پاسخ ارائه شده در پاسخ به سوال یک پرسشگر با مشخصات خاص می باشد لذا در صورتی که سوالی دارید از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.
چرا در ادامه آيه دوباره به أُوْلِي الأَمْرِ اشاره ای نشده؟
اولاً اين ايراد مخصوص تفسير دانشمندان شيعه نيست، بلكه به ساير تفسيرها نيز باکمی دقت متوجه مى‏شود و ثانیاً شكى نيست كه منظور از اختلاف و تنازع در جمله فوق ...

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً

با سلام و احترام.چرا در آيه فوق در قسمت اول أُوْلِي الأَمْرِ آمده و بيان مي دارد از خدا و رسول و صاحبان امير که شيعه آنان را امام معصوم می‌دارد اطاعت کنيد ؛ ولي در قسمت دوم منظور بعد از فَإِن تَنَازَعْتُمْ ، اذعان می‌دارد در صورت اختلاف در امر ديني آن را به خدا و رسولش عرضه بداريد ؟ چرا در ادامه آيه دوباره به أُوْلِي الأَمْرِ  اشاره ای نشده؟

با سلام و تشکر از ارتباط شما با مرکز ملي پاسخگويي به سؤالات ديني و آرزوي توفيق روزافزون.

مسأله­ای که مطرح فرموديد در قالب پرسش و پاسخ در تفسير نمونه چنين آمده است:

« اگر منظور از اولوا الامر امامان و رهبران معصوم است، پس چرا در ذيل آيه كه مسئله تنازع و اختلاف مسلمانان را بيان مى‏كند مى‏گويد: فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلًا:" اگر در چيزى اختلاف كرديد آن را به خدا و پيامبر(ص) ارجاع دهيد اگر ايمان به پروردگار و روز بازپسين داريد، اين براى شما بهتر و پايان و عاقبتش نيكوتر است"- همان‌طور كه مى‏بينيم در اينجا سخنى از اولوا الامر به ميان نيامده و مرجع حل اختلاف تنها خدا (كتاب اللَّه، قرآن) و پيامبر (سنت) معرفى شده است.

در پاسخ اين ايراد بايد گفت: اولاً اين ايراد مخصوص تفسير دانشمندان شيعه نيست، بلكه به ساير تفسيرها نيز باکمی دقت متوجه می ‏شود و ثانیاً شكى نيست كه منظور از اختلاف و تنازع در جمله فوق، اختلاف و تنازع در احكام است نه در مسائل مربوط به جزئيات حكومت و رهبرى مسلمين، زيرا در اين مسائل مسلماً بايد از اولوا الامر اطاعت كرد (همان‌طور كه در جمله اول آيه تصريح شده) بنابراین منظور از آن اختلاف در احكام و قوانين كلى اسلام است كه تشريع آن با خدا و پيامبر(ص) است زيرا مى‏دانيم امام فقط مجرى احكام است، نه قانونى وضع مى‏كند، و نه نسخ مى‏كند، بلكه همواره در مسير اجراى احكام خدا و سنت پيامبر(ص) است، و لذا در احاديث اهل‌بیت(ع) مى‏خوانيم كه اگر از ما سخنى برخلاف كتاب اللَّه و سخن پيامبر (ص) نقل كردند هرگز نپذيريد، محال است ما چيزى برخلاف كتاب اللَّه و سنت پيامبر(ص) بگوییم، بنابراین نخستين مرجع حل اختلاف مردم در احكام و قوانين اسلامى خدا و پيامبر (ص) است كه بر او وحى مى‏شود و اگر امامان معصوم بيان حكم مى‏كنند، آن نيز از خودشان نيست، بلكه از كتاب اللَّه و يا علم و دانشى است كه از پيامبر (ص) به آن‌ها رسيده است و به‌این‌ترتیب علت عدم ذكر اولوا الامر در رديف مراجع حل اختلاف در احكام روشن مى‏گردد.»(1)

پی‌نوشت:

1. مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، ج‏3، ص 442-441.