معنی آیه قرآن

سلام معنی آیه ی (ان الله لا یحب الفرحین) چیست؟منظور از فرح در این آیه چیست و به چه کارهایی فرح میگویند؟

پاسخ: 

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
"فرح" (به فتح فاء و راء ) به معنای "شادی و سرور" در مقابل "غم" می باشد. غم حالت گرفتگی روحی است. فرح در مقابل آن به معنای انبساط قلبی و از بین رفتن گرفتگی و ظهور شادی و سرور است.
شادی و سرور و انبساط ممکن است حق، پسندیده و در راستای خواست خدا باشد. ممکن است در راستای غضب خدا بوده و مذموم باشد.(1)
آیات زیر حکایت از فرح و شادی و سرور ناپسند دارد:
إِنَّ قارُونَ كانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى‏ فَبَغى‏ عَلَيْهِمْ وَ آتَيْناهُ مِنَ الْكُنُوزِ ما إِنَّ مَفاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ إِذْ قالَ لَهُ قَوْمُهُ لا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْفَرِحينَ؛ (2)
قارون از قوم موسى بود، اما بر آنان ستم كرد. ما آن قدر از گنج ها به او داده بوديم كه حمل كليدهاى آن براى يك گروه زورمند مشكل بود! (به خاطر آوريد) هنگامى را كه قومش به او گفتند: «اين همه شادى مغرورانه مكن، كه خداوند شادى‏كنندگان مغرور را دوست نمى‏دارد!
ما أَصابَ مِنْ مُصيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا في‏ أَنْفُسِكُمْ إِلاَّ في‏ كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسيرٌ لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى‏ ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ ؛(3)
هيچ مصيبتى (ناخواسته) در زمين و نه در وجود شما روى نمى‏دهد مگر اينكه همه آن ها قبل از آن كه زمين را بيافرينيم، در لوح محفوظ ثبت است و اين امر براى خدا آسان است! اين به خاطر آن است كه براى آنچه از دست داده‏ايد ،تأسف نخوريد، و به آنچه به شما داده است، دلبسته و شادمان نباشيد و خداوند هيچ متكبّر فخرفروشى را دوست ندارد!
فَلَمَّا جاءَ سُلَيْمانَ قالَ أَ تُمِدُّونَنِ بِمالٍ فَما آتانِيَ اللَّهُ خَيْرٌ مِمَّا آتاكُمْ بَلْ أَنْتُمْ بِهَدِيَّتِكُمْ تَفْرَحُون؛ (4)
هنگامى كه (فرستاده ملكه سبا) نزد سليمان آمد، گفت: «مى‏خواهيد مرا با مال كمك كنيد (و فريب دهيد)؟! آنچه خدا به من داده، بهتر است از آنچه به شما داده است، بلكه شما هستيد كه به هديه‏هاي تان خوشحال مى‏شويد!
ذلِكُمْ بِما كُنْتُمْ تَفْرَحُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ بِما كُنْتُمْ تَمْرَحُون؛ ( 5)
اين (عذاب) به خاطر آن است كه به ناحقّ در زمين شادى مى‏كرديد و از روى غرور و مستى به خوشحالى مى‏پرداختيد!
فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلافَ رَسُولِ اللَّهِ وَ كَرِهُوا أَنْ يُجاهِدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ في‏ سَبيلِ اللَّهِ وَ قالُوا لا تَنْفِرُوا فِي الْحَرِّ قُلْ نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَوْ كانُوا يَفْقَهُون؛ (6)
تخلّف‏جويان (از جنگ تبوك،) از مخالفت با رسول خدا خوشحال شدند و كراهت داشتند كه با اموال و جان هاى خود، در راه خدا جهاد كنند و (به يكديگر و به مؤمنان) گفتند: «در اين گرما، (بسوى ميدان) حركت نكنيد!» (به آنان) بگو: «آتش دوزخ از اين هم گرم تر است!» اگر مى‏دانستند!
وَ إِنَّا إِذا أَذَقْنَا الْإِنْسانَ مِنَّا رَحْمَةً فَرِحَ بِها وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْديهِمْ فَإِنَّ الْإِنْسانَ كَفُورٌ ؛ (7 )
هنگامى كه ما رحمتى از سوى خود به انسان بچشانيم، به آن دلخوش مى‏شود، و اگر بلايى به خاطر اعمالى كه انجام داده‏اند، به آن ها رسد (به كفران مى‏پردازند)، چرا كه انسان بسيار كفران ‏كننده است!
فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنا عَلَيْهِمْ أَبْوابَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ حَتَّى إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ؛ (8 )
(آرى،) هنگامى كه (اندرزها سودى نبخشيد، و) آنچه را به آن ها يادآورى شده بود، فراموش كردند، درهاى همه چيز (از نعمت ها) را به روى آن ها گشوديم تا (كاملا) خوشحال شدند (و دل به آن بستند) ناگهان آن ها را گرفتيم (و سخت مجازات كرديم) در اين هنگام، همگى مأيوس شدند (و درهاى اميد به روى آن ها بسته شد).
هُوَ الَّذي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ حَتَّى إِذا كُنْتُمْ فِي الْفُلْكِ وَ جَرَيْنَ بِهِمْ بِريحٍ طَيِّبَةٍ وَ فَرِحُوا بِها جاءَتْها ريحٌ عاصِفٌ وَ جاءَهُمُ الْمَوْجُ مِنْ كُلِّ مَكانٍ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحيطَ بِهِمْ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ لَئِنْ أَنْجَيْتَنا مِنْ هذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرين؛ (9 )
او كسى است كه شما را در خشكى و دريا سير مى‏دهد ،زمانى كه در كشتى قرار مى‏گيريد، و بادهاى موافق آنان را (به سوى مقصد) حركت مي دهد و خوشحال مى‏شوند، ناگهان طوفان شديدى مى‏وزد و امواج از هر سو به سراغ آن ها مى‏آيد و گمان مى‏كنند هلاك خواهند شد. در آن هنگام، خدا را از روى اخلاص مى‏خوانند كه: «اگر ما را از اين گرفتارى نجات دهى، حتماً از سپاسگزاران خواهيم بود!»
وَ إِذا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً فَرِحُوا بِها وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْديهِمْ إِذا هُمْ يَقْنَطُون ؛(10 )
هنگامى كه رحمتى به مردم بچشانيم، از آن خوشحال مى‏شوند. هر گاه رنج و مصيبتى به خاطر اعمالى كه انجام داده‏اند، به آنان رسد، ناگهان مأيوس مى‏شوند!
وَ لَئِنْ أَذَقْناهُ نَعْماءَ بَعْدَ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ ( 11 )
اگر بعد از شدّت و رنجى كه به او رسيده، نعمت هايى به او بچشانيم، مى‏گويد: «مشكلات از من برطرف شد، و ديگر باز نخواهد گشت!» و غرق شادى و غفلت و فخرفروشى مى‏شود.
لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ يَفْرَحُونَ بِما أَتَوْا وَ يُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا بِما لَمْ يَفْعَلُوا فَلا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفازَةٍ مِنَ الْعَذابِ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ؛ (12)
گمان مبر آن ها كه از اعمال (زشت) خود خوشحال مى‏شوند، و دوست دارند در برابر كار (نيكى) كه انجام نداده‏اند، مورد ستايش قرار گيرند، از عذاب (الهى) بركنارند! (بلكه) براى آن ها، عذاب دردناكى است!
از آیات بالا چند ویژگی برای "فرح" و سرور منفی روشن می شود، از جمله:
1. مسرور و سرمست قدرت ، توانایی و نعمت ها را محصول علم و توان و تدبیر خود می داند، نه عنایت خدا و وسیله آزمایش. این کلام فرعون است در جواب قوم که او را از فرح و سرمستی نهی کردند:
َإِنَّما أُوتيتُهُ عَلى‏ عِلْمٍ عِنْدي؛ (13)
این ها را به جهت علم و تدبیر خودم به دست آورده ام (و عطا و فضل و بخشش خدا نیست).
2. از خدا و آخرت روگردان شده و به آن ها منکر گردیده و دنیا طلبی همه وجودشان را فرا می گیرد. قوم قارون این ویژگی فرح منفی را این گونه به او یادآور شدند:
وَ ابْتَغِ فيما آتاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَ لا تَنْسَ نَصيبَكَ مِنَ الدُّنْيا وَ أَحْسِنْ كَما أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ؛ (14 )
در آنچه خدا به تو داده، سراى آخرت را بطلب و بهره‏ات را از دنيا فراموش مكن و همان‏گونه كه خدا به تو نيكى كرده، نيكى كن.
روی گردانی سرمستان از نعمت از خدا و معاد را در جریان دیگری خداوند این گونه بیان می کند:
وَ دَخَلَ جَنَّتَهُ وَ هُوَ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ قالَ ما أَظُنُّ أَنْ تَبيدَ هذِهِ أَبَداً وَ ما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً وَ لَئِنْ رُدِدْتُ إِلى‏ رَبِّي لَأَجِدَنَّ خَيْراً مِنْها مُنْقَلَباً قالَ لَهُ صاحِبُهُ وَ هُوَ يُحاوِرُهُ أَ كَفَرْتَ بِالَّذي خَلَقَكَ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلاً ... لَوْ لا إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَكَ قُلْتَ ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ ؛ (15)
در حالى كه نسبت به خود ستمكار بود، در باغ خويش گام نهاد، و گفت: « گمان نمى‏كنم هرگز اين باغ نابود شود! باور نمى‏كنم قيامت برپا گردد! اگر به سوى پروردگارم بازگردانده شوم (و قيامتى در كار باشد)، جايگاهى بهتر از اين جا خواهم يافت!» دوست (با ايمان) وى- در حالى كه با او گفتگو مى‏كرد- گفت: «آيا به خدايى كه تو را از خاك، و سپس از نطفه آفريد، و پس از آن تو را مرد كاملى قرار داد، كافر شدى؟!... چرا هنگامى كه وارد باغت شدى، نگفتى اين نعمتى است كه خدا خواسته است؟! قوّت (و نيرويى) جز از ناحيه خدا نيست!.
3. گرفتار خوبینی و تکبر شده و خود را برتر از دیگران و بلکه برگزیده خدا می پندارند . در همان داستان ثروتمند مغرور و سرمست ، از زبان او آمده:
ما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً وَ لَئِنْ رُدِدْتُ إِلى‏ رَبِّي لَأَجِدَنَّ خَيْراً مِنْها مُنْقَلَباً ؛(16)
باور نمى‏كنم قيامت برپا گردد! اگر به سوى پروردگارم بازگردانده شوم (و قيامتى در كار باشد)، جايگاهى بهتر از اين جا خواهم يافت!»
فخر فروشی نتیجه و نمود خود برتربینی سرمستان از نعمت است.
4. علاوه بر فخر فروشی ، دوست دارند مورد مدح و ستایش باشند . برای آنان فضایل بی شمار بتراشند ، در حالی که فاقد فضایل هستند ( يُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا بِما لَمْ يَفْعَلُوا ).
5. از این که از سختی های راه حق به جهت عدم همراهی با مجاهدان ، در امان هستند ، شادمانند ( فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلافَ رَسُولِ اللَّهِ) .
6. اهل گناه و عیاشی و فساد می باشند (تفرحون فی الارض بغیر الحق ؛ فَتَحْنا عَلَيْهِمْ أَبْوابَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ حَتَّى إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا).
7. اتکا و اطمینان شان به دارائی های شان است، نه به خدا (انتم بهدیتکم تفرحون ؛ فرح بها).
این ها ویژگی های شادی و سرور گناهکارانه و کافرانه است که قهر و غضب خدا را با خود به همراه دارد. اما فرح و شادی از این که مورد نظر خدا واقع شده و نعمتی از خدا به او رسیده ، مصداق شکر بوده و مورد رضای خداست. آیات زیر به شادی و فرح و سرور مثبت اشاره دارد:
وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ فَرِحينَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ وَ أَنَّ اللَّهَ لا يُضيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنينَ؛ (17)
(اى پيامبر!) هرگز گمان مبر كسانى كه در راه خدا كشته شدند، مردگانند! بلكه آنان زنده‏اند، و نزد پروردگارشان روزى داده مى‏شوند. آن ها به خاطر نعمت هاى فراوانى كه خداوند از فضل خود به ايشان بخشيده است، خوشحالند و به خاطر كسانى كه هنوز به آن ها ملحق نشده‏اند [مجاهدان و شهيدان آينده‏]، خوشوقتند (زيرا مقامات برجسته آن ها را در آن جهان مى‏بينند و مى‏دانند) كه نه ترسى بر آن هاست، و نه غمى خواهند داشت. و از نعمت خدا و فضل او (نسبت به خودشان نيز) مسرورند و (مى‏بينند كه) خداوند، پاداش مؤمنان را ضايع نمى‏كند (نه پاداش شهيدان، و نه پاداش مجاهدانى كه شهيد نشدند).
قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذلِكَ فَلْيَفْرَحُوا هُوَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ؛ (18)
بگو: «به فضل و رحمت خدا بايد خوشحال شوند كه اين، از تمام آنچه گردآورى كرده‏اند، بهتر است!»
في‏ بِضْعِ سِنينَ لِلَّهِ الْأَمْرُ مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ بَعْدُ وَ يَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ؛ ( 19)
در آن روز، مؤمنان (به خاطر پيروزى ديگرى) خوشحال خواهند شد.
وَ الَّذينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَفْرَحُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ؛ (20)
كسانى كه كتاب آسمانى به آنان داده‏ايم، از آنچه بر تو نازل شده، خوشحالند.
بنا بر این ، شاد شدن اگر از باب این باشد که مورد توجه خدا واقع شده و نعمتی به او رسیده ، مصداق شکر و پسندیده است . هر گز این شادی با گناه و فساد همراه نمی گردد . انسان را از خدا دور نمی کند . تکبر و خودنمایی نمی آورد. بر عکس فرح منفی که با عیاشی و فساد و خودبرتربینی و مداحی طلبی و فخر فروشی و خدافراموشی همراه است .
پی نوشت ها:
1. مصطفوی ، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم ، تهران ، بنگاه ترجمه و نشر کتاب ، 1367 ، ج9 ، ص 48.
2. قصص (28) آیه 76.
3. حدید (53 ، آیه 23 - 24.
4. نمل (27) آیه 36.
5. غافر (40) آیه 75 .
6. توبه (9) آیه 81 .
7. شوری (42) آیه 48.
8. انعام (6) آیه 44.
9. یونس (10) آیه 22.
10. روم (30) آیه 36.
11. هود (11) آیه 10.
12. آل عمران (3) آیه 188.
13. قصص (28) آیه 78.
14. قصص (28 ) آیه 77.
15. کهف (18) آیه 35- 39.
16. همان.
17. آل عمران (3) آیه 169-171.
18. یونس (10) آیه 58.
19. روم (30) آیه 4 .
20. رعد (13) آیه 36 .