برخی از مطلب فوق برای خدشه به اسلام استفاده میکنند هدف من آن است که در بحث با این افراد که به صحبت های آیت ا... طباطبایی متوسل میشوند از دینم مراقبت کنم.

پرسشگر محترم با سلام و تشكر از ارتباط تان با اين مركز.
منظور شما از آيه الله طباطبايي براي ما روشن نيست ؛ لطفا دقيق تر بفرماييد چه كسي و چه صحبت هايي ؟
در مورد تعدد زوجات پيامبر مباحث مبسوطي بيان شده و حتي كتاب هايي دراين زمينه نگاشته شده است كه مي توانيد به آن ها رجوع نماييد ، اما به طور مختصر نكاتي در اين زمينه ارائه مي شود .در مورد ساير مسائل و پرسش ها هم كارشناسان اين مركز در خدمت شما خواهند بود .
تنها كسي كه اجازه ازدواج با بيش از 4 زن را داشت، پيامبر بود ، اما ماهيت امر به اين شكل نبود كه در زمان منع اين امر به پيامبر اجازه ويژه اي براي آينده داده شود ، بلكه در زمان نزول فرمان محدوديت ازدواج با 4همسر همه كساني كه بيش از 4 همسر داشتند، همسران بيش از 4 مورد را طلاق دادند و تنها پيامبر از اين لزوم استثنا شد .
در مقطع خاصي دستور محدوديت چند همسر گزینی برای مردان نازل شد. بيان گشت كه يك مرد نمی تواند بیش از چهار همسر دائمی در یک زمان داشته باشد (1) اما تا قبل از نزول این حکم مردان بیش از چهار همسر دائمی داشتند.
همه زنان پیامبر (ص) قبل از نزول این حکم به عقد پیامبر در آمده بودند. خداوند به پیامبر دستور داد که از این پس حق نداری با کسی ازدواج نمایی حتی اگر همه زنانت را طلاق بدهی، به جای آنان نمی توانی با زنان دیگری ازدواج نمایی. (2)
بر اين اساس يكي از نكات مهم در خصوص استثنا شدن پيامبر از لزوم طلاق همسران بيش از 4 نفر هم روشن مي شود، زيرا بر اساس دستور قرآن همسران پيامبر بعد از حضرت حق ازدواج با هيچ مرد ديگري نداشتند ،چنان كه خداوند در آيه 53 سوره احزاب به صراحت مي فرمايد :
« حق ندارید رسول خدا را آزار دهید و هرگز مجاز نیستید همسران او را بعد از وی به همسری خود درآورید. این کار نزد خدا عظیم و بزرگ است» ؛ در نتيجه دستور طلاق بيش از 4 همسر ظلمي آشكار بر اين زنان مطلقه بود . آنان مجبور مي شدند تا آخر عمر بدون همسر بمانند ، در حالي كه همسران مطلقه ديگر مسلمانان چنين وضعيتي نداشتند . براي بررسي بيش تر مي توانيد به تفاسير متعدد همچون تفسير نمونه و الميزان ذيل همين آيه و آيه 6 سوره احزاب مراجعه نماييد .
البته به نظر مي رسد منظور از مطالبي كه در اين خصوص در خدشه بر حقانيت اسلام به كار مي رود، مطالب مربوط به تعدد زوجات حضرت باشد. به همين خاطر نكاتي را كه در اين خصوص براي شما و در امر پاسخگويي مفيد است، ضميمه مي نماييم :

در تبيين اين امر ابتدا بیان دو نکته ضروری است:
اوّل: نگاهی کوتاه به فرهنگ ازدواج در جزیره العرب در زمان پیامبر (ص):
1ـ عرب‌های جاهلی نسبت به دختر،‌بلکه جنس زن بی علاقه بودند، چون در محیطی که دائم مردم با هم به جنگ و خونریزی مشغول بودند و هر کس هر قدر که می‌توانست، به دیگران ظلم روا می‌داشت، خوف داشتند که در جنگ،‌دختران اسیر شوند و باعث ننگ آن طایفه گردند، نیز به جهت وضع بد اقتصادی و این که دختران به فحشا رو آورند و ... به دختر علاقه ای نداشتند، بلکه دختر داری را ضد ارزش می‌شمردند و به همین دلیل برخی به زنده به گور کردن دختران رو آوردند.
2ـ چون جنگ و خونریزی در آن محیط امری متداول بود، و عرب جاهلی با اندک بهانه ای یک دیگر را می‌کشتند، حاصل به هم خوردن تعادل جمعیتی بود و نسبت زنان به مردان افزایش چشمگیری پیدا می‌کرد ( چون مردان به جنگ اقدام می‌کردند، نه زنان و کشته‌ها از مردان بود ) که گزینه «چند زن داشتن» را برای رهایی از مشکل عدم تعادل جمعیتی پذیرفتند. این مشکل در اکثر نقاط از جمله در ایران هم وجود داشت، لیکن در عربستان بیش تر بود.
3ـ در آن وضع ناگوار اقتصادی، زن گرفتن از یک خانواده و قبیله نوعی کمک به آنان محسوب می‌شد، به همین جهت مشرکان قریش به دامادهای پیامبر (ص) فشار وارد می‌کردند که دختران پیامبر را طلاق دهند تا بر مشکلات پیامبر افزوده شود.
4ـ در محیطی که نا امنی و جنگ و خونریزی آسایش را از همگان ربوده بود، ازدواج از مهم ترین عامل بازدارنده از جنگ به شمار می‌آمد.
5ـ در آن وضع زن بیوه اگر شوهر نمی‌کرد، خوشایند نبود، بلکه زشت شمرده می‌شد. به مجرد آن که شوهر می‌مرد، یا از وی طلاق می‌گرفت و عدّه وفات یا طلاق سپری می‌شد، شوهری دیگر گزینش می‌شد، مانند «اسماء بنت عمیس» که اوّل همسر جعفر بن ابی طالب شد، بعد از شهادتش به عقد ابوبکر در آمد و بعد از درگذشت ابوبکر همسر امام علی(ع) شد. این شیوه در آن فرهنگ متداول بود.
نکته دوم: نگاهی گذرا به ازدواج پیامبر.
1ـ پیامبر در 25 سالگی با حضرت خدیجه که چهل سالش بود و قبلاً یک یا دوبار شوهر کرده بود و با مرگ شوهر بیوه شده بود، ازدواج نمود.به مدت بیست و پنج یا بیست و هشت سال با وی زندگی کرد و همسر دیگری نگرفت.
2ـ همه ‌همسران پیامبر (جز عایشه) بیوه بودند. آنان پیش از آن که به همسری پیامبر در آیند، یک یا دوبار شوهر نموده بودند و بعد از درگذشت و یا شهادت شوهر و انقضای عدّه به عقد پیامبر در آمدند.
3ـ عمده ‌ازدواج‌های پیامبر در شرایط سخت و دشوار جنگی صورت گرفته بود، مانند شکست مسلمانان در جنگ اُحد که وضع مسلمانان بسیار ناراحت کننده بود.
4ـ پیامبر از قبایل مهم عرب مانند تیم، عدی، بنی امیه، نیز یهودیان مدینه همسر انتخاب کرد، ولی از قبایل انصار زن نگرفت.
دقت در این امور به ما می‌فهماند که ازدواج‌های پیامبر نه در پی ارضای خواهش‌های نفسانی، بلکه در جهت اهداف عالی بود که ذیلاً بیان می‌شود.
بی شک پیامبر در ازدواج‌های متعدد دنبال خوشگذرانی‌ها نبود، چون:
اوّلاً: اگر چنین بود، می‌بایست در سنین جوانی به این امر مبادرت می‌کرد، نه در سنین پیری و آن هم در شرایط سخت و دشوار.
دوم: اگرخوشگذرانی انگیزه حضرت بود، می‌بایست جهت گیری هایش در گزینش همسر، این ادعا را اثبات کند. حضرت دنبال زنان زیبا و جذّاب از جهت امور جنسی و جوانی نبود، حتی به خواستگاری برخی از زنان مانند «ام سلمه» رفت . او تعجب نمود دراین سن و سال که کسی حاضر نمی‌شود با او ازدواج کند، چرا پیامبر دنبال زنان جوان نمی‌رود و به خواستگاری او کسی را فرستاده است.
سوم: آنانی که با انگیزه کامیابی جنسی به ازدواج‌های متعدد رو می‌آورند،‌ماهیت زندگی آنان به گونه ای دیگر است. آنان به زرق و برق ظاهری زندگی، لباس و زینت زنان و رفاه و خوشگذرانی رو می‌آورند؛ درحالی که سیره و زندگی پیامبر خلاف این را نشان می‌دهد. پیامبر در برابر خواست همسران خویش در مورد زرق و برق زندگی، آنان را مخیر کرد که یا ساده زیستی را برگزینند و به عنوان همسر پیامبر باقی بمانند و یا از حضرت طلاق بگیرند و بروند دنبال زرق و برق زندگی.
علامة طباطبایی در این باره می‌نویسد: داستان تعدّد زوجات پیامبر را نمی‌توان بر زن دوستی و شیفتگی حضرت نسبت به جنس زن حمل نمود، چه آن که برنامه ازدواج حضرت در آغاز زندگی که تنها به خدیجه اکتفا نمود و هم چنین در پایان زندگی که اصولاً ازدواج بر او حرام شد، منافات با بهتان زن‌دوستی حضرت دارد. (3)
چهارم: دو تن از زنان پیامبر کنیز بودند. اگر هدف پیامبر از ازدواج لذت بردن از آنان بود،‌این دو چون که کنیز بودند، بدون ازدواج، پیامبر می‌توانست از آنان بهره مند شود. با این تحلیل ازدواج بی فایده بود.
بنابراین اهداف و حکمت‌های ازدواج پیامبر را می‌بایست در اهداف بلند و ارزشی جستجو نمود که در صورت تمايل مي توانيم در آن موارد به گفتگو بنشينيم .

پی نوشت ها :
1. نساء (4) آیه 3.
2. احزاب (33) آیه‌52.
3 . سید محمد حسین طباطبایی، فرازهایی از اسلام، ص 174.دار الکتب الاسلامیه تهران ، بی تا.