پاسخ ارائه شده در پاسخ به سوال یک پرسشگر با مشخصات خاص می باشد لذا در صورتی که سوالی دارید از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.
درتفسیر(نمونه) آمده ودرافواه عموم رایج است (كه این كارگاه...
او مشغول ساختن كشتي بود و هر زمان گروهي از اشراف قومش بر او مي‏گذشتند او را مسخره مي‏كردند ...

درآیات قرآن اشاره به محل ساخت كشتی توسط حضرت نوح علیه السلام نشده. اما ؛ آیا هم چنان كه درتفسیر(نمونه) آمده ودرافواه عموم رایج است (كه این كارگاه دروسط بیابان بوده وتمسخر مردم " مستكبران " هم ازاین بابت بوده ) با عدالت خداوند دربه آزمایش گذاردن عقلها وانسان ها درتضاد نیست ؟ مگرقبول كنیم كه ان قوم به عنوان یك تمدن و فرهنگ در كنار رودخانه زندگی می كردند (شواهدتاریخی بین النهرین را نشانه رفته اند) و با كشتی و تردد روی آب آشنابوده اند. اما ساخت كشتی با آن عظمت زمینه تمسخر را بر ایشان فراهم كرده بود استوار و مذموم است

« وَ أُوحِيَ إِلي‏ نُوحٍ أَنَّهُ لَنْ يُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِكَ إِلاَّ مَنْ قَدْ آمَنَ فَلا تَبْتَئِسْ بِما كانُوا يَفْعَلُونَ

 وَ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنا وَ وَحْيِنا وَ لا تُخاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ  وَ يَصْنَعُ الْفُلْكَ وَ كُلَّما مَرَّ عَلَيْهِ مَلَأٌ مِنْ قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ قالَ إِنْ تَسْخَرُوا مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنْكُمْ كَما تَسْخَرُونَ (1)

 به نوح وحي شد كه جز آنها كه (تا كنون) ايمان آورده‏اند. ديگر هيچكس از قوم تو ايمان نخواهد آورد بنا براين از كارهايي كه مي‏كنند غمگين مباش،

 و (اكنون) در حضور ما و طبق وحي ما كشتي بساز و در باره آنها كه ستم كردند شفاعت مكن كه آنها غرق شدني هستند.

 او مشغول ساختن كشتي بود و هر زمان گروهي از اشراف قومش بر او مي‏گذشتند او را مسخره مي‏كردند، (ولي نوح) گفت اگر ما را مسخره مي‏كنيد ما نيز شما را همين گونه مسخره خواهيم كرد.

منظور از كلمه" اعيننا" (در برابر ديدگان ما) اشاره به اين است كه تمام تلاشها و كوششهاي تو در اين زمينه در حضور ما است، بنا بر اين با فكر راحت به كار خويش ادامه ده، طبيعي است اين احساس كه خداوند حاضر و ناظر است و محافظ و مراقب مي‏باشد به انسان هم توان و نيرو مي‏بخشد، و هم احساس مسئوليت بيشتر. و از كلمه" وحينا" چنين بر مي‏آيد كه نوح چگونگي ساختن كشتي را نيز از فرمان خدا مي‏آموخت، و بايد هم چنين باشد. زيرا نوح پيش خود نمي‏دانست ابعاد عظمت طوفان آينده چه اندازه است. تا كشتي خود را متناسب با آن بسازد، و اين وحي الهي بود كه او را در انتخاب بهترين كيفيتها ياري مي‏كرد.

 اما قوم نوح به جاي اينكه يك لحظه با مساله دعوت نوح به طور جدي بر خورد كنند و حد اقل احتمال دهند كه ممكن است اين همه اصرار نوح ع و دعوتهاي مكررش از وحي الهي سرچشمه گرفته، و مسئله طوفان و عذاب حتمي باشد، باز همانطور كه عادت همه افراد مستكبر و مغرور است به استهزاء و مسخره ادامه دادند:" و هر زمان كه گروهي از قومش از كنار او مي‏گذشتند و او و يارانش را سر گرم تلاش براي آماده ساختن چوبها و ميخها و وسائل كشتي سازي مي‏ديدند مسخره مي‏كردند و مي‏خنديدند و مي‏گذشتند.

مي‏گويند اين گروه‏هاي اشراف قوم نوح هر دسته نوعي استهزاء كه مايه خنده و تفريح بود براي خود انتخاب مي‏كردند.

يكي مي‏گفت: اي نوح مثل اينكه دعوي پيامبري نگرفت آخر سر، نجار شدي! ...

ديگري مي‏گفت: كشتي مي‏سازي بسيار خوب، دريايش را هم بساز! هيچ آدم عاقل ديده‏اي در وسط خشكي كشتي بسازد؟! ...

بعضي ديگر شايد مي‏گفتند: اوه كشتي به اين بزرگي براي چه مي‏خواهي، لا اقل كوچكتر بساز، كه اگر بخواهي به سوي دريا بكشي براي تو ممكن باشد! مي‏گفتند و قاه قاه مي‏خنديدند و مي‏گذشتند و اين موضوع در خانه‏ها و مركز كارشان به اصطلاح سوژه بحثها بود، و با يكديگر در باره نوح و كم فكري پيروانش سخن مي‏گفتند!: پير مرد را تماشا كن آخر عمري به چه روزي افتاده است؟ حالا مي‏فهميم كه اگر به سخنان او ايمان نياورديم حق با ما بود. اصلا عقل درستي ندارد. و اما نوح با استقامت فوق العاده‏اي كه زائيده ايمان است با جديت فراوان به كار خود ادامه مي‏داد، و بي‏اعتنا به گفته‏هاي بي‏اساس اين كوردلان از خود راضي به سرعت پيشروي مي‏كرد، و روز به روز اسكلت كشتي آماده‏تر و مهياتر مي‏شد، فقط گاهي سر بلند مي‏كرد و اين جمله كوتاه و پر معني را به آنها مي‏گفت:

" اگر امروز شما ما را مسخره مي‏كنيد ما هم همين گونه در آينده نزديكي شما را مسخره خواهيم كرد.آن روز كه شما در ميان طوفان سرگردان خواهيد شد و سراسيمه به هر سو مي‏دويد و هيچ پناهگاهي نخواهيد داشت و از ميان امواج فرياد مي‏كشيد و التماس مي‏كنيد كه ما را نجات ده آري آن روز مؤمنان بر افكار شما و غفلت و جهل و بي‏خبريتان مي‏خندند.(2)

بدون شك كشتي نوح يك كشتي ساده‏اي نبود و با وسائل آن روز به آساني و سهولت پايان نيافت، كشتي بزرگي بود كه بعلاوه بر مؤمنان راستين يك جفت از نسل هر حيواني را در خود جاي مي‏داد و آذوقه فراواني كه براي مدتها زندگي انسانها و حيوانهايي كه در آن جاي داشتند حمل مي‏كرد، چنين كشتي با چنين ظرفيت حتما در آن روز بي‏سابقه بوده است، به خصوص كه اين كشتي بايد از دريايي به وسعت اين جهان با امواجي كوه پيكر سالم بگذرد و نابود نشود، لذا در بعضي از روايات مفسرين مي‏خوانيم كه اين كشتي هزار دويست ذراع طول و ششصد ذراع عرض داشت. (هر ذراع حدود نيم متر است).

در قرآن آمده كه حضرت نوح 950 سال قومش را به توحید دعوت كرد اما جز اندكی ایمان نیاوردند و این ساخت كشتی و طوفان و غرق شدن كافران بعد از این دعوت و اتمام حجت بوده است. در قرآن در ادامه رسالت و ماموريت نوح براي دعوت قومش سخناني از زبان خود او، هنگامي كه به پيشگاه پروردگار شكايت مي‏برد، نقل شده است از جمله این آیه شریفه:

« وَ إِنِّي كُلَّما دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ وَ اسْتَغْشَوْا ثِيابَهُمْ وَ أَصَرُّوا وَ اسْتَكْبَرُوا اسْتِكْباراً»(3)

" خداوندا! من هر زمان آنها را دعوت كردم كه ايمان بياورند تا تو آنها را مشمول آمرزش خود قرار دهي، آنها انگشتان خويش را در گوشهاي خود قرار داده، و لباسهايشان را بر خود پيچيدند و در مخالفت و عدم ايمان اصرار ورزيدند و شديدا استكبار كردند"

گذاشتن انگشت در گوشها براي اين بوده كه صداي حق را نشنوند و پيچيدن لباس بر خويشتن يا به اين معني است كه لباس بر سر مي‏انداختند تا پشتوانه‏اي براي انگشتان فرو كرده در گوش باشد و كمترين امواج صوتي به پرده صماخ آنها نرسد، و از آنجا كه پيامي به مغز منتقل نگردد! و يا مي‏خواستند صورت خود را بپوشانند مبادا چشمانشان بر قيافه ملكوتي نوح اين پيامبر بزرگ بيفتد، در واقع اصرار داشتند هم گوش از شنيدن باز ماند و هم چشم از ديدن. اين راستي حيرت‏انگيز است كه انسان به اين مرحله از عداوت و دشمني با حق برسد كه حتي اجازه ديدن و شنيدن و انديشيدن را به خود ندهد.

اصولا ساختمان انسان چنين است كه اگر در مسير باطل آن قدر پيش برود كه ريشه‏هاي فساد در وجود او مستحكم گردد، و در اعماق وجودش نفوذ كرده به صورت طبيعت ثانوي در آيد نه دعوت مردان خدا در او اثر مي‏بخشد، و نه پيامهاي رساي الهي فايده‏اي مي‏دهد.

از این آیه استفاده می شود كه يكي از عوامل مهم بدبختي قوم نوح استكبار و غرور بود، زيرا خود را بالاتر از اين مي‏ديدند كه در برابر انساني مانند خود هر چند نماينده خدا باشد و قلبش كانون علم و دانش و تقوا سر تسليم فرود آورند، اين كبر و و غرور هميشه يكي از موانع مهم راه حق بوده و ثمره شوم آن را در تمام طول تاريخ بشر در زندگي افراد بي‏ايمان مشاهده مي‏كنيم.

مستكبران خود خواه هميشه مسائل جدي را كه در مسير خواسته‏ها و هوسها و منافع آنها نيست به بازي و شوخي مي گيرند. و بهمين دليل مسخره كردن حقايق مخصوص آنچه مربوط به زندگي مستضعفان است جزئي از زندگي آنها را تشكيل مي دهد، آنها براي رنگ و آب دادن به جلسات پر گناه خود دنبال فرد با ايمان تهي دستي ميگردند كه او را به اصطلاح ملعبه و مضحكه سازند.

و اگر در مجالس خود دست‏رسي به چنين افراد پيدا نكنند فرد يا افرادي از آنها را غيابا سوژه سخن قرار داده و مي‏گويند و مسخره مي‏كنند و مي‏خندند.

به هر حال اين گروه عصيانگر و لجوج بايد مجازات شوند، مجازاتي كه جهان را از لوث وجود آنها پاك كند و مؤمنان را براي هميشه از چنگالشان رها سازد، فرمان غرق شدن آنها صادر شده است، ولي هر چيز وسائلي مي‏خواهد، نوح بايد كشتي مناسبي براي نجات مؤمنان راستين بسازد تا هم مؤمنان در مدت ساختن كشتي در مسير خود ورزيده‏تر شوند و هم بر غير مؤمنان به اندازه كافي اتمام حجت گردد.(4)

بنابراین اینكه قوم نوح در ساختن كشتی او را مسخره می كردند. بخاطر استكبار خودشان بوده كه دعوت او را نپذیرفتند و خداوند سالها به آنها مهلت داد. ولی بر ایمانشان نیفزود. و این مطلب چیزی نیست كه با آزمایش الهی در تضاد باشد.

هم چنین  تمسخر قوم نوح فقط به خاطر ساختن كشتی در آن مكان نبود بلكه قبل از ساختن كشتی او را مورد آزار و اذیت و توهین خود قرار می دادند.

پی نوشت ها:

1. هود(11)آیه36-38.

2.آیت الله مكارم، تفسير نمونه،انتشارات اسلامیه، ج‏9، ص: 92.

3. نوح(71)آیه 7.

4.تفسير نمونه، ج‏25، ص: 65.