کلامي و اعتقادي پيدا کرده است.

پي‌نوشت‌ها:
1- آموزش کلام اسلامي، ج 1، ص 314، نشر طه، قم 1383 ش .
2-محسن قرائتي، اصول عقايد، ص 114، نشر مرکز فرهنگي درس‌هايي از قرآن، 1384 ش.