ایا تبیین علیت این است که بین وجود و عدم که امکان اتفاق هر دو یکسان است ودر عین حال هر دو نمی تواند با هم وجود داشته باشد پس علتی که یکی را از دیگری برتری دهد ضروری است یا اصلا علیت بدیهی است و اگر بدیهی است بدیهی یعنی چه و چرا ما نمی فهمیم بدیهی بودن را لطفا معنی بدیهی بودن را کاملا شرح دهید

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
در ابتدا بايد واژه بديهي توضيح داده شود و آن گاه مفهوم عليت:
بديهي به معناي مسئله‌اي علمي و اعتقادي است که دليل و برهان خاص براي اثبات آن لازم نيست . با اندک تامل و حتي بدون تامل از تصور آن تصديقش(تاییدش) لازم مي‌آيد، يعني به صرف تصور مي‌توان آن را تصديق نمود و پذيرفت، مثلا 2+ 2= 4 یا کل بزرگ تر است از جزء، يک امر بديهي است و نياز به دليل ندارد . به همین خاطر وقتي گفته می شود: «عالم و جهان خلقت، آفريدگار و علتي هستي بخش دارد» به آساني قابل درک و پذيرش است، و اين يک امر بديهي و فطري است(1 ) از اين رو حکماي الهي براهين خدا را از باب تنبيه و توجه دادن تلقي کرده و نه استدلال بر اثبات وجود او (2) .
در مفهوم عليت بايد گفت: اصل عليت عبارت است از قضيه‌اي که دلالت بر نيازمندي معلول به علت دارد . لازمه اش اين است که معلول بدون علت، تحقق نيابد. اين مطلب را مي‌توان در قالب قضيه حقيقيه به اين شکل بيان کرد:
«هر معلولي محتاج به علت است » معنای آن اين است که هر گاه معلولي در خارج، تحقق يابد نيازمند به علت خواهد بود. هيچ موجودي نيست که معلول باشد و بدون علت به وجود آمده باشد، پس وجود معلول، بیانگر اين است که علتي آن را به وجود آورده است.
اين قضيه از قضاياي تحليلي است و مفهوم محمول آن از مفهوم موضوعش به دست مي‌آيد، زيرا مفهوم معلول عبارت است از موجود علت دار( موجودي که وجود آن متوقف بر موجود ديگر و نيازمند به آن باشد)، پس مفهوم موضوع (معلول) مشتمل بر معناي احتياج و توقف و نياز به علت است که محمول قضيه مزبور را تشکيل مي دهد.(3)
این جمله « هر موجود علت داری(معلولی) علت دارد» از بديهيات اوليه و بي‌نياز از هر گونه دليل و برهاني است !
حال هر آنچه در اطراف خود می بینیم، معلول و مخلوقند .پس باید علت و خالقی داشته باشند.
برای اطلاعات بیش تر به منبع ذیل مراجعه کنید.(4)
پي‌نوشت‌ها:
1. آموزش فلسفه،محمد تقی مصباح یزدی، ج 2 _ص330 ،نشر ساز مان تبلیغات اسلامی 1368 ش.
2. نتايج کلامي حکمت صدرايي، ص 62، نشر بوستان کتاب، قم، 1388 ش .
3. آموزش فلسفه ج 2، ص 28، نشر سازمان تبليغات اسلامي، 1366 ش .
4.همان، ص 29.