پاسخ ارائه شده در پاسخ به سوال یک پرسشگر با مشخصات خاص می باشد لذا در صورتی که سوالی دارید از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.
اهمیت اخلاق در اجتماع
نگاهي گذرا به كتاب آسماني، اعمال ديني وسيره وسخنان بزرگان دين، نشان از اين امر مهم دارد كه اسلام، ديني است اجتماعي

لطفا در مورد اهميت اخلاق اجتماعي برايم بگوييد و اگر مي شود منابعي را ذكر كنيد

برادر گرامي! از دغدغه شما در اين عصر خشنود گشتيم، زيرا پرداختن به بحران اخلاق اجتماعي در جامعه اسلامي معضلي است و با توجه به اهميت و تبعات آن بايد مورد توجه علما دلسوز، دانشجويان و طلاب مدارس ديني قرار گيرد تا با تغيير رويكرد موجود، جامعه اسلامي را در پاك نمودن از اين آفت ياري دهند.

نگاهي گذرا به كتاب آسماني، اعمال ديني وسيره وسخنان بزرگان دين، نشان از اين امر مهم دارد كه اسلام، ديني است اجتماعي و از كساني كه خويش را از جامعه جدا كرده و تنهايي و دور بودن از مردم را برگزيده اند، سخت بيزار است.

- جايگاه و اهميت اخلاق و قوانين آن در اسلام:

هر جامعهاي براي برقراري استقرار و ثبات نياز به برخي ضوابط و قوانين اخلاقي دارد كه ضايع شدن آنها باعث پاره شدن نخي ميگردد كه افراد جامعه را بهم پيوند داده است. در اين ميان اسلام مجموعهاي از قواعد و اصول اخلاقي را در اين زمينه وضع كرده كه هر فطرت و سرشت پاكي در مقابل آنها به پاس احترام خواهد ايستاد.

همچنين قرآن كريم اساسنامهاخلاقي براي هر فرد مسلم مقرر نموده تا در تمامي مراحل زندگي شخصي عملاً تطبيق گردد، مسائلي كه در ظاهر بسيار شخصي و خاص فرد است. ولي در ساختار سلوكي و رفتاري او بسيار مؤثر و بيانگر و تكوين دهندهي شخصيت اسلامي و انساني او ميباشند.

از بين سورههاي بزرگ قرآن كريم كه حقايق عقيده، برنامه شريعت، راه و رسم انسانيت، مرام ادب و الفباي اخلاق را در لابلاي محتواي خود دارد سوره«حجرات» ميباشد.

خداوند در اين سورهي مبارك در كمال صراحت و وضوح به مسلمانان ارشاد ميفرمايد: «شيوهزندگي شما با سائر انسانها فرق دارد، يعني مسلمانان بايد در جامعهبشري اسوه و نمونهاخلاق الهي و قرآني باشند، و جامعه اسلامي بايد نمادي از عدالت اجتماعي، و در ‌‌نهايت احترام و ادب با پروردگار عالم، و رسول برگزيدهي او و در مقابل ساير انسانها باشد. از اين رو ميتوانيم اين سورهي مبارك را «سورهاخلاق» ناميد و اين حقيقت را دريافت كه درجات ايمان به درجات اخلاق نيك وابسته است.(1) چنانچه پيامبر(ص) فرمودهاند: «أَكْمَلُ المُؤْمِنِينَ إِيمَانًا أَحْسَنُهُمْ خُلُقًا»(2) كاملترين مؤمنان در ايمان خوشاخلاق ترينشان ميباشند.

اخلاق نيكو پيرايهاي نيست كه بينيازي از آن ممكن باشد، بلكه جزو اصول زندگي است كه دين آن را ميپسندد و صاحبان آن را محترم ميشمارد.

همچنين از ايشان (ص) روايت شده كه فرمودند:

«إِنَّ مِنْ أَحَبِّكُمْ إِلَيَّ وَأَقْرَبِكُمْ مِنِّي مَجْلِسًا يَوْمَ القِيَامَةِ أَحَاسِنَكُمْ أَخْلَاقًا»(3) همانا از محبوبترين و نزديكترين شما در مجلس من روز قيامت خوش اخلاقترين شما ميباشد.

در سايه نظام اخلاقي اسلام و در آغوش تعليم و تربيت پيامبر بزرگ اسلام و مكتب و مدرسه قرآن حكيم چنان نسلي تربيت گرديد كه به نيكوترين صفات و بهترين اخلاق متصف بودند، و از اخلاق پست و عادات زشت و صفات بد رهائي جستند، و توانستند در مدت زمان اندكي اين دين بر حق را به اقصي نقاط عالم برسانند.

پيامبر اكرم(ص) از‌‌همان ابتدا دعوت ديني، نخستين هدف و غايت بعثت خويش را چنين معرفي نمودند: «إنما بعثت لأتمم مكارم الأخلاق»(4) بدان جهت خداوند مرا به رسالت برگزيده است كه مكارم اخلاق را تكامل بخشم و انسان را با اخلاق حسنه بيارايم.

و در مورد دين و شيوه زندگي خود چنين فرمودند: «الدين المعاملة» دين تنها و تنها نحوه برخورد و رفتار با ديگران است.

از اين رو ميتوان گفت؛ اسلام دين اخلاق پسنديده است، و داعي انسانها به داشتن اخلاقي نيك بر اساس آموزههاي وحي بوده، و به تربيت جامعه اسلامي بر آن علاقمند و مصرّ مي باشد. و خداوند نيز پيامبر خود را چنين تمجيد مينمايد: «وَ إِنَّكَ لَعَلي‏ خُلُقٍ عَظيم»(5) ‏و راستي كه تو را خويي والاست.

اساساً اسلام بدين منظورآمده است تا انسان و بشريت را بسوي زندگي درخشان با فضايل اخلاقي و تربيتهاي نيكو با گامهايي گسترده به پيش ببرد.

- جايگاه و اهميت اخلاق در اجتماع:

جايگاه و اهميت اخلاق در زندگي اجتماعي تا بدان جاست كه حتي عمل كردن به قوانين و مقررات اجتماعي نيز بدون پشتوانه اخلاق ممكن نيست و اخلاق، بهترين ضامن اجراي قوانين و مقررات است. ازاين رو، مباحث اخلاقي، از مهم ترين هدف هاي ارسال پيامبران به شمار مي رود و بدون آن، نه دين براي مردم مفهومي خواهد داشت و نه دنياي آنها سامان مي يابد.(6)

در حقيقت، زماني انسان شايسته نام انسان است كه اخلاقي انساني داشته باشد. در غير اين صورت، حيواني خطرناك است كه با استفاده از هوش سرشار انساني، به ويراني جامعه خود دست مي زند، براي رسيدن به منافع نامشروع مادي، جنگ و خونريزي برپا مي كند و براي فروش جنگ_افزارهاي ويران گر خود، بذر نفاق و كينه در جامعه مي پراكند.

همچنين اگر اخلاق نباشد، دين نيز نخواهد بود و با آسيب پذيري اخلاق افراد، جايگاه حقيقي دين؛ يعني قلب هاي مؤمنان خدشه دار مي شود. از آموزه هاي ديني به_ويژه سخنان گهربار پيامبر خدا و امير مؤمنان، صلوات الله عليهما نيز به خوبي درمي يابيم اخلاق هاي فاسد اجتماعي مانند كبر، حسد، غيبت و كينه، نقش بسزايي در دين ستيزي و دين گريزي انسان دارند. از آنجا كه ريشه كن كردن اين ويژگي هاي ناپسند به آساني امكان پذير نيست، بسياري از افراد به دين داري حقيقي تن نمي دهند و چه بسا از آن روي گردانند و با ارزش هاي اسلامي مخالفت مي كنند.(7)

- حاصل سخن اينكه:

طبق تعاليم اسلامي اخلاق مومن بايد در اعمال او جلوه يابد. عبادت مومن بايد بر فكر، روح و جسم او تاثير بگذارد و خروجي اين عبادات رفتار، تفكر و روحيه توام با ايمان فرد مومن در جامعه و رابطه با ديگران است.

آشنايي با اهميت اخلاق، انگيزه فراگيري مباحث اخلاقي را در انسان بيشتر مي كند و هرچه افراد جامعه با اهميت اخلاق در روابط اجتماعي و محيط اجتماع بيشتر آشنا شوند، در پيمودن مسير رشد و تعالي خود و ديگران موفق تر خواهند بود.

- منابعي براي مطالعه بشتر:

1- اخلاق و آداب در تبليغ، نويسنده: حافظ نجفي.

2- اخلاق اجتماعي در اردوها و محيط هاي جمعي، نويسنده: محسن غرويان.

3- اخلاق اجتماعي جوانان، نويسنده: علي اصغر ظهيري.

4- اصول اخلاق اجتماعي اسلام از منظر امام خميني(ره)، نويسنده: ابوالفضل هدايتي.

5- اخلاق اجتماعي پيامبر(ص)، نويسنده: دكتر محسن نيازي، مرتضي جعفرپور.

6- اخلاق اجتماعي دختران، نويسنده: علي اصغر ظهيري.

7- اخلاق اجتماعي در نهج البلاغه، نويسنده: مجموعه نويسندگان.

8- دراصول كافي، گفتاري به نام «باب العشره»؛ يعني چگونگي معاشرت با ديگران آمده است.

پي نوشت ها:

1. براي مطالعه بيشتر به سوره حجرات(49) مراجعه كنيد.

2. ابوداوود، حديث ۴۶۸۲ و احمد، حديث ۲/۲۵۰.

3. سنن الترمذي، كتاب البر و الصلة عن رسول الله، باب ماجاء في معالي الأخلاق، حديث شماره: 1941.

4. متقي الهندي، كنز العمال، مؤسسه الرساله، بيروت، 1409 ه.ق. ج13، ص151، ح36472.

5. قلم(68) آيۀ ۴.

6. مكارم شيرازي ناصر، اخلاق در قرآن، مدرسه امام علي، قم، سال 1379ش. ج 1، ص 17.

7. علياكبر رشاد و همكاران، دانشنامه امام علي عليه السلام، ج 4، ص 422.