پاسخ ارائه شده در پاسخ به سوال یک پرسشگر با مشخصات خاص می باشد لذا در صورتی که سوالی دارید از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.
برخورد پیامبر اکرم و اهل بیت (علیهم السلام) در مورد بلایای طبیعی و بیماری های فراگیر چگونه بوده است؟
سیرۀ اهل بیت در بلاها، بیماری فراگیر. 

برخورد پیامبر اکرم و اهل بیت (علیهم السلام) در مورد بلایای طبیعی و بیماری های فراگیر چگونه بوده است؟

پاسخ اجمالی:

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و اهل بیت ایشان، هم به اسباب مادی بلاها و بیماری ها توجه داشته اند و هم به اسباب معنوی پیدایش و گسترش بلا و بیماری. ازاین رو، راهکارها و توصیه های ایشان در برخورد با بلا و بیماری نیز هم شامل مسائل مادّی (مانند پیش گیری و درمان) است و هم شامل مسائل معنوی (مانند دعا و استغفار).

 

پاسخ تفصیلی:

بلاهای طبیعی و بیماری های فراگیر، از دیرباز در میان بشر بوده و از برخی آیات قرآن کریم ـ به ویژه آیۀ 155 بقره ـ استفاده می شود که وجود این گونه حوادث، از سنّت های الهی برای امتحان بشر است. به این مسائل از زوایای مختلفی می توان نگریست؛ هم از جهت علوم تجربی و شناخت علل و عوامل مادّی آن ها و هم از جهت معنوی و معرفتی و جهات دیگر

شایان توجه است که علی رغم اهمیت و تعدّد این گونه حوادث، اطلاعات تاریخی ما دربارۀ آن ها کافی نیست و سیرۀ اهل بیت در برخورد با آن ها را نیز باید با دقّت و از لابه لای متون و روایات به دست آورد.

نمونه ای از وقوع بیماری فراگیر در دوران اهل بیت، «طاعون عَمَواس (/عِمواس)» است که سال هجدهم هجری در شام رخ داد و باعث مرگ برخی از اصحاب رسول خدا از جمله بلال حبشی و مُعاذ بن جبل شد. (1) به نقلی، این طاعون 25 هزار قربانی داشته است. (2) همچنین در سال 69 به دنبال شیوع طاعون در بصره، جمع زیادی از جمله بزرگانی مانند ابوالاسود دئلی درگذشتند. بیماری وبای فراگیر در سال 131 نیز در عراق تعدادی را به کام مرگ کشاند. (3)

همۀ این موارد در دورانی رخ داده که اهل بیت (علیهم السلام) قدرت ظاهری نداشتند و شاید به همین دلیل، واکنش آنان در برابر این وقایع، به روشنی و آن گونه که بایدوشاید، ثبت  نشده است.

آنچه به صورت عمومی از سیره و سخن پیامبر و اهل بیت (علیهم السلام) به دست می آید، این است که مریض باید به پزشک مراجعه کند و به قول امیرالمؤمنین (ع): «کسی که بیماری خود را از پزشکان پنهان کند، به بدن خویش خیانت کرده است». (4) پس فرد مبتلا باید به پزشک مراجعه کند و درد و بیماری خود را نیز درست بیان کند؛ چنان که در حدیثی دیگر فرمود: «هر کس بیماری نهانی خویش را مخفی ن گاه بدارد، پزشکش از درمان او ناتوان می ماند». (5) در عمل نیز مواردی از استخدام پزشک، در سیرۀ اهل بیت گزارش شده است. (6)

در این گونه مبانی و توصیه ها، فرقی بین بیماری های فردی و فراگیر وجود ندارد؛ امّا در بیماری های فراگیر، طبعاً واکنش ها و توصیه های بهداشتی خاصی نیز مطرح است. در روایتی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل شده است که فرمود: «هرگاه شنیدید که در سرزمینی طاعون آمده، وارد آنجا نشوید؛ و اگر طاعون درجایی رخ داد که شما هستید، برای فرار، ازآنجا خارج نشوید». (7) در طاعون عمواس، استناد به این حدیث بود که خلیفۀ دوم را از ورود به منطقۀ شام منصرف کرد. در بخش نخست این روایت، به کسانی که در شهرهای دیگر هستند، توصیه شده که وارد شهر طاعون زده نشوند. روشن است که این توصیه برای پیش گیری از ابتلا به بیماری و جلوگیری از شیوع آن است. امّا این که در بخش دوم می فرماید از شهر طاعون زده خارج نشوید، اگر به معنای تن دادن به بیماری و فرار نکردن از بیماری باشد، قابل قبول نیست؛ زیرا حفظ جان قطعاً واجب است. چنان که اهل بیت تصریح کرده اند که برای گریختن از طاعون و وبا، می توان از شهری به شهر دیگر یا از قریه ای به قریۀ دیگر و یا حتّی از خانه ای به خانۀ دیگر رفت و این کار جایز است؛ مگر برای مرزداران و رزمندگانی که گریزشان باعث تسلّط دشمن شود. (8)

در برخی از نقل های مشابه نیز تعبیر «وبا» در هر دو مورد مذکور به کاررفته است (9) و اساساً برخی وبا را به معنای مطلق بیماری های فراگیر دانسته اند. (10) این نکته و نیز دیگر قرائن نشان می دهد که طاعون و وبا خصوصیتی ندارند و منظور، هر بیماری واگیر و فراگیری است. پس معنای حدیث مذکور این است که از شهری که درگیر بیماری واگیر شده، خارج نشوید تا مبادا باعث انتقال و گسترش بیماری بشوید. مؤید این برداشت، روایات دیگری از اهل بیت (علیهم السلام) است که فرموده اند هرگاه طاعون (و در برخی نقل ها: وبا) در میان اهل یک مسجد واقع شد، نباید از آن مسجد به جای دیگر بگریزند. (11) علی بن جعفر از برادرش امام کاظم (ع) دربارۀ وبا پرسید که اگر در سرزمینی وبا پیدا شد، آیا انسان می تواند ازآنجا بگریزد؟ امام فرمود: «می تواند ازآنجا بگریزد تا وقتی که وبا در مسجدی که او در آن نماز می خواند، واقع نشده باشد. پس اگر وبا گریبان نمازگزاران آن مسجدی را که او نماز می خواند گرفت، دیگر صلاح نیست که ازآنجا بگریزد». (12)

با توجّه به این که بعید است مسجد خصوصیتی داشته باشد، ظاهراً مبتلا شدن اهل مسجد، کنایه از فراگیر شدن بیماری در میان اطرافیان و اهالی محل سکونت است؛ بدین معنا که هرگاه بیماری به قدری به شما نزدیک شد که گریبان اهالی مسجد محل شمارا نیز گرفت، دیگر از آن نگریزید و در اینجا نیز با توجّه به وجوب پرهیز از بیماری ها، باید این توصیه را حمل بر پرهیز از گسترش بیماری کرد و نه تن دادن به بیماری.

نکتۀ دیگری که در سیرۀ اهل بیت به چشم می خورَد، لزوم حفظ فاصله از برخی بیماران است. رسول خدا (ص) فرمود: «به جذامیان خیلی منگرید و چون با آنان سخن می گویید، باید میان شما و آن ها به اندازۀ بند نیزه فاصله باشد». (13) گویا این توصیه، به خاطر پرهیز از سرایت بیماری است و بر این اساس، می توان این توصیه را نیز تعمیم داد؛ یعنی لزوم حفظ فاصله از بیمار، در همۀ بیماری های مسری و واگیردار. بااین حال، اهل بیت (ع) گاهی نیز از باب تواضع، با افراد جذامی هم سفره می شدند (14) و گویا هدف از این کار، توجه به نیازهای روحی و عاطفی افراد مبتلا بوده است. به هرحال، این گونه موارد نشان می دهد که لزوم احتیاط در برخورد با مبتلایان، به معنای طرد کلی آنان نیست.

توجّه به عوامل معنوی

امّا آن چیزی که در بررسی سیرۀ اهل بیت خودنمایی می کند، نگاه معرفتی اهل بیت به بلاها و بیماری ها است. از نگاه اهل بیت (علیهم السلام)، هم درد از خدا است و هم درمان. (15) روزی رسول خدا (ص) به طبیبی فرمود: «طبیب خدا است و امّا تو، یاری مهربان هستی». (16) گویی آن حضرت، پزشک ـ و به تبع، همۀ دیگر عوامل مادّی درمان ـ را سبب و وسیلۀ درمان می شمارد. نقل شده است که یکی از اصحاب رسول خدا (ص) مجروح شد و آن حضرت دستور داد برایش طبیب خبر کنند. اطرافیان پرسیدند: «یا رسول الله! مگر طبیب سودی می رساند؟». رسول خدا فرمود: «خداوند هیچ بیماری ای نفرستاده مگر این که برای آن شفایی نیز فرستاده است» و نیز فرمود: «خود را درمان کنید؛ زیرا همان کسی که درد را فرو فرستاده، درمان را نیز فرو فرستاده» (17)

اساساً از نگاه معرفتی، بلاها و مصائب، یکی از ابزارهای تربیت و هدایت بندگان شمرده می شود. امام جعفر صادق (علیه السلام) در گفت وگوی مفصّلی که با یکی از یاران خود به نام مفضّل انجام داده است، بعد از اشاره به برخی بیماری های فراگیر و بلاهای عمومی، می فرماید: «این ها… فقط گاهی با این آفات جزئی متأثر می شود تا مردم تأدیب شوند و استوار گردند و پس ازآن نیز استمرار ندارند و در هنگام ناامیدی مردم برطرف می شوند؛ پدید آمدنشان برای مردم موعظه و برطرف شدنشان رحمت است». (18)

در روایتی از امام سجاد (علیه السلام) نیز ابتلا به بیماری طاعون ـ و توسّعاً همۀ بیمارهای فراگیر ـ باعث پاک شدن گناهان شمرده  شده و به نور خورشید تشبیه شده که هرچند باعث آزردگی عدّه ای می شود، برکاتی هم از جهت رویش درختان و… دارد. (19)

نیز در نگاه پیامبر و اهل بیت ایشان، کوچک و بزرگ بودن بیماری و بلا، تفاوتی ندارد؛ زیرا هر دو از طرف خداوند است و برای خداوند، کوچک و بزرگ ندارد. نقل شده که رسول خدا (ص) هرگاه جوش کوچکی در بدن خود می دید، به خدا پناه می برد و در برابر خدا به اظهار مسکنت و زاری می پرداخت. پس به ایشان گفته می شد: «ای رسول خدا! [مگر] چیز مهمی است؟». می فرمود: «اگر خدا بخواهد، چیز کوچک را بزرگ و چیز بزرگ را کوچک خواهد کرد». (20) با این نگاه، قدرت خداوند چه در ایجاد و چه در دفع بیماری ها، چه یک نفر در جامعه بیمار شود و چه افراد بسیاری مبتلا گردند؛ یکسان است و ازاین جهت، برای خدا هیچ تفاوتی ندارد.

صدقه دادن، دعا کردن، سپاس گزاری و پرهیز از ناشکری و ناشکیبایی، از توصیه های معنوی اهل بیت در برخورد با بیماری ها است. (21) در منابع حدیثی، دعاها و نمازهای بسیاری برای هنگام بیماری و دیگر بلاها ذکرشده (22) چنان که نماز آیات و استسقا و… در بلاهایی مانند زلزله توصیه شده است.

افزون بر این ها، سعی و تلاش، اندیشه و عبرت، گفتن «انا لله و انا الیه راجعون» و تسلیم در برابر خداوند، از راهکارهای معنوی اهل بیت (ع) در برخورد با عموم مصائب و ازجمله بیماری است. (23)

نتیجه:

هرچند اطلاع ما از سیرۀ رسول خدا (ص) و اهل بیت ایشان در بلاهای طبیعی و بیماری های فراگیر، محدود است؛ ولی اجمالاً می دانیم که ایشان، هم به علل و عوامل مادی بیماری ها و بلاهای همگانی توجه داشته اند و هم به علل و عوامل معنوی آن ها. در مرحلۀ درمان نیز هم به اسباب مادّی درمان توصیه کرده اند و هم به اسباب معنوی آن. این دو، هیچ منافاتی با هم ندارند و باید هر دو را در کنار هم دید.

 

 

پی نوشت ها:

  1. طوسی، رجال الطوسی، ص 27؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فى معرفة الأصحاب، ج‏3، ص 1405.
  2. ابن حجر عسقلانی، الإصابة فى تمییز الصحابة، ج ‏1، ص 456 (پاورقی محقق به نقل از: مراصد الاطلاع).
  3. بنگرید به روایتی دربارۀ معلی بن خُنیس که در مدینه حضور داشت، ولی از اخبار بد وبا در عراق نگران حال خانوادۀ خویش بود. مجلسی، بحارالانوار، ج 47، ص 91.
  4. محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمة، (دورۀ پنج جلدی)، چاپ اوّل، 1416 ق، حدیث 18792 (به نقل از غررالحکم، حدیث 8545).
  5. محمدی ری شهری، همان، حدیث 18793 (به نقل از غررالحکم، حدیث 8612).
  6. مانند روایت راوندى دربارۀ امام حسن عسکرى (علیه السلام) در: حرّ عاملی، وسائل‏الشیعة، ج 17، ص 108 باب 10.
  7. مالک بن انس، الموطأ، بیروت، ج 2، ص 898 (باب ما جاء فی الطاعون، حدیث 22)
  8. صدوق، معانی الأخبار، ص 254، حدیث 1.
  9. ر.ک: کلینی، الکافی، ج 2، ص 429؛ ابن ابی الحدید، شرح‏نهج‏البلاغة، ج 12، ص 7.
  10. ر.ک: مجلسی، همان، ج 59، ص 210. در نهایۀ ابن اثیر نیز آمده است: «الوباء بالقصر و المد و الهمزه الطاعون و المرض العام».
  11. صدوق، معانی الأخبار، ص 254؛ حرّ عاملی، وسائل‏الشیعة، ج 2، ص 431.
  12. حرّ عاملی، همان، ج 2، ص 431، حدیث 2556.
  13. محمدی ری شهری و همکاران، حکمت نامۀ امام حسین (ع)، ج 2، ص 195، حدیث 655.
  14. برای نمونه، ر.ک: کلینی، همان، ج 2، ص 123، حدیث 8.
  15. صدوق، علل الشرائع، ص 525، حدیث 1.
  16. ر.ک: محمدی ری شهری، میزان الحکمة، حدیث 11142 تا 11145.
  17. نوری، میرزا حسین، مستدرک الوسائل، ج 16، ص 440.
  18. حسینی، سید خلیل و بهرامی خشنودی، مرتضی، تحفۀ آسمانی، ص 70 (به نقل از: توحید مفضل، ص 110)
  19. مجلسی، محمدباقر، همان، ج 6، ص 124 (به نقل از: الدعوات راوندی).
  20. رضایی، حسن و همکاران، فرهنگ نامۀ سیرۀ پیامبر اعظم (ص)، ص 619 (به نقل از: مکارم الاخلاق، ص 357).
  21. ر.ک: رضایی، حسن و همکاران، همان، ص 619.
  22. . برای نمونه، ر.ک: صدوق، کتاب من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 558، حدیث 1544.
  23. ر.ک: حسینی، سید خلیل و بهرامی خشنودی، مرتضی، همان، گفتار دهم و یازدهم.

 

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:

  1. آموزه های اخلاقی رفتاری امامان شیعه، محمدتقی عبدوس، محمد محدی اشتهاردی
  2. آرام بخش دل داغ دیدگان، حسین جناتی (ترجمه کتاب مسکن الفواد شهید ثانی)

 

موارد مرتبط:

  1. بلایای طبیعی صدر اسلام،
  2. شیوع بلایای طبیعی و بیماری های فراگیر در عصر پیامبر و اهل بیت (علیهم السلام)