با عرض سلام و تشکر از زحماتتان
مقام معظم رهبری در صحبت هایشان به جهاد علمی اشاره کردند و گفتند جهاد وقتی است که در مقابل یک دشمن باشد و هر تلاشی جهاد محسوب نمی شود
من دانشجو ارشد زیست شناسی هستم می خواستم ببینم جهاد علمی در این زمینه چه می تواند باشد؟ در این رشته می شود تحقیقات ارزشمندی در زمینه سرطان و یا سلولهای بنیادین و یا... انجام داد ولی این مسایل شاید به نفع دشمن هم بشود چون برای گرفتن امتیاز این مقالات به خارج از کشور ارسال خواهد شد و به علت کمبود امکانات در ایران شاید به طور شایسته از آنها استفاده نشود.... چه باید کرد؟
2) در همه مدت دانشجویی این فکر خیلی ذهنم را مشغول کرده که وظیفه درست من به عنوان یک زن چه است... تحصیلات دانشگاهی و یا حوزوی؟
این درگیری من در این موضوع مانع شده که من در هر دو زمینه به طور درست بیشرفت کنم... وقتی می خواهم رو تحصیلات دانشگاهی سرمایه گذاری کنم عذاب وجدان می گیرم که دارم از دینم می زنم و وقتی آن طرف را می چسبم می بینم اگر جامعه مذهبی کنار بکشند، این افراد غیر مذهبی هستند که در آخر بست های جامعه را بدست خواهند گرفت و افراد مذهبی بی سواد جلوه می کنند
راهنمایی بفرمایید این دو را چگونه باهم جمع کنم و چقدر برای تحصیلات دانشگاهی هزینه (زمانی) کنم درضمن والدینم اصرار شدیدی به ادامه تحصیلم در آمریکا دارند آیا این درست است بگوییم برویم اونور تحصیل کنیم و برگردیمو اینجا رو بسازیم؟
پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام سپاس از ارتباط تان با اين مرکز
اصولا جهادگري حقيقتي است كه مي توان در ابعاد گوناگون آن را تعميم داد . در شرايط كنوني تلاش علمي و پژوهشي و ارتقاي سطح علمي و تحقيقاتي كشور به همين نيت ، نوعي تلاش و جهاد علمي محسوب مي گردد .
البته انتخاب نوع تحقيقات و پژوهش ها در مسير ضرورت ها و نيازهاي داراي اولويت ، در ارزش و اهميت بيش تر اين جهادگري موثراست ، اما در هر حال در وضعيت كنوني كشور حتي اگر تحقيقات و تلاش هاي علمي شما به رغم بهره مندي برخي دشمنان از تلاش ها ، تنها به بالا بردن آمار مقالات علمي محققان ايراني و طرح نام ايرانيان در رده هاي اول انديشمندان جهان بيانجامد، بسيار ارزشمند است و نوعي جهاد محسوب مي گردد .
اميدواريم در مسير پيش روي خود موفق باشيد . از نارسايي هاي موجود در بهره مندي از تلاش ها دلسرد نشويد .
پرسش 2:
در همه مدت دانشجويي اين فکر خيلي ذهنم را مشغول کرده که وظيفه درست من به عنوان يک زن چه است... تحصيلات دانشگاهي و يا حوزوي؟ اين درگيري من در اين موضوع مانع شده که من در هر دو زمينه به طور درست بيشرفت کنم... وقتي مي خواهم رو تحصيلات دانشگاهي سرمايه گذاري کنم، عذاب وجدان مي گيرم که دارم از دينم مي زنم و وقتي آن طرف را مي چسبم مي بينم اگر جامعه مذهبي کنار بکشند، اين افراد غير مذهبي هستند که در آخر بست هاي جامعه را به دست خواهند گرفت و افراد مذهبي بي سواد جلوه مي کنند. راهنمايي بفرماييد اين دو را چگونه با هم جمع کنم و چقدر براي تحصيلات دانشگاهي هزينه (زماني) کنم ؟ در ضمن والدينم اصرار شديدي به ادامه تحصيلم در آمريکا دارند . آيا اين درست است. بگوييم برويم اون ور تحصيل کنيم و برگرديم و اين جا رو بسازيم؟
پاسخ:
@@پرسشگر گرامي با سلام سپاس از ارتباط تان با اين مرکز
در مورد ترديد و دودلي تان بايد بگوييم كه اين دغدغه مشترك بسياري از جوانان مومن و متدين و علاقه مند به ايران و انقلاب و در عين حال سعادت مندي خود است ؛
مهم ترين رسالت دين ايجاد انگيزه فرا طبيعي در ميان انسان ها و جهت دهي صحيح آنان به سمت تلاش هاي مفيد و ثمر بخش است ،به طوري كه علاوه بر تأمين نيازهاي روزمره زندگي، به هدفمندي و تلاش براي دستيابي به مقصود هستي اقدام كنند.
از اين رو در فرهنگ اسلامي تمام دانش هاي مورد نياز براي زندگي بشري داراي اهميت است . توصيه شده به مقدار لازم و نياز جامعه، مردم براي فراگيري آن اقدام كنند . از آن به «واجب كفايي» تعبير شده است.
براي همه انسان ها در هر مرتبه علمي كه قرار دارند، توجه به هدف و هدفمندي جهان و ايمان به مبدأ و معاد لازم و «واجب عيني» شمرده شده است . غفلت اكثريت جامعه بشري جاي تأسف دارد. زيرا حتي از علوم تجربي روز نيز مي توان به آن هدف مقدس دست يافت. اين امر منافاتي با زندگي روزمره ندارد. اتفاقا تفسيري كه بزرگاني نظير آيه الله جوادي از فيزيك وشيمي ديني دارند ، بر همين اساس و بر مبناي شناخت درست هدف و غايت در عالم و خالق روابط بين مواد در هر علمي است .
اصولا از نظر قرآن و روايات، علم وسيله است، نه هدف؛ آن هم وسيلهاي كه انسان را به كمال ميرساند . دنيا و آخرت او را آباد ميكند؛ در واقع هدف وانگيزه انسان از تعليم يك علم مي تواند الهي يا نفساني بودن آن علم را تعيين كرده ،انسان را به خدا برساند يا از خدا دور نمايد .
البته در يك نگاه اولي ارزش هر علم به ارزش موضوع آن علم است . در اين جهت علوم الهي و ديني - با توجه به موضوع آن - از ساير علوم اشرف و برتر است؛ ولي اين بدينمعنا نيست كه علوم ديگر بياهميت و بدون ارزش است و علم نيست به خصوص كه اهدافي بلند و حساب گرانه و در خدمت دين و جامعه ديني در پس آن وجود داشته باشد .
در نگاه كلي قرآن، هر علمي كه انسان را به دنياپرستي سوق دهد ، به چنگال ماديات بسپرد ، فهم و شعور او را به طرف خواب و عيش و نوش بكشاند ، هدف نهايي او را تنها وصول به ماديات قرار دهد، چيزي جز ضلالت و گمراهي نيست.حال چه اين علم از علوم تجربي باشد و چه از علوم ديني وحتي توحيدي.
اما اگر اين گونه نبود و جهت گيري به سمت سعادت حقيقي بشري بود ، حتي علوم تجربي بشري نيز ميتواند نقشآفرين بوده و موجبات سعادت آدمي را فراهم كند . اين در صورتي است كه اين علوم و تحصيل و پژوهش در آن ها هدف تلقي نشود، بلكه وسيله پيشرفت و رسيدن به كمال باشد.
علمي كه در روايات و آيات بر آن تأكيد شده و از آن تمجيد گشته و به عنوان اشرف علوم محسوب مي گردد ، علم خداشناسي است زيرا معلومات اين علم از معلومات ساير علوم برتر و اشرف است . هر علمي به اندازه معلومات خود ارزش دارد. روشن است كه كسب معرفت و جهان بيني و خداشناسي منحصر به يك رشته نيست. شخصي ممكن است از علم شيمي يا زيست شناسي چنان خدا را بشناسد كه از مطالعه كتاب هاي ديني نشناسد .
البته بايد پذيرفت بعضي از علوم و رشته ها به اين هدف نزديك تر و كم واسطه ترند. علت اينكه برخي ازبزرگان و اوليا به اين علوم روي آورده اند، همين شاخصه هاست ؛ در هر حال در روايات از علوم مختلف به عنوان فضل نام برده شده، نه كمال.
هر علمي كه به حال اسلام و مسلمانان نافع باشد و دردي را دوا كند، تحصيل اين علم اگر براي خدمت و همراه با اخلاصباشد، داراي ثمره بزرگ اُخروي است، و مشمول اجر و ثوابهايي است كه در تحصيل علم وارد شده است. رسولخدا (ص) فرمود:
" ان الملائكة لتضع أجنحتها لطالب العلم ؛ فرشتگان زير پاي طالبان دانش پر و بال خود را مينهند.(1)
باز حضرت فرمود: " طلب العلم فريضه علي كل مسلم، ألا انّ الله يحب بغاة العلم ؛ طلب علم بر هر مسلماني واجب است. خدا دانش جويان را دوست دارد."(2) مسلما نمي توان همه اين روايات را حمل بر علوم ديني كرد. زيرا در رواياتي به ما دستور تحصيل علم حتي از كفار ومشركان داده اند . معلوم است علم و حكمتي كه از فرد مشرك به دست مي آيد ، در زمره علوم ديني نخواهد بود.
شهيد مطهري مي فرمايد: « مصطلح شده است كه بعضي علوم را ديني و بعضي را غير ديني بخوانيم .علوم ديني ; يعني علومي كه مستقيماً مربوط به مسايل اعتقادي يا اخلاقي يا عمليِ دين است و يا علومي كه مقدمه ياد گرفتن معارف يا دستورها و احكام دين است , از قبيل ادبيات عرب يا منطق . ممكن است بعضي خيال كنند. ساير علوم به كلي از دين بيگانه اند و هر چه كه در اسلام درباره فضيلت علم و اجر و ثواب تحصيل آن گفته شده , منحصر به آن چه است كه اصطلاحاً علوم ديني گفته مي شود, يا اگر پيغمبر اكرم (ص)علم را فريضه خواند, منحصراً مقصود همين علوم است.
حقيقت اين است كه اين , اصطلاحي بيش نيست. هر علمي كه به حال اسلام و مسلمانان نافع و براي آن ها لازم است , بايد آن را از علوم ديني شمرد . اگر كسي خلوص نيت داشت و براي خدمت به اسلام و مسلمانان آن علم را تحصيل كرد, مشمول اجر و ثواب هايي كه در تحصيل علم گفته شده است , مي باشد. او مشمول اين حديث است :
"فرشتگان زير پاى طالبان علم, بال مى نهند" . جامعيت و خاتميت اسلام اقتضا مي كند هر علم مفيد و نافعي را كه براي جامعه اسلامي لازم و ضروري است , علم ديني بخوانيم .» (3)
در نتيجه مي توان گفت محور و اساس وظايف هر فرد اين است كه زمينه سعادت و رستگاري خود را فراهم آورد . قبل از جامعه يا هر فرد ديگر به فكر سعادت خود باشد ؛ در نتيجه هر مسير و هدف گيري كه به اين امر نيانجامد ، هر چند در ظاهر بسيار خوب و ارزشمند جلوه كند، غير صحيح و زيان بار است .
البته اين تكامل و سعادت و نجات در بستر زندگي طبيعي و مادي و معنوي جريان دارد . نبايد تصور كرد كه اين امر تنها در سلوك حوزوي و غور در مفاهيم و منابع ديني حاصل مي شود ؛ در واقع مي توان گفت تامل و توجه به رهيافت به مفاهيم بلند و شناخت دقيق معارف ديني وظيفه هر انساني در هر كسوت و شغل و شاخه علمي است ، اما در كنار آن مي توان -بلكه در مواردي بايد- براي آموختن علوم روز و تجربي تلاش نمود . بين تخصص هاي علمي و تعهد ديني و شناخت درست مفاهيم معرفتي دين جمع نمود .
البته اگر واقعا اين دو امر با هم در تضاد و تنافي بودند و پرداختن به يكي مستلزم كنار گذاشتن ديگري است - كه البته بعيد به نظر مي رسد- يقينا مسائل و معارف ديني مقدم بر علوم تجربي است ، اما چنان كه ذكر شد. تلاش در مسير علوم تجربي با هدف گذاري درست در مسير خدمت به جامعه اسلامي نه تنها زدن از دين محسوب نمي گردد ، بلكه خود تلاشي كاملا ديني است .
البته در مورد سفر به آمريكا و ادامه تحصيل در آن محيط و خطرات بالقوه اي كه در چنان محيطي متوجه انسان و باورها و رفتارهاي ديني اوست، بايد تامل و بررسي جدي تري انجام دهيد . اين امر را با ضرورت تحصيل در علوم تجربي يك سان ندانيد ؛ در صورت نياز مي توانيم در اين زمينه بيش تر به گفتگو بنشينيم .
پي نوشت ها:
1. بحارالأنوار، ج 1، ص 164.
2. اصول كافي، ج 1، ص 35، حديث 1، از كتاب فضل العلم.
3. مرتضي مطهري , اقتباس از ده گفتار, ص 143به بعد, با تلخيص .






