پاسخ ارائه شده در پاسخ به سوال یک پرسشگر با مشخصات خاص می باشد لذا در صورتی که سوالی دارید از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.
چرا این‌قدر بايد تحمل‌کنم؟
این‌طور که بيان کرده‌اید احساس رضايت زناشويي نداريد و از همسرتان ناراحت هستيد. به نظر می‌آید درمجموع شما لذت کافي را از زندگي مشترک خود نمی‌برید و ازنظر ...

من نيازمند مشاوره هستم

من مردي 42 ساله‌ام و متأهل و يک دختر 18 ساله دارم

همسرم کارمند است و خودمم کارمند از تيپ مذهبي و انقلابي

همسرم بعد از زايمان اول دچار نازايي شد و ديگر فرزندي برايم نياورد و همين امر موجب شد بر روي ازدواج دوم فکر کنم با دختري آشنا شدم و همديگر را پسنديديم دو روابطمان خيلي نزديد بود و با صيغه شرعي تا 7 سال ين رابطه با فرازها و فرودهايي ادامه داشت و علاقه وجود داشت تا اينکه به همسرم گفتم و با همه کش‌وقوس‌هایی که اتفاق افتاد رضايت نداد و باعث شد دختر موردعلاقه‌ام ازدواج کرد و رفت و اين اتفاق خيلي باعث سرخوردگی‌ام شده

همسرم باوجوداینکه کليه لوازم خانه‌ام وزندگی‌ام را فراهم کرده ولي من ازنظر زناشويي ز او رضايتي ندارم باوجوداینکه ازنظر زناشويي برايم کم گذاشته و با اون شکم و اندام بی‌ریخت با زايمان فقط يک بچه و اين اخري که باعث شد نتوانم با آن دختر ازدواج کنم من چطور می‌توانم تحمل‌کنم زنم این‌جور بزنه توي دهنم پس خواسته‌های من چي؟ چرا این‌قدر بايد تحمل‌کنم؟

باسمه‌تعالی

پرسشگر گرامي سلام

از اعتماد شما به مرکز ملي پاسخگويي به سؤالات ديني سپاسگزاريم.

این‌طور که بيان کرده‌اید احساس رضايت زناشويي نداريد و از همسرتان ناراحت هستيد. به نظر می‌آید درمجموع شما لذت کافي را از زندگي مشترک خود نمی‌برید و ازنظر رواني تحت‌فشار هستيد. اين حق شماست که زندگي گرم و آرامش بخشي داشته باشيد.

شما در زندگي با مسائل مهمي روبرو شده‌اید. البته بعضي از مراجعيني که مشکلي مشابه شما داشته‌اند، توانسته‌اند اين مشکل را حل کنند. براي کمک به حل مسئله اجازه بدهيد ابتدا موضوعات را خوب از هم تفکيک کنيم تا بتوانيم مسئله اصلي را پيدا کنيم و بعد به راه‌حل بينديشيم.

مسئله اول، حفظ و اصلاح زندگي اصلي شماست. معمولاً معايب بر هم زدن زندگي اول بيش از مزاياي آن است، چراکه سامان پيدا کردن بعد از جدايي و سازگاري با شرايط جديد، غالباً از ادامه و اصلاح نسبي زندگي فعلي سخت‌تر و پرهزینه‌تر خواهد بود. البته اين شما هستيد که بايد مزايا و معايب را بسنجيد و محاسبه کنيد.

توضيحات شما در مورد حالات روحي و رواني خودتان در گذشته و حال، وضعيت زندگي مشترکتان براي ارزيابي کافي نيست. لکن در مورد مسئله اول مطالبي بيان می‌شود، اميد است راهگشا باشد:

1-به‌احتمال‌زیاد اين ناراضي بودن از زندگي زناشويي در همسر شما هم کم‌وبيش وجود دارد و به همين سبب زندگي شما دچار ناسازگاري و تلخي دوطرفه شده است و شما را در حسرت گرمي روابط فروبرده است.

پژوهش‌هايي که در حوزه مشاوره خانواده صورت گرفته است نشان مي‌دهد که در سيستم خانواده روابط بين اجزاي سيستم به‌صورت عليت حلقوي است نه خطي. توضيح مطلب اينکه در يک رابطه خطي، يک جزء خانواده روي جزء ديگر تأثير مي‌گذارد؛ مانند اينکه بگوييم پرخاشگري مرد، موجب اضطراب و نارضايتي زن مي‌شود. يا کنترل گري بيش‌ازاندازه مادر، موجب پنهان‌کاري فرزند مي‌شود. اين نوع تحليل، يک تحليل خطي و يک‌طرفه است. لکن پژوهش‌هاي جديد نشان مي‌دهند که اجزاء و اعضاي مختلف در يک خانواده بر روي‌هم تأثير متقابل دارند و غالبانمی‌توان مشکلات خانوادگي را به‌صورت یک‌طرفه تحليل کرد. (1) به‌عبارت‌دیگر وقتي با مشکلي در خانواده مواجه می‌شویم بايد به دنبال يک چرخه معيوب بگرديم نه به دنبال يک فرد مقصر!

2-متأسفانه به دليل عدم آگاهي و کافي نبودن مهارت‌های زندگي، ما شاهد هستيم که اکثر افراد در مواجهه با مشکلات و نا ملایمت‌های زندگي زناشويي، به دنبال مقصر هستند و خيلي زود فرد مقابل را مقصر تمام مشکلات می‌دانند.

فکر مي‌کنم اين مشکل در زندگي شما هم وجود دارد و اگر از همسر شما پرسيده شود که چرا وضعيت زندگي شما مطلوب نيست، به‌احتمال‌زیاد شما را مقصر می‌داند و هيچ مشکلي در خودش نمی‌بیند و هيچ نيازي نمی‌بیند که بخواهد در روش زندگي و رفتار خودش تغييري ايجاد کند. درحالی‌که همان‌طور که گفته شد، مقصر دانستن طرف مقابل، ازنظر مشاوره‌ای صحيح نيست و اميدوارم شما اشتباه همسرتان را در اين زمينه تکرار نکنيد و دنبال مقصر نگرديد. اگر زن و شوهر هرکدام طرف مقابل را مقصر بدانند، هیچ‌کدام از طرفين حاضر به تغيير دادن و اصلاح خود نيستند و درنتیجه مشکل حل نمی‌شود.

3-براي حل مشکل پيشنهاد مي‌کنم به چرخه معيوبي که در سيستم زندگي شما ایجادشده توجه داشته باشيد وسعي کنيد آن را پیداکرده و برطرف کنيد و بدون اينکه بخواهيد همسرتان و يا خودتان را مقصر بدانيد و سرزنش کنيد، قدري فراتر به موضوع نگاه کنيد. اگر همسرتان متوجه اين مطالب نيست و انگیزه‌ای براي تغيير وضعيت زندگي ندارد، شما شروع‌کننده باشيد. شما کسي باشيد که اين چرخه را متوقف می‌کند. اين کار در درجه اول به نفع خودتان است. وقتي چرخه معيوب شناسايي، متوقف و اصلاح شود، رفتار همسرتان هم به‌تدریج اصلاح خواهد شد وقتي رفتار او بهتر شود، شما انرژي و رضايتمندي بيشتري پيدا می‌کنید و بهتر می‌توانید زندگي و همسر خود را مديريت کنيد و اين همان تبدیل‌شدن چرخه منفي به چرخه مثبت است. شايسته است در اين زمينه از تخصص يک مشاور خانواده بهره‌مند شويد.

مسئله دوم، خواسته‌های شما و سرخوردگی‌های شماست. طبیعتاً پيگيري و رسيدن به هر خواسته‌ای در زندگي هزینه‌هایي در پي دارد. در فرهنگ جامعه کنوني ما، تصميم به ازدواج مجدد، اقدامي پرهزینه به‌حساب می‌آید. اگر کسي توان متحمل شدن اين هزينه را ندارد، بهتر است وارد اين مسئله نشود، چراکه در اين صورت بيش از همه خودش دچار تنش و احساس سرخوردگي خواهد شد.

مردي که به فکر ازدواج مجدد می‌افتد لازم است براي موفقيت سه عنصر اصلي را در خود ايجاد کند:

عنصر اول: مردي که به هر دليل، پاي زن ديگري را به زندگي خود باز می‌کند، بايد از جهات مختلف به‌اندازه دو مرد و حتي بيشتر، مردانگي داشته باشد. مردانگي عاطفي (نه فقط مردانگي جنسي)، مردانگي اقتصادي، مردانگي پدري، صداقت مردانه که تمام این‌ها را می‌توان در واژه عدالت مردانه خلاصه کرد.

عنصر دوم: اقتدار

عنصر سوم: محبت و تکريم

بهترين سبکي که در مورد زن‌داری بيان می‌شود سبک مقتدرانه همراه باکرامت بخشي و محبت است. اگر اقتدار باشد و مهرباني و تکريم همسر نباشد، شوهر تبديل به يک فرمانده مستبد می‌شود و نمی‌تواند همسر و خانواده‌اش را به‌درستی به سمت تعالي سوق دهد.

اگر هم کرامت بخشي و محبت باشد ولي اقتدار و جديت و قاطعيت نباشد، باز هم کنترل و حفظ (2) زن و زندگي با اختلال مواجه می‌شود.

بنابراين لازم است شما مهارت قاطعيت و اقتدار نسبت به همسرتان را بیش‌ازپیش به کار بگيريد و در عين حفظ اقتدار و قاطعيت، مهربان باشيد و به او اعتماد کنيد و به او بفهمانيد که قبولش داريد و براي شما بسيار باارزش است (3) اگر به تفسير آيه 34 سوره مبارکه نساء نيز مراجعه کنيم، متوجه می‌شویم که قرآن کريم رياست و مسئولیت زن و زندگي را بنابر دلايلي مشخص به عهده مرد قرار داده و لازم است مرد براي انجام مطلوب اين مسئولیت از خود قاطعيت نشان دهد. البته نه قاطعيت ظالمانه بلکه قاطعيت مهربانانه. (4)

مردي که به هر دليل پاي زن ديگري را به زندگي خود باز می‌کند بايد آن‌چنان به زن و زندگي اولش رسيدگي کند که آن‌ها احساس کمبود نکنند. لازم است مرد طوري رفتار کند که زن اصلي احساس نکند چون ناقص بوده يا چون مريض بوده يا چون بدقواره بوده، شوهرش اقدام به ازدواج مجدد کرده است. اگر مردي در زن اول خود اين احساس‌ها را ايجاد کند، نمی‌تواند ازدواج مجدد آرامش بخشي داشته باشد.

مسئله سوم: از مجموع نامه شما به نظر می‌رسد که عصباني هستيد. هيجان خشم در وجود شما ديده می‌شود. يکي از علل پرخاشگري، می‌تواند حالت‌های افسردگي باشد. این‌طور که مشخص کرده‌اید، شما 42 سال سن داريد يعني در دوران پختگي عقل و حکمت هستيد. ازنظر علم روانشناسي، دوران 40 سالگي يک دوران خاص است. اکثر ما در اين سن با يک بحران رواني روبرو می‌شویم که اگر نسبت به آن آگاهي نداشته باشيم ممکن است اعصاب و حتي زندگي ما را به هم بريزد. ويژگي اين بحران، نگاه به گذشته و احساس عقب افتادن در زندگي، احساس از دست دادن دوران طلايي جواني و احساس پوچي است. گاهي فرد میان‌سال، در اثر اين احساسات دست به اقداماتي می‌زند که تا قبل از آن خودش آن‌ها را قبول نداشته. او اين کار را براي جبران احساس پوچي که به‌صورت کاذب به او دست داده است انجام می‌دهد.

اگر از زندگي ناامید هستيد، اگر زندگي را پوچ و بی‌معنی می‌شمارید، اگر از زندگي خود لذت نمی‌برید، اگر در طول روز بی‌حوصله و غمگين هستيد، اگر مدام به گذشته و خاطرات غم‌انگیز فکر می‌کنید و حسرت می‌خورید، ممکن است گرفتار چرخه افسردگي شده باشيد. در این صورت لازم است از يک مشاور (روانشناس باليني) باتجربه کمک بگيريد.

در اين صورت به نظر می‌رسد شما دو راه پيش رو دارید:

راه اول-اينکه بگوييد من مشکلي ندارم و مشکل از ديگران است و با همين وضعيت گذران زندگي کنيد. حال چه اين زندگي را بر هم بزنيد و چه تحمل‌کنید، حال روحي و رواني شما از جهت اضطراب و احیاناً افسردگي تغيير چنداني نخواهد کرد و اين رنج همواره همراه شما خواهد بود.

راه دوم-همين هفته اقدام کنيد و به يک متخصص روانشناسي باليني مراجعه کرده و از او براي کاهش اضطراب و ناراحتی‌های عصبي خود و سامان دادن به وضعيت خود، کمک تخصصي بگيريد.

انتخاب با شماست.

براي ما بيشتر از افکار و احساسات و حالت‌های خود بگوييد. براي ما بنويسيد که:

مطالبي که مطرح شد چقدر مي­تونه کمکتون کنه؟

در مورد پاسخي که دريافت کرده‌اید سال يا ابهامي وجود دارد؟

چقدر احتمال دارد که نکات مطرح‌شده در پاسخ را پيگيري کنيد؟

آيا سال يا مسئله ديگري هم وجود دارد؟

همچنين شما می‌توانید با شماره تلفن 096400 با کارشناسان و متخصصين مرکز ملي پاسخگويي به سؤالات ديني در ارتباط باشيد.

تا پايان مشکل ما را در کنار خود بدانيد.

مرکز ملي پاسخگويي به سؤالات ديني

گروه مشاوره و روانشناسي

با آرزوي موفقيت

پی‌نوشت‌ها:

1-کتاب مشاوره خانواده؛ کيانوش زهرا کار، فروغ جعفري

2-سوره مبارکه تحريم؛ آيه 6: يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْليكُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَة...- ترجمه: اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد خود و خانواده خويش را از آتشى كه هيزم آن انسان‌ها و سنگ‌هاست نگه‌دارید...

3- الإمامُ الهاديُّ عليه السلام: مَن هانَتْ علَيهِ نَفسُهُ فلا تَأمَنْ شَرَّهُ- ترجمه: هر كه براى خود ارزشى قائل نباشد، از شرّش ايمن مباش‏؛ ميزان الحكمه، ج‏4، ص: 257

4-تفسير نمونه ج 3 ص 370

حوزه فعالیت: