پاسخ ارائه شده در پاسخ به سوال یک پرسشگر با مشخصات خاص می باشد لذا در صورتی که سوالی دارید از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.
نقدهای اساسی به قرآن جدید با نام فرقان الحق كه در ظاهر شبیه قرآن است
اين قبيل تلاش هاي در واقع نوعي پاسخ در براب تحدي قرآن است ، اما بايد ديد كه ...

نقدهای اساسی به قرآن جدید با نام فرقان الحق كه در ظاهر شبیه قرآن است چیست؟

 نقد و بررسي اين قبيل محصولات ضد ديني نيازمند بررسي و كار مفصلي است كه از عهده دوستان تان در اين مركز خارج است ، اما تلاش مي كنيم به نكته دقيقي اشاره كنيم تا پاسخ قابل قبولي داشته باشيد .

اين قبيل تلاش هاي در واقع نوعي پاسخ در براب تحدي قرآن است ، اما بايد ديد كه آيا مبارزه طلبي قرآن مطالبه نمونه هايي نظير فرقان الحق است يا چيز ديگر ؛ در حقيقت بايد ديد كه ماهيت تحدي قرآن چيست ؟

 مي دانيم كه در چند جای قرآن از مخالفان خواسته شده که برای اثبات کذب بودن ادعای قرآن ، کتاب یا سوره ای مشابه ارائه دهند . این امر به عنوان مبارز طلبی یا تحدی قرآن شناخته می شود كه اين حقيقت معجزه اصلي قرآن معرفي مي گردد ، چون حقیقت اعجاز این گونه شناخته می شود که مدّعی نبوت عمل خارق العاده ای را انجام دهد و دیگران را برای همانند آن دعوت کند. اما آنان از آوردن مانند آن عاجز و ناتوان باشند(1) .

 پیامبر با آوردن قرآن ادعای نبوت کرد و مردم را به هماوردی (تحدّی) فرا خواند تا جایی که حاضر شد کافران تنها یک سوره بیاورند و از تمام جهانیان برای ساختن آن سوره کمک بگیرند.(2) اما با گذشت چهارده قرن هنوز کسی نتوانسته است در صحنه مبارزه گام بگذارد یا موفق شود؛  البته در قرآن تنها از آوردن مثل ، سخن گفته شده و جزییات این مبارزه معرفتی تبیین نشده است. به همين خاطر يكي از سوالات مهم در اين خصوص آن است كه در پرسش شما مطرح شده و در جاي خود نكته قابل تاملي است. اما بايد ديد كه واقعا مراد قرآن از آوردن مثل و مانند چيست و آيا به واقع آوردن نظير هر اثر ارزشمندي ناممكن است ؟ 

 ماهيت مبارز طلبي قرآن حقيقتي مشخص و روشن است. زيرا قرآن راهكار مبارز طلبي برای مقابله و شكست دادن افرادی بود که آن را ساخته و پرداخته ذهن بشری پیامبر یا ناشی از کمک های برخی انسان های غیر عرب معرفی می کردند. در اين موقعيت قرآن چنین مبارز طلبی را مطرح نمود تا ناتوانی ایشان از این امر را آشکار سازد .

اما در عین حال ابعاد گوناگون اعجازی قرآن كه در ادامه به آن ها اشاره مي شود و قرائن و شواهد مختلفی که در خصوص آن وجود دارد، به ضمیمه ناتوانی از مقابله به مثل با قرآن می تواند نتیجه ای مانند آسمانی بودن را برای ما در خصوص این کتاب رقم بزند ؛ به این بیان که اصولا از نظر عقلی توانمندی های بشری اموری قابل تکرار هستند . در شرایط ایده آل می توان اموری را که در گذشته از انسان ها صادر شده ، تکرار نمود .

همچنين هرچند آثاري نظير ديوان اشعار بزرگان شعر و  ادب در زمان كنوني به عنوان گنجينه هاي ادبي و ميراث ادبيات يك ملت محسوب مي شود ، اما اين امر به معناي غير قابل تكرار بودن محتوايي اين آثار نيست . چه بسا در آينده شعر ارزشمند ديگري هم خلق شود كه هرچند در فرم و محتوا با اثر قبلي متفاوتند، اما در عين حال از نظر وسعت اثر بخشي و تاثير گذاري و قابليت هاي هنري و محتوايي هم رتبه هم بلكه در مرتبه بالاتري قرار بگيرند .

 هيچ گاه عين و مانند ديوان سنايي غزنوي خلق نشده است. اما چه بسا از نظر كارشناسان فن ، ديوان صائب تبريزي در مجموع ديوان ارزشمند تر و تاثيرگذار تر از ديوان سنائي قلمداد گردد . در اين صورت بديهي است كه مي توان گفت ديوان صائب در ارزش و منزلت مثل ديوان سنايي بلكه بالاتر از اوست .

  در زمان رسول خدا( که توانایی های ادبی و فصاحت و بلاغت در زبان عرب به اوج خود رسیده و شعرایی در اوج توانایی مطرح می شوند که برترین ابیات و اشعار تاریخ عرب را سروده)هفت  اثر برتر در این زمینه از کعبه آویزان شد. ناگهان با آمدن قرآن و مبارزه طلبی و ناتوانی بزرگ ترین نامداران عرصه ادبیات عرب از مقابله به مثل این ادعا در ذهن قوت می یابد که یقینا این اثر قابل تکرار نیست و وجهی فرا بشری دارد .به يقين قرآن مثل معلقات سبعه نبود،بلکه از نظر فرم و شكل و محتوا و اثر گذاري برتر از آنان بود .

 البته بحث تحدی و مبارز طلبی قرآن از مباحث دقیق و جدی است که بررسی جزییات آن نیازمند توضیحات مفصل است ، اما حقیقت بی مانندی قرآن را باید در ابعاد گوناگون اعجاز آن جستجو نمود ؛ در واقع ابتدا نباید وجوه اعجاز قرآن را به یک یا دو وجه محدود کرد ، به این معنا که کسی تصوّر کند قرآن از لحاظ انتخاب واژه ها و آهنگین یا موزون بودن و یا فصاحت و بلاغت و مانند آن معجزه است، چنان كه برخي از آثار منحصر به فرد هنري جهان برجستگي هاي اين گونه دارند . بلکه قرآن همه ابعاد اعجاز را در خود جمع کرده است .

ابعادی از قبیل : اعجاز کلامی ،اعجاز علمی،اعجاز هنری ، اعجاز خبردادن از غیب ، نبودن اختلاف در آن ،ويژگي اين كتاب به اعتبار آورنده آن ، به اعتبار هدایتگری،قوانین و تشریعات آن و... ؛  در نتيجه اگر قرار باشد همانندی برای قرآن جستجو کرد، باید در همه این ابعاد دارای ویژگی و برجستگی باشد، نه تنها در قالب و فرم ظاهری ؛ به علاوه قرآن در ارائه این فرم و قالب هم دارای بداعت و ابتکار بوده ، هر نمونه مشابه باید دارای نوآوری و بداعت باشد، نه این که از شیوه و روش قرآن تبعیت کند .

 بر این اساس این که قرآن همه مخالفان را به مبارزه طلبیده و خواسته که در رد آن کتابی همچون قرآن یا ده سوره و یا حتی یک سوره بیاورند ، به این معنا نیست که برخی افراد گمان کرده و همانند قرآن آیاتی با معانی و الفاظ مترادف قرآن ساخته اند ؛ بلکه مشابهت در این خصوص آن است که در هر مقطع زمانی فرد یا افرادی یک مجموعه معرفتی مانند قرآن را بیاورند که هم در قالب و فرم و شکل و محتوا و هم در جامعیت و تنوع مطالب و هم در اثر بخشی فردی و اجتماعی کارکردی نظیر قرآن داشته باشد .

در واقع این حقیقت از نظر تاریخی قابل انکار نیست که قرآن در جامعه خشن و خشک عربی چنان تاثیر عمیق و تحول شگرفی ایجاد نمود که در عرض دو دهه ماهیت فرهنگی ،اجتماعي و بینشی و رفتاری یک منطقه بزرگ جغرافیایی را دگرگون نمود ؛ اگر قرار باشد کتابی چون قرآن و مثل او نوشته شود ، نه این که تعابیری به ظاهر شبیه قرآن بیاورد، بلکه باید چنین تاثیر و تحولی را در جامعه کنونی رقم بزند تا بتوان آن را همانند قرآن دانست.

بر این اساس می توان گفت که هیچ کتابی مانند قرآن و هیچ سوره ای مانند سوره های قرآن قابل ارائه نیست . در نتيجه تلاش هاي مضحكي مانند قرآن هاي نوين  كه در گذشته هم وجود داشته و اكنون تحت عناوين جديد ارائه شده، به روشني از دائره تحدي و مقابله با قرآن خارج مي شوند، زيرا اين آثار نوعي گرته برداري شكلي و محتوايي از قرآن كريم است كه ذره اي از بداعت و جذابيت و زيبايي خود قرآن را نداشته و كم ترين تاثير فردي و اجتماعي را نيز بر مخاطبان خود نگذاشته است .

 سازندگان اين آثار همه تلاش خود را در مثليت به خرج داده اند اما دقت نداشتند كه مراد قرآن از آوردن مثل ، آوردن چيزي مشابه و همانند و گرته برداري شده نيست ، بلكه همانند قرآن كتابي است با همان ويژگي ها و لوازم و آثار چشمگير .

پینوشت‏ها:

1. جعفر سبحانی، الهیات و معارف اسلامی، نشر موسسه امام صادق عليه السلام ، ص 262.

2. بقره (2) آیه 23.