پاسخ ارائه شده در پاسخ به سوال یک پرسشگر با مشخصات خاص می باشد لذا در صورتی که سوالی دارید از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.
چه كار كنم كه محبّت اهل بيت در دلم بيفتد؟
در سايه معرفت امام به كمالات و ويژگي‏هاي او بيش تر واقف مي‏گرديم. وقوف فطرتا شيفتگي و محبت نسبت به اهل بيت(ع) را در پي دارد. امام صادق(ع) مي‏فرمايد: ...

چه كار كنم كه محبّت اهل بيت در دلم بيفتد؟

نوع رابطه ما با اهل بيت (ع)، برچه مبنايي است و بر چه مبنايي بايد باشد؟ آيا مثل رابطه ملت و حاكم است؟ آيا رابطه علمي ميان شاگرد و استاد است؟ آيا رابطه «محبت » و «مودت» و پيوند قلبي و دروني است، كه هم كارسازتر و هم بادوامتر و ريشه دارتر است؟ قرآن كريم روي اين رابطه، تاكيد دارد و «مودت اهل بيت » را اجر رسالت پيامبر (ص) معرفي مي كند: قل لا اسئلكم عليه اجرا الا المودة في القربي- شوري، آيه 23- در روايات هم، مودت و ولايت، به عنوان يك «فرض » و ملاك قبول اعمال به حساب آمده است.(1)

راههاي متعدد جهت ايجاد محبت اهل بيت(ع) وجود دارد، از جمله:

1.معرفت اهل بيت:

 در سايه معرفت امام به كمالات و ويژگي‏هاي او بيش تر واقف مي‏گرديم. وقوف فطرتا شيفتگي و محبت نسبت به اهل بيت(ع) را در پي دارد. امام صادق(ع) مي‏فرمايد: امام شاخص [و دليل و راهنماي ]آشكار است كه بين خدا و خلقش قرار گرفته، پس هر كس او را شناخت، مؤمن مي‏گردد. هر كس او را انكار كرد [و نشناخت]كافر مي‏گردد.» (2) مؤمن بودن، فرع بر شناخت امام است. از طرفي ايمان، عين حب و بغض است. امام محمد باقر(ع) مي‏فرمايد:«الايمان حب و بغض؛ ايمان حب و بغض است». (3) حب به تمامي خوبي‏ها و كمالات و بغض از همه بدي‏ها، كژي‏ها ... در پرتو شناخت و معرفت ايمان حاصل مي‏شود. ايمان هم جز حب و بغض نيست. نتيجه اين مي‏شود كه يكي از راه‏هاي عملي مهم كسب حب اهل بيت، معرفت آن بزرگواران است.

2. اطاعت از اهل بيت:

اگر كسي شناخت لازم و كافي به اهل بيت پيدا كرد، اطاعت از آنان را بر خود لازم مي‏داند؛ ولي گاهي شناخت در آن حد بالا نيست. در اين صورت چه بسا نسبت به اوامر آنان عصيان شود. عصيان هم به هر اندازه باشد، به همان اندازه كدورت و بغض مي‏آورد. كدورت و بغض هم، ضد صفا و حب است. پس هر اندازه نسبت به اوامر آنان عصيان شود، به همان اندازه بغض و كدورت نسبت به آنان در دل ايجاد مي‏شود. برعكس هر اندازه نسبت به اوامر آنان اطاعت شود، به همان اندازه حب و صفا به آنان، دل را فرا مي‏گيرد.

 3. تولي و تبري:

دو اصلي كه با حب اهل بيت تأثير متقابل دارند، يعني، حب اهل بيت تولي و دوستي با دوستان خدا و آنان؛ نيز تبري و بيزاري از دشمنان خدا و آنان را مي‏آورد. تولي و تبري هم محبت اهل بيت را در پي دارد.

4. زيارت ائمه معصومين

زيارت ائمه معصومين از دور و نزديك و خواندن ادعيه و زيارت نامه ها موجب ايجاد محبت مي گردد. يكي از زيارات معروف، زيارت جامعه كبيره است. در آن فضايل و كمالات انسان هاي كامل و خلفاي برجسته الهي يعني ائمه اطهار بيان شده است.

5. تقواي الهي و دوري از گناه:

به سبب تقوي و ترك معاصي و پرهيز از گناهان، قلب و روح انسان قابليت پذيرش علم و معرفت الهي و ائمه اطهار(ع) - كه بزرگ ترين آيات و تجليات خداوندند - پيدا مي كند. قلب و دل جايگاه خداوند و اوليا مي گردد. ائمه و همه خوبان عالم هر چه دارند، از خدا دارند. هر خوبي و كمال و جذبه اي كه دارند، خدا به آنان عنايت كرده است. آنان بالذات و الاستقلال شايسته تكريم و محبت و عشق و معشوق شدن را ندارند، بلكه به خاطر انتساب به خدا و مقام قرب و بندگي كه نزد خدا دارند، شايستگي هر مقام و منزلت و عشق و محبتي را پيدا كردند. پس عشق حقيقي و بنيادين نسبت به ائمه، در گروي عشق به خدا حاصل مي شود. براي اينكه عشق خداوند در دل مؤمن جاي گيرد، بايد دل را از غير خدا و از همه اغيار پاك نمود. بايد هر چه غير خداست، از دل بيرون كرد تا در آن قلب كه خانه و حرم خداست، محبت خدا و ائمه و اولياي اوج گيرد . ديو چو بيرون رود، فرشته در آيد.

پي نوشت ها:

1. http://www.hawzah.net/fa/magazine/magart/4180/4736/38234

2. علامه مجلسي، ‏بحار الأنوار، الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ناشر اسلاميه‏، ج23، ص88.

3. همان، ج75، ص175.