پرسش:
آیا بر اساس روایات، گناهانی مانند بیحجابی که جنبه اجتماعی دارد، شدیدتر و بدتر است یا گناهان بزرگ فردی مانند شرابخواری و دروغ؟
یکی از مباحث مهمی که در رابطه با گناهان در مصادر حدیثی و همچنین کتابهای کلامی مطرح شده، تقسیمبندی گناهان به فردی و اجتماعی هستند. برخی گناهان را به فردی و برخی را به اجتماعی تقسیم کردهاند. بدیهی است که گناهان اجتماعی، عواقب بیشتری دارد، زیرا آثار سوء آن بر جامعه بیشتر است و شخصِ گناهکننده نهتنها خود را فاسد میکند، بلکه دیگران را نیز به فساد و فحشا میکشاند و باعث میشود قبح گناه در جامعه ریخته شود و افراد بیشتری مرتکب عصیان و نافرمانی الهی شوند. روشن است که بیحجابی از گناهان اجتماعی است، اما آنچه در سؤال مطرحشده مهم است اینکه آیا شرابخواری و دروغ، از گناهان فردی هستند؟ بر اساس چه معیاری، از گناهان فردی شمرده شدهاند. نکته قابلتوجه اینکه ابتدا باید فردی بودن شرابخواری و دروغ ثابت شود سپس گناه بیحجابی با آنها مقایسه شود.
ازاینرو پاسخ سؤال در دو بخش ارائه میشود. در بخش اول، اصل تقسیمبندی گناهان به فردی و اجتماعی تبیین میشود که آیا چنین تقسیمی درست است یا خیر؟ و معیارها و ملاکهای فردی و اجتماعیشمردنِ گناهان چیست؟ در بخش دوم، برخی از آثار اجتماعی سه گناه مطرحشده در سؤال (بیحجابی، شرابخواری و دروغ) بیان میشود و درنهایت، جمعبندی صورت میگیرد که کدامیک بدتر است؟
الف. تقسیم گناهان به فردی و اجتماعی و معیارهای این دودسته گناه
با بررسی و تحلیل، معیارهایی که برای فردی و اجتماعی بودن گناهان بیان میشود، روشن میگردد که آیا این تقسیمبندی صحیح است یا خیر؟
یادآوری میشود که در روایات دینی، حدیثی که ملاکهایی را برای فردی یا اجتماعیبودن گناهان، شمارش کرده باشد، یافت نشد و معیارهایی که مطرح میشود احتمالاتی است که از مطالعه و بررسی احادیث، استخراج و استنباط شده است.
معیارهای فردی یا اجتماعی بودنِ گناه
1. آثار اجتماعی داشتن گناه
یکی از معیارهایی که میتوان بهعنوان فردی یا اجتماعی بودن گناهان فرض کرد، داشتن یا نداشتن آثار اجتماعی آن گناه است؛ یعنی اگر اثر اجتماعی بر آن مترتب بود، بگوییم آن گناه، اجتماعی است و در غیر این صورت بگوییم، آن گناه، فردی است. بر اساس این فرض، همه گناهان، اجتماعی میشوند، زیرا هر گناهی خواهناخواه، آثار اجتماعی بر آن مترتب است بنابراین، شرابخواری هم گناه اجتماعی محسوب میشود حتی اگر در خلوت و بهصورت فردی بنوشد، زیرا آثار مخرّب اجتماعی فراوانی دارد. رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمودند:
«اَلْخَمْرُ اُمُّ الْفَواحِشِ وَ اَکْبَرُ الکَبائِرِ مَنْ شَرِبَها وَقَعَ عَلى اُمِّهِ وَ خالَتِهِ وَ عَمَّتِهِ؛ (1)
شراب ریشه تمام زشتیها و بزرگترین گناهان است. هر کس بنوشد (ممکن است) به مادر و عمّه و خالهاش هم تجاوز کند.»
بر اساس این حدیث، چگونه امکان دارد، خمر مادر همه گناهان باشد، ولی گناهی فردی محسوب شود؟
در حدیث دیگری از آن حضرت آمده است:
«اَلْخَمْرُ جِماعُ الأثْمَ، وَاُمُّ الخَبائِثِ و مِفْتاحُ الشَّرِّ ؛ (2)
شراب، گردآورنده گناه و ریشه زشتیها و کلید بدیهاست.»
در این روایت نیز بهصراحت به آثار اجتماعی شرابخواری اشاره شده است؛ یعنی ممکن است کسی در خلوت شرابخواری کند، ولی براثر مستی، آثار و فساد آن در اجتماع ظاهر میشود.
همچنین دروغ نیز گناهی اجتماعی شمرده میشود، چنانکه امام عسکری علیهالسلام فرمودند:
«تمام ناپاکیها در خانهای نهاده شده و کلـید آن دروغگویی اسـت.» (3)
با توجه به این روایت، دروغ میتواند ریشه همه گناهان اجتماعی باشد و آثار بسیار مخرّبی را بر جامعه بگذارد.
بر اساس این معیار، همه گناهان اجتماعی هستند و هیچ گناه فردی قابلتصور نیست، زیرا هر گناهی، خواهناخواه، آثار اجتماعی آن مشخص خواهد شد و بر جامعه اثر میگذارد.
2. مخفی یا علنی بودن گناه
یکی دیگر از احتمالاتی که بهعنوان معیار فردی یا اجتماعی بودن گناه میتوان از روایات برداشت نمود اینکه بگوییم گناهانی که مخفیانه انجام میشود، گناهان فردی است و گناهانی که بهصورت علنی انجام میگیرد را گناهان اجتماعی بنامیم. در اینصورت اگر شرابخواری بهصورت مخفیانه انجام گیرد، میتوان آن را گناه فردی دانست، اما دروغ را نمیتوان تصور نمود که مخفیانه باشد، زیرا بههرحال باید یک نفر در مقابل دروغ گوینده باشد که به او دروغ گفته شود؛ بنابراین، گناه علنی بر آن صدق میکند و جزو گناهان اجتماعی است. در روایتی از امیر مؤمنان علیهالسلام نقل شده است:
«إِیَّاکَ وَ الْمُجَاهَرَهَ بِالْفُجُورِ فَإِنَّهَا مِنْ أَشَدِّ الْمَآثِم؛ (4)
از آشکارا گناه کردن بپرهیز، بهراستیکه آن از بدترین گناهان است.»
بر این اساس، گناه بیحجابی به دلیل عمومی و اجتماعی بودن، از گناه شرابخواری (برفرض فردی بودن) بدتر است.
بر اساس این معیار میتوان گناهان را به فردی و اجتماعی تقسیم نمود.
3. گناهان مربوط به رابطه فرد با خدا و فرد با افراد دیگر
یکی دیگر از معیارهای احتمالی برای فردی یا اجتماعی شمردن گناه، نسبت ارتباط آن گناه با دیگران است؛ یعنی بگوییم گناهانی که مربوط به رابطه انسان با خداست گناهان فردی نامیده میشود، مانند ترک نماز و روزه و گناهانی که مربوط به رابطه انسان با افراد دیگر است، گناهان اجتماعی گفته میشود، مانند تضییع حقوق دیگران.
بر اساس این دیدگاه، شرابخواری و دروغ از گناهان اجتماعی محسوب میشوند و با بیحجابی برابرند؛ پس میتوان گفت این گناهان، از ترک نماز بدترند. راوی میگوید: مـردى از امام صـادق علیهالسلام پرسـید آیا نوشیدن شراب بدتر است یا نمـاز نخواندن؟ امـام علیهالسلام فرمود:
«شرابخواری از بینمازی بـدتر است میدانی چـرا؟ آن مرد گفت: نه؛ حضرت فرمودند: زیرا شرابخوار، حالتى پیدا میکند که نه خداى بزرگ و عزیز را میشناسد، نه آفریننده خود را میشناسد.» (5)
بر اساس این معیار هم، میتوان گناهان را به فردی و اجتماعی تقسیم نمود؛ بهعبارتدیگر بر اساس این دو بخش از متن، گناهان را میتوان بر اساس علنی یا مخفی بودن (که گناهان علنی را اجتماعی و شدیدتر میداند) و یا بر اساس رابطه آن با خدا یا افراد دیگر (که گناهان مرتبط با حقوق دیگران را اجتماعی و شدیدتر از ترک فرایض فردی میداند) به فردی و اجتماعی تقسیم کرد. در این صورت گناهانی که در بستر اجتماع صورت میگیرند قطعاً آثار دنیوی و اخروی آن بیشتر و حرمتشان شدیدتر است.
ب. آثار اجتماعی گناهان
بر اساس احتمال اول، همه گناهان، اجتماعی هستند و هیچ گناهی فردی نیست، زیرا همه آنها بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم، آثار مخرّب بر اجتماع خواهند داشت. بهعنوان نمونه، شرابخواری که در سؤال، بهعنوان گناهی فردی از آن یاد شده، آثار اجتماعی فراوانی دارد هرچند شخصی در خلوت و تنهایی شرابخواری کند، ولی بههرحال آثار آن در جامعه ظاهر میشود، زیرا همین فرد وقتی به شراب اعتیاد پیدا کرد آثار آن در خانواده و رفتارهای اجتماعی وی مانند کسبوکار و... آشکار میشود. از سوی دیگر، نیاز او به شراب، عدهای را به تهیه و تولید شراب و همچنین فروش آن تشویق میکند که همه آنها، آثار اجتماعی شرابخواری شخصی هست که حتی در خلوت و تنهایی اقدام به گناه نموده است. دروغ نیز که از آن بهعنوان گناهی فردی یاد شده، آثار مخرّب اجتماعی فراوانی در جامعه دارد، زیرا ممکن است دروغ گوینده، یک نفر باشد، اما به هزاران نفر دروغ بگوید. امروزه با گسترش فضای مجازی، آثار فساد و تباهی دروغگویی بیشتر آشکار شده است.
با توجه به مباحث مطرح شده، نمیتوان گناهانی مانند شرابخواری و دروغ را گناهان فردی محسوب نمود و در مقابل، بیحجابی را گناهی اجتماعی شمرده، آنگاه با یکدیگر مقایسه نمود؛ بلکه باید گفت همانگونه که بیحجابی گناهی اجتماعی است، شرابخواری و دروغ نیز گناهان اجتماعی هستند هرچند ممکن است بهصورت فردی انجام شود؛ بنابراین با توجه به آثاری که این سه گناه بر جامعه دارد همه آنها اجتماعی بوده و طرح چنین سؤالی دقیق نیست.
اکنون برای روشن شدن مطلب، برخی از آثار اجتماعی این گناهان از منظر روایات آورده میشود.
برخی از آثار اجتماعی شرابخواری، دروغگویی و بیحجابی
1. آثار اجتماعی گناه شرابخواری
شرابخواری دارای آثار اجتماعی فراوانی است. یکی از آثار شرابخواری آن است که شرابخوار در جامعه دینی، احترام و جایگاهی ندارد و از بین مردم طرد میشود. برخی از روایات در این باره عبارتاند از:
1/1. منع نشستن بر سفره شرابخوار
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمودند:
«کسی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد بر سفرهای که شراب نوشیده میشود، نمینشیند.» (6)
2/1. منع همسایگی با شرابخوار
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمودند:
«همـسایگى با یهـود و نصـارى از همسـایگى با شرابخوار بـهتر اسـت و بـا شرابخوار دوستى نـکنید که دوستى با او پشیمانى در پى دارد.» (7)
3/1. عدم همنشینی، عدم عیادت و عدم شرکت در تشییع جنازه شرابخوار
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمودند: «با شرابخوار همنشینی نکنید و از بیماران آنان عیادت نکنید و جنازههایشان را تشییع نکنید و بر اموات آنها نماز نخوانید، زیرا آنها سگهای جهنمیان هستند چنانچه خداوند در قرآن فرمود: "اى سگها به دوزخ روید و با من سخن مگوئید".» (8)
2. آثار اجتماعی دروغگویی
دروغ نیز آثار اجتماعی متعددی دارد. امام صادق علیهالسلام فرمودند:
«عیسى بن مریم علیهالسلام فرموده است: هـر که دروغـگوئیش بسـیار شـد، آبرو و شخصّیتش [نزد مردم] از بین میرود.» (9)
در روایتی از امیر مؤمنان علیهالسلام نیز آمده است:
«از همنشینی با دروغگو بپرهیز زیـرا او، دور را بـه تـو نزدیـک و نزدیک را به تو دور نشان میدهد.» (10)
در روایت دیگری آمده است:
«دروغ مایه سقوط و بیاعتباری اخلاق آدمی است.» (11)
3. آثار اجتماعی بیحجابی
یکی از گناهان اجتماعی بیحجابی است که آثار و پیامدهای متعددی در جامعه به بار میآورد. بیحجابی باعث به گناه افتادن مردان و سستی بنیاد خانواده میگردد. یکی از آثار بیحجابی این است که فرد در احاطه شیطان قرار میگیرد. رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمودند:
«الْمَرْأَهُ عَوْرَهٌ سَتَرَهَا بَیْتُهَا فَإِذَا خَرَجَتْ اسْتَشْرَفَهَا الشَّیْطَان؛ (12)
زن عورتی است که خانهاش او را میپوشاند پس هنگامیکه از خانه خارج شود شیطان او را احاطه میکند.»
این حدیث تصریح میکند که زن هنگام خروج از خانه و وارد شدن در اجتماع باید نسبت به حجاب خود مراقبت داشته باشد تا مورد سوءاستفاده شیطان و شیطانصفتان قرار نگیرد. در حدیث دیگری از آن حضرت آمده است:
«بدترین زنان شما کسانی هستند که خود را برای غیر شوهرشان میآرایند.» (13)
نتیجه:
آنچه از بررسی روایات در موضوع گناهان فردی و اجتماعی حاصل شد این است که در احادیث به ملاکهای فردی یا اجتماعی بودن گناهان تصریح نشده است. ازاینرو، آنچه در سؤال، شرابخواری را بهعنوان گناهان فردی شمرده است، سخن دقیقی نیست؛ اما بر اساس برداشت و استنباط از روایات میتوان برخی امور مانند داشتن یا نداشتن اثر اجتماعی، مخفی یا علنی بودن گناه و نسبت گناه به خدا یا افراد را بهعنوان معیارهای احتمالی بیان نمود. بر اساس معیار اول، همه گناهان اجتماعی هستند و هیچ گناه فردی وجود ندارد، زیرا بالاخره بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم آثار گناه در جامعه مشخص میشود؛ اما بر اساس معیار دوم و سوم، میتوان تقسیمبندی گناهان به فردی و اجتماعی را مفروض دانست.
با توجه به معیارهای مطرحشده در بخش اول، در مورد بخش دوم پاسخ، نمیتوان با قاطعیت گفت که بیحجابی از شرابخواری یا دروغگویی بدتر است، زیرا در برخی روایات، دروغگویی و شرابخواری بهعنوان مادر همه گناهان مطرحشده است؛ بنابراین در جمعبندی نهایی باید گفت بدتر بودن هر گناه، نسبی است و با توجه به شرایط مختلف زمانی و مکانی متفاوت است؛ یعنی آنچه بدتر بودن گناه را ثابت میکند، مخرّب بودن آن است، چنانکه در جایی ممکن است یک دروغ مدیر کشوری یا فرمانده نظامی در جنگ، آثار بسیار زیانبارتری از بیحجابی یک شخص در جامعه داشته باشد و در جای دیگری، شرابخواری شخص مؤثر و تصمیمگیرنده در امور حساس اجتماعی، اثری مخرّب تر از بیحجابی داشته باشد و یا برعکس.
پینوشتها:
1. پاینده، ابوالقاسم، نهج الفصاحه، تهران، دنیاى دانش، چاپ چهارم، 1382 ش، ص 477.
2. شعیری، محمد بن محمد، جامع الأخبار، نجف، مطبعه حیدریه، چاپ اول، ص 151.
3. عَن أَبى مُحَمَّدٍ العَسکَرى علیهالسلام قالَ: «جُعِلَتِ الْخَبائِثُ کُلُّها فِى بَیْتٍ وَ جُعِلَ مِفْتاحُهُ الْکِذبَ.» شعیری، محمد بن محمد، جامع الأخبار، نجف، مطبعه حیدریه، چاپ اول، ص 148.
4. تمیمى آمدى، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و درر الکلم، محقق/مصحح، رجائى، سید مهدى، قم، دار الکتاب الإسلامی، چاپ دوم، 1410 ق، ج 1، ص 168.
5. «سَألَ رَجُلٌ اَباعَبدِاللّهِ علیهالسلام عَنْ شُرْبِ الْخَمْرِ اَشَرُّ اَمْ تَرْکُ الصَّلاهِ؟ فَقالَ: شُرْبُ الْخَمْرِ اَشَرُّ مِنْ تَرْکِ الصَّلاهِ، وَ تَدْرى لِمَ ذلِکَ؟ قالَ: لا، قالَ یَصیرُ فى حالٍ لایَعْرِفُ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ ولایَعْرِفُ مَنْ خالِقُهُ.» ابنبابویه، محمد بن على، علل الشرائع، قم، کتاب فروشى داورى، چاپ اول، 1385 ش، ج 2، ص 476.
6. «مَنْ کانَ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَلَا یَجْلِسْ عَلَى مَائِدَهٍ یُشْرَبُ عَلَیْهَا الْخَمْر.» ابنبابویه، محمد بن على، الخصال، محقق / مصحح، غفارى، علیاکبر، قم، جامعه مدرسین، چاپ اول، 1362 ش، ج 1، ص 164.
7. «مُـجاوَرَهُ الْیَـهُودِ وَ النَـصارى خَیْـرٌ مِـنْ مُجـاوَرَهِ شــارِبِ الخَمْرِ، وَ لا تُصادِقُوا شارِبَ الخَمْرِ فَاِنَّ مُصادِقَتَهُ نِـدامَهٌ.» شعیری، محمد بن محمد، جامع الأخبار، نجف، مطبعه حیدریه، چاپ اول، ص 153.
8. عن رسولالله صلیالله علیه و آله: «لا تُجالِسُوا مَعَ شارِبِ الْخَمْرِ، وَ لاتُعَوِّ دُوا مَرْضاهُمْ، وَ لا تُشَیِّعُوا جَنائِزَهُمْ، وَ لاتُصَلُّوا عَلى اَمْواتِهِمْ، فَاِنَّهُمْ کِلابُ [اَهْلِ] النّارِ کَماقالَ اللّهُ. "اِخْسَؤُا فیها وَ لاتُکَلِّمُونِ".» شعیری، محمد بن محمد، جامع الأخبار، نجف، مطبعه حیدریه، چاپ اول، ص 153.
9. عَن أبى عَبدِاللّه ِ علیهالسلام قالَ: «قالَ عیسَى بنُ مَریَمَ علیهالسلام: مَنْ کَثُرَ کِذْبُهُ ذَهَبَ بَهـاؤُهُ.» کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق / مصحح، غفارى علیاکبر و آخوندى، محمد، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ چهارم، 1407 ق، ج 2، ص 341.
10. قـالَ عـَلِىٌّ علیهالسلام: «اِیّاکَ وَ مُصادَقَهَ الْکَذّابِ فَاِنَّهُ یُقَرِّبُ عَلَیْکَ البَعیدَ وَ یُبَعِّدُ عَلَیْکَ الْقَریبَ.» شریف الرضی، محمد بن حسین، نهجالبلاغه، محقق / مصحح، صالح، صبحی، قم، هجرت، چاپ اول، 1414 ق، حکمت 38.
11. «الکذبُ شَیْنُ الاَخلاقِ.» تمیمى آمدى، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و درر الکلم، محقق / مصحح، رجائى، سید مهدى، قم، دار الکتاب الإسلامی، چاپ دوم، 1410 ق، ص 53.
12. ورام بن أبی فراس، مسعود بن عیسى، مجموعه ورّام، قم، مکتبه فقیه، چاپ اول، 1410، ج 2، ص 119.
13. «... شَرِّ نِسَائِکُمُ... الْمُتَبَرِّجَهُ إِذَا غَابَ عَنْهَا زَوْجُهَا... .» ابنبابویه، محمد بن على، من لا یحضره الفقیه، محقق / مصحح، غفارى، علیاکبر، قم، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ دوم، 1413 ق، ج 3، ص 391.







