با سلام و خسته نباشید و تبریک سال نو. یکی از استدلالات متکلمین اسلامی، برای اثبات الهی بودن قرآن، خبرهایی است که قرآن از گذشته و آینده داده است. من با توجه به مسائلی می خواهم ببینم آیا این خبرها معجزه هستند و می توانند یک نامسلمان را مسلمان کنند.

لطفاً در این پرسشها، دقت کنید که در حال اثبات نبوّت یک مدعی پیامبری هستیم، نه بررسی ابعاد اعجاز او، بحث من بر سر این است که آیا این امور می توانند نبوّت یک پیامبر را ثابت کنند یا خیر:

پرسش1: در مورد خبرهای از گذشته:

این گزارشها مربوط به دو دسته حوادث هستند: یا در اسناد تاریخی موجود هستند یا نیستند، اگر نیستند که اساساً وقوع حقیقی آنها، امری اثبات شده نیست و اگر هستند، اینجا دو احتمال پیش می آید: یا فرشته آن را بر آورندۀ قرآن نازل کرده است یا آورنده به شکلی به این اسناد دست یافته است. خب بدون شک برای کسی که هنوز نبوّت پیامبر اسلام برایش ثابت نشده است، و امّی بودن او نیز در صورت اثبات کمکی به این امر امر نخواهد کرد(زیرا امکان شنیدن خبر وجود دارد)، احتمال دوم از احتمال نخست بالاتر است، و در کل وقتی احتمال دوم وجود دارد، آنهم وقتی میزانش بیشتر است، احتمال نخست با مشکل عدم قطعیت روبروست.

پرسش 2: در مورد خبرهای آینده:

برای پیشگوییهایی مثل فتح مکّه و شکست متقابل ایران از روم، مشکلی که وجود دارد، این است که چگونه اثبات کنیم که این آیات به راستی پیش از حادثه مطرح شده اند و گزارشاتی این امر را تایید می کنند، یعنی تایید می کنند که آیه قبل از حادثه نازل شده است، نیز دارای دو مشکل اساسی هستند: عدم تواتر تاریخی کافی و گزارش شدن از سوی خود مسلمانان که در نتیجه نمی توان با آنها علیه نامسلمانان استدلال کرد.

پیشگوییهایی مثل پیشگویی سورۀ کوثر، که در آنها حادثه بعد از رحلت پیامبر رخ داده است، نیز باز با مشکل گزارشات تاریخی روبرو هستند، ولی اینبار نه بر سر زمان نزول آیه، بلکه بر سر وقوع آنچه از آیه استنتاج می شود: گزارشهایی که مثلاً می گویند نسل کسی که پیامبر را ابتر خواند، ادامه نیافت: هم عدم تواتر دارند و هم از سوی خود مسلمانان مطرح شده اند و برای نامسلمانان معتبر نیستند.

در مورد گزارشهایی آیه نفی سبیل(لن یجعل الله...) باز این مسئله وجود دارد، که ما برای اثبات تحقّق آنها نیاز داریم که تا انتهای تاریخ صبر کنیم و اگر تا این زمان کافران جز با اهمال مسلمین بر آنها فائق نیامده اند، دال بر این نیست که در آینده نیز حتماً اینطور خواهد بود، برای نفی یک "لن" یک مثال نقض کافی است.

پرسش 3: گاهی انسانهای عادی مثل ما نیز در رویای صادقه حوادثی از آینده را می بینیم و این معنای آن است که برای دیدن آینده نیازی به خدا بودن وجود ندارد، پس دیدن آینده هر چند آینده ای دورتر از دیگران، چگونه می تواند از سوی خدا دانسته شود؟

پرسش 4: همانطور که در یکی از پرسشهای پیشین پرسیدن و تایید فرمودید، معجزه چیزی است که مدعی پیامبری، در پاسخ به درخواست اعجاز مردم، ارائه بدهد، و آنرا نشانۀ الهی بودن دعوت خود بداند و مردم از آوردن مثل آن ناتوان بمانند. آیا قران در مورد اخبار خود از گذشته و آینده، ادعای الهی بودن کرده است؟ آیا عباراتی مثل آیات تحدّی و عدم اختلاف را مطرح کرده است؟

پرسشگر محترم قرآن معجزه است از جهات مختلف:
از جهت محتوای آن که در همه ابعاد معرفتی، اخلاقی و احکام حق محض است و هیچ باطلی را در آن راه نیست. هر چه از معارف مربوط به مبدأ و معاد در قرآن آمده حق محض است و باطل به هیچ وجه در آن راه ندارد از این رو صدر و ذیل آن و معارف و اخلاق و احکام آن همه در یک راستا و به سوی یک هدف است و هیچ تهافت و ناسازگاری بین آیات و سوره های آن و بین معارف آن و احکام آن وجود ندارد در حالی که اگر بشری بود باطل در آن راه می یافت و دارای تناقض و ناسازگاری نی گردید و قرآن به همین هماهنگی و یک راستایی تحدی کرده و آن را نشانه خدایی بودن خود شمرده است:
أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلافاً كَثيراً (1)
آيا درباره قرآن نمى‏انديشند؟! اگر از سوى غير خدا بود، اختلاف فراوانى در آن مى‏يافتند.
اخلاقی که ارائه داده اخلاق الهی انسانی متعالی ای است که مطلوب نهایی بشر است و احکامی که ارائه کرده همه حیاتبخش و سعادت زایند.
از جهت آورنده اش معجزه است که فردی امیّ و درس نخوانده و معلم و مکتب ندیده و رشد کرده در محیطی دور از قافله علم و تمدن آن را ارائه کرده است که در سابقه اش هیچ از این گونه سخنان نگفته است و سخنان بعدش هم با آن هم رتبه نیست و از این جهت معجزه است و بدان استناد شده:
وَ ما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتابٍ وَ لا تَخُطُّهُ بِيَمينِكَ إِذاً لاَرْتابَ الْمُبْطِلُون (2)
تو هرگز پيش از اين كتابى نمى‏خواندى، و با دست خود چيزى نمى‏نوشتى، مبادا كسانى كه در صدد (تكذيب و) ابطال سخنان تو هستند، شك و ترديد كنند.
از جهت مطابقتش با یافته های علمی بشر، با این که در آن عصر و در آن جامعه دور از قافله علم و تمدن، قرآن در موضوعات تجربی و زمین شناسی و کیهان شناسی و تربیتی و روانشناسی و ... سخن گفته که علم آن روز فرسنگ ها از معارف قرآن دورتر بوده ولی با پیشرفت بشر در زمینه های مختلف علمی، هر روز زوایای ناشناخته علمی قرآن کشف می شود و پیشرفت علم و تحربه تا کنون حتی یک مورد از گزاره های قرآنی را باطل اعلام ننموده است.
البته برداشت هایی از قرآن شده که با پیشرفت علم باطل بودن آن برداشت ها روشن شده، ولی گزاره ای از قرآن تا امروز باطل نشده است. (دقت کنید)
اخبار و پیشگویی های قرآن از اتفاقاتی که در گذشته افتاده و جز بعض آگاهان به تاریخ یا ادیان از آن آگاهی نداشتند و قرآن از آنها خبر داده مثل اصحاب کهف یا ذی القرنین و ... نیز از معجزه های قرآن است.
و پیشگویی هایی که کرده و بعد اتفاق افتاده مثل خبر شکست رومیان و پیشگویی پیروزی آنها در کمتر از ده سال بعد. خبر دادن از آن واقعه که هنوز خبرش به اکناف نرسیده جز از طریق خدا ممکن نبود و پیشگویی اش هم همینطور.
قرآن از همه جهات بالا و از جهات فراوان دیگر معجزه است و هر فردی را با یکی از جهات می توان قانع کرد و به یقین رساند. (دقت كنيد )
اثبات حقیقت کار سختی نیست. اما پذیرفتن حقیقت بسیار سخت است و قبولاندن آن به افرادی که تسلیم در برابر حقیقت نیستند و بنای بر انکار دارند، محال می باشد.
وقتی یک عرب ساده و ساده دل و حق پذیر بیابانی می خواهد رسول خدا را بیازماید که آیا از غیب آگاهی دارد و پیامبر است یا مدعی دروغگویی بیش نیست، سوسماری در آستین خود پنهان می کند و از پیامبر می پرسد اگر تو به راستی پیامبر خدایی بگو در آستین من چیست و وقتی از پیامبر می شنود که در آستین تو سوسماری است که از فلان جا گرفته ای، او اطمینان می یابد که جز خدا کسی نمی تواند او را خبر داده باشد.
اگر جویای حقیقتی به قرآن نظر کند و ببیند که پیامبر در جمع مشرکان حجاز از پیروزی ایرانیان بر رومیان خبر داده و از پیروز شدن رومیان در کمتر از 10 سال آینده و هنوز هیچ کس از صحت یا کذب این خبر آگاهی ندارد و نمی تواند آن را تصدیق یا تکذیب کند و چند روز بعد خبر پیروزی ایرانیان به مکه می رسد، او یقین می یابد که پیامبر در آن روز جز از طریق خدا نمی توانسته بر این خبر آگاه گردد و به همین جهت همگی اعم از مشرک و مسلمان به صحت این خبر غیبی قرآن اذعان کردند و هیچ کس نگفت که قرآن دروغ گفته پس وحی نیست و بعد ها هم با پیروز شدن رومیان، مسلمانان از راست درآمدن پیشگویی قرآن شادمان شدند و کافران هم به تایید سر به زیر انداختند.
این مطلبی است که فقط طالبان حقیقت بر آن گردن می نهند و آنان که دنبال بهانه برای انکاترند بالاخره یک ان قلتی می آورند.
امروز بسیاری از اخبار قرآن برای من و شما معجزه بودنش آشکار نیست زیرا آن را در منابع دیگر می یابیم ولی موقع نزول، عرب حجاز از آن کاملا بی اطلاع بود و پیامبر هم جز وحی راهی بر آن نداشت.
وقتی به راهنمایی اهل کتاب و یهود، مشرکان از اصحاب کهف سوال کردند پیامبران و اهل مکه اصلا سخنی از اصحاب کهف نشنیده بودند و جریان آنها را نمی دانستند و پیامبر چند روز صبر کرد تا آیات نازل شد و جواب را آورد و هر منصفی می فهمد که خبر دادن پیامبر که به تایید اهل کتاب هم رسید جز به وحی ممکن نبود و حتی پیامبر در خبرش باور اهل کتاب را هم اصلاح کرد و به اشاره فهماند که این که آنها را سه یا پنج نفر می دانند، صحیح نیست. بلکه تعدادشان هفت نفر بوده است.
پرسشگر محترم در عین این که اخبار غیبی و پیشگویی های قرآن همه حق و معجزه است ولی خود قرآن به آنها تحدی نکرده و آنچه در قرآن مورد تحدی واقع شده ، آوردن حداقل یک سوره مثل سوره های قرآن است که هم مطلب حق و مفیدی ارائه دهد که اقتباس و برگرفته از کتب سابق و تعالیم پیشینیان نباشد و هم بیان جذاب و زیبایش افراد را جذب کند و داوران منصف و سخن شناس به همگونی آن با قرآن شهادت دهند و از آن زمان تا کنون هیچ کس نتوانسته در این میدان هماوردی کند.
اگر حضرت عیسی به ادعای ما و مسیحیان و کتب تاریخی مرده زنده می کرد و الان ما مرده زنده کردنش را فقط می شنویم و نمی توانیم با چشم خود آن را ببینیم و اگر حضرت موسی به ادعای ما و یهودیان و کتب تاریخی ، عصایش مار و اژدها می شد و همه چیز را می بلعید و ... و ما خبرش را می شنویم ولی اژدها شدنش را نمی بینیم. ولی قرآن معجزه ی موجود است و همه ما به چشم می بینیم که جهانیان با هم و تک تک از آوردن سوره ای مانند آن عاجزند همان گونه که می شنویم گذشتگان هم از آوردن سوره ای مانند سوره های آن عاجز بوده اند و نتوانسته اند سوره ای مانند سوره های آن بیاورند که الان ما آن را بخوانیم. پس این تنها معجزه ای است که همیشه جلو چشم همه جهانیان است و می توانند معجزه بودن آن را به چشم خود ببینند نه این که فقط خبرش را بشنوند.
حالا کسانی که نخواهند بپذیرند بهانه می آورند و برای بهانه آوردن همیشه مجال هست.
نکته دیگری که مطرح کرده اید خبر دادن افرادی از آینده است که در خواب دیده یا از طریق های دیگر مطلع شده است. بله این ها ممکن است و گفتیم که معجزه مورد تحدی قرآن این خبر دادن ها نیست و هر خبر دادنی هم نشان از نبوت نیست. زیرا کسی که در خواب از آینده خبر دار شده و با اتکای به خوابش خبر می دهد، می گوید که منبع خبرش خواب است و ادعایی هم ندارد و کسی هم خبر دادن او را دلیل پیامبر بودنش نمی شمارد. اما اگر خبر دادنی به عنوان اثبات نبوت باشد مثل خبر دادن از اصحاب کهف و ذی القرنین و ... که مشرکان از پیامبر پرسیدند که اگر پیامبری ما را از آنها خبر بده و وقتی پیامبر که زیر چشم آنها و تحت مراقبتشان بود و همه ارتباطاتش را زیر نظر داشتند و مطمئن بودند که به هیچ منبعی در باره سؤال آنان دسترسی ندارد، از آنها خبر داد به طوری که با خبر مطلعان اهل کتاب جور درآمد، فهمیدند که این نوع خبر دادن معجزه و اثبات کننده ارتباط با آسمان است زیرا هم او ادعای پیامبری داشت و هم سوال کنندگان در صدد امتحان او بودند و هم او می خواست با جوابش ارتباط خود با آسمان را ثابت کند. پس این خبر دادن از غیب، همه شرایط معجزه را داشت و مانند اژدها شدن عصای موسی یا زنده کردن مرده از جانب حضرت عیسی بود و انکار یکی از آنها مساوی با انکار بقیه است.
مسیحیان یا یهودیان قبول دارند که پیامبرشان پیامبر خاتم نبوده و وعده آمدن پیامبر خاتم را داده است از این رو منتظر پیامبر خاتم هستند و مسلمانان ادعا دارند که پیامبرشان پیامبر خاتم است و خودش و قرآنش این خاتمیت را اعلام کرده است. بنا بر این از نظر یک یهودی پیامبر بودن پیامبر اسلام محال نیست. بلکه محتمل است و اوست که باید با دلیل محکم به پیامبر نوبدن او یقین یابد و برای ایمان نیاوردن به او نزد خدا حجت دست و پا کند.
در این که دین اسلام همراستا با ادیان سابق است و توحیدی است بلکه توحیدی واقعی فقط اسلام است و یهودیت و مسیحیت به شرک آلوده شده اند هم شک نیست و خود این هم یک دلیل بر نبوت پیامبر است زیرا غیر از این ادیان ، دین توحیدی نداریم که پیامبر از آنجا این دین را اقتباس کرده باشد و ادیان یهود و مسیحیت نیز آلوده به شرک هستند و نمی توانند منبع اقتباس توحید واقعی و خالص باشند. پس این دین خق است و اقتباس از هیچ دین موجود در دنیا نیست و جز آسمان منبعی ندارد.
مطالعه در زندگی پیامبر نیز حقانیت او را کاملا آشکار می کند و قرآن هم معجزه دم دست اوست و اگر کسی آن را بشری می داند سوره ای مثل آن ارائه دهد و ناتوانی همه مخالفان در این چهارده قرن از آوردن سوره ای مثل قرآن و از نشان دادن یک مورد باطل یا یک مورد تناقض در آن بهترین نشانه خدایی بودن آن است و در این ها علامت کافی برای جویندگان حق هست :
إِنَّ في‏ ذلِكَ لَذِكْرى‏ لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهيدٌ (3)
در اين تذكّرى است براى آن كس كه عقل دارد، يا گوش دل فرادهد در حالى كه حاضر باشد!
و کسی که جویای حق نباشد با صدها هزار برابر این هم که دلیل و برهان بیاوری ، حق را نمی پذیرد و ما هم موظف به پذیراندن حق به آنان نیستیم و جز بلاغ و رساندن وظیفه ای نداریم:
َإِنْ أَسْلَمُوا فَقَدِ اهْتَدَوْا وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَيْكَ الْبَلاغ (4)
اگر (در برابر فرمان و منطق حق، تسليم شوند، هدايت مى‏يابند و اگر سرپيچى كنند، (نگران مباش! زيرا) بر تو، تنها ابلاغ (رسالت) است.
پی نوشت ها:
1. نساء (4) آیه 82.
2. عنکبوت (29) آیه 48.
3. ق (50) آیه 37.
4. آل عمران (3)آیه 20.