راه نزدیک شدن به خدا

من ارتباطم با خدا خیلی خوب بود.ولی الان احساس میکنم که خیلی ازش دور شدم.کمکم کنید.

پاسخ: 

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباط تان با این مرکز
از این که در مسیر الهی قدم برداشته و در فکر اعتلای حقیقت خود هستید خوشحالیم! خداوند تعالی می فرماید: «الّذین جاهدوا فینا لنهدینّهم سبلنا؛ (1) آن ها که در راه ما تلاش کنند،قطعاً به راه‌های خود، هدایت شان خواهیم کرد».
نزدیکی به خدا امری است که یک شبه نمی توان به آن رسید؛ بلکه نیازمند زمان و انجام اقداماتی است که مهم ترین آن عبارتند از:
1- معرفت خدا:
کلید نیل به هدف نهایی، معرفه الله است. بدون شناخت خداوند تقرب به او امکان پذیر نیست. از این رو امام علی (ع) می فرماید:
" اوّل الدّین معرفته؛ (2) معرفت خدا سرآغاز دین است".
2- انجام واجبات و ترک محرمات:
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «اصلُ الدین الوَرَع و رأسه الطاعه؛ (3) ریشه و اساس دین و دینداری ورع و اجتناب از گناهان، و ساقه و سر آن اطاعت از خداست».
که اصل اطاعت و ورع همان انجام واجبات و ترک محرمات است. در حدیث دیگری که از امام صادق علیه السلام آمده نقل شده: «ایمان آن است که طاعت خدا شود و گناهی محقق نگردد».
در حدیث قدسی آمده است:
" هیچ بنده ای به وسیله عملی بهتر و محبوب تر از انجام واجبات (و ترک گناهان ومحرمات) به من نزدیک نشده است.
بنا بر این انجام واجبات (نماز و روزه و سایر عبادت ها و انفاق مال و صله ارحام و کمک به ضعفا و دستگیری از فقرا) و ترک گناهان و محرمات ( گناهان صغیره و کبیره) محبوب‌ترین عملی است که انسان را به خدا نزدیک می کند.
3- توجه به مستحبات و ترک مکروهات در حد مقدور:
بعد از انجام واجبات و ترک گناهان، کارهای مستحبی است که انسان را به خدا نزدیک می کند، از این رو در ادامه حدیث قدسی خداوند می فرماید:
« ‌بنده با به جا آوردن کارهای مستحب، به سوی من تقرّب پیدا می کند. با انجام کارهای مستحبی، چنان کمال می یابد و به من تقرّب پیدا می کند،‌ که او را دوست دارم (یعنی بنده خدا، محبوب خدا می شود). وقتی کسی محبوب من گشت و او را دوست داشتم، گوش او می شوم، که با آن می شنود. چشم او می شوم که با آن می بیند. زبان او می گردم که با آن سخن می گوید. دست او می شوم، که با آن می دهد و می گیرد. پای او می شوم، که با آن راه می رود. وقتی (چنین بنده‌ای) مرا بخواند، اجابت می کنم، وقتی از من چیزی را درخواست کند، به او خواهم داد».
مفهوم حدیث این است: که اگر کسی همه واجبات را انجام دهد و از همه گناهان خود را دور سازد و با کارهای مستحبی به خداوند نزدیک شود و تقرب جوید، چشم و گوش و زبان و دست و پا و فکر و اندیشه و بالاخره همة اعضا و جوارح او در مسیری که رضایت و خشنودی خداوند است، تحرک و فعالیت خواهد داشت و هرگز خلاف رضای خدا نمی‌اندیشد و گام برنمی‌دارد. چنین شخصی همة دعاهایش مستجاب است. (4)
تذکر : مستحبات که بعد از واجبات انسان را به خدا نزدیک می کند، بسیار است و توان و طاقت و عمر انسان ، محدود و کوتاه است، پس در میان مستحبات باید محبوب‌ترین و با فضیلت‌ترین مستحبات را شناسایی کرد و آن ها را انتخاب نمود.
در اسلام به پاره ای از عبادات و مستحبات بیش تر تأکید شده مانند قرائت قرآن، نماز شب و تهجد و شب زنده داری، انجام نوافل روزانه، مناجات با خدا و راز و نیاز با او در دل شب، مقیّد بودن به خواندن نمازهای واجب در اول وقت، همواره با وضو بودن، رعایت آداب و سنت ها در عبادات، تعقیبات نماز، شرکت در نماز جمعه و جماعات، سه روز روزه در هر ماه، زیارت و توسل به امامان، صله رحم، ذکر خدا و صلوات بر محمد و آل محمد، انتظار فرج امام زمان علیه السلام و عمل کردن به آن چه که لازمه منتظر واقعی است ،تولی و تبری و دوستی و دشمنی به خاطر خدا.
4- معرفت و شناخت چهارده معصوم علیهم السلام و توسل و ارتباط با آنان:
زیرا ائمه سبیل اللّه یعنی راه خدا و باب الله به معنای در ورود به مقام الوهیت و تقرب به خدا هستند. بابی که قرآن دستور می‌دهد، اگر می‌خواهید در خانه‌های رحمت و فضل الهی به روی شما باز شود، باید از آن در‌ها عبور کنید: «وآتوا البیوت من أبوابها». (5)
امام باقر علیه السلام در تفسیر و بیان مصداق آیه: «وآتوا البیوت من أبوابها»، می‌فرماید: «امامان از آل محمّد علیهم السلام و سبیل الله هستند». (6)
امیر المؤمنین علیه السلام در مقام تبیین آیه مذکور فرمود: «ما اهل البیت خانه‌هایی هستیم که خداوند دستور داده از راه در‌های آن وارد شوید. ما اهل البیت، خانه‌های خدا هستیم و هم در‌های خانه خدا». (7)
بنا بر این، هر کس می‌خواهد به خدا تقرّب جوید و به کمال نهایی عبودیت و انسانیت نایل گردد، باید با ائمه علیهم السلام و احادیث و معارف بلند آنان آشنا شود و برنامه دنیا و آخرت خویش را بر اساس آن تنظیم کند و بداند بدون شناخت و ارتباط و اطاعت از امامان علیهم السلام نیل به قرب الهی میسر نیست.
«من أراد اللّه بدء بکم و من وحّده قبل عنکم و من قصده توجّه بکم؛ (8) هر که خدا را طلب می‌کند و تقرّب و نزدیکی به او را جستجو می‌نماید، باید از شما اهل البیت آغاز کند و با شما باشد. هر کس توحید خالص طلب می‌کند و وحدانیت خدا را می‌جوید، ولایت و اطاعت شما را می‌پذیرد و هر که قبله مقصودش خداست، به سوی شما می‌آید».

پی‌نوشت‌ها:
1. العنکبوت (29) آیه 69.
2. نهج البلاغه، خطبه 1.
3. الکافی، ج 2، ص 352. شیخ کلینی، اصول کافی، ج 2، ص 352. دارالکتب الاسلامیه، تهران،1365 ش.
4، اصول کافی، ج 2 ، ص 504 .
5. البقره (2): 189.
6. سید هاشم بحرانی، البرهان، ج 1 ، ص 190، بنیاد بعثت، تهران، 1416ق.
7. همان.
8. شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، زیارت جامعة کبیره.