پاسخ ارائه شده در پاسخ به سوال یک پرسشگر با مشخصات خاص می باشد لذا در صورتی که سوالی دارید از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.
آيا قرآن مي توانست به زبان ديگر غير از زبان عربي نازل شود؟
معجزه كار خدايي است كه بشر اگر همگي دست به دست هم دهند و حتي همه جنيان را هم به مدد بگيرند، نمي توانند مثل آن را بياورند. خدا چنين كاري را به دست پيامبر ...

آيا قرآن مي توانست به زبان ديگر غير از زبان عربي نازل شود و در عين حال معجزه باشد؟

معجزه بودن قرآن فقط به عربي بودن آن نيست تا اگر به غير عربي نازل مي شد، معجزه نباشد.

معجزه كار خدايي است كه بشر اگر همگي دست به دست هم دهند و حتي همه جنيان را هم به مدد بگيرند، نمي توانند مثل آن را بياورند. خدا چنين كاري را به دست پيامبر انجام مي دهد تا به مردم نشان دهد كه او متصل و مؤيد به غيب است و ادعاي نبوتش صحيح مي باشد.

حضرت صالح به عنوان معجزه شتري با بچه اش را از دل صخره اي سخت و بلند خارج مي كند و حضرت موسي عصايش را اژدها مي سازد و حضرت عيسي مرده زنده مي كند و...

آيا اگر همه بشر و جنيان دست به دست هم دهند مي توانند بدون مقدمه از دل صخره اي سخت، شتري با بچه اش بيرون آورند و آيا مي توانند عصايي چوبين را به اژدهايي واقعي تبديل كنند يا مرده را زنده سازند؟

جواب اين سؤال به وضوح منفي است.

خداوند معجزه پيامبر خاتمش را از جنسي ديگر قرار داد يعني كتابي علمي و معرفتي و اخلاقي و انسان ساز و اعلام كرد اين معجزه و آيت رسالت و نبوت پيامبر است كه همچون آيات ديگر پيامبران، اگر جن و انس پشت به پشت هم دهند، نمي توانند مانند آن را بياورند.

حالا بايد پرسيد كه مگر قرآن چگونه است كه همه جن و انس را بر آوردن مثل آن توان نيست؟

مگر قرآن فقط يك سري جملات منظوم يا مسجع است تا مثل آن را بياورند؟ مگر كتاب قصه، رمان يا تاريخ است تا مثل آن را بياورند؟ و...

اگر قرآن اين گونه بود، مي شد مثل آن آورد، ولي قرآن اين گونه نيست.

قرآن كتاب معرفت و معارف است آن هم معارفي كه جن و  بشر راهي براي دست يابي به آن ندارد:

يُعَلِّمُكُمْ ما لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُون‏ (1)

و آنچه را نمي‏دانستيد، به شما ياد دهد.

قرآن كتاب اخبار پيامبران است كه در تاريخ گم شده اند و خبر صحيح آن را جز خدا نمي داند:

نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِما أَوْحَيْنا إِلَيْكَ هذَا الْقُرْآنَ وَ إِنْ كُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغافِلين‏(2)

ما بهترين سرگذشتها را از طريق اين قرآن- كه به تو وحي كرديم- بر تو بازگو مي‏كنيم و مسلّماً پيش از اين، از آن خبر نداشتي!

تِلْكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحيها إِلَيْكَ ما كُنْتَ تَعْلَمُها أَنْتَ وَ لا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هذا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعاقِبَةَ لِلْمُتَّقينَ (3)

اينها از خبرهاي غيب است كه به تو (اي پيامبر) وحي مي‏كنيم نه تو، و نه قومت، اينها را پيش از اين نمي‏دانستيد! بنا بر اين، صبر و استقامت كن، كه عاقبت از آن پرهيزگاران است!

قرآن توصيف خالق و ملكوت جهان است (غيب) كه جز خدا بر آن علم و آگاهي ندارد.

قرآن توصيف مآل جهان و بهشت و دوزخ است كه در جهان ديگر است و بشر را بر آگاهي بدان راهي نيست.

در قرآن از راز و رمز هايي از خلقت به اقتضا سخن به ميان آمده كه جز خالق جهان بر آن راز و رمز ها دسترسي ندارد و به اين جهات است كه بشر را توان آوردن كتابي مثل قرآن نيست كه ويژگي هاي فوق را داشته و اقتباس از قرآن نباشد و بتواند در مقابل قرآن بايستد. بنا بر اين فقط رسايي و گيرايي قرآن معجزه نيست تا عرب ها نتوانند مثل آن را در رسايي و گيرايي بياورند. بلكه از جهات مختلف معجزه است و عرب و غير عرب و جن و انس را بر آوردن مثل آن توان نيست.

بنا بر اين مي توانست همين معارف و احكام و تعاليم ... به زبان غير عربي نازل شود(به شرطي كه پيامبر غير عرب بوده و در قومي غير از عرب مبعوث شده بود) و باز هم ديگران از آوردن مثل آن عاجز باشند و به همين جهت است كه همه مردم از عرب و غير عرب به آوردن كتابي مثل قرآن دعوت شده اند و اعلام شده كه همه از آوردن مثل آن ناتوانند.

پي نوشت ها:

1. بقره (2) آيه 151.

2. يوسف (12) آيه 3.

3. هود (11) 49.