خداوند آدم را گل ساخت و از روح خود در آن دمیده است خلقت حوا چگونه بوده است آیا فرزندان آدم با زن یا مردی دیگر ازدواج کرده اند اگر چنین بوده یعنی به جزء آدم و حوا خداوند فرد دیگری را نیز آفریده
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
در مورد خلقت حضرت حوا دو نظريه مطرح است ؛
او نيز همانند حضرت آدم از خاك و به تعبير بهتر از باقيمانده گل حضرت آدم خلق شد .
از دنده پهلوي حضرت آدم به وجود آمد. اين ادعا در حقيقت مربوط به سِفر تكوين تورات است كه زن را آفريده از يكي از دندههاي آدم دانسته است. البته اين ديدگاه در برخي منابع ضعيف اسلامي هم به نوعي وارد شده.
اسلام و آيات صريح قرآن، براي زن آفرينش جداگانه و همسان خلقت مرد بيان كرده است، بي آن كه از مرد پديد آمده باشد. (1)
البته ادعا مي شود كه قرآن هم وجود طبيعي زن را بخشي از وجود مرد مي داند، بر اين آيه استدلال مي شود كه در آيه اوّل سوره نساء آمده :
"اي مردم، بترسيد از پروردگار خود! آن خدايي كه همه شما را از يك نفس بيافريد . هم از آن، جفت او را خلق كرد و از آن دو تن، خلقي بسيار در اطراف عالم از مرد و زن بر انگيخت". (2)
در حالي كه مراد از "نفس واحده" كه در اين آيه آمده، نفس آدم و حوا است كه نسل جوامع انساني به آن دو مي رسد. معناي "خلق منها" اين است كه از جنس آن آفريد، يعني از همان حقيقتي كه مرد آفريده شده، زن نيز آفريده شد، بنابراين زن و مرد همسانند . اگر همساني نبود، زندگي انساني پا نميگرفت.
بنابراين زن و مرد از يك ذات و گوهر خلق شدهاند . زن فرع بر مرد نيست، بلكه خداوند اوّلين زن را از ذات و اصلي آفريد كه همه مردها را از همان اصل خلق كرد.
در روايتي كه از امام صادق(ع) نقل شده، نظريه دوم به صراحت رد شده است. زراره ميگويد: از امام سؤال كردم: مردمي هستند كه مي¬گويند: خداوند حوا را از بخش نهايي دنده چپ حضرت آدم آفريد، فرمود: "خداوند از چنين نسبتي هم منزه است و هم برتر از آن است. . . آيا خداوند توان آن را نداشت كه همسر آدم را از غير دنده او خلق كند؟
خداوند بعد از آفرينش آدم، حوا را به طور نوظهور پديد آورد. آدم(ع) بعد از آگاهي از خلقت وي از پروردگارش پرسيد: اين كيست كه قرب و نگاه او مايه انس من شده؟ خداوند فرمود: اين حوا است. آيا دوست داري كه با تو بوده و مايه انس تو شده و با تو سخن بگويد؟ آدم گفت :آرى، پروردگارا! تا زنده ام سپاس تو بر من لازم است !
خداوند فرمود: از من ازدواج با او را بخواه، چون صلاحيت همسرى تو را دارد. سپس آدم عرض كرد: پيشنهاد ازدواج با وى را عرضه مى دارم، رضاى شما در چيست ؟ خداوند فرمود: رضاى من در اين است كه دين مرا به او بياموزى. پس آدم به حوا گفت : نزد من بيا! حوا گفت : تو نزد من بيا! خداوند امر كرد آدم از جاى خود برخيزد و به طرف حوّا برود". (3)
کيفيت ازدواج فرزندان آدم
در اين بحث دو احتمال كلّى وجود دارد:
1- قبل از آدم و حوا انسانهاى ديگرى روى كره خاكى زندگى مىكردند. تحقيقات باستانشناسى نشان مىدهد كه نوع انسان يا مانند آن احتمالاً از چند ميليون سال قبل در كره زمين زندگى مىكرده است. فسيلها و جمجمههاى كشف شده اين مطلب را تأييد مىكند، در حالى كه از تاريخ پيدايش حضرت آدم زمان زيادى نمىگذرد. اگر اين احتمال صحيح باشد، شايد فرزندان حضرت آدم، با باقيمانده آن انسانها ازدواج كرده و توليد مثل نمودهاند.
2- هيچ انسانى قبل از حضرت آدم نبوده و فرزندان او با هم ازدواج نمودهاند، يعنى خواهر و برادر با هم تزويج نمودهاند كه اين احتمال دو توجيه دارد:
أ) در آن هنگام هنوز حرمت ازدواج خواهر و برادر تشريع نشده بود، و اين نوع ازدواج ذاتاً حرام نبود.
ب) اين ازدواج ذاتاً اقتضاى حرمت داشته، ولى به خاطر مصلحت عظيمى همچون حفظ نسل بشر و تداوم حيات او روى كره خاكى، حكمت الهى بر آن تعلّق گرفته بود كه در مقطعى كوتاه اين عمل جائز بوده، بعد كه ضرورت برطرف شد، خداوند حرمت را تشريع نموده است.
ظاهر آيات قرآن احتمال دوم را تقويت مىنمايد، چرا كه مىفرمايد: »اى مردم! از پروردگارتان بپرهيزيد كه شما را از يك انسان آفريد . همسرش را نيز از جنس او آفريد .از آن دو، مردان و زنان فراوانى (روى زمين) منتشر كرد«.(4)
در اين زمينه احاديث متفاوتى وارد شده است كه هر كدام از اين احتمالات را تأييد مىكنند. بر اساس قاعده، احاديث موافق با قرآن، مقدّم است، پس احتمال دوم بيش تر صحيح به نظر مىرسد. لازمه اين سخن ازدواج فرزندان حضرت آدم(ع) با يكديگر است، زيرا اگر آنها با نژاد و همسران ديگرى ازدواج كرده باشند ، آوردن ضمير «منهما؛ از آن دو» در آيه قرآن درست نخواهد بود، چرا كه بر اساس احتمال اوّل نسل آدم از ازدواج فرزندان آدم با غير نسل وى به وجود آمدهاند.(5)
پى نوشتها:
1.تفسير نمونه، ج 3، ص 245.
2. نساء (4) آيه 1.
3. الحدائق الناضرة ،محقق البحراني، ج 23 ،ص 6 ،ناشر :مؤسسة النشر الإسلامي التابعة لجماعة المدرسين بقم المشرفة
4. نساء (4) آيه 1.
5. تفسير نمونه، ج 3، ص 246.






