این شعر اخیرا در پاسخ به مطالب مربوط به سید الشهداء فرستاده میشود.
آیا صدور این اشعار مخصوصا از ملک الشعرای بهار مورد تایید است؟
آیا پاسخی با ادبیات شعر وجود دارد؟
پاسخ مشروح شبهات موجود در اشعار را ذکر فر مایید.

ایرج میرزا و بهار درباره محرم

بيچاره چه ميکشی خودت را
ديگر نشود حسين زنده
کشتند و گذشت و رفت و شد خاک
خاکش علف و علف چرنده
من هم گويم يزيد بد بود
لعنت به يزيد بد کننده
اما دگر اين کتل متل چيست
وين دسته ی خنده آورنده
تخم چه کسی بريده خواهی
با اين قمــه های نابرنده
آيا تو سکينه يی که گويی
سو ايستميريم عميم گلنده
کو شمر و تو کيستی که گويی
گل قويما منی شمير النده
تو زينب خواهر حسينی ؟
ای نره خر سبيل گنــــده !
خجلت نکشی ميان مردم
از اين حرکات مثل جنـــده‌؟
در جنگ دوسال پيش ديدی
شد چند کرور نفس رنده
از اين همه کشتگان نگرديد
يک مو ز زهار چرخ کنده
در سيزده قرن پيش اگر شد
هفتاد و دو تن زسر فکنده
امروز تو چرا می کنی ريش
ای در خور صدهزار خنده
کی کشته شود دوباره زنده
با نفرين تو بر کشنده
باور نکنی بيا ببنديم
يک شرط به صرفه ی برنده
صد روز دگر برو چو امروز
بشکاف سرو بکوب دنده
هی بر سر و ريش خود بزن گل
هی بر تن خود بمال سنده
هی با قمه زن به کله ی خويش
کاری که تبر کند به کنده
هی بر سر خود بزن دو دستی
چون بال که می زند پرنده
هی گو که حسين کــفن ندارد
هی پاره بکن قبای ژنده
گر زنده نشد عــنـم به ريشت
گر شد عـن تو به ريش بنده !
ايرج ميرزا

ملک الشعرای بهار .در محرم

در محرم، اهل ری خود را دگرگون می كنند
از زمین آه و فغان را زیب گردون می كنند

گاه عریان گشته با زنجیر میكوبند پشت…..
گه كفن پوشیده،‌ فرق خویش پرخون می كنند

گه به یاد تشنه كامان زمین كربلا
جویبار دیده را از گریه جیحون می كنند

وز دروغ كهنه ی «یا لیتنا كنّا معك»
شاه دین را كوك و زینب را جگرخون می كنند

خادم شمر كنونی گشته، وانگه ناله ها
با دو صد لعنت ز دست شمر ملعون می كنند

بر "یزید" زنده می گویند هر دم، صد مجیز
پس شماتت بر یزید مرده ی دون می كنند

پیش ایشان صد عبیدالله سر پا، وین گروه
ناله از دست "عبیدالله مدفون" می كنند

حق گواه است، ار محمد زنده گردد ورعلی
هر دو را تسلیم نوّاب همایون می كنند

آید از دروازه ی شمران اگر روزی حسین،
شامش از دروازه ی دولاب بیرون می كنند

حضرت عباس اگر آید پی یك جرعه آب
مشك او را در دم دروازه وارون می كنند

گر علی اصغر بیاید بر در دكانشان
درد و پول آن طفل را یك پول مغبون می كنند

ور علی اكبر بخواهد یاری از این كوفیان
روز پنهان گشته، شب بر وی شبیخون می كنند

لیک اگر زین ناکسان خانم بخواهد ابن سعد
خانم ار پیدا نشد، دعوت ز خاتون میکنند

گر یزید مقتدر پا بر سر ایشان نهد
خاك پایش را به آب دیده معجون می كنند

سندی شاهک بر زهادشان پیغمبر است
هی نشسته لعن بر هارون و مامون میکنند

خود اسیرانند در بند جفای ظالمان
بر اسیران عرب این نوحه ها چون می كنند؟

تا خرند این قوم، رندان خرسواری می كنند
وین خران در زیر ایشان آه و زاری می كنند

http://hafshe.blogfa.com/post-58.aspx

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
با عرض پوزش به دليل حجم زياد سوالات و محدوديت هاي اين مركز از پاسخگويي به سوالاتي كه جنبه علمي ندارند و ارتباط مشخصي با شبهات ديني ندارند معذوريم؟
موفق باشید.