پاسخ ارائه شده در پاسخ به سوال یک پرسشگر با مشخصات خاص می باشد لذا در صورتی که سوالی دارید از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.
آيا معلمين مي توانند در مدرسه دانش آموزان را تنبيه بدني بكنند؟
يكي از ابعاد نگران كننده و فراگير كودك آزاري و خشونت، تنبيه بدني كودكان توسط معلمان، مربيان و كاركنان محيط هاي آموزشي است.

آيا معلمين مي توانند در مدرسه دانش آموزان را تنبيه بدني بكنند؟

يكي از ابعاد نگران كننده و فراگير كودك آزاري و خشونت، تنبيه بدني كودكان توسط معلمان، مربيان و كاركنان محيط هاي آموزشي است. به رغم آن كه در مقررات داخلي و بين المللي به ويژه پيمان نامۀ حقوق كودك، ناروايي چنين اقداماتي مورد تأكيد قرار گرفته و افزون بر آن، پيامدهاي ناگوار آزار و تنبيه بدني در جسم و روان كودكان مشخص شده است، مع الاسف بسياري براساس پندارهاي بي پايه و رسم هاي غلط، حق تنبيه بدني را براي معلمان و مربيان باور دارند و عده اي نيز با استناد به آموزه هاي ديني، اين حق را تأييد و حتي ولايت بر تنبيه بدني را براي معلم قائل شده اند.

از ديدگاه مقررات داخلي و بين المللي، تنبيه بدني كودكان توسط معلمان ممنوع بوده و ناروايي آن از ديدگاه فقه اسلامي را مطرح است.

- عوارض نامطلوب تنبيه بدني دانش آموزان:

1- تنبيه بدني كودكان داراي اثرات مخرب كوتاه و بلندمدت بر جسم و روح آنان است و عوارض نامطلوبي همچون ترس، عدم يادگيري رفتار درست، توجيه صدمه زدن به ديگران، پرخاشگري نسبت به عامل تنبيه كننده، جانشين شدن يك پاسخ نامطلوب به جاي پاسخ نامطلوب ديگر و الگوبرداري از آن توسط ديگران را به همراه دارد.

2- همچنين مشكلات رفتاري مثل پرخاشگري عملي و كلامي، گوشه گيري و عدم همكاري، در كودكاني كه توسط معلمين تنبيه مي شوند نسبت به آن ها كه تنبيه نمي شدند بيشتر است.

3- روش تربيت اسلام، محبت و پند و نصيحت توأم با مدارا و احتياط يعني جذب دانش آموزان است كه بايد در عين حال دلنشين و مؤثر باشد. لذا تنبيه و مجازات، يكي از عوامل تربيتي در اسلام نيست، بلكه ابزاري است كه در صورت سودمند واقع نشدن رفق و محبت، در ايجاد عادات خوب به كار مي آيد. در تربيت اسلامي زياده روي ديده نمي شود و فقط از اين راه مي توان افراد را معتدل تربيت كرد؛ به طوري كه تمام قواي او اشباع و تعديل شوند و جسم و روح و عقل، هماهنگ باشند.

4- از تنبيه تا نتيجه معكوس!

تنبيه ميتواند سبب افزايش مقاومت رواني و حق مقابله به مثل در مقابل تهديد كننده شود. چه بسا تنبيه شونده با خود بگويد «فوقش دو تا كشيده ميخورم». به اين ترتيب دانشآموز مانند مجرمي كه دوره محكوميت يا مجازات هر جرمي را ميداند، ميان سود حاصل از انجام رفتار نامطلوب و نوع و ميزان تنبيه دست به ارزيابي ميزند و اگر تنبيه بعدي به منفعت فعلي بيارزد، اغلب به عمل خلاف مبادرت ميورزد. به عبارت ديگر، مواقعي وجود دارد كه كودك يا نوجوان رفتار مطلوب مغاير با رفتار نامطلوب را آموخته است. اما به دليل اينكه فايده انجام ندادن آن بيشتر از انجام دادن آن است يا ضرر انجام ندادن آن در مقابل منفعت حاصل از عمل خطا ناچيز است، به رفتار مطلوب روي ميآورد. براي مثال، گاهي دروغگويي سودي براي كودك دارد كه راستگويي ندارد يا سرزنش به قدري است كه به دريافت فلان مقدار تنبيه ميارزد. در چنين حالتي بايد پاداش رفتار مطلوب و يا ميزان و شدت تنبيه رفتار نامطلوب را زياد كرد. بديهي است كه راه اول بيشتر منتهي به ايجاد انگيزه دروني و راه دوم بيشتر منجر به اجبار بيروني است. اگر اعمال مدت، شدت و فراواني زيادي داشته باشد، به تجربه و كرات ثابت شده است كه در نهايت فرد تنبيه شده به تنبيه كننده آسيب ميرساند. تنبيه بدني، تنها براي تنبيه شونده آزار دهنده و ناراحت كننده نيست بلكه آثار زيانبار آن متوجه شخص تنبيه كننده نيز ميگردد. بديهي است كه تنبيه دانشآموز مستلزم آن است كه نظام زيستي- رواني فرد تنبيه كننده وضعيت خاصي پيدا كند. هرچند چنين وضعيتي در كوتاه مدت ممكن است با تخليه عصبانيت و ناراحتي تنبيهكننده و كاهش موقتي رفتار تنبيه شده رضايتخاطر ايجاد كند. اما در صورت ادامه و تكرار به ايجاد تنش و فشار در عضلات بدن، افزايش ضربان قلب و نبض، به هم خوردن تعادل شيميايي خون و... منجر ميشود. كه اثرات كوتاه مدت آن به شكل خستگي و بيزاري از كار و فرسودگي زودرس ظاهر ميشود. تنبيه (بهخصوص بدني) علاوه بر بروز واكنشهايي كه به صورت مقاومت مستقيم و يا مقابله به مثل بروز ميكند، ميتواند به بيتفاوتي و بيخيالي در دانشآموزان منجر شود.

- قانون امروز در اين مسأله:

معاونان و معلمان تحت هيچ شرايطي حق تنبيه بدني دانش آموزان را ندارند و در اين زمينه با معلمان خاطي طبق قانون برخورد ميشود. هرگونه تنبيه بدني دانش آموزان در مدرسه ممنوع است و هچ يك از معلمان و معاونان تحت هيچ شرايطي به علت انجام ندادن تكاليف درسي و يا موارد انضباطي، حق تنبيه بدني دانش آموزان را ندارند.

هيچ دانش آموزي نيست كه قابل ارشاد نباشد و علت اصلي خطاي دانش آموزاني كه موارد انضباطي دارند و يا تكاليف خود را انجام نميدهند، از روي ناآگاهي است، لذا بايد براي ارشاد آنها وقت صرف شود.

- حاصل سخن اينكه:

بر اساس آييننامه فعلي آموزش و پرورش هرگونه تنبيه بدني، اهانت و تعيين تكاليف درسي به منظور تنبيه دانشآموزان، ممنوع اعلام شده است. در فصل پنجم و ششم اين آييننامه، طي مواد ۶۸ تا ۸۵ به مسأله تنبيه پرداخته شده و در ماده ۷۶ درباره ممنوعيت تنبيه بدني، خصوصا در دوران دبستان به شدت تذكر داده شده است. بر اساس اين قانون معلمان و مسؤولان مدرسه حق تنبيه خطاكارترين دانش آموزان حتي با ضعيف ترين شكل آن را ندارند، چرا كه براي موارد انضباطي، قانون مصوب شده است و بر اساس آن با دانش آموزان خاطي برخورد ميشود.