باسلام مجتبي هستم از مشهد سال 72 كه از سربازي تموم شد با يكي از دوستان مغازه لوازم بهداشتي زدم و به دو سال نكشيد كم اورديم ومغازه را جمع كرديم و بيكار بودم تا سال 75 كه از پسر عموم پول قرض كردم و با چك باشگاه بدن سازي زدم و در سال 76 مادرم تصادف كرد و فوت شد و 3 ماه بعد پدرم كه سكته مغزي كرده بود اون هم فوت كرد و من چون فرزند ارشد مادرم بودم قيم دو برادر صغيرم شدم و در حالي كه مشكلات بقيه روي دوش من بود هم مخارج خونه و مشكلات باشگاه و در حين اينكه درس مي خواندم براي كنكور و هميشه لهكار بودم تا اينكه با كلي زح0مت در سال 78 دانشگاه در رشته مهندسي عمران قبول شدم و سال 80 ازدواج كردم و سال 83 يكي از همان دو برادرم كارداني گرفت و براي اينكه بيكار نباشه اپارتماني كه با كلي قرض و بدهي خريده بودم در رهن بانك سامان گذاشتم و وام گرفتم بع اضافه وامهاي ديگر از بانك هاي ديگر خلاصه به يك سال نكشيد كه كلا ورشكست شدم و مجبور شدم باشگاه بدن سازي-بيليارد و حتي خونه را فروختم ولي باز هم بدهي ها صاف نشد و سال 84 كه مدرك گرفتم خيلي به سختي بيكار و خونه نشين شدم و از اون جاي كه دو برادرم پيش خودم نگه داشته بودم و همسرم هم توي عقد بود سال 85 از پدر خانم پول قرض كردم و يك عروسي مختصر گرفتم و سال 86 مجداد از پسر عموم پول گرفتم و شركت ساختماني تاسيس كردم و اواخر 86 خدا به ما يك پسر داد كه شش ماهه بود كه متوجه شديم از نظر حركتي- گفتاري مشكل داره و من هم همچنان بيكار باز پول قرض كردم براي دوا درمون بچه كه در نهيت گفتند بايد كار درماني -گفتار درماني و غيره با ايشان كار شود خلاصه همان برادري كه مدير بيليارد بود سال 87 استخدام تعائني اعتبار شد و تا به امروز كلي به اين بدهكارم و دو ماه ميشه كه شركت مجري شدم ولي اصل موضوع اينه كه چرا توي اين چند سال به دنبال هر كاري رفتم نشد حتي شده با من قرارداد بسته اند ولي بعد از چند ماه دوندگي منصرف شده اند در صورتي كه از بچه گي نمازم ترك نشده-بد هيچكس را نخواستم و هميشه توكلم به خدا بوده و در اين 6 سال بيكاري هر دعاي كه شده براي رفع مشكلم خوتنده ام و ه نماز حاجتي نيز خوانده ام و از سال 77 نماز شب نيز مي خوانم و الان هم نزديك يك ماه ميشه بعد از نماز صبح سوره هاي يس-منافقون-حشر و چهار قل مي خوانم ولي هنوز فرجي و چقدر نماز جعفر طيار خونده ام و چقدر دست به دامان اقا امام رضا و ديگر ائمه شده ام و همچنين توبه از گنا هانم كرده ام و به پيشنهاد دوستان پسش چند دعا نويس رفته ام و گفتند طلسم سنگيني كرده اند و با كلي هزينه به اصطلاح خودشان سفره اي پهن كرده و در مقابل چشمان خودم ظرف اب خالي گذاشتند و شروع به دعا خوندن كرد و بعد از مدتي داخل ظرف اب پر از بسته هاي دعا و يا فلز نوشته شده و يا نخ گره خورده بود ولي باز هم مشكلي از كار من حل نشد و حتي چندين بار امتحان نظارت نظام مهندسي شركت كرده ام ولي الارقم تلاشهاي كه كردم قبول نشدم و حالا من مانده ام با اين هزينه هاي سنگين از جمله اجاره خونه-هزينه هاي پسرم و خرج خونه راستش تا حالا سكته نكردم جاي تعجب دارد و براي من واقعا جاي سوال دارد مني كه هيچ وقت از ياد خدا غافل نبودم چرا بايد اين همه مشكل و بدهي داشته باشم و محتاج كسي كه خودم بزرگ كرده ام باشم به نظر شما كه خدا را بهتر از من مي شناسيد اينه رسم بنده خدا بودن كه براي كار به هر دري بزنم بازم چون به پاي قرار داد مي رسه همه چيز به دلايل مختلف خراب بشه من كه از خودم بدم اومده چرا كه شايد اگر غير مسلمان بودم خدا با من اين جوري نمي كرد يني اينها همه همتحان الهي خداست تا كي خواهش مي كنم از شما اساتيد محترم منو راهنمايي كنيد چكار كنم شخص خاصي را براي مشكلم معرفي ميكنيد و يا آيه خاصي كه چگونه -چه وقت و چند بار انجام دهم و ايا راهي هست كه با انجام ان هميشه از شر طلسم و جادوي ديگران در امان بود و اگر لطف كنيد كتابي كه بشود از ان كمك گرفت براي ابطال طلسم و جادو و جلو گيري از ان در زندگي و كار و از اينكه حوصله كرديد و گوشه اي لز مشكلات من را خونديد صميمانه تشكر مي كنم منتظر پاسخ شما هستم با تشكر.

نامه پر از دردتان را مطالعه کردیم. از فضای به وجود آمده و مشکلات شما بسیار متأثر وغمگین شدیم. امیدواریم با توکل بر خدا و همت خود و مشورت صاحبان تجربه بتوانید مسیر گذشته را تغییر داده و زندگی سعادتمندانه ای داشته باشید.
این فکر بسیار بعید است که طلسم شده باشید. باید بدانید همه انسان ها در زندگی در سختی های مختلف به سر می برند. بالا و پایین شدن ها در زندگی برای همه کم و بیش وجود دارد و سختی ها می تواند حکمت های متعددی داشته باشد.
امير المومنين عليه السلام مي فرمايد:الدَّهْرُ يَوْمَانِ يَوْمٌ لَكَ وَ يَوْمٌ عَلَيْكَ فَإِذَا كَانَ لَكَ فَلَا تَبْطَرْ وَ إِذَا كَانَ عَلَيْكَ فَاصْبِر؛
روزگار دو روز است ،روزى به سود تو مي باشد و روزى به زيانت. اگر به سود تو بود، خوشحالى نكن. اگر به زيانت بود، شكيبائى داشته باش‏.(1)
براي شما روزگار چنین شده كه، بايد صبر كنيد تا گشايشي حاصل شود: «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرا؛آرى، با دشوارى، آسانى است»(2) کلید وسعت رزق و روزی ،خوش اخلاقی و مدارا کردن با دیگران به ویژه خانواده و صله رحم است.
در عين حال بيكار نباشيد . دنبال رزق و روزي خود باشيد. هر روز به اميد كسب روزي از منزل بيرون برويد، که خدا رزاق است.
اين اعمال را هم توصيه مي كنيم انجام دهید:
1.دعاي توسل را هر روز بخوانيد تا مشكل تان حل شود.
2.در روايت آمده: فراوان استغفار نموده و سوره قدر را زياد بخوانيد.(3)
3.هر گاه به خانه خود برگشتى،هنگام وارد شدن بگو:
«بسم اللَّه و باللَّه، أشهد أن لا إله إلّا اللَّه وحده لا شريك له، و أشهد أنّ محمّدا عبده و رسوله صلّى اللَّه عليه و آله؛
با نام خدا و با استمداد از او، شهادت مى‏دهم كه خدايى غير از اللَّه وجود نداشته، در حالى كه تنهاست و شريكى بر او نيست، و شهادت مى‏دهم كه محمد صلّى اللَّه عليه و آله بنده و پيامبر اوست».
سپس اگر كسى در خانه بود، بر آنان سلام كن، و اگر كسى در خانه نبود ،شهادتين را گفته و سپس بگو:
«السّلام على محمّد بن عبداللَّه خاتم النّبيين، السّلام على الأئمّة الهادين المهديّين، السّلام علينا و على عباد اللَّه الصّالحين؛
سلام بر محمد بن عبداللَّه آخرين پيامبر، سلام بر امامان هدايت‏كننده و هدايت شده. سلام بر ما و بر بندگان شايسته خداوند».(4)
4.به توصيه آيت الله بهجت بعد از هر نماز:
أ-سه بار صلوات .
ب-سه بار دعاي «اللّهمّ أغنني بحلالك عن حرامك و بفضلك عمّن سواك».
ج-سه بار صلوات بفرستيد.
5. براي امام جواد عليه السلام نذري كنيد.
6. امام صادق عليه السّلام فرمود: هر كه سوره واقعه را هر شب جمعه تلاوت كند،خداوند او را دوست بدارد. مهر و دوستى او را در دل همه مردم افكند. تلاوتگر هرگز در دنيا به درماندگى و تهيدستى و ندارى و آفتى از آفت‏هاى دنيا گرفتار نيايد. از رفيقان و همنشينان امير مؤمنان عليه السّلام باشد. اين سوره تنها از آن امير مؤمنان عليه السّلام است. هيچ كس با او در اين سوره شريك نيست.(5)
با صبر و تلاش و درخواست از خداوند ان شاءالله مشکل تان حل می شود.
می توانید با شماره(09640) تماس بگیرید.
موفق باشید.
پي نوشت ها:
1.سید رضی،نهج البلاغة، ص 546، هجرت‏،قم‏،1414 ق‏.
2.شرح(94)آیه6.
3.الآداب الدينية للخزانة المعينية با ترجمه عابدى، ص 289.
4.همان،ص290.
5. شیخ صدوق،ثواب الاعمال و عقاب الاعمال،ترجمه صادق حسن زاده،ص268، ارمغان طوبى‏،تهران‏، 1382 ش‏.