پاسخ ارائه شده در پاسخ به سوال یک پرسشگر با مشخصات خاص می باشد لذا در صورتی که سوالی دارید از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.
به تعبیر دیگر آیا پیامبر (ص)افكار خود را در قرآن وارد نموده است؟
پیامبر در وحی قرآنی مجاز به هیچ گونه دخل و تصرفی نبودند و آیات قرآن كه بر قلب ایشان نازل می شد ، بدون كم و كاست توسط ایشان به مردم تلاوت و ابلاغ می گردید و ...

آیا آیاتی كه بر پیامبر نازل می شد ایشان آن ها را ساده می نمودند برای عموم مردم؟ یعنی عین آیات را می فرمودند؟

به تعبیر دیگر آیا پیامبر (ص)افكار خود را در قرآن وارد نموده است؟

پیامبر در وحی قرآنی مجاز به هیچ گونه دخل و تصرفی نبودند و آیات قرآن كه بر قلب ایشان نازل می شد ، بدون كم و كاست توسط ایشان به مردم تلاوت و ابلاغ می گردید و خداوند از ملائكه نگهبانانی برای مراقبت تعیین كرده تا وحی قرآنی را از عرش تا قلب پیامبر و از آنجا تا رسیدن به گوش مردم مراقبت كنند كه بدون كم و كاست و در امان از هر گونه دستبرد بشری و غیر بشری ، به گوش انسان ها برسد:

«عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلي‏ غَيْبِهِ أَحَداً اِلاَّ مَنِ ارْتَضي‏ مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً لِيَعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسالاتِ رَبِّهِمْ وَ أَحاطَ بِما لَدَيْهِمْ وَ أَحْصي‏ كُلَّ شَيْ‏ءٍ عَدَداً ؛ (1) داناي غيب اوست و هيچ كس را بر اسرار غيبش آگاه نمي‏سازد، مگر رسولاني كه آنان را برگزيده و مراقبيني از پيش رو و پشت سر براي آن ها قرار مي‏دهد ... تا بداند پيامبرانش رسالت هاي پروردگارشان را ابلاغ كرده‏اند و او به آن چه نزد آن هاست ، احاطه دارد و همه چيز را احصاء (و شماره) كرده است!».

در خود قرآن هم به تاكید اعلام شده كه پیامبر را قدرت و اجازه دست بردن در قرآن نیست:

«وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاويلِ لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمينِ ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتينَ فَما مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حاجِزين؛‏ (2)

اگر او سخني دروغ بر ما مي‏بست، ما او را با قدرت مي‏گرفتيم، سپس رگ قلبش را قطع مي‏كرديم، و هيچ كس از شما نمي‏توانست از (مجازات) او مانع شود».

یا می فرماید:

«وَ إِذا تُتْلي‏ عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ قالَ الَّذينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هذا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ ما يَكُونُ لي‏ أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقاءِ نَفْسي‏ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ ما يُوحي‏ إِلَيَّ إِنِّي أَخافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذابَ يَوْمٍ عَظيم‏؛ (3) و هنگامي كه آيات روشن ما بر آنها خوانده مي‏شود، كساني كه ايمان به لقاي ما (و روز رستاخيز) ندارند مي‏گويند: «قرآني غير از اين بياور، يا آن را تبديل كن! (و آيات نكوهش بتها را بردار)».  بگو: «من حق ندارم كه از پيش خود آن را تغيير دهم فقط از چيزي كه بر من وحي مي‏شود، پيروي مي‏كنم! من اگر پروردگارم را نافرماني كنم، از مجازات روز بزرگ (قيامت) مي‏ترسم!».

نه خدا اجازه می داد پیامبر در كتابش دست ببرد و از آن چیزی كم و زیاد كند و یا از ابلاغ آن خودداری ورزد و نه ایمان فوق العاده پیامبر به او چنین اجازه ای می داد و نه پیامبر را توان بر آوردن مثل سوره ای و اضافه كردن آن به قران بود؛ زیرا همه جن و انس از جمله خود پیامبر چنین توانی نداشتند و از انجام این كار عاجز بودند و قرآن معجزه ای بود كه به اراده خدا بر قلب پیامبر نازل و به زبان ایشان جاری شد، همچنان كه پیامبران دیگر بدون اجازه و اراده خدا توان زنده كردن مرده و اژدها كردن عصا و ... نداشتند.

پیامبر در مورد مسائل دین از خود هیچ نظری نمی داد و حتی اجتهاد نمی كرد و فقط مبلغ از جانب خدا بود و اما در غیر دین از مسائل سیاسی اجتماعی حكومت، فكر و نظر حق خود را اعمال می نمود.

او در مورد دین تابع صد در صد وحی بود:

«وَ إِذا لَمْ تَأْتِهِمْ بِآيَةٍ قالُوا لَوْ لا اجْتَبَيْتَها قُلْ إِنَّما أَتَّبِعُ ما يُوحي‏ ؛ (4) هنگامي كه (در نزول وحي تاخير افتد، و) آيه‏اي براي آنان نياوري، مي‏گويند: «چرا خودت (از پيش خود) آن را برنگزيدي؟!» بگو: «من تنها از چيزي پيروي مي‏كنم كه بر من وحي مي‏شود».

قریش قرآن را دروغ ها و بافته های پیامبر می دانستند:

 «إِنْ هَذا إِلَّا إِفْكٌ افْتَراه‏ ؛(5) این جز دروغی نیست كه او بافته و به خدا نسبت داده است».

از این رو هر گاه نزول آیات قران به تاخیر می افتاد و واقعه ای اتفاق می افتاد كه پیامبر منتظر نزول قران برای بیان حكم آن واقعه بود، اینان می گفتند: چرا از جانب خود آیه نمی تراشی و خدا از زبان پیامبرش جواب می دهد كه من فقط تابع وحی هستم و بر آن تصرف و قدرتی ندارم. (6)

پی نوشت ها:

1. جن (72) آیه 26-28. 

2. حاقه (69 ) آیه 42-46.

3. یونس (10) آیه 15.  

4. اعراف (7) آیه 203. 

5. فرقان (25) آیه 4.  

6. طباطبایی محمد حسین ، المیزان (ترجمه) ، موسوی همدانی محمد باقر ، پنجم ، قم ، دفتر انتشارات اسلامی ، 1374 ش ، ج8 ، ص 499 ؛ ابوحیان اندلسی ، بحر المحیط ، - ف بیروت ، دار الفكر ، 1420 ق ، ج 5  ، ص 260.