با عرض سلام و آرزوی قبولی طاعات خدمت مشاور محترم
در ابتدای کلام لازم است عذر خواهی کنم چون نامه ام طولانی است. ولی استدعا دارم جوابم را دقیق و واضح بدهید. در واقع مسأله مرگ و زندگی است! موضوع من هم بررسی ارتباطی عاطفی است که نمی دانم ادامه اش بدهم یا نه؟
الف- قبلا هم به شما نامه زدم و شما لطف کردید و جواب دادید اما الان شرایطم عوض شده است.
ب- ساکن تهران، لیسانس مکانیک خواجه نصیر و فارغ التحصیل مدرسه علامه حلی هستم.
ج- از سال 57 به ایران آمده اند، خودم متولد تهران هستم اما هنوز به من تابعیت ایران نداده اند. دارم تلاش می کنم بگیرم ولی خیلی هم امیدوار نیستم. به همین دلیل کار مشخصی ندارم. تدریس خصوصی می کنم و هفته ای یک روز در مدرسه ای غیر انتفاعی (البته به صورت قاچاقی!) کار می کنم اما درآمدش در حد صفر است.

د- بدلیل شرایطم که عرض کردم، هیچگاه جدی به ازدواج فکر نکرده بودم. تا اینکه در سال 88 و در حین وبلاگ نویسی، با دختری که آن موقع 16 ساله بود آشنا شدم. البته رابطه ای به اون صورت نداشتیم چون مذهبی ام. من چون قلم نسبتا خوبی دارم، ایشان مطالب را می خواند و کامنت می گذاشت. من هم بعدا جواب ایشان را زیر کامنت می گذاشتم. اصلا فکر نمی کردم طرف برداشت ازدواج کند. فقط یک بار از روی نفهمی بهش گفتم بیا همینطور اینترنتی صیغه محرمیت بخوانیم که ایشان گفت نمی تواند به پدرش بگوید و به همین دلیل من هم دیگر حتی به کامنت هایش جواب ندادم (چون احساس کردم گناه است) ولی همین اشتباه من باعث شد که به من علاقه پیدا کند و فکر و خیال و ...

هـ- خلاصه بعد از یکی دوماه (اوایل سال 89) آن دختر گفت بعد کنکورم حاضری بیای خواستگاری ؟ منم اول شوکه شدم. بعدش کلی گفتم نمی شه و اصرار کردو قضیه تابعیتمو بهش گفتم و او جا خورد ولی قبول کرد. و عکس هم بهش دادم و من هم ندیده گفتم بله و طی سه چهار روز مدام وعده و وعید که "من اگر با تو ازدواج نکنم با هیچ کس دیگه ازدواج نمی کنم" و ... بهش دادم. بعد از چندروز راجع به قیافه اش سوال کردم او هم - نمی دانم از روی خودکم بینی یا امتحان یا هر چیز دیگه ای - گفت "همچین دیدنی نیستم" و من هم بالطبع پشیمان شدم. هم بخاطر قیافه، (که آن را هم عجله کردم چون به حرفش اکتفا کردم و عکس ندیدم) هم فکر می کردم با عجله انتخاب کرده ام و خیلی از ملاک ها را در نظر نگرفته ام .

و- بعد از پشیمانی ، بهش گفتم "من نمیتونم یک سال منتظر باشم. حداقل الان به پدرت بگو ببین نظرش چیه راجع به من. حداقل با تابعیت من مشکل داره یا نه؟" اون نتونست به پدرش بگه. میگفت باید بعد کنکورم بگم (که میشد تیر90)من هم با یکی از آشنایان که مشاور هستند صحبت کردم. نگفتم قیافه طرف خوب نیست. گفتم سنش پایینه و وضع مالیشون بهتر از ماست و ساکن ساری هست و ... اون هم گفت که ارتباط را قطع کن. کمی عذاب وجدان داشتم ولی مشاور بهم اطمینان داد. بالطبع دختر خانم ناراحت شد. حتی گفت که "می خوای عکس بدم؟" من گفتم نه . فکر نمی کردم خیلی ضربه بخوره.اصلا اون موقع با روحیات دخترها خیلی آشنا نبودم.

ز- بعد از یکی دوماه از قطع ارتباط من ازش حلالیت هم طلبیدم و او گفت می بخشم (البته راهی نداشت چون تقریبا هیچ راه دسترسی به من نداشت. فقط شماره موبایل بود و ایمیل. وبلاگ هر دوتامون هم تعطیل شده بود) گفت که اوایل حالش بد بوده ولی از وقتی به پدرش گفته بهتر شده و ... گه گاه هم اس ام اس می داد. من که کلافه شده بودم گفتم دارم میرم افغانستان و در حال زن گرفتنم و ... و موبایلم رو عوض کردم و ایمیلم را پاک و پیچوندمش.

ح - با خود خواهی تمام به زندگیم ادامه دادم تا اردیبهشت امسال که عذاب وجدان اومد سراغم. من عذاب وجدان شدیدی دارم کلا عذاب وجدان ها نمی ذاره راحت زندگی کنم. در هر زمینه ای که فکرشو بکنید. کافیه یه حرف نامربوط یا یه کار اشتباه بکنم تا ناراحتی ها شروع بشه. خلاصه یه چهار ماهی از این قضیه عذاب کشیدم و استرس و اضطراب شدید تا حدی که الان افسردگی دارم نسبتا. همه اش فکر می کردم که نباید بدون دلیل محکمی قولم را به هم می زدم. البته بعدا کاملا اتفاقی عکس اون خانم را دیدم و قیافه اش هم بد نیست بنده خدا و قابل تحمله برام.

ط - در این مدت مطالب زیادی راجع به ازدواج خوانده ام. هر سایت یا مطلبی که راجع ازدواج می بینم چند بار می خوانم. راستش اصلا نمی توانم قبول کنم که بدون دلیل حال کسی را بد کرده باشم. فقط در صورتی حالم خوب می شود که بدانم در صورت عهد شکنی، بین بد و بدتر ، بد را انتخاب کرده ام و اگر جلو بروم کار از این که هست بدتر خواهد شد وگرنه تا آخر عمر عذاب وجدان رهایم نمی کند.

ی - توی صحبت هایی که قبلا با اون خانم داشتیم، عقایدمون تا 60 الی 70 درصد به هم می خوره. قیافه هامون برای هم قابل تحمله. فقط چند تا نکته است که نگرانم می کنه:
1- الان 18 سالشه و معلوم نیست روی حرفش بمونه. به نظر شما اگر این ازدواج سر بگیره بعدا پشیمون نمی شه؟ یعنی امکان داره اون موقع هم تو رودربایستی قبول کرده؟ 2- خانواده ما به سختی زیر بار این ازدواج می رن چون اصلا اعتقادی به ارتباط قبل ازدواج ندارن. حتی وقتی قضیه رو به مادرم گفتم گفت که فکر نمی کردم اینقدر تو زرد باشی. حتی رویش نشد به پدرم بگه. 3- فعلا از نظر مالی امکان تشکیل خانواده ندارم. معلوم نیست ولی حداقل دوسالی طول می کشه تا بتونم پس اندازی داشته باشم. اگر فعلن عقد کنیم، با توجه به اینکه در دو شهر دور از هم زندگی می کنیم، مشکل پیش نمیاد؟ 4- در این مدت با چک کردن صفحه فیسبوکش متوجه شدم که با پسری دوست شده. درهمین حد می دونم که توی نت با هم عکس ردو بدل میکنن. چیز بیشتری از رابطه شون نمی دونم. 5- همون موقع که ازش می پرسیدم چرا منو انتخاب کردی میگفت نمی دونم. یعنی دلیل عقلی نداشت و احساسی بود. 6- الان کلا احساس خوبی راجع به ازدواج ندارم و فکر می کنم محدودم میکنه.
ک - به نظر شما بهترین کار برای من چیه؟؟ دوباره باهاش ارتباط برقرار کنم و ببینم شرایطش چه طوریه و بعد وارد خواستگاری بشم؟ یا رسما برای خواستگاری اقدام کنم؟ یا اینکه در صورتی که خواستگاری به ازدواج منتهی نشه بیشتر ضربه می خوره؟ یا اینکه عذاب وجدان من ارزش این کارها رو نداره؟ اصلن این ضربه چقدر زیاده؟ اونقدر هست که ارزش عذاب وجدان داشته باشه؟ بهتر نیست به مشاوره حضوری برم تا شرایط رو بررسی کنه؟
شاید شما که از این موارد زیاد دیدید بتونید جوابم رو بدهید.
وجدانم فقط در صورتی راحت می شود که بدانم اگر بروم جلو، اوضاع بدتر از حال خواهد شد.
نمی دانم از توجه تان چگونه تشکر کنم.
با سپاس و احترام فراوان

پرسشگر گرامی با سلام و تشکر از ارتباط با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی و مذهبی
پرسش شما از دو قسمت عمده تشکیل شده است:
1- قسمتی که مربوط به دوست شدن با یک دختر نامحرمی است که به فرموده خودتان ابتدا قصد ازدواج با او را نداشته اید که این گناه بزرگی محسوب می شود، در این رابطه باید از خداوند مهربان طلب بخشش نمایید.
2- قسمت دیگر پرسشتان مربوط به عذاب وجدان بخاطر ازدواج نکردن با اوست، در این مورد باید عرض نمایم که شما هیچ عمل خلافی را مرتکب نشده اید زیرا ازدواج با دختری که عشق و علاقه خاصی به او ندارید با عث می شود که در آیند نابسامانیهای زیادی برای شما و او روی دهد و زندگی زناشویی تان در معرض از هم پاشیدگی قرار گرفته و آینده هر دو تیره و تار شود و مشخص است که پیشگیری از ضرر هم برای شما و هم برای آن دختر، سودی بسیاربزرگ در پی دارد. باید به این نکته توجه داشته باشید که نابسامانیها و تلخ کامی هایی که از بابت ازدواج با این دختر و سپس طلاق دادن وی، متوجه او می‌شد بسیار ناگوارا تر از آنچیزی است که او فعلا به آن مواجه گشته و در صورت قطع ارتباط کامل شما با او، کم کم فراموش خواهد شد. پس اگر می خواهید کمکی به او نمایید دیگر هرگز و هرگز با او تماس نگیرید و او را در فراموش کرد‌نتان، یاری نمایید. توضیح بیشتر اینکه معنی عذاب وجدان اینست که انسان احتمال دهد بخاطر کاری که کرده مورد بازخواست و عذاب خداوند قرار خواهد گرفت، اما در قضیه ی شما خود خداوند اجازه فرموده که دختر و پسر بعد از اینکه همدیگر را دیدند، فکر بکنند و اگر راضی به وصلت نبودند هر یک براه خود برود، در مورد شما هم چنین شده یعنی با همدیگر برخورد کرده اید و حالا شما صلاح دیده اید که بنا به دلایلی با او وصلت نکنید و اینکار را نکرده اید و خود خداوند اجازه داده که حتی اگر پسری به خواستگاری دختری برود و به هر علتی از ازدواج با او پشیمان شود می تواند با طیب خاطر انصراف خود را اعلام نماید و هیچ مسئولیت شرعی از این جهت دامن گیر او نمی شود لذا همانطوری که آن مشاور به شما توصیه کرده سریعا پای خود را عقب بکشید و دیگر هیچگونه ارتباطی با او نداشته باشید و در محیط فیس بوک و یا تالارهای چت او را تعقیب نکنید. زیرا با این کار هم خودتان را در معرض وسوسه های شیطان قرار می دهید و هم دوباره برای آن دختر مشکل ایجاد می کنید. شما فرموده اید که در صفحه ی فیست بوک متوجه شده اید که وی با پسر دیگری عکس رد وبدل می کند. آیا عقل شما اجازه ی اعتماد به چنین دختری را می دهد ؟ آیا می توانید ادعا کنید که قبل از شما با پسر دیگری دوست نبوده است، غرض من از این سخنان آنست که بگویم اینگونه محیط های آلوده مکان مناسبی برای یافتن همسفری مناسب که بتواند سعادت دنیا و آخرت شما را تامین نماید نیستند. لذا پیشنهاد اکید می نمایم که از این محیطهای آلوده به دروغ و دغل دوری نمایید و عشق مقدس خود را با همان روشی که در فرهنگ دینی مطرح شده دنبال کنید. من در اینجا لازم می دانم که یک معیار کلی در باره انتخاب همسر به شما ارائه می نمایم. درباره معیارهای یک ازدواج موفق باید به ادبیات تحقیق در این باره مراجعه کرد ومعیارهای خود ساخته که برخاسته ازدیدگاههای غیر واقعی و احیانا احساسی است، و در ادامة زندگی مشترک همچون حبابی محو خواهد شد، نمی‌تواند کارایی چندانی در این مورد داشته باشد. واقعیت این است که هیچ کدام از ما نمی‌توانیم از همان آغاز زندگی زناشویی تمام پیچ و خم های آنرا در سالهای آتی پیش بینی کنیم و آنچه این پیش بینی را دشوارتر می سازد این است که در جامعة کنونی ما متاسفانه غالب افراد بیش از آنکه تشابه فرهنگی، اقتصادی و فکری را برای انتخاب زوج در نظر بگیرند، در پیروی از احساسات و عواطف خود و معیارهای غیر ضروری و خود ساخته که مبتنی بر باورهای غلط است، به دنبال ازدواج می روند. روال تعیین اینکه دو زوج برای ازدواج مناسب هم هستند و یا نه، بدین گونه است که طرفین به یک مشاوری که متخصص در امر مشاورة قبل از ازدواج است مراجعه می نمایند و ایشان با تسلط بر آیتمهایی تعیین کننده ای چون تاریخچة خانوادگی طرفین و خاطرات دوران کودکی آنها و گرفتن تست های کتل و گلاسر و Ass و یاسایر تستهایی که بومی شده برای ایران هستند و نیز همخوانی و همسانی نگرشهای طرفین در مسائل مختلف اجتماعی و باورهای دینی وسیاسی و غیره که در طی چندین جلسه انجام می‌گیرد نظر خود را راجع به ازدواج آندو اعلام می کند. بدین صورت که:
1- در حدوده پانزده درصد از موارد می‌گوید این پسر و دختر علیرغم علاقه ظاهری که به هم دارند در صورت ازدواج با همدیگر؛ دچار مشکل خواهند شد و بعد از اُفت علایق احساسی و عاطفی به هم؛ وارد فاز درگیری های لفظی و احیانا فیزیکی خواهند شد.
2- و در حدود پانزده و بیست درصد از موارد می گوید ایندو با توجه به آیتم های مختلف شخصیتی و خانوادگی و فرهنگی و اجتماعی کاملا به به درد ازدواج با هم می‌خورند و بعد از ازدواج با مشکل جدی ای برنخواهند خورد.
3- و در حدود شصت هفتاد درصد از موارد می‌گوید این دو می توانند با هم ازدواج کنند به شرطی که فلان توصیه ها را بطور جدی در زندگی مد نظر داشته و فلان امور را رعایت کنند، مثلا به پسر می گوید شما می توانید با این خانم ازدواج کنید اما ایشان بسیار عاطفی و احساسی هستند و لذا اگر فردا از جنبه عاطفی محرومیتی را به وی تحمیل نمایید ممکن است برسر سفره کس دیگری که از جهت عاطفی او را سیراب می‌کند بنشیند! و یا مثلا به دختر می گوید دختر خانم ازدواج شما با این آقا پسر بلامانع است اما باید بدانید که او وابستگی زیادی به مادرش دارد لذا باید در این جهت با او مدارا نمایید. لازم به ذکر است مشاورة قبل از ازدواج علی رغم در نظر گرفتن پارامترهای ضروری که تحقیقات بسیاری در سطح جهان بر روی آنها انجام گرفته فقط در حدود 75% می تواند به پیش بینی موفقیت یک ازدواج حکم نماید. و 25% بقیه مربوط به رعایت مسائلی است که بعد از ازدواج می تواند در غنی سازی زندگی مشترک نقش جدی داشته باشد.
پس پیشنهاد ما به شما اینست که از قوای عقلی و نه احساسی و نیز مشاورة قبل از ازدواج برای انتخاب شریک زندگی آینده خود سود جویید یعنی در مرحلة اول آگاهی بیشتری در مورد خود تان بدست آورید بدین معنی که با تدبر در خود دریابید حقیقتا چگونه فردی هستید؟ اهداف، ارزشها و علایق اساسی و اصلی شما در زندگی چیست؟ و انتظارات اصلی و اساسی شما از زندگی مشترک چیست؟ و در مرحلة بعد به همراه شخصی که قصد ازدواج با او را دارید نزد یک مشاور با تجربه بروید تا وی با راهکارهای پیش گفته، نظر خود را در مورد انتخاب شما اعلام کند و احیانا مشکلات فراروی را با توجه به آیتمهای شخصیتی شما و فرد انتخابی؛ به شما تذکر دهد.
و وقتی این مراحل را پشت سرگذاشتید می توانید با طیب خاطر و توکل بر خدای مهربان و با جرات مندی اقدام به پذیرش خواستگارتان نمایید. البته قضیه به همین جا ختم نمی شود و انشاء الله بعد از ازدواج راههای غنی سازی زندگی زناشویی و دستوراتی که اسلام در این زمینه برای بهتر زیستن ارائه نموده به عرض شما خواهد رسید.
به نظر من مطالعه دو کتاب زیر می تواند شما را در اخذ تصمیم فوق بیشتر یاری نماید:
1- تحکیم خانواده، تالیف آیت الله محمدی ری شهری انتشارات حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت
2- عشق هرگز کافی نیست تالیف پرفسور آرون تی بک، ترجمه مهدی قراچه داغی انتشارات ذهن آویز.