ادعاوآثار و شخصیت ایت اله برقعی قمی

سلام قبلا نیز این سوال را مطرح کرده ام ولی پاسخ ندادید
ایت اله برقعی قمی درکتاب تضاد مفاتیح الجنان با آیات قرآن ایرادات بسیاری به مفاتیح و دعاهای مشهور آن از جمله کمیل ،سمات،توسل ،زیارت عاشورا،ندبه و...وارد نموده و کفر و خرافات می نامد و کتاب نوه شیخ عباس قمی مبنی بر تحریف و اضافات دعاهای مفاتیح بعد شیخ عباس قمی بر ادعاهای برقعی صحه می گذارد لذا مستد عیست ضمن معرفی شخصیت و مذهب واقعی و سطح علمی برقعی در خصوص آثار و مستندات دعاهای فوق الذکر و ادعای نوه شیخ عباس قمی توضیح عنایت فرمائید/
آدرس پستی آشرقی بخش سردرود صندوق پستی147همراه:09143062502
اگر محصولی در اینخصوص دارید لطفا عنایت فرمائید/

پاسخ: 

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
اصولا اين مرکزسوال هاي -مر بوطه به قلمرو وظايف خودرا- جواب وارسال مي نمايد . ممکن است در اثر عوامل ديگر جواب سوال به دست شما نرسيده باشد . در ضمن آنچه درباره آقاي برقعي خواسته ايد ،نياز به فرصت ديگر دارد. دريک نامه نمي توان بدان پر داخت .در اين جا به برخي از مطالب مر بوط به آقاي برقعي اشاره مي شود:
سيد ابو الفضل ابن الرضا برقعى در سال1329ـ ق مطابق با 1287هـ ش در شهر قم در خاندان شيعه مذهبي به دنيا آمد .پدرش سيد حسين شخص فقير و زاهدي بوده است.
مادرش سکينه سلطان دختر شيخ غلام رضا قمي نويسنده کتاب رياض الحسيني مي باشد. برقعي از اولين روز هاي حيات پاي در مکتب گذاشته، تعليم و قراءت قرآن را فرا گرفت .سپس به نزد شيخ عبدالکريم يزدي حائري که در آن وقت يکي از بزرگ ترين علماي شيعه بود رفت تا مراحل تحصيلش را ادامه دهد. او از صرف و نحو تحصيل را شروع کرد .کتاب مغني البيب و کتاب الأعاريب ابن هاشم وشرح جامي بر کافية ابن حاجب را به انتها رساند. به دنبال آن تحصيل را در علم فقه و اصول فقه که در حوزه هاي علمي رايج است ادامه داد. در اثناي تحصيل به تدريس درس هاي ابتدايي نيز مشغول بود.
برقعي براي تخصص در علم فقه و اصول فقه به نجف اشرف رفت. در نزد مراجع شيعه دروس فقه و اصول فقه را طي کرد. سه سال در نجف اشرف گذراند و از علماي آن ديار از جمله مرجع بزرگ شيعه سيد ابوالحسين موسوي اصفهاني کسب علم نمود.
عقايد و شخصيت سيد ابوالفضل
اظهار نظر درباره عقايد و شخصيت سيد ابوالفضل برقعي مشکل مي‌باشد؛ زيرا وي از شخصيت‌هايي است که ديدگاه‌ها درباره وي متضاد مي‌باشد. برخي عقيده دارند که وي نه تنها از شيعه بودن عدول نکرده است که بعد از بررسي مباني و اصول اسلام، گرايش وي به شيعه بودن قوي‌تر شد؛ از اين رو وي در هنگام مردن اعتقاد خود به خدا، پيامبر(ص) و امامت امامان اعلام و نهايت علاقه خود به خاندان رسول اکرم (ع)را اعلام نمود. اتفاقاً برخي از کلمات و مباني ايشان نيز مؤيد همين مطلب است. بدين سان وي همان طور که از اول يکي از عالمان شيعي بود و به اصول و آموزه‌هاي آن پايبند بود، تا آخر هم به همين عقيده باقي ماند و با همين عقيده از دنيا رفت. البته وي با تدوين برخي از کتاب‌ها مانند تضاد مفاتيح الجنان با قرآن و طرح برخي مسايل مانند زيارت معصومان، توسل به معصومان، اين شبهه را ايجاد کرد که وي با مباني شيعه ميانه خوبي نداشته حتى از شيعه بودن خويش عدول کرده ، حال اين که اين گونه نيست، زيرا وي با طرح برخي از شبهات و مباحث در صدد شفاف‌سازي آموزه‌هاي ديني و فرهنگ شيعه بوده است.
در اين ميان عده‌اي بر اين باورند که سيد ابوالفضل برقعي از شيعه بودن خود عدول نموده و به مذهب اهل سنت گرايش پيدا کرد ؛‌زيرا وي به مباحثي پرداخته که گرايش وي به اهل سنت و حتى گرايش وي به وهابيت را نشان مي‌دهد، زيرا وي توسل به اهل بيت(ع) و زيارت اهل قبور را مخالف دستور دين دانسته و آن را شرک مي‌داند.
اتفاقاً آثار وي مانند "درسي در ولايت" دليل بر اين ادعا است.
در يکي از کتاب‌خانه‌هاي الکترونيکي اهل سنت (کتابخانه عقيده) آمده است: علامه برقعي در شروع از جملة علماي مذهب شيعه اثناعشري بوده و از مجتهدين اعلام شان محسوب مي‌شد، ولي اخلاص، و مبارزه او با بدعت‌ها و خرافات و تمسک شديد علامه به قرآن کريم نهايت او را به طرف مذهب حق (مذهب اهل سنت) رهبري کرد.
علامه از سن 45 سالگي از مذهب و عقايد شيعه اثناعشري دست برداشت .به حکم ظاهر قرآن و سنت صحيح و آن چه از صالح سلف اين امت باقي مانده به ويژه خلفاي راشدين و همگي ياران رسول خدا از مهاجرين و انصار و پيروان شان عمل کرده است.(1)
حقيقت امر آن است که قاطعانه نمي‌توان گفت وي از مذهب شيعه عدول کرده و به مذهب اهل سنت، به ويژه وهابيت گرويده باشد. اين حرف آناني است که در صدد زير سؤال بردن مذهب شيعه هستند، از اين رو در کتاب‌هاي متعدد، سايت و وبلاک و مقالات از آقاي برقعي تجليل و از او به عنوان عالم ديني و انديشمند ديگرانديش ياد مي‌کنند.
البته وي - همان طور که اشاره شد- با تدوين برخي آثار و عملکرد خود اين فضا را به وجود آورد که متهم به سني بودن و حتى گرايش به مذهب وهابيت شود. هم چنين سيد ابو الفضل برقعي در تدوين مباني خود به تجزيه و تحليل رهبران وهابي پرداخت . از مباني و استدلال‌هاي آنان نيز بهره گرفت. هم چنين به مسايل زيارت اهل قبور و توسل به معصومان پرداخت . سعي کرد مبناي شيعه در مورد توسل به معصومان را زير سؤال ببرد، ولي دقيقاً معلوم نيست که وي از بيان اين مباني چه اهدافي را داشته است. تدوين اين گونه کتاب‌ها و آثار علمي را نمي‌توان دليل بر عدول وي از مذهب شيعه دانست، زيرا برخي از عالمان ديگر نيز بودند كه برخي از عقايد شيعه را به چالش کشيده‌اند، ولي نمي‌توان گفت آنان از مذهب شيعه عدول کرده‌اند. عدول وي از مذهب شيعه و گرايش وي به وهابيت معلوم نيست تا در باره علل آن بحث شود
بر فرض اين که وي از مذهب شيعه عدول کرده باشد، اين امر دليل بر حقانيت مذهب اهل سنت نمي‌باشد، زيرا عدول يک نفر از مذهب شيعه دليل براي اثبات مذهب اهل سنت نيست. براي اثبات حقانيت يک ايده و مذهب نياز به دلائل متعدد و گرايش مخالفان به آن مي‌باشد. چنان که در طول تاريخ بسياري از صاحبان انديشه و شخصيت‌هاي اهل سنت به شيعه گرويده‌اند و براي اثبات حقانيت شيعه کتاب‌ها و مقالات متعدد تدوين کرده‌اند.
(1)