چرا شراب حرام است؟

سلام سال نو مبارک میخواستم بدانم دلیل اینکه شراب حرام شده چیست وچرا انسان از خوردن آن منع شده ؟
چگونه میتوان ثابت کرد که دین اسلام کامل ترین دین است و برای اینکه ایمان قوی تری داشته باشیم چه راهکارهای را باید در پیش بگیریم

پاسخ: 

پرسش 1:
چرا شراب حرام است؟شرح : 1- سلام سال نو مبارک ميخواستم بدانم دليل اينکه شراب حرام شده چيست وچرا انسان از خوردن آن منع شده ؟
پاسخ:
با سلام و عرض تبريک فرا رسيدن سال نو و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
ابتدا بد نيست بدانيد كه شراب در همه شريعت ها، حرام بوده، امام رضا - عليه السلام - مي فرمايد:
«مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِيّاً قَطُّ إِلَّا بِتَحْرِيمِ الْخَمْرِ؛ (1) خداوند هيچ پيامبري را مبعوث نکرد، مگر حکم به حرام بودن شراب کرد».
در اسلام نيز حرمت آن، تدريجي و ابتدا به صورت مجمل و بعد با وضوح بيش تر و در نهايت، با وضوح کامل و تأکيد شديد، بيان شد. چون در عرب قبل از اسلام، ميگساري بسيار رواج داشت . از عادات شايع عرب بود. متأسفانه، در امت ها و ملل ديگر نيز اين عادت شوم رواج فراوان دارد . به توجيهات مختلف سعي مي شود آن را موجه جلوه دهند. از آن جا که اعلام حرمت شراب به صراحت و يک باره، به احتمال قريب به يقين با انکار عمومي مواجه مي شد و از نظر مباحث روانشناختي و تربيتي در اين گونه موارد بايد با ملايمت و مدار برخورد کرد، قرآن اعلام تدريجي حرمت آن را پيش گرفت و در چهار مرحله آن را بيان نمود.
در مرحله اول، فرمود:
«و من ثمرات النخيل و الاعناب تتخذون منه سکرا و رزقا حسنا؛ (2) و ميوه هاي درخت خرما و انگور، از نعمت هايي است که از آن شراب و رزق پاکيزه مي گيريد». در اين آيه، از شراب در مقابل رزق نيکو نام برد تا از نيکو نبودن آن به طور غير مستقيم ياد کند.
در مرحله دوم، به صراحت از نماز خواندن در حال مستي نهي کرد: «لا تقربوا الصلوة و انتم سکاري؛ (3) با حال مستي، به نماز نزديک مشويد».
در مرحله بعد، يادآوري کرد که گرچه شراب منافعي دارد و از خريد و فروش و تجارت آن به منفعت مالي مي رسند و يا با خوردن آن از ترس و اضطراب و اندوه نجات يافته و شادابي به دست مي آورند، (4) ولي اين منافع در قبال گناهي و آثار سويي که در آن است، قابل اعتنا نيست:
«و يسالونک عن الخمر و الميسر قل فيهما اثم کبير و منافع للناس و اثمهما اکبر من نفعهما؛ (5)
از تو در باره خمر و قمار مي پرسند. بگو: در آن دو، گناه بزرگ است و منفعت هايي (دارند) و گناهش بيش از منافع آن است».
با وجود اين آيات که حرمت را مي رساند، بعضي باز هم از نوشيدن شراب دست بردار نبودند تا اين که خداوند به شديدترين وجه و با چندين تأکيد، حرمت آن را اعلام کرد و فرمود:
«يا ايها الذين آمنوا انما الخمر و الميسر و الانصاب و الازلام رجس من عمل الشيطان فاجتنبوه لعلکم تفلحون انما يريد الشيطان ان يوقع بينکم العداوة و البغضاء في الخمر و الميسر و يصدکم عن ذکر الله و عن الصلوة فهل انتم منتهون؛ (6) اي کساني که ايمان آورده ايد، شراب و قمار و انصاب و ازلام فقط پليدي و از عمل شيطان است. زنهار که از آن اجتناب کنيد. اميد که رستگار شويد. تنها هدف شيطان اين است که با شراب و قمار، بين شما کينه و دشمني بيندازد و شما را از راه خدا و نماز بازدارد. آيا از آن ها دست بردار مي شويد؟»
در هيچ موردي قرآن با اين تأکيد و تصريح و شدت، حرمتي را اعلام نکرده است. قرآن شراب را پليدي و عمل شيطان خوانده است.
در روايات نيز بر پليدي شراب تأکيد فراوان شده و شراب، کليد تمام معصيت ها و منشأ و مادر تمام گناهان معرفي گرديده است. رسول خدا(ص) در مورد شراب ده نفر را لعن کرد:
کسي که درخت خرما يا انگور را براي توليد شراب مي کارد؛
آن که باغباني آن ها را مي کند (با اين که مي داند براي چه کاشته شده اند)؛
آن که عصاره انگور يا خرما را براي تهيه شراب مي گيرد؛
آن که شراب مي نوشد؛
آن که ساقي مي شود؛
آن که بار شراب حمل مي کند؛
آن که تجارت شراب مي کند؛
آن که شراب مي فروشد؛
آن که مي خرد و آن که قيمت و پول شراب را مي خورد. (7)
اما در باره فلسفه حرمت شراب در ابتدا بايد گفت:
احکامى که از طرف خداوند براى بشر تعيين شده و پيامبر مأمور ابلاغ آن شده، براى سعادت و خوشبختى انسان وضع شده ؛ مسلمان چون معتقد به خدا است. اطمينان دارد که احکام و دستورهاى الهى داراى منافع و مصلحت هايى است که خداوند از آن آگاهى داشته و براى ابلاغ آن به انسان‏ها توسط پيامبر وحى کرده است، اگر چه ما از حکمت و فلسفه احکام يا برخى از حکمت‏هاى آن آگاهى نداشته باشيم، اما چون معتقديم که آن را جهت خير و صلاح و رستگارى انسان‏ها وضع کرده، به آن پايبند بوده و عمل مى‏کنيم، همانند اطاعت از نسخه‏هاى پزشکى که با اطمينان از تخصص پزشک در رشته خود، داروهاى تجويزى را عمل مى‏کنيم، اگر چه از کيفيت داروها و چگونگى تأثير آن اطلاع چندانى نداريم.
پيامبران و امامان معصوم (ع) طبيبان دردهاى انسان هستند. مى‏دانند چه چيزهايى براى سلامت فکري بشر مفيد و چه چيزهايى مضر است. در آيات به طور آشکار شراب پليد و زشت اعلام شده و انسان‏ها را از مصرف آن بازداشته، خداوند در قرآن فرمود:
"انما الخمر و الميسر... رجسٌ مِن عمل الشيطان فاجتنبوه؛(8) شراب و قمار و... پليد و عمل شيطانى است، از آن اجتناب کنيد".
سپس خداوند در سبب حرمت مى‏فرمايد: انّما يريد الشيطان أن يوقع بينکم العداوة و البغضاءَ فى الخمر والميسر؛(9) شيطان مى‏خواهد با شراب و قمار بين شما دشمنى و کينه ايجاد کند.
در اين آيات، نوشيدن شراب عمل شيطانى و پليد دانسته شده که آثار روحى و روانى نامطلوب در انسان بر جاى مى‏گذارد که از جمله آن‏ها کينه و دشمنى است.
در آيه ديگر خداوند مى‏فرمايد: "از تو در مورد شراب و قمار مى‏پرسند، بگو در آن دو گناهى بزرگ است."(10)
در روايات حرمت شراب به صورت مفصل و با ذکر آثار نامطلوب آن بيان شده است. از مولاى متقيان سؤال شد: آيا فرمودي که شراب از دزدى و زنا بدتر است، فرمود: "بلى، زنا کننده شايد گناه ديگرى نکند، ولى شرابخوار چون شراب بخورد، زنا مى‏کند، آدم مى‏کشد، نماز را ترک مى‏کند."(11)
از امام باقر سؤال شد که بزرگ‏ترين گناه کبيره کدام است؟ فرمود: "شرابخواري، خداوند به چيزى چون ميخوارى نافرمانى نشده! ممکن است شخص نماز واجب خود را ترک کند و با مادر و دختر و خواهر خود زنا کند، در حالى که مست و لايعقل باشد."(12)
امام رضا فرمود: خدا شراب را بدان جهت حرام کرد که مايه فساد و بازداشتن عقل از درک حقايق و از بين بردن شرم و حيا است.(13)
علاوه بر آيات و روايات امروزه از نظر علمى نيز مضرات مصرف مواد الکلى به اثبات رسيده است. در تبين اين مسئله با اشاره به سخنان صاحب نظران گفته شده : دانشمندان به اين واقعيت اعتراف داشته‏اند که از جمله آثار زيان بخش شراب، پيامد سويى است که روى مغز و عقل مى‏گذارد و آن را از کار مى‏اندازد. روشن است که با از بين رفتن عقل، پرده شرم و حيا دريده مى‏شود. در نتيجه ميدان به دست غرايز حيوانى مى‏افتد . انسان به صورت حيوانى وحشى و لجام گسيخته درمى‏آيد. نوشابه‏هاى الکلى پس از استفاده سريعاً جذب خون مى‏شود . خون در مسير خود مغز را بى نصيب نمى‏گذارد، در نتيجه عمل سلسله اعصاب رو به ضعف مى‏رود . خويشتن دارى که ارادى و منشأ شرم و حيا در انسان و مانع از بروز کارهاى زشت است، از دست مى‏رود.
الکل عالى‏ترين اعمال مغزى را فلج مى‏کند.ملاک امتياز آدمي بر ساير جانداران عقل او است . به خاطر عقل است که انسان علم و دانش مي اندوزد. همه ترقيات و پيشرفت هاي جوامع بشري ثمرة دانش بشري است. شراب، عقل را اگر چه به صورت محدود و موقت زايل مي کند.
براي آشنايي بيش تر با زيان هاي شراب، قسمتي از نظريات دانشمندان روان شناس و پزشکان را در مورد زيان هاي شراب مي آوريم:
اثر الکل در عمر:
دانشمندان مشهور غربي معتقدند که هر گاه از جوانان 21 تا 23 ساله معتاد به مشروبات الکلي 51 نفر بميرند، در مقابل از جوان هاي غير معتاد ده نفر هم تلف نمي شوند. دانشمند ديگري ثابت کرده است که جوان هاي 20 ساله که انتظار مي رود پنجاه سال عمر کنند، در اثر نوشيدن الکل بيش تر از 35 سال عمر نمي کنند.
زيان هاي اجتماعي الکل:
طبق آماري که پزشک قانوني شهر "ليون" در 1961 تهيه نموده، جرائم اجتماعي الکليست ها از اين قرار است: مرتکبان قتل هاي عمومي 50 درصد، ضرب و جرح 8/77 درصد، سرقت 5/88 درصد، جرائم جنسي، 8/88 درصد. اين آمار نشان مي دهد که بيش تر جنايات و جرائم بزرگ در حال مستي روي مي دهد.(14)
آنچه در آمارها آمده ،تنها گوشه اي از آثار و مضرات شراب، آن هم از نظر جسماني و مادي است امّا آثار مخرب اجتماعي و روحي و معنوي آن بسيار بزرگ تر است . آنچه فعلاً مشهود است که پيروان اديان آسماني مانند مسيحي ها شراب مي نوشند،دليل نمي شود بر اين که حضرت مسيح(ع) آن را حلال شمرده باشد، بلکه به جهت تحريف در آموزه هاي ديني اين امر صورت مي گيرد.

پي نوشت ها:
1. توحيد، شيخ صدوق، جامعه مدرسين، قم، 1398 ق، باب 54 البداء، ص 334.
2. نحل (16) آيه 67.
3. نساء (4) آيه 42.
4.سيد محمد حسين طبا طبايي، الميزان،ج 2، ص 294،نشر جامعه مدرسين، قم، 1374ه.ش با ترجمه،موسوي همداني.
5. بقره (2) آيه 219.
6. مائده (5) آيه 91.
7. الميزان، ، ج 2، ص 298 - 299. نشر پيشين
8. مائده، آيه 190.
9. همان، آيه 291.
10. بقره ، آيه 219.
11. شهيد عبدالحسين دستغيب، گناهان کبيره، ج 1، ص 234،نشر جامعه مدرسين، قم. 1376 ش.
12. همان، ص 233.
13. سيد هاشم رسولى محلاتى، کيفر گناه، ص 78،نشر کتابخانه صدر ، تهران، بي تا.
14. همان، ص 80،

پرسش 2:
2- چگونه ميتوان ثابت کرد که دين اسلام کامل ترين دين است ؟

پاسخ:
با سلام و عرض تبريک فرا رسيدن سال نو و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
پاسخ را مى­توان از دو زاويه تبيين نمود: يکى از منظر درون دينى و با نگاه به معارف اسلامي، ‌ديگرى از منظر برون ديني و بدون نگاه به معارف اسلامي.
الف) منظر درون ديني:
يک مسلمان با توجه به آموزه­هاى ديني، حکم مى کند اسلام بر ديگر اديان برترى دارد، با اين توضيح که در انديشه برون ديني، ‌ايمان به تمامى پيامبران الهى پيشين جزء ضرورى دين است. (1) ليکن شريعت يا دين برتر، ‌اسلام است. در اين خصوص قرآن مى گويد: « هر که دينى جز اسلام اختيار کند، ‌از او پذيرفته نخواهد شد و او در آخرت از زيانکاران خواهد بود». (2)
از منظر درون ديني، اسلام، دين تکامل يافته حضرت آدم، نوح، ابراهيم، ‌موسى و عيسي (ع) است، که با تکميل رهنمودهاى وحياني، اين دين مورد رضاى خداوندى است.
ديني که خداوند آن را دين کامل و مورد رضاى خداوندى معرفى کرده است(اليوم أکملت لکم دينکم و أتممت عليکم نعمتى و رضيت لکم الاسلام ديناً ؛ (3) امروز، دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آيين (جاودان) شما پذيرفتم‏» و نيز فرمود: «و تمّت کلمة ربک صدقاً و عدلاً؛ (4) (با اين قرآن)پيام راستين خدا کامل گشت».
به همين جهت پيام آور اين شريعت را خاتم انبيا معرفى کرده است. (5)
خاتم مايه زينت و گُل سرسبد پيامبران است. آيات بر شمرده، برترى پيامبر اسلام و شريعتش را بر پيامبران پيشين و شرايعشان دلالت دارد.
در منظر درون ديني، پيامبران جملگى در يک مسير در حرکتند و آخرين آنان، ‌بهترين و پيامش بهترين پيام‌ها است، ‌که از آن به دين حق، در برابر اديان باطل، ‌يا دين برتر در برابر شرايع پيشين آسماني، ‌ياد مى­شود.
اديان الهى هر کدام براى تکامل بشر آمده اند، بنابراين اديان بعدى بايد کامل‌تر از اديان قبلى باشند. چون دين حق در هر زماني، ‌يکى بيش نيست، در اين زمان، ‌دين اسلام که آخرين و کامل‌ترين دين است، بايد پيروى شود.
استاد شهيد مرتضى مطهرى با استناد به آية «و من يبتغ غيرالاسلام ديناً فلن يقبل منه» مى‌فرمايد : دين تسليم است، ‌ولى حقيقت تسليم در هر زمان، ‌شکلى دارد و در اين زمان، شکل آن، ‌دين گران مايه‌اى است که به دست حضرت خاتم الانبيا ظهور يافته است. لازمه‌تسليم خدا بودن، پذيرفتن دستورهاى او است.
روشن است که همواره به آخرين دستور خدا بايد عمل کرد و آخرين دستور همان است که آخرين رسول آورده است. (6)
ب) منظر برون ديني:
در اين منظر نمى توان براى برترى دين اسلام به آيات قرآنى و روايات اسلامى تمسک نمود، چون که غير مسلمان اين‌ها را قبول ندارد، بلکه بايد نخست حقانيت اسلام را ثابت نمود.
در قدم بعدى نوبت به اين مى رسد که دين بر حق تنها يک دين است، نه بيشتر. نمى شود پذيرفت هم اسلام بر حق است و هم اديان ديگر. پلوراليسم دينى و تکثر گرايي(برابري و تساوي تمام اديان در حقانيت) قابل پذيرش نيست.
اگر در پى اثبات حقانيت دين اسلام بر آييم، بحث به درازا مى کشد که در اين فرصت اندک نمى توان به طور مبسوط و کافى آن را بيان نمود. از اين رو به صورت مختصر به آن پرداخته مي‌شود.
براي پى بردن به حقانيت اسلام و برترى آن بر ساير اديان، راه‌هايى وجود دارد که يکى از آن‌ها بررسى ويژگى‌هاى اسلام در بُعد شناخت شناسي، ‌جهان بيني، ‌انسان شناسي، عقيده و مسائل اخلاقى و ارزشى با معيار عقل و خِرَد است. اگر در اين زمينه خواهان بررسى گسترده هستيد، توجه شما را به کتاب‌هاى شهيد مطهرى و کتاب‌هاى شهيد محمد باقر صدر(به ويژه کتاب فلسفتنا که در فارسى به نام هاى «فلسفة ما»، «جهان بينى ما» و «شناخت ما» ترجمه شده است) جلب مي‌کنيم. به عنوان نمونه شهيد مطهرى دربارة ‌ويژگى‌هاى اسلام مى‌نويسد: ديدگاه اسلام از نظر شناخت شناسى چنين است:
1ـ بشر مي‌تواند جهان و حقايق آن را بشناسد و خود مشوق آن است....
2ـ شناخت حقايق جهان از اين راه‌ها ممکن است: طبيعت يا آيات آفاقي، ‌انسان يا آيات انفسي، تاريخ يا سرگذشت اجتماعى اقوام و ملل و عقل....
3ـ ابزار شناخت عبارتند از: حواس، قوه تفکر و استدلال، تزکيه و تصفية نفس و مطالعه ‌آثار علمى ديگران.
4ـ موضوعات شناخت عبارتند از: خدا، جهان طبيعت، انسان با جامعه و زمان.
از نظر جهان بينى و انسان­شناسى عبارت است از:
1ـ جهان واقعيتش از خدا است. يعنى تمام واقعيتش انتساب به حق است.
2ـ واقعيتش و نسبتش به حق يکى است.
3ـ اين واقعيت متغير و متحرک است.
4ـ واقعيت­هاى اين جهان درجة تنزل يافته و مرتبة نازلة واقعيات جهانى ديگر است که جهان غيب ناميده مي‌شود.
5ـ اين جهان ماهيت «به سوى اويي» دارد؛ يعنى همان طور که از اوست به سوى او هم هست....
6ـ جهان داراى نظام متقن علّى و معلولى و سببى و مسببى است. فيض الهى و قضا و قدر او به هر موجودى تنها از مسير علل و اسباب خاص خود او جريان مى­يابد....
7ـ جهان يک واقعيت هدايت شده است. تمام ذرات جهان در هر مرتبه‌اى که هستند از نور هدايت برخوردارند.
8ـ بعد از اين جهان جهانى ديگر است....
9ـ روح انسان حقيقتى جاودانه است.
10ـ انسان‌ها به حسب خلقت مساوى آفريده شده‌اند، تنها ملاک فضيلت، علم، جهاد و تقوا است.
11ـ انسان‌ها به حسب اصل خلقت از يک سلسله استعدادهاى فطرى از جمله فطرت دينى و اخلاقي برخوردارند.
12ـ به حکم اين که هر فردى بالفطره انسان متولد مي‌شود. در هر انسانى استعداد توبه و بازگشت و پند پذيرى هست....
13ـ انسان‌ها همواره در عمق جانشان يک تضاد درونى(تضاد بين عقل و هواى نفس) دارند و مختار و آزادند، از اين رو مسئوليت دارند.
14ـ جهان زير چتر اراده خداوند واحد است....
از نظر ايدئولوژي:
ايدئولوژي اسلام همه جانبه، جامع و فراگير است، در آن اجتهاد راه دارد، از سماحت و سهولت برخوردار است. زندگى‌گرا است(نه زندگى گريز)، اجتماعى است و مقررات اجتماعى دارد. در عين اجتماعى بودن، ‌حقوق و آزادى فردى را محترم مى‌شمارد....(7)
با نگاه به ويژگي هايي که از اسلام بيان شد. مى‌گوييم: اين معارف را مى‌توان با معارف ديگر مکاتب و مذاهب مقايسه کرد؛ زيرا مقايسه يکى از مهم ترين معيارهاى ارزيابى است. تبلور اسلام در قرآن، و ساير اديان نيز در كتب مقدس خود متبلور هستند مسيحيت در انجيل و يهود در تورات و.زرتشت در گاتهاو .. با تأمّل در اين كتب به راحتى حقانيت و برترى قرآن بر ساير کتب ديگر را مى توان دريافت نمود.
کوتاه سخن اين که: با نگاه مقايسه‌اى بين اسلام و ساير اديان و مکاتب مى‌گوييم: دين اسلام برترى دارد، به دليل:‌
اوّل: دين هاى امروز، توحيدشان و تصويرى که از خدا ارائه مى کنند، ‌قابل خدشه است، بر خلاف اسلام.
دوم: حقوق فردى انسان‌ها در دين هاى ديگر به صورتى که در اسلام شموليت دارد، لحاظ نشده و گاه ناديده گرفته شده است.
سوم: در ديگر اديان تعادل ميان زندگى دنيوى و اخروى رعايت نشده است، بر خلاف اسلام.
چهارم: رهنمود‌هاى دين هاى ديگر به جهاتى ايدئاليستى‌اند، ‌مثلاً عدم خشونت بودايى‌ها و مسيحيان، در حالى که دنيا پُر است از خير و شر و نيک و بد. از اين رو جا به جا بايد خشن يا نرم بود. اين دستور اسلام است. هم قانون دارد و هم اخلاق؛ يعنى رهنمودش با واقعيت‌ها همخوان است.
پنجم: اکثر دين‌ها عهده دار زندگى اجتماعى انسان‌ها نيستند، ‌يا اگر هستند، تعادلى در آن‌ها ديده نمى­شود و قوانين اجتماعى آنان سبب پايمال شدن حقوق انسان‌ها مى­شود. اين وضع در اسلام بهتر است.
ششم: اکثر مذاهب با پيروان ديگر اديان با خشونت برخورد مى کنند. در اسلام اين امر تعديل شده است. تاريخ هم نشان داد که در همزيستى مسالمت آميز، مسلمانان گوى سبقت را از همه ربوده­اند.
هفتم: تحريف در اديان آسمانى تعاليم آنان را دچار خدشه کرده است، ولى در اسلام(قرآن) تحريفى وجود ندارد.
هشتم دين اسلام ديني جامع نگر است و براي تمام ابعاد زندگي انسان اعم از فردي و اجتماعي اخلاقي و سياسي و حتي ريزترين مسائل زنگي برنامه دارد در حالي كه در ساير اديان چنين جامعيتي نيست .

پي‌نوشت‌ها:
1. بقره (2) آيه‌285.
2. آل عمران (3) آيه‌85.
3.مائده (5) آيه 3.
4. انعام (6) آيه ‌115 .
5. احزاب (33) آيه 40.
6. مرتضى مطهري، عدل الهي،صدرا، تهران، 1388ه.ش، ص 329 تا334.
7. مرتضى مطهري، مجموعة‌آثار،انتشارات صدرا،تهران،1378ش، ج 2، ص 229 تا250.

پرسش 3:
3- و براي اينکه ايمان قوي تري داشته باشيم چه راهکارهاي را بايد در پيش بگيريم؟

پاسخ:
قبلا در مورد 39892 پاسخ داده شده