پاسخ ارائه شده در پاسخ به سوال یک پرسشگر با مشخصات خاص می باشد لذا در صورتی که سوالی دارید از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.
ميشه درباره شق‌القمر توضيح بديد.
معجزه شق­القمر به اذن الهی به دست پيامبر اكرم(صلّي الله عليه و آله) در مكه و قبل از هجرت، انجام گرفت و مسلمانان چه شيعه و چه اهل تسنّن در اين مطلب، شكّي ندارند.

سلام من سؤالی داشتم

ميشه درباره شق‌القمر توضيح بديد

بعضي از اسلام‌ستیزان ميگويند که اگر در ماه قدم بزنيم تا صدسال ديگر هم می­مونه ولي اثري از شق­القمر ديده نميشه

لطفاً ميشه دراين­باره پاسخ بديد

با سلام و تشکر از ارتباط شما با مرکز ملي پاسخگويي به سؤالات ديني و آرزوي توفيق روزافزون.

سؤالتان در دو قسمت پاسخ  داده مي­شود.

1.داستان شق­القمر

معجزه شق­القمر به اذن الهی به دست پيامبر اكرم(صلّي الله عليه و آله) در مكه و قبل از هجرت، انجام گرفت و مسلمانان چه شيعه و چه اهل تسنّن در اين مطلب، شكّي ندارند. قرآن مجيد و روايات مستفيض(نزديك به متواتر) بر اين معجزه دلالت دارند.(1) داستان شق‌القمر ازاین‌قرار است كه «مشركان نزد رسول خدا آمدند و گفتند: اگر راست می‌گویی و تو پيامبر خدايي، ماه را براي ما دو پاره كن! فرمود: اگر اين كار را كنم ايمان می‌آورید؟ عرض كردند آري ـ و آن شب، شب چهاردهم ماه بود ـ پيامبر از پيشگاه پروردگار تقاضا كرد، آنچه را خواسته‌اند به او بدهد، ناگهان ماه به دوپاره شد و رسول‌الله آن‌ها را یک‌یک صدا می‌زد و می‌فرمود: ببينيد.»(2) بدين ترتيب در سال پنجم، قبل از هجرت، خداوند متعال چنين معجزه‌ای را به دست پيامبر اكرم (صلی‌الله عليه و آله) جاري می‌کند. كه ماه به دونیم تبدیل‌شده، مردم آن را می‌بینند. سپس دوباره به حالت اول برمی‌گردد، هرچند مشركين، طبق عادتشان، اين معجزه را انكار كردند كه اين عمل(معجزه)، سحر می‌باشد. به دنبال اين معجزه، آيات ابتدايي سوره قمر نازل می‌شود: اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ. وَ إِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَ يَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ(3) قيامت نزديك شد و ماه بشكافت. و اگر معجزه‌ای ببينند، روي بگردانند و گويند: سحري دائمي است.

تفسير نمونه در ذيل آيات مذكور می‌نویسد: «گرچه بعضي از کوته‌نظران، اصرار دارند كه اين معجزه را طوري توجيه كنند كه از صورت يك امر خارق‌العاده، خارج شود، چنانكه گفته‌اند: آیه فوق از آينده خبر می‌دهد و مربوط به «اشراط ساعت». يعني حوادث قبل از قيامت است. ولي قرائن متعددي در آيه وجود دارد كه تأكيد بر وقوع يك اعجاز می‌کند، ازجمله ذكر اين موضوع به‌صورت«فعل ماضي» نشان می‌دهد كه«شقّ القمر» واقع‌شده است، به‌علاوه اگر سخن از معجزه نباشد، هيچ تناسبي با نسبت سحر به پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ كه در آيه بعد، آمده است، ندارد، و همچنين با جمله «و كذبّوا و اتبعوا اهوائهم» كه خبر از تكذيب آن‌ها می‌دهد، هماهنگ نيست. افزون بر این‌ها روايات فراواني در كتب اسلامي درزمینهٔ وقوع اين اعجاز، نقل‌شده، كه در حد شهرت يا تواتر است، و لذا قابل‌انکار نمی‌باشد. در اينجا به گفتاري از«فخر رازی و طبرسي» دو مفسر معروف اهل سنت و شيعه اشاره می‌شود. فخر رازی می‌گوید: عموم مفسران معتقدند مراد از آيه اين است كه ماه شكافته شد و روايات صحيحي نيز بر اين معني، دلالت می‌کند، و امكان عقلي آن نيز، جاي ترديد نيست، و از سوي ديگر پيامبر صادق(صلّي الله عليه و آله) از آن خبر داده، بنابراين بايد آن را پذيرفت. اما داستان محال بودن خرق (شكافتن) و التيام (پيوستن) در افلاك(4) (طبق عقيده ابطال شده بطلميوس) مطلبي بی اساس و غير علمی است، چرا كه با دلائل عقلی ثابت شده كه خرق و تخريب در آسمانها، كاملاً ممكن است، مرحوم طبرسي نيز در مجمع البيان می‌گوید: مفسران اين آيه را مربوط به معجزه شق‌القمر در زمان پيامبر اكرم (صلّي الله عليه و آله)می‌دانند.»(5)

اما روايات دراین‌باره نزديك به تواتر است، به خاطر رعايت اختصار به بعضي از روايات اشاره می‌کنیم:

در تفسير قمي آمده است كه منظور از «وانشّق القمر» اين است كه قريش از پيامبر اكرم (صلّي الله عليه و آله)نشانه‌ای درخواست كردند. پيامبر اكرم از خداوند درخواست كردند. پس ماه به دونیم شد تا اينكه قريش اين صحنه را ديدند، سپس ماه به حالت اول بازگشت. پس قريش بلافاصله گفتند: اين قضيه، سحر است. در تفسير الدّر المنثور سيوطي آمده كه جبير بن مطعم راجع به «و انشق القمر» می‌گوید: ماه دو شقّ شد و ما در زمان رسول‌الله (صلّي الله عليه و آله) در مكه بوديم، شقّي از ماه بر اين كوه و شقّ ديگر بر كوه ديگري قرار گرفت. پس مردم گفتند كه محمد ما را سحر كرد ...(6)

بنابراین داستان شق‌القمر واقعيتي است كه جاي ترديد ندارد، قرآن كريم و روايات مستفيض فریقین يعني شيعه و اهل سنت بر آن دلالت دارد، و ازاین‌رو مفسران شيعي و سني بر اين امر متفق‌القول‌اند.

2.شق­القمر از منظر علم و عقل

شق­القمر از نظر علوم روز

از سؤالات مهمی كه در اين بحث مطرح است اين است كه وقوع انشقاق و شكاف در اجرام آسماني اصولاً امكان دارد؟ يا اينكه علم آن را به‌کلی نفی می‌کند؟ پاسخ اين سؤال با توجه به مطالعات و اكتشافات دانشمندان فلكي چندان پيچيده نيست، زيرا اكتشافات مي گويد: چنين چيزي نه‌تنها محال نيست، بلكه بارها نمونه­های آن مشاهده شده، هر چند در هر كدام عوامل خاصي مؤثر بوده است. به تعبير ديگر: كرارا در دستگاه منظومه شمسي و ساير كرات آسماني انشقاق‌ها و انفجارهایی روی‌داده است كه براي نمونه موارد زير را يادآور می‌شویم

الف - پيدايش منظومه شمسي

- اين نظريه از سوي همه دانشمندان پذیرفته‌شده است كه تمام كرات منظومه شمسي در آغاز جزء خورشيد بود كه بعداً از آن جداشده و هر يك در مدار خود به گردش درآمده است. منتها درباره عامل اين جدائي گفتگو است: لاپلاس معتقد است عامل اين جدائي نيروي گريز از مركز در منطقه استوائي خورشيد بوده، به اين معني كه در آن هنگام كه خورشيد به‌صورت توده گاز سوزاني بود( و هم‌اکنون نيز چنين است ) و به دور خود گردش می‌کرد سرعت اين گردش د ر منطقه استوائي سبب شد كه قطعاتي از آن جدا گردد، و در فضا پراكنده شود، و به دور مركز اصلي يعني خورشيد به گردش درآيد.

ولي تحقيقات بعضي ديگر از دانشمندان بعد از لاپلاس منتهي به فرضيه ديگري شده كه عامل اين جدائي را وقوع جزر و مدهاي شديدي در سطح خورشيد بر اثر عبور يك ستاره عظيم از نزديكي آن می‌شمرد. طرفداران اين فرضيه كه حركت وضعي خورشيد را در آن روزگار كافي براي توجيه جدائي قطعاتي از آن نمی‌دانند، دست به‌سوی اين فرضيه دراز كرده، می‌گویند: اين جزر و مد، امواج عظيمي در سطح خورشيد به وجود آورد، درست همانند سقوط قطعه‌سنگ عظيمي در يك اقيانوس، و بر اثرآن قطعاتي از خورشيد يكي پس از ديگري به خارج پرتاب شد، و به گرد كره مادر به گردش درآمد.

درهرحال عامل جدائي هر چه باشد مانع از اين نيست كه همه معتقدند پيدايش منظومه شمسي از طريق انشقاق و جدائی‌ها صورت گرفته است.

ب - آستروئيدها

- استروئيدها قطعات سنگ‌های عظيم آسماني هستند كه به دور منظومه شمسي در گردش‌اند، و گاهي از آن‌ها به‌کرات كوچك و شبه سيارات تعبير می‌کنند، گاهي بزرگي آن‌ها به‌گونه‌ای است كه قطر آن به 25 كيلومتر می‌رسد، ولي غالباً از اين کوچک‌ترند .دانشمندان عقيده دارند آستروئيدها بقاياي سياره عظيمي هستند كه در مداري ميان مدار مريخ و مدار مشتري درحرکت بوده، سپس بر اثر عوامل نامعلومي منفجر و شكافته شده است.

تاكنون بيش از 5 هزار آستروئيد كشف و مشاهده شده، و عده زيادي از آن‌ها كه بزرگ‌تر هستند نام‌گذاری، و حجم و مقدار و مدت حركت آن‌ها به دور خورشيد محاسبه ‌شده است، بعضي از فضاشناسان براي آستروئيدها اهميت خاصي قائلند، و معتقدند احیاناً می‌توان از آن‌ها به‌عنوان پايگاهي براي مسافرت به نقاط دوردست فضا استفاده كرد! اين نمونه ديگري از انشقاق در اجرام آسمان است.

ج – شهاب‌ها

شهاب‌ سنگ‌های بسيار كوچك آسماني هستند كه گاه از اندازه فندق تجاوز نميكنند ، و به‌هرحال با سرعت شديدي در مدار خاصي بر گرد خورشيد در گردش‌اند، و گاه كه مسير آن‌ها با مدار كره زمين تقاطع پيدا می‌کند، به‌سوی زمين جذب می‌شوند اين سنگ‌های كوچك بر اثر شدت برخورد با هوائي كه زمين را احاطه كرده، به خاطر سرعت سرسام‌آوری كه دارند، داغ و برافروخته و مشتعل می‌شوند، و ما به‌صورت يك خط نوراني زيبا در لابه‌لای جو زمين آن‌ها را مشاهده می‌کنیم، و از آن به تير شهاب تعبير مي­نمائيم.

و گاه تصور مي­كنيم كه ستاره دور دستي است كه سقوط مي­کند، درحالي­كه شهاب كوچكي است كه در فاصله بسيار نزديكي آتش گرفته، و سپس خاكستر می‌شود مدار گردش شهاب‌ها با مدار زمين در دو نقطه تماس دارد.

به همين دليل در مردادماه و آبان ماه كه دو نقطه تقاطع دو مدار است شهاب‌ها بيشتر ديده می‌شوند. دانشمندان می‌گویند: این‌ها بقاياي ستاره دنباله‌داری است كه بر اثر حوادث نامعلومي منفجر و از هم شكافته شده است. اين هم نمونه ديگري از انشقاق در كرات آسماني.

به‌هرحال مساله انفجار و انشقاق در كرات آسماني امري بی‌سابقه نيست ، و هرگز از نظر علم محال نیست تا گفته شود اعجاز به محال تعلق نمی‌گیرد. این‌ها همه در مورد انشقاق است، ولي بازگشت آن به حال معمولي بر اثر نيروي جاذبه‌ای كه ميان دو قطعه وجود دارد کاملاً امکان‌پذیر است. گرچه در هيئت قديم كه بر محور عقيده بطلميوس و افلاك نه‌گانه پوست‌پیازی‌اش، دور می‌زد، چنان اين افلاك بلورين به‌هم‌پیوسته بودند كه خرق و التيام آن‌ها از نظر جمعي محال بود، و لذا پيروان اين عقيده هم معراج جسماني را منكر بودند، و هم شق‌القمر را، چرا كه مستلزم شكافته شدن و سپس التيام در افلاك بود، ولي امروز كه فرضيه هيئت بطلميوسي به دست افسانه‌ها و اسطوره‌های خيالي سپرده شده و اثري از آن افلاك نه‌گانه باقي نمانده، زمینه‌ای براي اين سخنان باقي نيست شايد اين نكته نياز به يادآوري ندارد كه شق‌القمر تحت يك عامل طبيعي معمولي صورت نگرفت، بلكه جنبه اعجاز داشت، ولي چون اعجاز به محالات تعلق نمی‌گیرد منظور در اينجا بيان امكان اين مطلب بود ( دقت كنيد ).

بنابراین انشقاق قمر نه از حيث علمي و نه از حيث عقلي هیچ‌گونه استبعادي ندارد و هم عقل و هم نقل بر امكان وقوع آن حكم می‌دهند و نمی‌توان ادعا كرد كه عقل يا علم وقوع شق‌القمر را انكار می‌کند چون چنين سخني خلاف عقل و علم خواهد بود.

در پايان تذکر سه نکته نيز ضروري است:

1. بايد توجه داشت اثبات حقايق دين اسلام که به‌نوعی فرا طبيعي است، توسط علوم طبيعي کار آساني نيست؛ به‌خصوص اين‌که اين علوم در جايي پيشرفت کردند که از حقايق دين اسلام دور بوده است.

2. مسئله‌اي که از نظر عقلي امري ممکن و دليلي بر محال بودن آن وجود ندارد و از نظر دلايل نقلي قطعي است نيازي به اثبات علمي آن نيست، گرچه اثبات علمي آن براي اطمينان و تقويت ايمان مفيد خواهد بود.

3. بر فرضي که الآن هيچ اثر از انشقاق در ماه نباشد می‌گوییم: خداوند که مالک الرقاب و " مسبب‌الاسباب " است ، يعني همه‌ی تأثیر وجودي همه‌ی علت‌ها به او بازمی‌گردد ، دشوار است که چنين کاري به اذن او بدون تأثیرگذاری بر قوانين جاري در کائنات رخ بدهد ؟ مسلماً اگر توحيد صفاتي را شناخته باشيم ، پاسخمان منفي خواهد بود . - خود قرآن در سوره‌ی يس پاسخي شيرين براي اين موضوع دارد: " وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلاً وَ نَسِيَ خَلْقَهُ قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَميم‏ / قُلْ يُحْييهَا الَّذي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَليم‏ " ( خلقت خويش را فراموش کرده براي ما مثالي زد که: چه کسي اين استخوان‌های پوسيده را زنده خواهد کرد ؟ بگو همان کس که اول‌بار آن را از هيچ به وجود آورد ، و او " به هر خلقتي تواناست)(7)

بنابراين واضح است که اسلام‌ستیزان معجزه را امري خلاف عادت، اما درنهایت محصور در قوانين فيزيکي می‌دانند، درحالی‌که معجزه چنين چيزي نيست. خداوندي که قدرت معجزه را به صلاحديد خود به پيامبرش تفويض مي کند، خود در جايگاهي است که می‌تواند همه‌ی آثار وجودي آن را محو يا اثبات کند.

 

پی‌نوشت‌ها:

1. طباطبائي، سيد محمد حسين، تفسير الميزان، انتشارات اسماعيليان، چاپ دوم، 1372، ج 19، ص 55، (با تلخيص و تصرّف). و ر.ک: مكارم شيرازي، تفسير نمونه، دارالکتب الاسلاميه، چاپ بيست و دوم، 1382، ج23، ص 18-19.

2. مکارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دارالکتب الاسلاميه، چاپ بيست و دوم، 1382، ج23، ص 9. به نقل از مجمع البيان و کتاب هاي تفسيري ديگري ذيل آيه 1 سوره قمر.

3. قمر، آيات 1 و 2، ترجمه بهرام پور.

4. به عقيده پيووان علم هيأت قديم، آسمان هاي نه گانه به شکل پوست پياز لايه در لايه قرار گرفته است که شکافتن و آن گاه به هم پيوسن آن ها امر محال تلقي مي شده است.

5. مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، دار الكتب الاسلاميه، 1382ش، ج 23، ص 13-16.

6. طباطبايي، تفسير الميزان، ج 19، ص 6 ـ 65.

7. يس، آيات78-79.