پاسخ ارائه شده در پاسخ به سوال یک پرسشگر با مشخصات خاص می باشد لذا در صورتی که سوالی دارید از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.
نواب خاص و عام چه تفاوتی با هم دارند؟
غيبت صغري از سال 260 هجري (سال شهادت امام يازدهم) تا سال 329 (سال در گذشت آخرين نايب خاص امام) يعني حدود 69 سال بود. در دوران غيبت صغري، ارتباط شيعيان با اما...

نواب خاص و عام چه تفاوتی با هم دارند؟

نيابت خاصه:

غيبت صغري از سال 260 هجري (سال شهادت امام يازدهم) تا سال 329 (سال در گذشت آخرين نايب خاص امام) يعني حدود 69 سال بود.(1) در دوران غيبت صغري، ارتباط شيعيان با امام به كلي قطع نبود و آنان، به گونه‏اي خاص و محدود، با امام ارتباط داشتند.

در طول اين مدّت، افراد مشخصي به عنوان «نايب خاص» با حضرت در تماس بودند و شيعيان مي‏توانستند به وسيله آنان مسائل و مشكلات خويش را به عرض امام برسانند و توسط آنان پاسخ دريافت دارند و حتي گاه به ديدار امام نائل شوند. از اين رو مي‏توان گفت در اين مدّت، امام، هم غايب بود و هم نبود.

نواب اربعه و يا به عبارتي نايبان خاص  عبارتند بودند از:

1. ابو عمر عثمان بن سعيد عمري،

2. ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعيد عمري،

3. ابو القاسم حسين بن روح نوبختي،

4. ابو الحسن علي بن محمد سمري.

اينان موظف بودند بين امام و مردم ارتباط برقرار كنند. سؤالات و نامه‏هاي شيعيان را به خدمت امام مي‏بردند و پاسخ امام را به آن‏ها برسانند. همچنين وجوه را از مردم تحويل مي‏گرفتند و به محضر امام مي‏رساندند يا با اذن امام به مصرف مي‏رساندند. گاهي هم امام، توسط توقيعاتي (نامه) مطالب لازم را به نواب خاصش بيان مي نمود.(2)

نيابت عامه:

پس از پايان پذيرفتن غيبت صغري و آغاز غيبت كبري علما و فقها و ولي فقيه جامع الشرايط به عنوان نيابت عام از سوي امام زمان(ع) براي بيان و اجراي احكام شرعي مأموريت دارند.

 براي اثبات اين مسئوليت براي علما و فقها دلايل گوناگون عقلي و نقلي بيان شده است كه از بيان دلايل عقلي صرف نظر مي كنيم، اما در بين دلايل نقلي هم روايات زيادي وجود دارد كه از زبان معصومان به شكلي كلي بيان شده است كه در اين ميان به يكي از آن ها مي پردازيم:

 رسول خدا(ص)مي فرمايد:«اللهم ارحم خلفائي، قيل: يا رسول الله و من خلفاؤك ؟ قال: الذين يأتون من بعدي و يروون أحاديثي و سنتي؛(3) خدايا، بر جانشينان من رحمت فرست. پرسيدند: يا رسول اللّه! خلفاي تو كيانند؟ فرمود: آن ها كه بعد از من مي آيند و حديث و سنت مرا نقل مي كنند.»

امام خميني در دلالت اين حديث مي فرمايد:

 «روايت، راويان حديثي را كه فقيه نباشند، شامل نمي شود، زيرا سنن الهي كه عبارت از تمام احكام است، از باب اين كه به تعبير پيامبر  وارد شده، سنن رسول الله  ناميده مي شود؛ پس كسي كه مي خواهد سنن رسول اكرم را نشر دهد، بايد تمام احكام الهي را بداند؛ صحيح را از سقيم تشخيص دهد؛ اطلاق و تقييد، عام و خاص و جمع هاي عقلايي را ملتفت باشد؛ رواياتي را كه در هنگام تقيه واردشده، از غير آن تميز دهد. موازيني را كه براي آن تعيين كرده اند بداند.

محدثاني كه به مرتبه اجتهاد نرسيده اند و فقط نقل حديث مي كنند، اين امر را نمي دانند. سنت واقعي رسول الله را نمي­توانند تشخيص دهند؛ بنابراين جاي ترديد نيست كه روايت «اللهم ارحم خلفائي » شامل راويان حديثي كه حكم كاتب را دارند، نمي شود. يك كاتب و نويسنده نمي تواند خليفه رسول اكرم باشد. منظور از خلفا، فقهاي اسلام اند، اما دلالت حديث شريف بر ولايت فقيه نبايد جاي ترديد باشد؛ زيرا خلافت همان جانشيني در تمام شئون نبوت است.»(4)

 اما مهم تر از اين دسته روايات روايت مشهوري است كه از جانب مبارك حضرت وليعصر (عج)به ما رسيده است كه در حقيقت پاسخ خود امام زمان ارواحنا فداه به اين سوال شماست؛ حضرت در يكي از نامه هاي خود خطاب به شيعيان فرمودند:

َ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِيهَا إِلَي رُوَاةِ حَدِيثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِي عَلَيْكُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّه عليهم‏؛(5)

و امّا حوادث واقعه، در باره آن مسائل به راويان حديث ما رجوع كنيد كه آنان حجّت من بر شما هستند من نيز حجّت خدا بر آنها هستم.

پي نوشت ها:

1..شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمه، قم انتشارات جامعه مدرسين، ج2، 483؛ دادگستر جهان، آية الله ابراهيم اميني، ص 131.

2. موعود نامه، مجتبي تونه اي، 742، انتشارات مشهور، قم،1388.

3. علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 2، ص 144، حديث 4.

4. مجله فقه، شماره 44، ص 121ـ 123.

5. شيخ صدوق‏، كمال الدين، ترجمه پهلوان‏، ناشر دار الحديث‏، مكان چاپ قم‏، سال چاپ1380 ش‏، نوبت چاپ اول‏، ج‏2، ص 238.