اشکال ادبی در قرآن

بررسی تناقض تعبیر «انتم هؤلاء» در قرآن
اشکال نحوی در تعبیر «أنتم هؤلاء» با در نظر گرفتن «هؤلاء» به عنوان اسم موصول یا تحلیل جایگاهِ متفاوتِ نحویِ مبتدا و خبر، مرتفع می‌شود.

پرسش:

در آیات مختلفی از قرآن شاهد تعبیر «انتم هولاء» هستیم؛ «انتم» برای مخاطب و حاضر، اما «هولاء» برای غایب است. چگونه ممکن است افراد واحدی هم حاضر باشند و هم غایب؟

پاسخ:

تعبیر «أنتم هؤلاء» چهار مرتبه در قرآن به کار رفته است (1). فخر رازی ذیل آیه 85 سورۀ «بقره» این پرسش را مطرح می‌کند که «أنتم» برای مخاطبان (جمع مذکر مخاطب) و «هؤلاء» برای غایبان (جمع مذکر غایب) است؛ ازاین‌رو چگونه ممکن است کسانی که حاضرند، غایب هم باشند؟ (2) این نوشتار اختصاص به پاسخ این پرسش دارد.

 

موضوع آیۀ 85 سورۀ بقره

تعبیر «أنتم هؤلاء» اختصاصی به آیه 85 سورۀ «بقره» ندارد؛ اما از‌آنجاکه مفسران ذیل این آیه، این بحث را مطرح کرده‌اند و فهم مفاد این آیه به فهم بهتر این بحث کمک می‌کند، مضمون آن را توضیح می‌دهیم. پیش از ورود پیامبر خدا علیه و آله السلام به مدینه، دو قبیلۀ «اوس» و «خزرج» سال‌ها با یکدیگر جنگ داشتند. یهودیان بنی‌قریظه با قبیله اوس و یهودیان بنی‌نضیر و بنی‌قینقاع با قبیله خزرج هم‌پیمان بودند؛ ازاین‌رو هرگاه بین اوس و خزرج جنگ درمی‌گرفت، یهودیان نیز در کنار هم‌پیمانان مشرک خود علیه هم می‌جنگیدند و همدیگر را می‌کشتند. خداوند در آیات 84 و 85 سورۀ «بقره»، یهودیان را مذمت می‌کند و با یادآوری گذشته، خطاب به آنان می‌گوید: مگر شما مطابق تورات متعهد نشده بودید که همدیگر را نکشید، پس چرا همدیگر را می‌کشید؟ (3)

 

بیان مسئله

«انتم: شما» ضمیر منفصل مرفوعی است که برای جمع مذکر مخاطب به کار می‌رود؛ اما «هؤلاء: اینها» اسم اشاره برای جمع مذکر و مؤنث است. منظور از برای غایب‌بودن «هؤلاء» این است که در مقام گفتگوی متکلم با مخاطب، متکلم با اسم اشاره به چیزی اشاره می‌کند که مخاطب او نیست و بدین ترتیب از نظر نحوی غایب به شمار می‌آید؛ وگرنه در زمان استفاده از اسم اشاره، «مشارٌالیه» یعنی چیزی که به آن اشاره می‌شود، نزد متکلم و مخاطب حاضر است؛ از‌این‌رو متکلم می‌تواند به آن اشاره کند. بنابراین منظور فخر رازی این است که چطور ممکن است خدا برای یهودیانی که در زمان نزول قرآن زندگی می‌کردند، هم ضمیر مخاطب «انتم» را به کار ببرد که یعنی آنان مخاطبش هستند و هم بلافاصله با اسم اشاره «هؤلاء» به آنان اشاره کند که یعنی آنان مخاطبش نیستند؟

 

پاسخ پرسش

مفسران به این پرسش، پاسخ‌های مختلفی ارائه داده‌اند که در ادامه به دو پاسخ اشاره می‌شود:

1. «هؤلاء» در این آیه اصلاً اسم اشاره به معنای «اینها» نیست تا جمع حاضر و غایب لازم بیاید، بلکه اسم موصول به معنای «الذین: کسانی که» و جمله «تقتلون» صله آن است؛ بنابراین «أَنْتُمْ هٰؤُلاٰءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَکُمْ»، یعنی شما همان کسانی هستید که همدیگر را می‌کشید. کاربرد «اسم اشاره» به عنوان «اسم موصول» هم در خود قرآن پیشینه دارد و هم در کلام عرب فصیح؛ برای نمونه می‌توان به آیۀ «وَ مٰا تِلْکَ بِیَمِینِکَ یٰا مُوسىٰ» (5) اشاره کرد که «تلک» اسم اشاره نیست، بلکه اسم موصول به معنای «التی» است (6).

2. «أنتم» مبتدا و «هؤلاء» خبر و «تقتلون» جمله حالیه است (7)؛ بنابراین معنای آیه این است که شما همان‌ها هستید [همان‌هایی‌که مطابق آیه قبل از شما میثاق گرفته شده بود آدم نکشید]، درحالی‌که آدم می‌کشید. بر اساس این قول نیز مشکل حل می‌شود؛ چراکه اگر «أنتم» و «هؤلاء» هر دو در یک جایگاه مثلاً به‌مثابۀ «مبتدا» به کار برده می‌شدند، اشکال وارد بود؛ اما چون «أنتم» مبتدا اما «هؤلاء» خبر است، هرچند مراد از هم ضمیر و هم اسم اشاره، یهودیان واحدی است؛ ولی چون به دو اعتبار مختلف از آنان یاد می‌شود، اشکالی وارد نیست؛ چراکه متکلم می‌تواند برای یهودیانی که مرتکب قتل همدیگر شده‌اند، چون مخاطبش هستند، در مقام «مبتدا» از ضمیر مخاطب استفاده کند؛ اما همین یهودیان را در مقام «خبر» غایب فرض کند و برای آنان اسم اشارۀ «هؤلاء» را به کار می‌گیرد؛ به‌ویژه ‌که یهودیان هرچند در آن زمان مخاطب قرآن بودند، قتل یکدیگر را قبل از هجرت پیامبر به شهر مدینه انجام داده و به این اعتبار غایب بودند.

نتیجه:

در تعبیر «أنتم هؤلاء» که چهار مرتبه در قرآن به کار رفته است، برای برخی این پرسش پیش می‌آید که ضمیر «أنتم» برای مخاطب و اسم اشاره «هؤلاء» برای غیر‌مخاطب است و چگونه افرادی واحد، هم مخاطب هستند و هم نیستند؟! در پاسخ به این پرسش گفته شده است که «هؤلاء» در این آیات، اصلاً اسم اشاره نیست تا برای غیرمخاطب باشد، بلکه اسم موصول به معنای «الذین» است که برای مخاطب و غیرمخاطب به کار می‌رود. پاسخ دیگر هم این است که «هؤلاء» اسم اشاره است و هرچند از «أنتم» و «هؤلاء» افراد واحدی قصد شده‌اند، اما چون «أنتم» مبتدا و «هؤلاء» خبر است، می‌توان آن افراد واحد را به اعتبار مبتدابودن، مخاطب و به عنوان خبربودن، غیرمخاطب فرض کرد.

پی‌نوشت‌ها:

1. بقره: 85. آل‌عمران: 66. نساء: 109. محمد: 38.

2. «أما قوله تعالى: ثم أنتم هؤلاء ففیه إشکال لأن قوله: أنتم للحاضرین و هؤلاء للغائبین فکیف یکون الحاضر نفس الغائب» (محمد فخر رازی؛ مفاتیح الغیب (التفسیر الکبیر)؛ چ 3، بیروت: دار‌احیاء التراث العربی، 1420 ق، ج ‏3، ص 591).

3. مقاتل بن سلیمان؛ تفسیر مقاتل بن سلیمان؛ بیروت: دار‌إحیاء التراث العربی‏، 1423 ق، ج ‏1، ص 120. محمد بن جریر طبری؛ جامع البیان فى تفسیر القرآن؛ بیروت: دار‌المعرفه، 1412 ق، ج ‏1، ص 314. محمد بن حسن طوسی؛ التبیان فی تفسیر القرآن؛ بیروت: دار‌إحیاء التراث العربی‏، [بی‌تا]، ج ‏1، ص 335.

4. محمدطاهر ابن‌عاشور؛ التحریر و التنویر؛ بیروت: مؤسسه التاریخ العربی‏، 1420 ق، ج ‏1، ص 568.

5. طه: 17.

6. احمد بن محمد نحاس؛ اعراب القرآن؛ بیروت: دار‌الکتب العلمیه، منشورات محمد‌علی بیضون‏، 1421 ق، ج ‏1، ص 65. مکى بن حموش؛ مشکل إعراب القرآن؛ چ 3، بیروت: دار‌الیمامه، 1423 ق، ص 74. فضل بن حسن طبرسى؛ ‏مجمع البیان فی تفسیر القرآن؛ چ 3، تهران: ناصر‌خسرو، 1372 ش، ج ‏1، ص 302.

7. مکى بن حموش؛ مشکل إعراب القرآن؛ ص 74. عبدالرحمن بن محمد ابن‏انبارى؛ البیان فى غریب اعراب القرآن؛ قم: دار‌الهجرة، 1362 ش، ج ‏1، ص 103. محمدطاهر ابن‌عاشور؛ التحریر و التنویر؛ ج ‏1، ص 569.