پیامبرجن

وَ مَا مَنَعَ النَّاسَ أَن يُؤْمِنُواْ إِذْ جَاءَهُمُ الْهُدَي إِلَّا أَن قَالُواْ أَ بَعَثَ اللَّهُ بَشَرًا رَّسُولًا - قُل لَّوْ كاَنَ فيِ الْأَرْضِ مَلَئكَةٌ يَمْشُونَ مُطْمَئنِّينَ لَنزَّلْنَا عَلَيْهِم مِّنَ السَّمَاءِ مَلَكًا رَّسُولا ؛ (1) تنها چيزي كه بعد از آمدن هدايت مانع شد مردم ايمان بياورند، اين بود (كه از روي ناداني و بي‏خبري) گفتند: «آيا خداوند بشري را به عنوان رسول فرستاده است؟!» بگو: « (حتي) اگر در روي زمين فرشتگاني (زندگي مي‏كردند، و) با آرامش گام برمي‏داشتند، ما فرشته‏اي را به عنوان رسول، بر آنها مي‏فرستاديم!»

در پاسخ به سوال پرسشگر محترم عرض مي كنيم:

منظور آيه اين است كه حتي اگر فرشتگان در زمين زندگي مي‏كردند و زندگي آرام و خالي از تصادم و خصومت و كشمكش داشتند، باز هم نياز به وجود رهبري از جنس خود پيدا مي‏كردند، چرا كه ارسال پيامبران تنها براي پايان دادن به ناآرامي ها و ايجاد آرامش در زندگي مادي نيست، بلكه همه اينها مقدمه‏اي است براي پيمودن راه تكامل و پرورش در زمينه‏هاي معنوي و انساني و اين نياز به رهبر الهي دارد.

دليل اين همگوني رهبر و پيروان كه پيامبر از جنس خودشان باشد روشن است، زيرا از يك سو مهم ترين بخش تبليغي يك رهبر بخش تبليغي عملي او است. همان الگو بودن و اسوه بودن، و اين تنها در صورتي ممكن است كه داراي همان غرائز و احساسات، و همان ساختمان جسمي و روحي باشد، و گرنه پاكي فرشته‏اي كه نه شهوت جنسي دارد و نه نياز به مسكن و لباس و غذا، و نه ساير غرائز انساني در آن موجود است، هيچ گاه نمي‏تواند سرمشقي براي انسان ها باشد، بلكه مردم مي‏گويند او از دل ما خبر ندارد، و نمي‏داند چه طوفان هايي بر اثر شهوت و غضب در روح ما جريان دارد، او تنها براي دل خودش سخني مي‏گويد، او اگر احساسات ما را داشت مثل ما بود يا بدتر! اعتباري به حرف هاي او نيست!(2 )

داستان جن و فرشتگان از هم جدا است و اجنه با يك پله از انسان پايين تر قرار دارند و از جهات مختلف با انسان در يك رديف قرار دارند و مماثل هم مي باشند چرا كه آنها مثل انسان داراي عقل و شهوت هستند و مثل انسان بايد عبوديت و بندگي خويش را نسبت به خدا اداء نمايند و خداوند هم فرمود: وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُون ؛ (3)من جنّ و انس را نيافريدم جز براي اين كه عبادتم كنند (و از اين راه تكامل يابند و به من نزديك شوند).

و از طرفي هم اگر به آيات قرآن توجه نماييد معمولا جن و انس در كنار هم قرار گرفتند و عقاب و ثواب براي همه لحاظ شده است. (4)

و از طرف ديگر آيات قرآن شاهد و گوياي اين مساله است كه پيامبر(ص) ما به عنوان پيامبر اجنه به حساب مي آيد و مومنين آنها به حضرت محمد (ص) ايمان آوردند:

وَ إِذْ صَرَفْنا إِلَيْكَ نَفَراً مِنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قالُوا أَنْصِتُوا فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوْا إِلي‏ قَوْمِهِمْ مُنْذِرِينَ - قالُوا يا قَوْمَنا إِنَّا سَمِعْنا كِتاباً أُنْزِلَ مِنْ بَعْدِ مُوسي‏ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ يَهْدِي إِلَي الْحَقِّ وَ إِلي‏ طَرِيقٍ مُسْتَقِيمٍ - يا قَوْمَنا أَجِيبُوا داعِيَ اللَّهِ وَ آمِنُوا بِهِ يَغْفِرْ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَ يُجِرْكُمْ مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ - وَ مَنْ لا يُجِبْ داعِيَ اللَّهِ فَلَيْسَ بِمُعْجِزٍ فِي الْأَرْضِ وَ لَيْسَ لَهُ مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءُ أُولئِكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ ؛ (5) و به ياد آر آن زمان را كه عده‏اي از افراد جن را بسوي تو متوجه كرديم تا صداي تلاوت قرآن را بشنوند همين كه در آن مجلس حاضر شدند به يكديگر گفتند: خاموش باشيد ببينيم چه مي‏گويد و چون تمام شد به سوي قوم خود برگشتند و به انذار آنان پرداختند - خطاب به قوم خود گفتند: ما كتابي را به گوش خود شنيديم كه بعد از حضرت موسي نازل شده و كتب آسماني قبل را تصديق مي‏نمايد و به سوي حق و طريق مستقيم هدايت مي‏كند - اي قوم ما دعوت اين داعي به سوي خدا را بپذيريد و به وي ايمان آوريد تا خداوند گناهانتان را بيامرزد و از عذابي دردناك پناهتان دهد - و بدانيد كه اگر كسي دعوت داعي به سوي خدا را اجابت نكند نمي‏تواند خداي را در زمين عاجز كند و به جز خدا هيچ ولي و سرپرستي ندارد و چنين كساني در ضلالتي آشكارند.(6)

پاسخ به سوال دوم : آيا جنيان پيامبر ديگري ندارند؟

بعضي ها معتقدند آنها از جنس خود پيامبري ندارند بلكه انذار كنندگاني دارند كه نماينده پيامبران هستند در بين جنيان و آنان را ارشاد و انذار مي كنند و در موقع ندانستن حكم چيزي به پيامبر و امامان (ع) مراجعه كرده وحكم آن را مي پرسند و در اختيار قوم خود قرار مي دهند.

آنچه مسلم است و از قرآن و روايات هم استفاده  مي شود، اين است كه پيامبر اسلام (ص) پيامبر آنان نيز بوده است كه در بالا اشاره كرديم و از آمدن آنها به نزد پيامبر(ص) و شنيدن آيات قرآن و سؤال كردنشان از احكام شرعي از امامان(ع) معلوم مي شود كه پيامبر اسلام(ص) بر آنان نيز مبعوث شده اند. ولي قبل از پيامبر ما اطلاع دقيق و درستي در دست نيست. ولي آنچه در بعضي از روايات وارد شده است دلالت مي كند بر اين كه آنها از جنس خود پيامبراني داشته اند و اين آيه نيز بيانگر اين مسأله است كه مي فرمايد:

يا معشر الجن و الانس الم يأتكم رسل منكم يقصون عليكم آياتي و ينذرون لقاء يومكم هذا  ( 7) «اي گروه جن و انس آيا رسولاني از شما(جنس خود) به سوي شما نيامدند كه آيات مرا بازگو مي كردند و از ملاقات چنين روزي شما را بيم مي دادند.»    

و در روايتي از امام علي(ع) وارد شده است:« سئل الشامي عليا (ع) هل بعث اللَّه نبيا الي الجن؟ قال نعم بعث اليهم نبيا يقال له يوسف فدعاهم الي اللَّه فقتلوه؛(8 )كه مرد شامي از اميرالمؤمنين(ع) سؤال كرد: آيا خدا بر جن پيامبري مبعوث كرده است؟ فرمود: آري پيامبري به نام يوسف بر آنان مبعوث كرده بود كه آنان را به خداي عز و جل دعوت مي كرد و او را كشتند.

پي نوشت:

1. الاسرا(17 ) آيات 94 - 95 .

2.مكارم شيرازي ناصر،تفسير نمونه، ناشر دار الكتب الإسلامية،تهران، 1374 ش،نوبت اول ج‏12، ص 292. 

3. ذاريات (56) آيه 56.

4. يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطارِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ فَانْفُذُوا لا تَنْفُذُونَ إِلاَّ بِسُلْطانٍ: الرحمن (55) آيه33.

وَ أَنَّا ظَنَنَّا أَنْ لَنْ تَقُولَ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلَي اللَّهِ كَذِباً : جن(72) آيه 5

قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلي‏ أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهيراً: اسراء(72) آيه88

5.  احقاف(46 ) آيات 29-32 .

6.علامه طباطبايي،الميزان، ترجمه موسوي همداني،ناشر دفتر انتشارات اسلامي جامعه‏ي مدرسين حوزه علميه قم، 1374 ش،نوبت پنجم ج‏18، ص 327 . 

7.انعام( ) آيه 130.

8. قرشي سيد علي اكبر، تفسير أحسن الحديث،ناشر بنياد بعثت،چاپ تهران، 1377 ش،نوبت سوم،ج‏3، ص 315.