دعا برای دیگران

با سلام .من دو سوال داشتم:
1- آیا اشکالی نداره به هنگام خواندن نماز برای تمرکز حواس بیشتر چشمها را ببندیم؟
(بخصوص در مواقعی که در محل نماز خواندن ما افراد دیگری هم رفت و آمد میکنن یا حتی در مکانی که خلوت و خالی از جمعیت است)

2-در یکی از برنامه های درسهایی از قرآن حاج آقا قرائتی که در اول شهریور 90 در ماه رمضان پخش شد و موضوع بحث آداب دعا و راه استجابت آن بود، ایشان فرمودند:
"...........در دعا دیگران را فراموش نکنید.هی نگو من.شما تا حالا برای چینی ها هم دعا کردید؟هزار میلیون آدم منحرف در چین هست.آنها آدم نیستند؟نباید آنها هدایت شوند؟برای کمونیستها دعا کردید؟برای گاو پرست ها دعا کردید؟..........."

برای من سوال پیش اومده که مگر در قرآن خطاب به مردم هم عصر پیامبر (ص) بیان نشده که (سوره و آیه رو بخاطر ندارم)برای دوستان و اقوام مشرک خودتون دعا نکنید.و در جایی دیگر خطاب به حضرت نوح (ع) فرمده که برای فرزند گمراهت طلب نجات نکن.
شاید کمونیستها و سایر گمراهان با علم و آگاهی واز روی عناد از پذیرش بعضی حقایق سر باز میزنند.باز هم باید براشون دعا کرد؟
این کار تناقضی با آیات قرآن کریم نداره؟

ممنونم میشم این شبهه رو برطرف کنید.خدا خیرتون بده

پاسخ: 

پرسش: دعا برای دیگران
شرح : با سلام .من دو سوال داشتم: 1- آیا اشکالی نداره به هنگام خواندن نماز برای تمرکز حواس بیشتر چشمها را ببندیم؟ (بخصوص در مواقعی که در محل نماز خواندن ما افراد دیگری هم رفت و آمد می کنن یا حتی در مکانی که خلوت و خالی از جمعیت است)
پاسخ:
پرسشگر گرامی با سلام و تشکر از ارتباط شما با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی؛
بستن چشم ها در نماز اشکال ندارد، ولی مکروه می باشد، هرچند برای تمرکز حواس باشد.(1)
پی نوشت:
1. آیت الله نوری همدانی، توضیح المسائل ،مسئله1158 و سوال از دفتر ایشان.

پرسش: در یکی از برنامه های درسهایی از قرآن حاج آقا قرائتی که در اول شهریور 90 در ماه رمضان پخش شد و موضوع بحث آداب دعا و راه استجابت آن بود، ایشان فرمودند: "...........در دعا دیگران را فراموش نکنید.هی نگو من.شما تا حالا برای چینی ها هم دعا کردید؟هزار میلیون آدم منحرف در چین هست.آنها آدم نیستند؟نباید آنها هدایت شوند؟برای کمونیستها دعا کردید؟برای گاو پرست ها دعا کردید؟..........." برای من سوال پیش اومده که مگر در قرآن خطاب به مردم هم عصر پیامبر (ص) بیان نشده که (سوره و آیه رو بخاطر ندارم)برای دوستان و اقوام مشرک خودتون دعا نکنید.و در جایی دیگر خطاب به حضرت نوح (ع) فرمده که برای فرزند گمراهت طلب نجات نکن. شاید کمونیستها و سایر گمراهان با علم و آگاهی واز روی عناد از پذیرش بعضی حقایق سر باز می زنند.باز هم باید براشون دعا کرد؟ این کار تناقضی با آیات قرآن کریم نداره؟ ممنونم میشم این شبهه رو برطرف کنید.خدا خیرتون بده
پاسخ:
مطالبی که از قول استاد قرائتی نقل کرده اید ،منافاتی با آیات مورد نظر ندارد؛ در قرآن نیامده در حق همه افراد کافر دعا نکنید؛ آیه مورد نظر شما این آیه است:
« مَا كاَنَ لِلنَّبىِ‏ِّ وَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ أَن يَسْتَغْفِرُواْ لِلْمُشْرِكِينَ وَ لَوْ كَانُواْ أُوْلىِ قُرْبىَ‏ مِن بَعْدِ مَا تَبَينَ‏َ لهَُمْ أَنهَُّمْ أَصْحَابُ الجَْحِيم؛ (1)
براى پيامبر و مؤمنان، شايسته نبود كه براى مشركان (از خداوند) طلب آمرزش كنند، هر چند از نزديكان شان باشند (آن هم) پس از آن كه بر آن ها روشن شد كه اين گروه، اهل دوزخند! »
پس از همین آیه خداوند تاکید می نماید : « و استغفار ابراهيم براى پدرش [عمويش آزر]، فقط به خاطر وعده‏اى بود كه به او داده بود (تا وى را به سوى ايمان جذب كند) امّا هنگامى كه براى او روشن شد كه وى دشمن خداست، از او بيزارى جست. به يقين، ابراهيم مهربان و بردبار بود!» (2)
از کنار هم قرار دادن این دو آیه به خوبی روشن می شود که دعا و استغفار برای هدایت کافران نه تنها امری نامطلوب و نیست، بلکه کاری بوده که انبیا انجام می دادند .در کنار تلاش های پیگیرانه خود برای هدایت افراد گمراه و دور از ایمان برای هدایت آنان نیز تلاشی درخور داشتند؛ اما ضلالت و گمراهی یک فرد و عناد و دشمنی او در برابر خدا و دین حق آشکار می شود و باز مومن با او پیوند دوستی و اظهار محبت داشته باشد و برای گناهان او دعا و استغفار نماید.
در واقع وقتی عملکرد یک کافر و مشرک به جایی برسد که انسان یقین کند دیگر اهل سعادت نیست، مانند آن که در کفر و عناد و شرک جان بدهد یا در وقت حیات به گونه ای رفتار نماید که انسان یقین کند در عین کشف حقیقت با آن به مخالفت برخاسته و هیچ گاه آن را نخواهد پذیرفت،دیگر دعا و استغفار در حق او معنا ندارد.
در تفسیر نمونه در توضیح همین آیات آمده است:
از آيه فوق به خوبى استفاده مى‏شود كه ابراهيم انتظار داشته است كه آزر از اين طريق جذب به سوى ايمان و توحيد شود. استغفار او در حقيقت اين بوده است كه" خداوند او را هدايت كن، و گناهان گذشته او را ببخش". اما هنگامى كه آزر در حال شرك چشم از جهان فرو بست، و براى ابراهيم مسلم شد كه با حالت عداوت پروردگار از دنيا رفته، و ديگر جايى براى هدايت او باقى نمانده است، استغفار خود را قطع كرد.(3)
طبق اين معنى مسلمانان نيز مى‏توانند براى دوستان و بستگان مشرك شان تا وقتی كه در قيد حياتند و اميد هدايت آن ها مى‏رود، استغفار كنند ،يعنى از خدا براى آن ها هدايت و آمرزش بطلبند، ولى پس از مرگ شان در حال كفر، ديگر جايى براى استغفار باقى نمى‏ماند.
از آن جا كه گروهى از مسلمانان مايل بودند براى نياكان مشرك خود كه در حال كفر مرده بودند استغفار كنند ،قرآن صريحا آن ها را نهى كرد و تصريح نمود كه وضع ابراهيم با آن ها كاملا متفاوت بوده، او در حال حيات آزر، و به اميد ايمان او، چنين كارى را مى‏كرد، نه پس از مرگش! »
در داستان حضرت نوح علیه السلام هم خداوند از ابتدا به ایشان فرمود :
« وَ لا تُخاطِبْني‏ فِي الَّذينَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُون (4)؛ درباره آن ها كه ستم كردند، شفاعت مكن، كه همه غرق شدنى هستند! ». پس از قطعی شدن عذاب و عدم هدایت پذیری آن امت خداوند به حضرت نوح وحی فرمود که دیگر برای نجات قوم خود تلاشی نکن که هدایت نمی شوند و همه غرق خواهند شد.
اما درخواست حضرت نوح عليه السلام در مورد فرزندش بدان جهت بود كه خداوند وعده داده بود که خاندان نوح (مگر آن که از قبل مشخص شده) از بلا نجات می یابند(5)، به همین خاطر حضرت به درگاه خداوند عرضه داشت: «پروردگارا، پسرم از كسان من است، و قطعاً وعده تو راست است و تو بهترين داورانى.» (6)
درخواست حضرت در خصوص نجات فرزند بدین جهت بود که ایشان گمان می کرد فرد مورد استثنا از خاندان وی تنها همسرش است و فرزند او مي تواند در زمره اهل نجات باشد، اما بعد از روشن شدن اینکه فرزندش هم در زمره هلاک شوندگان است، از درخواست خود دست کشید و از طلب نجات یک کافر توبه نمود.
پس دعا نمودن برای افراد گمراه قبل از رسیدن به مرحله یقین به جهنمی بودن آنان هیچ اشکالی ندارد . بسیار خوب است. به یقین اکثریت افراد که در کشورهای کفر زندگی می کنند، از روی عناد و لجاجت و انکار کفر نمی ورزند. اگر بستر حقیقت جویی و زمینه هدایت برای آنان فراهم شود، به سمت ایمان خواهند آمد.عناد و مخالفت برخی از افرادی که نام بردید، عناد در برابر حقیقت نیست، بلکه از مصادیقی دینی که برای آنان تشریح می شود ،بیزار هستند. حقیقت دین و خداوند را در ادیانی چون تصویر کاتولیکی مسیحیت نمی یابند.
پی نوشت ها :
1. توبه (9) آیه 113.
2. همان آیه 114.
3. تفسير نمونه، ج‏8، ص 160.
4. هود (11) آیه 37.
5. همان، آيه 40.
6. همان، آيه 45.