با سلام و خسته نباشید
در تحریر الوسیله امام (ه) در قسمت ازدواج , ازداوج کردن با کودکان زیر 9 سال با اذن پدر اجازه داده شده حتی اگراین کودکان شیرخواره باشند, البته برای بنده و بسیاری از مسلمانان این موضوع سخت باورش مشکل است که پایه و سند چنین اجازه ای مختوش نباشد ,
از عزیزی در سایت پاسخگو سوال کردم اگر میشد که ماخذ های این حکم را بالعینه میدیدم بسیار عالی میشد , که ایشان(جناب اکبری)فرمودند برای جواب مستند به شما نامه بنویسم, بنابر این اگر ممکن است بفرمایید حضرت امام(ره) و احتمالا حضرات ایات اعظامی محترم دیگری که ازدواج با کودکان شیر خوار را در موارد استثنایی مجاز دانستند بر پایه و چه روایت و حدیث معتبری این اجتهاد را کرده اند .2- همچنین مگر رضایت دختر برای ازدواج شرط نیست؟ مگر این سنت پایامبر گرامی نیست پس چطور میشود این سنت را شکست و با بچه ای که هیچ فهم و اراده ای از خود ندارد ازدواج کرد. ایا این ظلمی به اینده این کودک نیست؟ اگر ممکن است هر چه زودتر پاسخ این دو سوال را با ماخذ مرحمت بفرمایید. چرا که بنده خود باید جواب چند مسیحی و کافران دیگر که به این مورد گیر داده اند را بدهم . قبلا از شما متشکرم

با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز
خواندن عقد ازدواج با دختر بچه کوچک براي ايجاد محرميت ، با اجازه ولي او در صورتي که ازدواج براي دختر مصلحت داشته باشد و موجب اذيت دختر نباشد ،جايز است. البته نزديکي با دختر پيش از سن بلوغ حرام است.
اين امر به خاطر مصلحت صورت مي گيرد ،مثلا براي ايجاد محرميت با مادر دختر بچه با اذن ولي او اين عقد خوانده مي شود تا مادر دختر به عنوان مادر زن محرم باشد يا موارد مشابه اين مورد اگر مصلحت باشد، راه حل آن از اين طريق شرعا قرار داده شده است.
اين مسئله نه تنها در مذهب شيعه که در مذهب اهل سنت نيز جايز دانسته شده است که به روايات در اين مسئله از کتاب اهل سنت اشاره مي کنيم:
طبق روايت صحيح و معتبر درکتاب هاي اهل سنت، ازدواج پيامبر با عايشه در شش سالگي بوده است، اگر ازدواج دختر نابالغ صحيح نباشد ،چرا اين روايات در منابع معتبر اهل سنت وجود دارد؟.
در صحيح بخارى آمده است(1) كه پيامبر با عايشه ازدواج كرد در حالي كه 6 سال داشت، ولى هنگام دخول عايشه 9 ساله بود، براى اينكه ابوبكر فضيلت و بركت ازدواج دخترش با پيامبر را از دست ندهد، او را به ازدواج پيامبر در 6 سالگى در آورد.
ابن قدامة از علما و بزرگان اهل سنت ،مي گويد: ، پدر مي تواند دختر بكر كوچكش كه به 9 سالگى نرسيده است، او را به ازدواج کسي که مناسب و هم کفو او باشد درآورد و در اين مسئله خلافى نيست.(2 )
صحيح مسلم و بخاري از عايشه نقل مي کنند : "پيامبر با من ازدواج كرد در حالي كه 6 ساله بودم، و به خانه خودش برد، زمانى كه 9 ساله بودم" (3)، معلوم هست كه در آن حالت او (عايشه) كسى نبود كه اجازه اش براى ازدواج قابل اعتبار باشد.".
از نظر مذهب شيعه ر در مورد صحت ازدواج پسر صغير و دختر صغيره توسط پدر روايت صحيح و معتبر وارد شده است .
مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ فِي الصَّبِيِّ يَتَزَوَّجُ الصَّبِيَّةَ يَتَوَارَثَانِ فَقَالَ إِذَا كَانَ أَبَوَاهُمَا اللَّذَانِ زَوَّجَاهُمَا فَنَعَمْ ؛ (4)
از امام باقر در باره كودكى كه به كودكى ديگر تزويج كرده بودند، پرسيدند كه آيا آن دو از يك ديگر ارث مي برند؟ امام فرمود: اگر پدر و مادرهاشان مباشر تزويج ايشان بوده‏اند، آرى.
اين روايت با صراحت مي فرمايد: اگر پدر دختر يا پسر نابالغ عهده دار ازدواج آن ها باشد و عقد ازدواج را براي آن ها بخوانند، ازدواج شان صحيح است و زن و شوهر مي شوند و از همديگر ارث مي برند.
در روايت معتبره حمّاد، عن الحلبيّ، عن أبي عبد اللَّه (عليه السّلام) قال: «من وطأ امرأتَهُ قبل تسع سنين، فأصابها عيب، فهو ضامن؛ (5)
اگر کسي با همسرش که هنوز 9 سال نشده نزديکي کند و در اثر اين نزديکي عيب بر او وارد شود ، مرد ضامن است.
از مجموع روايات استفاده مي شود که ازدواج پسر و دختر نابالغ توسط پدرآن ها صحيح است، منتها از نزديکي با دختر قبل از تمام شدن 9 سال منع شده است.
اين روايات دليل بر صحت عقد وازدواج مي باشد.
هر چند علما عقد دختر بچه را جائز مي دانند، ولى استفاده جنسى از او را جائز نمي دانند مگر اينكه به سِنّى برسد كه طاقت نزديكى را داشته باشد، تا زمانى كه شوهرش نمي تواند استفاده جنسى از او ببرد، نفقه و خرجى دختر بر او واجب نيست.
اين مسئله بر مي گردد به مصلحتى كه ولى امر او مي بيند، اگر مصلحت مهمي در بين نباشد و يا براي دختر مفسده داشته باشد، پدر دختر نزد خداوند نيز مسئول هست، بعنوان مثال، شايد ولى امر دختر بعلتي اينكه اين دختر بچه سرپرستى بعد از خودش ندارد ،مي تواند او را به ازدواج شخص مؤمنى در آورد تا پس از او سرپرستى دختر بچه را به عهده بگيرد. محرم او باشد يا مصلحت هايي مشابه اين مورد وجود داشته باشد. بدون بودن مصلحت پدر دختر نمي تواند دختر صغيره را به عقد کسي در آورد.
2- در مورد ازدواج دختر باکره فتواي مراجع مختلف است . منشا اختلاف روايات است. روايات در کتاب وسائل الشيعه در کتاب النکاح در ابواب عقد النکاح و اولياء العقد در چند باب ذکر شده است. از بعضي روايات استفاده مي شود که در ازدواج دختر باکره اذن پدر و اذن دختر شرط است .از بعضي روايات استفاده مي شود که اگر پدر عقد دختر باکره اش را براي ديگري بخواند و دختر سکوت کند، عقد صحيح است .
اما در خصوص تزويج دختر صغيره توسط پدر دختر روايات خاصي بر صحت عقد است که به نمونه اي از آن اشاره شد.
بنابراين اگردر اين مسئله اهل سنت اشکال کنند، طبق روايات خود اهل سنت در مواردي که مصلحت مهمي باشد، جايز است .
اما اگر مسيحيت اشکال مي کند، در پاسخ آن ها اشکالات فني از انجيل را پيدا کنيد .انتظار نداشته باشيم که آن ها احکام دين ما را بپذيرند ، بلکه طبيعي است که دنبال اشکال و نقطه ضعف در دين ما هستند. اما آنچه نوشتيم که اين احکام بر اساس مصلحت درموارد خاصي به عنوان راه حل شرعي بعضي از مسائل مي باشد و مفسده هم ندارد ،نه عقلا اشکالي پيدا مي کند، نه شرعا.
پي نوشت ها:
1. صحيح بخاري ، حديث (3894).
2 كتاب "الشرح الكبير" (ج20/119).
3. متفق عليه: بخاري حديث (3894) و صحيح مسلم (1422).
4. وسائل‏الشيعة، ج14 کتاب النکاح ،باب 12 از ابواب عقد النکاح واولياء العقد ،روايت اول ،ص 220.
5. تهذيب الأحكام 7: 410/ 1638، وسائل الشيعة 20: 103، كتاب النكاح، أبواب مقدّمات النكاح و آدابه، الباب 45، الحديث.