شرط ویا شرایط بر هم زدن احکام قرانی که به دستور خدا ست چیست -آیا می توان صرف مصالح دنیوی قوانین خدا را تغییر داد. پاسخ باذکر آیات قرانی اعلام شود ؟ لطفا"

با عرض سلام و تشکر از ارتباطتان با اين مرکز
قوانين ثابت اسلام به هيچ وجه قابل تغيير و تبديل نيستند. مگر آن كه قوانين داراي زمان و محدوده معيني باشند . پس از پايان زمان عمل به آن ها ديگر از اعتبار ساقط شوند . بيان قوانين و قانون جايگزين آن ها بر عهده شارع يعني خداوند يا پيامبر اسلام است .
بعد از پيامبر تنها در صورتي مي توان تغييري در قوانين ايجاد كرد كه مصالح خاصي تغيير و تبديل را در زماني خاص و موقت بطلبد كه از اين امر به "عدول به قوانين ثانوي" ياد مي شود ؛ چه بسا در برخي زمان ها مصالح عمومي جامعه اقتضاي كنار گذاشتن موقت برخي قوانين را داشته . نياز به بهره برداري از برخي قانون هاي جايگزين باشد كه اين نوع قوانين بيش تر مربوط به امور عمومي و اجتماعي است تا تكاليف فردي و عبادي.
البته در تبيين مصاديق و شيوه عمل به قوانين هم در برهه هاي زماني تفاوت هايي ايجاد مي شود ، در واقع و براين اساس مي توان گفت كه قوانين اسلام بر دو گونه است :
1 ) ثابت .
2 ) متغير.
برخي از قوانين به اوضاع زمان و مکان و محيط متوقف است . دليل ثابت بودن بعضي قوانين، عدم تغيير و تبدّل حقيقت و هويت انسان است. انسان، انسان است؛ پس قانون هم، همان قانون بايد باشد. ماهيت آدمي عوض نشده است که قانون هم عوض بشود.
قوانيني که از ويژگي‌هاي «غنا» و «انعطاف‌پذيري» بهره‌مند باشد، قابليت تطبيق بر موقعيت هاي گوناگون را دارند. اين دو ويژگي در قوانين اسلام وجود دارد. کارشناسان اسلامي به کمک اين دو ويژگي مي‌توانند با توجّه به موقعيت ها ، قوانين اسلامي را تبيين نمايند . آن را براي اداره کردن امور فردي و اجتماعي بشر به کار ببرند . در اين باره مرحوم نائيني مي‌نويسد :
مجموع وظايف راجع به نظم و انضباط کشور و رهبري امور امت، خارج از دو قسم نيست :
1 ) قانون هايي که شارع مقدس بيان کرده است و به هيچ وجه قابل تغيير و تبديل نيست.
2 ) مقرراتي که از طرف شارع صادر شده و تنظيم آن‌ها به نظر و صلاحديد پيامبر و امام و پيشواي مسلمانان موکول شده است . به تفاوت زمان و مکان و اوضاع قابل اختلاف و تغيير مي‌باشد.
قسم دوم همان طور که در زمان پيامبر و امام به آنان موکول شده، در زمان غيبت امام هم به نواب عام حضرت ،يعني حاکم شرع و مجتهد جامع الشرايط واگذار شده است . آنان اختيار دارند براي رعايت مصلحت جامعه و برطرف کردن نيازهاي آن مقرراتي وضع کنند و مردم هم موظفند از دستورهاي آنان اطاعت کنند . ( 1 ) اين معني را از اين آيه مباركه (( أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ ))استفاده کردند . ( 2 )
قوانين قطعي که در نصوص قرآني آمده قابل تغيير نيست . نمي شود آن ها را تغيير داد. مگر اينکه شرايط و ضرورت ها عوض بشود. مثلا خوردن گوشت خوک حرام است و در قرآن بدان تصريح شده و هيچ کس نمي تواند اين حکم را عوض کند ، ولي اگر در حالت اضطرار کسي در بيابان مشرف بر مرگ شد و هيچ غذايي ندارد. مگر گوشت خوک ، نه تنها خوردنش جايز ،بلکه واجب است .

پي نوشت ها :
1 . تنبيه الامّة و تنزيه الملّة، به نقل از کتاب خاتميت، سبحاني، ص 240.
2 . نساء ( 4 ) آيه 59 .