پاسخ ارائه شده در پاسخ به سوال یک پرسشگر با مشخصات خاص می باشد لذا در صورتی که سوالی دارید از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.
چه بايد بكنم تا محبتي را كه مي‌خواهم دريافت كنم؟
این نوع علاقه و تعلق را «دلبستگی» می‌گویند،حال اگر به جای دلبستگی به آناناس به آن «وابسته» بودید،یك روز بدون آناناس نمی‌توانستید سر كنید...

با عرض سلام و خسته نباشيد و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در ماه مبارك رمضان بنده سوالي در خصوص تعامل و برخورد درست با همسرم داشتم كه خواهشمندم به من راهنمايي نماييد. من و همسرم مدت يكسال و هشت ماه است كه ازدواج كردهايم. اما من در مورد رفتار با او در مواردي با مشكل مواجه ميشوم. اول اينكه علارقم علاقه و دلبستگي كه من به او دارم اين حس را آن طور كه مي خواهم در او نميبينم هر چند او هميشه مي گويد كه قلباً من را از همه بيشتر دوست دارد. اما اين براي من كفايت نمي كند؟چه بايد بكنم تا محبتي را كه ميخواهم دريافت كنم؟ مشكل ديگر عدم درك او در مورد برخي خواستههاي من و رفتار تلافي جويانه اوست. به عنوان نمونه من هيچگاه هيچ موضوعي را از او عمداً و يا سهواً مخفي نميكنم. اما اين اتفاق توسط او ميافتد و گاهي او مواردي را به من نميگه و اين باعث ميشود من مثلاً بپرسم يا به او انتقاد كنم كه چرابه من نگفتي يا دير گفتي اين سبب ناراحتي او ميشود و حتماً در شرايط مشابه تلافي ميكند يا مثلاً اگر شرايطي من را آزرده كند و به او گلايه كنم اگه اين به قول معروف غر زدنها زياد بشه رفتارهاي بدي ازش ميبينم و حتي حرفهاي آزار دهنده اي ميشنوم كه هرگز از يادم نميرود. خيلي ديگر از مواقع هم قهر ميكند ميره توي اتاق و بيرون نميياد و خلاصه من نميدانم بايد به كياز شرايط آزار دهنده دور و برم گلايه كنم از كي توقع داشته باشم كه من را در جريان كاراش قرار بده و خلاصه نميدانم بايد چطور با او رفتار كنم. از شما خواهش ميكنم حتماً به من جواب بدهيد. چون پاسخ شما كمك بزرگيبه من خواهد بود.

پرسشگرگرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني

توجه شما را به نكات ذيل جلب مي نمايم

1 علاقه و دلبستگي شما كمي بوي وابستگي عاطفي - رواني به خود گرفته است دلبستگي امري مثبت است ولي وابستگي امري است منفي در زمينه تفاوت وابستگي و دلبستگي بايد گفت فرض كنید به میوهای مانند آناناس علاقمند هستید و  به آن «دل بستهاید». حال اگر روزها، ماهها و سالها به هر دلیلی از خوردن آن محروم بمانید، آیا در زندگی عادی و روزمره شما اختلالی ایجاد خواهد شد ؟ آیا عملكرد روزانه شما رو به كاستی میگذارد؟ مسلّماً نه. سالها از موضوع «دلبستگی» خود محروم میمانید، ولی همه امور زندگی شما  بر وفق مراد است.

این نوع علاقه و تعلق را «دلبستگی» میگویند،حال اگر  به جای دلبستگی به آناناس به آن «وابسته» بودید،یك روز بدون آناناس نمیتوانستید سر كنید. آدم وابسته به آناناس مثل فرد معتادی است كه هر از گاهی برای به حد طبیعی رساندن سطح عملكرد خود نیازمند مصرف مواد است، پس وابستگی روانی نوعی اعتیاد است. وابستگی روانی به چیزی یا كسی باعث كاهش عملكرد در فرد میگردد و به نوعی فرد را از زندگی روزانه و عادی خود خارج میسازد . فرد وابسته روانی مثل فرد معتاد، دلش به موضوع وابستگی (مثل مواد مخدر یا محبت معشوق) خوش است، در حالی كه این وابستگی عقلاً و منطقاً امری به شدت نكوهیدهای است.

 در اسلام به شدت از وابستگی به غیر خدا پرهیز داده شده است. اولیای خدا و ائمه معصومین به همسران و فرزندان خود دلبسته بودند، ولی سر سوزنی به غیر خدا وابسته نبودند.

آن چه كه در زندگی هر مؤمن در درجه اول اولویت قرار میگیرد، استقلال روانی ـ عاطفی است. استقلال روانی-عاطفی سر منشأ بسیاری از تحولات مثبت است. استقلال روانی ـ عاطفی در همه حوزههای عاطفی از قبیل پدر و مادر، همسر و فرزند و دوستان باید  جاری باشد. وابستگی به هر كسی چیزی جز فرسودگی روانی، اشتغالات ذهنی بیمورد، كاهش عملكرد، افول معنوی، فرصتسوزیهای مكرر و... ندارد.

وابستگي به شوهر يا هر شخص ديگر از جمله مهمترين موانع ارتباطي محسوب مي گردد همه افراد سالم از افراد وابسته گريزانند و دوست ندارند در قفس محبت افراطي افراد وابسته قرار بگيرند به احتمال زياد رويكرد شما به شوهرتان رويكرده وابسته وار است و شوهر شما به عنوان مردي با سلامت رواني نسبي از وابستگي شما گريزان است مردان سالم به شدت از زنان عاشق و واله و شيدا فراري اند و از اين كه همواره ميزان علاقه شان به همسرشان مورد چكاب قرار گيرد به شدت آزار مي بيند.

سوال هاي مكرر شما در زمينه ميزان علاقه شوهرتان به شما به هيچ وجه امر مثبتي قلمداد نمي گردد و پيش از هر چيز حكايت از عزت نفس پايين و خود ارزشمندي اندك شما دارد در برخي موارد موارد رفتارهاي وابسته وار ريشه در سه اختلال عمده روانپزشكي يعني اضطراب افسردگي وسواس فكري دارد زن وابسته به خاطر اضطرابش همواره به شوهرش به ديد يك منبع ارامش مي نگرد اين نگاه مرد را خسته مي كند و ازادي عمل را از او سلب مي كند زن وابسته از افسردگي بي بهره نيست و به خاطر خلا عاطفي اش به مهر طلبي از شوهر روي مي اورد او مي خواهد كاستي هاي عاطفي اش از طريق تسخير همه روح و جسم شوهر به دست آورد غافل از اين كه مرد از رفتارهاي افسرده وار او كلافه مي گردد.

زن وابسته هم چون فرد وسواسي با هر اضطرابي به افكار و رفتار وسواسي يعني چسبندگي به رفتارهاي تكرار شونده مهر طلبي روي مي آورد.

همان طور كه در نامه تان مذكور است هر مساله كوچك و پيش پا افتاده اي اگر در سيكل معيوب وسواس گونه شما قرار گيرد باعث بسياري از غر زدن ها انتقاد ها گلايه ها ناراحتي ها در شما مي شود شوهر شما مي داند مطلع ساختن شما از بعضي مسائل ثمره اي جز شروع يك جنگ اعصاب تمام عيار ندارد و به همين دليل ترجيح مي دهد كه از اول آن را به سمع و نظر شما نرساند

غر زدن ها انتقادها گلايه ها و .....براي هر مردي بسيار آزاردهنده است و مرد را در ادامه زندگي دچار ترديد مي سازد مرد از تشكيل زندگي چيزي جز كسب آرامش و اسايش ندارد و اگر قرار باشد اين آرامش و آسايش به صورت شبانه روزي از مرد سلب گردد بسيار در عدم رضامندي زناشويي او موثر است.

شما بايد اقتدار مردانه شوهرتان را پاس بداريد و با يك عقب نشيني استراتژيك به او اجازه تنفس در زندگي دهيد هيچ لزومي ندارد كه شما از همه كارهاي ريزو درشت او سر در آوريد و اگر شما براي مدتي از غر زدن خود بكاهيد مطمئن باشيد كه ايشان محرم اسرار بهتري از شما نخواهد داشت.

اگر مرد بداند كه در جريان گذاشتن شما به ضررش تمام نخواهد شد. قطعا از هيچ راز گشايي و اطلاع رساني دريغ نخواهد كرد.

در هر صورت توصيه مي شود با يك خود ياري و  خود يابي كار آمد روي استقلال عاطفي رواني بيشتر خود سرمايه گذاري كنيد و روز به روز از وابستگي مرضي فاصله بگيريد مطالعه كتب و مقالات در زمينه وابستگي مي تواند تا حدي در حل مشكل شما موثر باشد به شوهرتان حق انتخاب بدهيد كه در زندگي زناشويي با شما چگونه تعامل داشته باشد از خرد شدن در ريز مسائل او به شدت حذر نماييد و اقتدار او را ارج بنهيد.

در صورت امكان به يك روان شناس باليني زن براي درمان برخي اختلالات احتمالي كه بستر ساز اين تعارضات زناشويي مي گردد مراجعه نماييد.