پاسخ ارائه شده در پاسخ به سوال یک پرسشگر با مشخصات خاص می باشد لذا در صورتی که سوالی دارید از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.
آيا اعمال بهشتي و حسنات تبديل به اعمال جهنمي و سيئات خواهد شد?
آنچه مرقوم فرمودید ناظر به احباط است. احباط در اصطلاح متكلمان بدان معناست كه گناه يا عقاب متأخر ، موجب از بين رفتن طاعت يا ثواب متقدم می‌شود.

اگر شخص شيعه به حقانيت مذهب اهل‌بیت علیهم‌السلام و عقايد به‌حق شيعيان مرتد و از ولايت به‌حق خارج شود و به بطلان مذهب خلفاي سه‌گانه و عقايد باطل  اهل تسنن ملحق شود و به ولايت شیخين(ابوبکر،عمر و عثمان) داخل شود و از راه و روش و سيره سنت خلفاي سه‌گانه پيروي و عمل کند آيا اعمال بهشتي و حسنات تبديل به اعمال جهنمي و سيئات خواهد شد يعني نابود و باطل می‌شود يا نه؟

دوست عزیز

آنچه مرقوم فرمودید ناظر به احباط است. احباط در اصطلاح متكلمان بدان معناست كه گناه يا عقاب متأخر ، موجب از بين رفتن طاعت يا ثواب متقدم می‌شود.

علت احباط نیز ازاین‌قرار است که عمل هنگامی مستحق عذاب یا ثواب است که فاعلش تا هنگام مرگ کاری نکند که آن اثری که عمل داشته، زایل شود. بنابراین، این‌که تصور کنیم هرکسی هنگامی‌که عملی کرده مستحق عذاب و پاداش است، تصور درستی نیست. تصور درست این است که هرکسی هنگامی‌که عملی کرده، به شرطی مستحق عذاب و پاداش می‌شود که تا پایان زندگی اثر این کار را از بین نبرد. به بیان دیگر، هر کاری که می‌کنیم مقتضی ثواب یا عذاب است؛ اما این کافی نیست تا بالفعل، مستحق ثواب یا عذاب باشیم؛ بلکه زمانی بالفعل مستحق ثواب و عذاب می‌شویم که تا پایان مرگ، مانعی در برابر این اقتضا شکل نگیرد. اگر مانعی شکل بگیرد، اساساً مقتضی اثر خودش را از دست می‌دهد و درنتیجه استحقاق نیز منتفی می‌شود(1). [WU1] 

احباط علل مختلفی دارد ازجمله کفر(2) و شرک(3) و ارتداد(4) و جلوگیری از دین الهی(5) و ...

تغییر مذهب از شیعه به سنی، مشمول هیچ‌یک از این موارد نیست مگر این‌که کسی حقیقتاً از رویِ عناد با نبی اسلام صلی‌الله علیه و آله، به سفارش و وصیت او بی‌اعتنایی کند و به امامت ائمه علیهم‌السلام، پایبند نشود. در این صورت، انکار امام علیهم‌السلام به انکار نبی صلی‌الله علیه و آله بازمی‌گردد و چنین شخصی از دین خارج‌شده و مرتد می‌شود و اعمالش نابود می‌شود.

اما اگر کسی از رویِ شبهه یا جهل به ادله شیعه، مخالف امامت امامان معصوم علیهم‌السلام گردد و حق آن‌ها را نادیده بگیرد، انکارش مستلزم انکار توحید یا نبوت نیست تا او را مرتدّ و کافر و خارج از دین بدانیم(6). بنابراین، اعمال او نابود نمی‌شود و امید است مشمول لطف و رحمت خداوند قرار بگیرد چراکه مستضعف فکری است و از رویِ دشمنی با حق مخالفت نکرده است: «فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ ساءَتْ مَصيراً إِلاَّ الْمُسْتَضْعَفينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا يَسْتَطيعُونَ حيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبيلاً فَأُولئِكَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَ كانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُوراً»(7)؛ یعنی: «آنها(عذرى نداشتند، و) جايگاهشان دوزخ است، و سرانجام بدى دارند. مگر آن دسته از مردان و زنان و كودكانى كه به‌راستی تحت‌فشار قرارگرفته‌اند(و حقيقتاً مستضعف‌اند)؛ نه چاره‌ای دارند، و نه راهى(براى نجات از آن محيط آلوده) می‌یابند. ممكن است خداوند، آن‌ها را مورد عفو قرار دهد؛ و خداوند، عفو كننده و آمرزنده است.»

 

پی‌نوشت‌ها:

1. برای مطالعه بیشتر، رک: شجاعی، احمد، مقاله احباط و تکفیر، دانشنامه کلام اسلامی، ج1، ص25.

2.  «مَنْ یَکْفُرْ بِالْإیمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرین‌»(مائده: 5)؛ یعنی: «و کسى که انکار کند آنچه را باید به آن ایمان بیاورد، اعمال او تباه مى‌گردد و در سراى دیگر، از زیانکاران خواهد بود.

3. «وَ لَوْ أَشْرَکُوا لَحَبِطَ عَنْهُمْ ما کانُوا یَعْمَلُون‌»( انعام: 88)؛ یعنی: «و اگر آنها مشرک شوند، اعمال (نیکى) که انجام داده‌اند، نابود مى‌گردد (و نتیجه‌اى از آن نمى‌گیرند).»

4. «وَ مَنْ یَرْتَدِدْ مِنْکُمْ عَنْ دینِهِ فَیَمُتْ وَ هُوَ کافِرٌ فَأُولئِکَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُونَ» ( بقره: 217)؛ یعنی: «ولى کسى که از آیینش برگردد، و در حال کفر بمیرد، تمام اعمال نیک (گذشته) او، در دنیا و آخرت، بر باد می‌رود و آنان اهل دوزخ‌اند و همیشه در آن خواهند بود».

5. «إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبیلِ اللَّهِ وَ شَاقُّوا الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُمُ الْهُدى‌ لَنْ یَضُرُّوا اللَّهَ شَیْئاً وَ سَیُحْبِطُ أَعْمالَهُمْ» (محمد: 33-32)؛ یعنی: «آنان که کافر شدند و (مردم را) از راه خدا بازداشتند و بعد از روشن‌شدن هدایت براى آنان (باز) به مخالفت با رسول (خدا) برخاستند، هرگز زیانى به خدا نمى‌رسانند و (خداوند) به‌زودی اعمالشان را نابود مى‌کند».

6. درباره این مطلب، نظرات دیگری نیز وجود دارد؛ اما چون آنچه تقدیم شد را نظر صحیح می‌دانیم، به همین مقدار بسنده می‌کنیم. برای مطالعه بیشتر، رک: قدردان قراملکی، مقاله «نظریه جدا انگاری امامت از اصول دین»، فصلنامه نامه مفید، شماره 14.

7. نساء: 97-99.