پاسخ ارائه شده در پاسخ به سوال یک پرسشگر با مشخصات خاص می باشد لذا در صورتی که سوالی دارید از طریق درگاه های پاسخگویی پیگیری فرمائید.
در بحث اختلاف قرائات سه اصطلاح عمده وجود دارد: 1. قرائت 2. روايت 3. طريق

قرائت: هر اختلافي كه منسوب به يكي از ائمه قرائت باشد كه روات آن بر آن‏ اجماع دارند، قرائت نام دارد و صاحب آن امام ناميده مي‏شود؛ مانند قرائت عاصم.

روايت: هر اختلافي كه منسوب به راوي امام قرائت است، روايت شمرده شده و صاحبش را راوي مي‏نامند؛ مانند روايت حفص از عاصم.

طريق: هر اختلافي كه منسوب به كسي است كه از راوي گرفته، طريق ناميده شده است (1) مانند قصر مد منفصل به روايت حفص از طريق عمرو بن الصّباح و يا از طريق طيبة النّشر و عدم قصر مد منفصل از طريق عبيد بن الصّباح و شاطبيه‏

بعد از توضيح مذكور، درباره «شاطبيه» و «الدره» بايد بگوييم كه اين دو تعبير اشاره به دو كتابي دارند كه در خصوص إختلاف قرائات و تجويد نوشته شده است.

 «شاطبيه» إشاره به كتاب «حرزالاماني و وجه‌ التهاني» تأليف «ابوالقاسم شاطبي» (متوفاي 590) دارد. اين كتاب كه مشتمل بر بيش از هزار بيت است، اثر مهم ابو عمر داني «التيسر في القراءآت السبع» را به نظم كشيده است‏ و لذا به «قصيده‏ شاطبيه» نيز شهرت دارد.

از قرن چهارم به بعد، كتب زيادي در علم قرائات تدوين گرديد. درخشان‏ترين اثري كه تا كنون نيز مورد استفاده استادان و قاريان قرآن قرار گرفته است و مدرسين‏ دانشگاههاي قرائت در كشورهاي اسلامي آن را تدريس مي‏نمايند، همين قصيده «حرز الاماني و وجه التهاني» است. اين اثر، شامل همه مسائل قرائات هفتگانه مي‏باشد. بخشي از اين اثر نيز به مخارج و صفات حروف اختصاص داده شده است. تا كنون شرح‏هاي زيادي بر اين اثر نوشته شده است.(2)

«الدره» نيز به كتاب « الدرة المضيئة في قرائات الائمة الثلاثة» تأليف «ابن جزري»(متوفاي 833) اشاره دارد. اين منظومه در واقع مكمّل «حرز الأماني» است. در اين منظومه از قرائت‏هاي سه تن از قاريان: ابو محمد خلف بن هشام بزار بغدادي و ابو جعفر يزيد بن قعقاع مخزومي مدني قاري و ابو محمد يعقوب بن اسحاق حضرمي بصري سخن به ميان آمده است.(3)

اما درباره «عراقيين» بايد بگوييم كه اين تعبير به معناي عراقي هاست و همانطور كه ساير مناطق إسلامي در خصوص قرائت قرآن و تجويد آن داراي قاري و راوي و ناقلان از آنها بوده اند و اين مناطق اختلافاتي نيز با ساير مناطق داشته اند عراقي ها نيز داراي قاريان و روايان و ناقلان بوده اند و لذا از آنها به «عراقيين» تعبير شده است.

پي نوشت ها:

1. مؤدب، سيد رضا، نزول قرآن و رؤياي هفت حرف، قم، دفتر تبليغات اسلامي‏، 1378، ص 188.

2. ستوده نيا، محمد رضا، بررسي تطبيقي ميان تجويد و آواشناسي، تهران، رايزن، 1378، ص 15.

3. مهدوي راد، محمد علي، سير نگارشهاي علوم قرآني، تهران، هستي نما، 1384، ص140.