پاسخ ارائه شده در پاسخ به سوال یک پرسشگر با مشخصات خاص می باشد لذا در صورتی که سوالی دارید از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.
ثلاث يحسن فيهن الكذب: المكيدة في الحرب ، وعدتك زوجتك و الإصلاح بين الناس

سوال:

ثلاث يحسن فيهن الكذب :المكيدة في الحرب،  وعدتك زوجتك و الإصلاح بين الناس و قال ثلاث يقبح فيها الصدق النميمة و إخبارك الرجل عن أهله بما يكرهه و تكذيبك الرجل عن الخبر و قال ثلاثة مجالستهم تميت القلب مجالسة الأنذال و الحديث مع النساء و مجالسة الأغنياء

پاسخ:

احاديث به اين مضمون متعدد است. در كتب معتبر حديث آمده و فقيهان بدان استناد كرده و فتوا داده اند كه نشانه معتبر بودن اين احاديث مي باشد. چند مورد از اين احاديث در كتاب كافي آمده كه علامه مجلسي بعضي را مجهول و يكي را مرسل شمرده، دو حديث را صحيح و "حسن كالصحيح" معرفي كرده(1) و وقتي يك يا چند حديث صحيح باشد، بقيه هم گر چه ضعيف باشند، به اعتبار آن حديث هاي صحيح جبران ضعف سند شده و پشتوانه مي گردند.

مضمون اين احاديث هم دستورهاي معقول و پسنديده اي است كه هيچ عاقلي آن ها را محكوم نمي كند. در اين احاديث دروغ در سه جا جايز بلكه پسنديده شمرده شده است:

1. در جنگ كه دشمن براي ضربه زدن به مسلمانان و جامعه اسلامي هجوم آورده و مسلمانان براي مقابله قيام كرده اند، در اين جا اطلاعات غلط دادن به دشمن و با دروغ و مكر و حيله دشمن را منحرف كردن و به زمين زدن، جايز است. اين در عرف عموم مردم دنيا جا افتاده و ضرب المثل شده كه: جنگ ميدان خدعه و نيرنگ است.

دو نفر كه براي كشتن هم رو در رو ايستاده اند، به هر طريق سعي در پيروزي دارند. اسلام جنگ ابتدايي و هجومي را عليه كسي اجازه نمي دهد. در ميدان فردي و جمعي فقط دفاع را جايز مي شمارد. بنا بر اين اجازه نمي دهد بدون دليل قانع و جايز كننده بر فرد يا جمعي هجوم برند، ولي اگر جايي مورد هجوم دشمن واقع شدند، به آنان اجازه داده براي غلبه بر دشمن مكر و كيد و حيله كنند و دادن اطلاعات غلط يكي از موارد است.

2. سخن چيني از كارهايي است كه باعث ايجاد و شعله ور شدن كينه ها مي گردد . افراد و گروه ها را به هم بدبين و باعث ايجاد شقاق و تفرقه مي شود. طبيعي است كه افراد در اثر غفلت و بي توجهي يا لغزش، پشت سر برادر و خواهر مؤمن خود گاهي سخن ناروايي مي گويند به خصوص اگر بين آن ها  دلخوري باشد. حالا اگر كسي  سخن ناخوشايندي كه  فرد در غياب برادر يا خواهر مؤمنش زده ، به فرد غايب برساند، دشمني را بين آنان ايجاد يا شعله ور مي سازد. اما اگر نقل نكند يا به دروغ سخنان خوبي از اين  فرد، به فرد غايب و از او به اين منتقل كند، گر چه دروغ گفته، ولي باعث شده كه بين دو برادر ديني رفع كدورت شده يا دوستي آن ها عميق تر و وثيق تر گردد . افشا شدن  اين دروغ ها بعد از مدتي ، نه تنها باعث ناراحتي آن ها نمي شود. بلكه دروغگو را به خاطر  دروغ هاي فايده بخشش تمجيد مي كنند و از او متشكر هم خواهند بود. 

3.وعده دروغ، كار خوب و پسنديده‏اي نيست. در هيچ جا نمي‏توان بدان توصيه كرد. كسي كه قصد انجام كاري را ندارد و انجام آن را صحيح يا مشروع يا در توان خود نمي‏بيند، نبايد ابتدائا و به دروغ وعده انجام آن را بدهد. كسي كه  انجام آن را صحيح يا ممكن ندانسته، اصلاً در ذهنش در صدد انجام آن نمي‏باشد؛ نبايد وعده انجام آن را به دروغ بدهد.

ولي يك نوع وعده دادن است كه گرچه راست نيست، ولي براي تداوم زندگي، رفع كدورت و پيدايش علاقه به زندگي مؤثر است.

معمولاً افراد خانواده و به خصوص همسر تقاضاهاي فراواني دارد كه بيش تر آن ها مشروع و به جا مي‏باشند. گاه هم  خواسته‏اي غلط يا نشدني  به ذهنش خطور مي‏كند و برآورده شدن آن را مي‏طلبد و از اينكه همسرش بدان بي‏توجه است، ناراحت مي‏گردد. هنگام اظهار اين درخواست ها، چند نوع برخورد از طرف شوهر ممكن است صورت پذيرد:

ا. وعده قطعي انجام آن را بدهد، در حالي كه اصلاً تصميمي بر انجام آن ندارد.

ب. وعده انجام آن را بدهد، مثلاً بگويد به خواست خدا اين كار را خواهم كرد، در حالي كه واقعاً و صد در صد مصمم بر انجام آن نيست، بلكه حتي انجام آن را به مصلحت نمي‏داند.

ج. اصلاً به تقاضاي همسرش توجه نكند و با سكوت از آن بگذرد.

د. با قاطعيت انجام خواسته همسرش را نفي كند.

برخورد نوع چهارم قطعاً سبب ناراحتي و آزرده‏ خاطري همسر مي‏گردد مگر اينكه خواسته وي خلاف شرع روشن يا خواسته غير ممكني باشد و شوهر بتواند او را به صحيح يا ممكن نبودن خواسته‏اش قانع كند.

برخورد نوع سوم شايد به ناپسندي نوع چهارم نباشد، ولي قطعاً ناپسند است، زيرا به معناي بي‏توجهي به همسر و تقاضاهاي اوست كه آزردگي خاطر وي را در پي خواهد داشت.

برخورد نوع اوّل، تعهد قطعي در پي مي‏آورد. با عمل نكردن به آن، مرد گرفتار خُلف وعده مي‏شود كه هم اخلاقاً ناپسند است و هم اثرات بدي بر روح و روان اعضاي خانواده و زن مي‏گذارد.

برخورد نوع دوم راه صحيح و عاقلانه‏اي است. مرد در آن لحظه پس از شنيدن تقاضاي همسر، وقتي آن را ناهمگون با عقل و شرع نديد، وعده انجام آن را مي‏دهد و مثلاً مي‏گويد: «به خواست خداوند آن را انجام خواهم داد.» با اين وعده همسرش را شاد مي‏گرداند و پس از گذشت مدتي هر چند كم و آرامش يافتن و فروكش كردن هيجانات روحي همسر، چه بسا خود او از تقاضايش برگردد و آن را بي‏جا بشمرد و يا با كمي توضيح قانع گردد كه تقاضايش حداقل اكنون صحيح نيست يا اينكه با وجود صحيح و به جا بودن تقاضا، همسرش توان انجام آن را ندارد.

بنابراين در اين فراز روايت به مردها توصيه مي‏شود به درد دل خانم‏هايشان به خوبي توجه كنند و از مخالفت فوري با تقاضاهاي همسرشان خودداري ورزند، بلكه سربسته و با وعده دادن ، با آنها موافقت نمايند، تا هيجان‏هاي روحي همسر فروكش كند، آنگاه با توضيح او را از پي‏گيري خواسته‏اش منصرف سازند. چنين موافقتي در لحظات ابتدايي، مصداق وعده دادن به همسر است، كه بسيار پسنديده و كارساز مي‏باشد.