روش قطعی و حتمی خداوند در مورد منکران ولایت حضرت علی چیست؟ به فرموده پیامبر اسلام چه کسی بر مومنین از خودشلن سزاوارتر است؟ به فرموده پیامبر آشکار کننده باطن و تفسیر قرآن کیست؟

با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز.
اپاسخ در چند محور بيان مي‌شود:
1- در روايات در اين باره به روشني سخن گفته شده که به چند نمونه از آن اشاره مي‌گردد:
امام باقر (ع) فرمود: افضل البقاع ما بين الرکن و المقام، ولو ان رجلا عمر ما عمر نوح، يصوم النهار و يقوم الليل في ذلک المکان، ثم لقي الله بغير ولا يتنالم ينفعه ذلک شيا؛ (1)
اگر کسي به اندازه عمر نوح عمر کند و در بهترين محل که بين رکن و مقام است، روزها روزه و شب‌ها مشغول عبادت باشد، اما بدون ولايت ما اهل بيت از دنيا برود، آن عبادت‌ها براي او هيچ نفعي ندارد.
در روايت ديگر آمده: لو ان رجلا قام ليله و صام نهاره، و تصدق لجميع ماله و حج جميع دهره، و لم يعرف ولايه ولي الله فيو اليه، ما کان له علي الله حق في ثوابه و لا کان من اهل الايمان؛ (2) اگر کسي شب‌ها به نماز و عبادت بپردازد و روزها روزه باشد، همه اموال خود را صدقه دهد و هر سال حج به جا آورد، اما ولايت ولي الله را نشناسد و نپذيرد و هيچ گونه حقي بر خداوند در گرفتن پاداش عمل خود ندارد و اهل ايمان محسوب نمي‌شود.
در روايت ديگر امام صادق (ع) فرمود:
فوالله لو ان رجلا عبدالله عمرا ما بين الرکن و المقام ثم مات و لم ياتي بويتنا لاکبه الله في النار علي وجهه؛ (3) سوگند به خدا !اگر کسي تمام عمر، خدا را بين رکن و مقام عبادت کند، پس از دنيا برود، در حالي که ولايت ما را به همراه نداشته باشد، خداوند او را با صورتش در آتش مي‌اندازد.
بر اساس اين گونه روايات تکليف منکران ولايت معلوم است ،ولي در اين ميان حساب افراد غير معاند وقاصر باساير منکران متفاوت است .حال بايد ديد که چرا ولايت بدين پايه از اهميت است؟
روشن است که هر پديده‌اي کمال خاص خود را دارد، به گونه‌اي که اگر آن کمال حاصل نگردد، گويا آن پديده نيز تحقق نمي‌يابد، به عنوان نمونه فصل کمال براي نوع و جنس است. اگر فصل حاصل نشود، جنس به تنها نوع را به وجود نمي‌تواند بياورد. ولايت نيز نسبت به حقايق و معارف و احکام دين به منزله فصل مقوم است که اگر کسي ايمان به ولايت نداشته باشد و به آن عملا ملتزم نباشد، در واقع به روح و حقيقت دين عمل نکرده . از اين رو حکيم و عارف بزرگ معاصر امام خميني گفته :
ولايت کمال دين و اتمام نعمت است . کمال دين با ولايت است. ساير عبادات و عقايد ديني و ملکات به منزله هيولا و ولايت به منزله صورت آن ظاهر دين و ولايت با آن است (4)
يکي ديگر از عارفان نيز مي‌گويد: ولايت صورت دين و فصل آن است، يعني نسبت ولايت به دين نسبت صورت به هيولا و فصل به جنس است. هيولا بدون صورت تحقق نمي‌يابد . هم چنين جنس بدون فصل (5) (6)
2- بر اساس آنچه در حديث غدير خم آمده، رسول خدا بر مردم بر خودشان سزاوارتر است . بعد از او امير مومنان و ساير ائمه (ع) که به منزله جان پيامبرند.گفته شده:
در متن حديث غدير عباراتي وجود دارد که نشان مي‌دهد معناي مورد نظر از مولي همان «اولي بالتصرف= سزاوار به تصرف» است که تعبير ديگري از امامت و خلافت علي (ع) است، براي نمونه رسول خدا فرمود: «ايها الناس من اولي الناس بالمومنين من انفسهم؛ اي مردم !چه کسي بر مومنان از خود آنان اولي و سزاوارتر است؟ اصحاب پاسخ دادند :خدا و پيامبرش بهتر مي‌دانند. پيامبر فرمود:
ان الله مولاي و انا مولي المومنين و انا اولي بهم من انفسهم؛ خداوند مولاي من و من مولاي مومنان‌ام و بر آنان از خودشان اولي و سزاوارترم.
بعد سه بار فرمود: فمن کنت مولاه فعلي مولاه؛ (7) پس هر کس من مولاي اويم، علي نيز مولاي اوست. بنابراين مقصود حضرت اين است که گرفتن گواهي از مسلمان بر زعامت و سرپرستي الهي خويش است، زيرا تنها يک رهبر الهي است که بر امور مردم، حتي از خود آنان اولي است و حق تصرف مطلق در شؤون آنان دارد، مي‌بينيم که رسول خدا عبارت: «من کنت مولاه فعلي مولاه» را با حرف «فا» تفريع بر عبارت بالا فرع کرده ، فرع نشانه گوياي اين مطلب است که مولي نيز اولي به تصرف است .بنابراين رسول خدا و بعد از امير مومنان سزاوارتر بر مردم و تصرف در امور آنان از خودشان اند. (8)
3- در اين باب جاي سخن بسيار است که تفصيل آن را بايد در جاي خود ملاحظه بفرمايد (9) ولي در اين جا بايد اشاره شود که بر اساس روايات آشکار کننده باطن و تفسير قرآن کريم کساني‌اند که از آن ها در قرآن کريم به «راسخون در علم» ياد شده (10) کامل‌ترين مصداق راسخون در علم پيامبر و ائمه (ع)‌اند. از اين رو پيامبر و اهل بيت اولين کساني‌اند که با طن و تفسير قران را آشکار کرده و مي‌کنند. در روايتي آمده:
فرسول الله (ص) افضل الراسخين في العلم، قد علمه الله جميع ما انزل عليه من التنزيل و التاويل، و ما کان الله لينزل عليه شيئا لم يعلمه تاويله و اوصياوه من بعده يعلمونه کله، (11)
رسول خدا کامل ترين مصداق راسخان در علم است، خداوند او را بر همه آنچه نازل کرده، اعم از تنزيل و تاويل آگاه نموده و اين گونه نيست که خداوند چيزي بر او نازل کند، ولي تاويل آن را به او نياموزد، بعد از او اوصيايش تاويل همه قرآن را مي‌دانند.
بنابراين اهل بيت (ع) کاشف اسرار و رموز قرآن بعد از پيامبر هستند. امير مومنان فرمود: «ذلک القرآن فاستنطقوه و لن ينطق و لکن اخبرکم عنه؛ (12) آن نور قرآن است، پس آن را به سخن آوريد، ولي هرگز سخن نمي‌گويد، اما من شما را از آن خبر مي‌دهم.

پي‌نوشت‌ها:
1-وسايل الشيعه، ج 1، ص 93، حديث 12، نشر دار التراث العربي، بيروت، 1391 ق.
2-الکافي، ج 2، ص 19، حديث 5، انتشارات دار الکتب الاسلاميه، تهران، 1388 ق .
3-مجمع البيان، ج 7-8، ص 39، نشر دار المعرفه، بيروت 1406 ق.
4- شرح دعاي ....، ص 65، نشر موسسه تنظيم و نشر اثار امام 1374 ش.
5-حسن زاده آملي، هزار و يک نکته، ص 140، نشر فرهنگي رجاء تهران، 1372 ش .
6-سيماي اهل بيت در عرفان امام خميني، ص 178، نشر موسسه آثار امام، 1387 ش.
7-الغدير، ج 2، ص 34، نشر دار الکتاب الاسلاميه، 1366 ش، تهران .
8- آموزش کلام اسلامي، ج 2، ص 170، نشر طه، قم، 1383 ش .
9-جلوه‌هاي قرآني در نگاه امام خميني، ص 219، نشر موسسه تنظيم آثار امام 1388 ش .
10-آل عمران، (3) آيه 7.
11-الکافي، ج 1، ص 213، .
12-نهج البلاغه ،خطبه 158.