در این قسمت پرسش و پاسخ های مربوط به رفتارهای ناهنجارمطرح می شود.
پاسخ آن بی ترید مثبت است ، اما تأثیر آن در افراد متفاوت است و بستگی به محیطی که زندگی می کند ، خانواده ، نوع رابطه و... دارد .
دختران و پسرانی که به طریق غیر مشروع با فردی از جنس مخالف، رابطه دوستانه برقرار میکنند، از جهات مختلف، آسیب میبینند. آسیبها هرچند متوجه دختر و پسر است، اما دامنه و شدت آن درباره دختران بیشتر است.
آسیبها عبارتند:
1ـ آسیب روانی: گاهی دختری به پسری علاقهمند شده و حتی خود را در اختیار وی قرار می دهد، پس از بیوفایی پسر و ترک وی، به شدت دچار سرخوردگی گردیده و گاهی تا مرز افسردگی و بیماریهای شدید روانی بیش میرود. نیز اعتماد چنین شخصی از جنس مخالف به خاطر بی وفایی های که در نتیجه آن ارتباط دیده ، سلب خواهد شد و در زندگی آینده نمی تواند متعادل باشد.
2ـ آسیبهای اجتماعی: دختری که در شهری کوچک با پسری ارتباط دارد و ارتباط آن آشکار می شود، چنین شخصی جایگاه و شخصیت اجتماعی خود را از دست میدهد و تحقیر میشود، حتى اگر ازدواج کند، نمیتواند زندگی متعادلی داشته باشد، زیرا از طرف همسر و خانواده شوهر سرزنش میشود و به هر بهانهای، روابط قبلی وی را به رخش میکشند. این پدیده میتواند تهدیدی برای نهاد خانواده در جامعه و افزایش میزان طلاق باشد.
3ـ آسیب تربیتی: دختری که با پسر یا حتی پسرانی ارتباط دارد، جایگاه خود را به عنوان فردی شایسته برای تربیت، در ذهن اولیای خانه و مدرسه و حتى دوستانش از دست میدهد. چنین دختری از سیر تعلیم و تربیت عقب میماند. یا برخی از راهکارهای تربیتی که پذیرا نمی گردد.
4ـ آسیب معنوی: دختری که به صورت نامشروع با پسری رابطه دارد، با گناه و معصیت، از خداوند دور شده و از نظر اخلاقی نیز آسیب می بیند.او دیگر از عبادت خود لذت نمیبرد و احساس گناه و ملامت درون، روح او را آزار میدهد، مگر آن که توبه کند و راه پاکی را پیشه سازد.
5- ضعیف شدن حس اعتماد: دختران و پسرانی که بر اثر آشنایی در خیابان یا محیط های دیگر و ایجاد علاقه و دوستی بین آنها ، به ازدواج اقدام می کنند ، گاهی در زندگی آینده دچار بی اعتمادی می شوند ؛ زیرا با خود می گویند همسر او که به راحتی با او دوست شده و با او ارتباط برقرار کرده است ، آیا امکان ندارد که قبلا با دیگری نیز دوست شده باشد؟ این فکر همیشه برای زوجین آزار دهنده است و در روابط و تصمیم های زندگی نیز خود را به صورت های مختلف نمایان می سازد.
حتی اگر به ازدواج ختم نشود ، چون خود با این مسئله مواجه بوده است ، احتمال می دهد که شاید همسر او نیز با شخص دیگر پیش از ازدواج رابطه داشته است.
این مسئله در سطح کلان نیز ، به حس اعتماد اجتماعی نیز آسیب می رساند. در جامعه ای که روابط پنهان دختران و پسران گسترده باشد ، برای کسی که می خواهد ازدواج نماید و با دختر پاک زندگی مشترک را آغاز کند ، همیشه این دغدغه را در وجود دارد که آیا این دختر با شخص دیگر پیش از او رابطه نداشته است ؟
بر طبق آمارها طلاق نیز در ازدواج های خیابانی زیاد صورت می گیرد. کسانی که به راحتی دوست می شوند و ازدواج می کنند و بی آنکه از ارزش و اهمیت بنیان خانواده آگاه شوند ، آن را به راحتی ترک می کنند.
علاوه بر این گاهی اتفاق می افتد که دختر و پسری در اثر این گونه ارتباط ها ، علاقه مند به هم می شوند ، اما به دلایل متعدد این ارتباط ها به ازدواج ختم نمی شود . چنین افرادی حتی پس از ازدواج نیز عشق و علاقه دوست خیابانی را در دل دارند و به طور طبیعی نمی توانند وظایف خود را به عنوان یک همسر در درون خانواده به انجام برسانند.
در مورد عمل خودارضائی باید توجه داشت که این عمل در هر صورت حرام و از گناهان بزرگ است و راه ارضای مشروع غریزه جنسی برای فرد فقط از طریق ازدواج و نزدیکی با همسر شرعی خود می باشد.
انسان یک سلسله نیازهایی دارد که باید در شرایط زمانی مناسب به نحو صحیح ارضا شود. یکی از این نیازها که آغاز ارضاء آن در ایام جوانی است اما بیداری آن در ایام نوجوانی رخ می دهد نیاز جنسی است. این نیاز در ایام نوجوانی و بلوغ بر اثر ترشح هورمون ها و تغییرات فیزیولوژیکی و روانی که در فرد به وجود می آید، بیدار می شود ولی به دلیل فراهم نبودن سایر شرایط ازدواج مانند بلوغ فکری، اجتماعی و اقتصادی در بیشتر افراد با کمی تأخیر ارضاء می شود و بهترین دوران ارضاء این نیاز آغاز جوانی است یعنی وقتی سایر شرایط ازدواج نیز به طور نسبی فراهم شد اما به دلایلی ممکن است بعضی از جوانان درارضاء این نیاز دچار انحراف جنسی شوند و از طریق نامشروع بخواهند این نیاز طبیعی را ارضاء کنند. یکی از این راه های انحرافی که عوارض روانی - جسمانی بسیار نامطلوبی نیز به دنبال دارد مبتلا شدن به خودارضائی است. عواملی مانند دست ورزی با آلت تناسلی، پوشیدن لباس های تنگ، نگاه کردن به مناظر شهوت آلود مانند نگاه کردن به فیلم های مبتذل، نگاه به نامحرم، قرار گرفتن در تنهایی، وارونه خوابیدن، گوش دادن به موسیقی های شهوت برانگیز، خوردن بعضی از غذاهای شهوت زا و... می تواند باعث بروز این بیماری خانمانسوز شود.
برای آشنایی بیشتر با این عمل خانمان سوز عوارض آن را عرض می کنیم که در ترک آن خیلی کمک می کند:
عوارض خود ارضائی عبارتند از:
الف. آسیبهاى جسمانى
1. ضعف و تحلیلِ قواىِ جسمانى
کاهش انرژى جسمانى بدن از مضرات مهم و جبرانناپذیر خودارضائى است. احساس خستگى عارضه طبیعى انزال است. اگر خودارضئى در شبانه روز به دفعات تکرار شود این احساس خستگى در ساعات مختلف همراه انسان است. در نتیجه به مرور زمان ضعف و بى حالى در فرد تثبیت شده و یک طبیعت ثانوى براى او ایجاد مىکند. کاهش و تخلیه مکرر قواى جسمانى به ضعف عمومى و دائمى بدن و بالاخره به پیرى زودرس مىانجامد.
... وقتى قلم به دست مىگیرم زود خسته مىشوم و قدرت نوشتن ندارم، ناچار قلم را روى زمین مىگذارم تا وقتى که دستم کمى قدرت پیدا کند و دوباره بنویسم. «نامهاى از یک جوان»
... آن چه امروز برایم باقى مانده است (از ناحیه این عمل) جسمى نحیف و درهم شکسته است. «نامهاى از یک جوان».
... با این که ورزشکارم زانوهایم مرتب سست مىشود. «پسرى 18 ساله»
من که دخترى پر جنب و جوش و داراى چهرهاى روشن بودم، کم کم به دخترى بى حال، کم تحرک و رنگ پریده مبدل شدم.
«دخترى 15 ساله، کلاس اول تجربى»
لاغرى، لرزش بدن، پژمردگى،ضعف مفاصل، تشنج، زردى و تیرگى چهره، از نشانهها و عوارض ضعف جسمانى است.
متأسفانه ضعف جسمانى به همین جا ختم نمىشود بلکه کل بدن را ساقط مىکند. شخصى که مبتلا به این عمل شوم شود، رفته رفته ضعف شدید در خود احساس کرده، کمر درد او را آزار می دهد تا این که به فلج عمومى بدن مبتلا می شود.
2. ضعف بینایى
خود ارضائى به تدریج در نور چشم و قدرت بینایى اثر مىگذارد و آن را کاهش مىدهد. درجات و شدت ضعف چشم بستگى به درجات و شدت خودارضائى دارد و این به حدى است که گاه به نابینایى منجر مىشود.
با این که اهل ورزش هستم چشمانم خسته مىشود و جلو چشمم تیره و تار مىشود به حدى که سرگیجه مىگیرم. آیا این از عوارض خودارضائى است؟ «نامهاى از یک پسر 18 ساله»
جوانى که هشت سال مبتلا به خودارضائى بود وقتى مىخواست کتابى را بخواند چشم هایش سیاهى مىرفت، حدقههاى چشم او بیش از حد معمول گشاد و باز شده بود و در قعر چشمهاى خود درد شدید احساس مىکرد. (به نقل از مشکلات جنسى نسل جوان).
روزى چشمم به جوانى حدوداً بیست و پنج ساله افتاد که در اثر نابینایى به همراه برادرش حرکت مىکرد، چون با برادرش آشنا بودم جلو رفتم و سؤال کردم: چرا چنین شده است؟ گفت: او مبتلا به انحراف جنسى (خودارضائى) بوده است و دست از این کار برنداشته است تا به این روز افتاد. (همان).
3. آسیبپذیرى در برابر بیمارى ها
تحلیل رفتن قدرت بدن و قواى جسمانى، بستر پذیرش سایر بیمارىها را فراهم مىآورد. جسمى که با خود ارضائى ضعیف شده است نمىتواند در مقابل میکروبها و ویروسها از خود دفاع کند. جوانى مبتلا به این عمل شوم بود، در همین حین به یکى از بیمارىهاى همراه با تب دچار شد و در همان حال خودارضائى مىکرد، در روز ششم بیمارى کاملاً ضعیف شده بود و در نتیجه مرد.
4. آسیب دستگاه تناسلى و ناتوانىهاى جنسى و تولید مثل
خودارضائى اثرات مهمى در دستگاه تناسلى از خود برجاى مىگذارد. دکتر «هوچنین سون» معتقد است که عموم ناراحتىهاى مربوط به دستگاه تناسلى از آثار خودارضائى است. بعضى ازاین اثرات عبارت اند از:
- تورم غدد وذى
- تورم کانال نطفه
- تورم قسمت پایینى و عقب کانال ادرار
- شل شدن عضلات تناسلى
- خروج بى اختیار منى با کوچکترین حادثه
-ایجاد قاعدگى نامنظم و خروج ترشحات چرکى و احساس درد هنگام قاعدگى در دختران
- از بین رفتن پرده بکارت
- ارضاى ناکامل جنسى و از دست دادن لذت مقاربت بعد از ازدواج
- ناتوانى و تأخیر تولید مثل به خاطر ضعف مکرر دستگاه تناسلى و انزال زودهنگام
- بیماریهاى مقاربتى
- عقیم شدن
5. آسیب مراکز عصبى و غدد در مغز
در اثر خودارضائى و تحریک زیاد، هیپوتالاموس آسیب مىبیند. مغز و مراکز حساس دیگر مکرراً دچار کاهش نسبى جریان خود مىشوند و از این طریق آسیبهاى جبرانناپذیر و بر آنها وارد مىشود. تخلیههاى مکرر عصبى، موجب ضعف اعصاب مىشود. خودارضائىهاى مکرر، مرکز عصبى را دچار حساسیت و ضعف و خستگى و اختلال مىسازد. به گفته یکى از دانشمندان، خود ارضائى موجب ضعف قواى شهوانى و بى رمق و بى جان شدن آنها مىشود.
به طور کلى اختلال قواى بینایى، شنوایى (مثل صداى زنگ در گوش و وز وز کردن) و... از ضعف و اختلال اعصاب است.
... قسمتهاى عمده بدن من یعنى قلب و اعصابم به هم ریخته است. «نامهاى از یک جوان»
- کم خونى؛
- کم اشتهایى و مشکلات گوارشى؛
- کم خوابى و اختلال در خواب؛
- تنگى نفس؛
- سر درد و سرگیجه؛
- پیدایش تغییرات در نخاع و ستون فقرات.
- همگى از آسیبهاى جسمى خودارضائى هستند.
ب. آسیبهاى روحى - روانى
1. ضعف حافظه، حواس پرتى و ناتوانى در تمرکز فکرى
همان گونه که گذشت، یکى از پى آمدهاى خودارضائى، ضعف و تحلیل قواى جسمانى است و این به نوبه خود ناشى از اختلال در عملکرد سیستم مغز و اعصاب است. اختلال در این سیستم موجب مىشود که بخش حافظه کارایى لازم را نداشته باشد. علاوه بر این، شخصِ مبتلا به خودارضائى به خاطر تمرکز در این عمل و توجه نسبتاً مداوم به موضوعات جنسى، حواس پرت و ناتوان در تمرکز فکرى است که این خود عامل دیگرى براى کاهش مستمر حافظه است.
از عوامل حفظ و تقویت حافظه آن است که فرد به کارهاى علمى و فکرى مشغول باشد در حالى که شخص خودارضا از کارهاى علمى و فکرى باز مىماند و این خود عامل دیگرى براى ضعف حافظه چنین اشخاصى است.
... استعداد کافى داشتم و تحصیل مىکردم اما اکنون استعدادم کم شده و مطالب را درست درک نمىکنم و با فشار و سختى به تحصیل ادامه مىدهم. «نامهاى از یک دانشآموز»
2. اضطراب
دلهره و دلواپسى از ویژگىهایى است که دائماً فرد خودارضا را رها نمىکند، او مرتب با خود درگیر است و نمىتواند با خود کنار آید. افکار آشفته، وسواس فکرى، بى ثباتى، درهم ریختگى فکرى دامنگیر اوست: «نکند کسى بفهمد»، «کى و چگونه این کار را تکرار کنم»، «کى مىشود نجات پیدا کنم» و.. لحظهاى آرام و قرار ندارد، سرزنش و تحقیر خود به علت ارتکاب گناه، شخصیت او را در هم مىکوبد. گاهى تأخیر در ترک و این که بعد از ترک چه مىشود، امان او را مىگیرد.
... آیا با ترکِ خودارضائى باز هم علائم آن باقى مىماند. «امضا: همدم مرگ»
... آیا پس از ترک مىتوانم ازدواج کنم و صاحب فرزند شوم؟ آیا بخشوده خواهم شد؟ «نامهاى از یک جوان»
آن چه امروز از این عمل برایم باقى مانده است، روحى متزلزل و بغض و نفرتى متراکم است. «نوجوان 17 ساله »
3. افسردگى
بى احساسى و بى اعتنایی، بى نشاطى و بى ذوقى، سستى و گوشهگیرى، غم و اندوه، عدم علاقه به امور هنرى، ورزشى، مسائل معنوى و... همگى از نشانههاى بارز و حتمى افسردگى است.
4. پرخاشگرى و بداخلاقى
شخصِ خودارضا نسبت به کوچکترین محرک محیطى حساس است. حوصله گفت و گو با دیگران را ندارد. زود رنج است و سریعاً از کوره در مىرود. به نور زیاد، صدا، رفت و آمد و... حساسیت فوقالعاده دارد.
5. یأس از زندگى
... در 16 یا 17 سالگى دو مرتبه دست به خودکشى زدم ولى موفق نشدم، اکنون در میان توفان مرگبارى به این سو و آن سو مىروم، شاید هم یک سویش نابودى باشد. «نامهاى از یک جوان»
... تصمیم گرفتهام اگر راهى برایم نباشد خودکشى کنم.... «دختر 18 ساله »
6. از بین رفتن خلاقیتها، توانایىها و سرکوب شدن استعدادها.
7. عدم میل به تحصیل، مطالعه، تحقیقات علمى و فعالیتهاى فکرى.
8. هوس باز و بىبند و بار شدن و اعتیاد به ارضاى جنسى نامشروع.
9. بى عاطفه، کم رو و خجل.
10. عدم اعتماد به نفس و احساس حقارت، ضعف اراده.
11. از بین رفتن صفاى دل و بى علاقهگى نسبت به امور معنوى، مجالس دعا، جماعات و... .
12. احساس گناه، عذاب وجدان.
ج) آسیبهاى اجتماعى
خودارضائى یک حس گریز از اجتماع پدید مىآورد که در اثر افراط و تکرار در او ریشهدارتر خواهد شد. فرد در گوشهاى خود را منزوى می کند و به افکار دور و دراز مىپردازد. توجه به لذات شخصى، سبب سستى روابط اجتماعى مىگردد و حیات جمعى را دچار مخاطره مىسازد. فردِ خودارضا به غیر از میل به انزواجویى در عرصه اجتماعى نیز با مردم جوششى ندارد و از زندگى جمع احساس لذت نمىکند. اینجاست که نه تنها شخصیت اجتماعى و انسانى چنین افرادى تدریجاً متزلزل شده بلکه جامعه نیز از وجود نیرو جوان و پرانرژى محروم گردیده است و در دراز مدت موجب اختلال در نظام اجتماعى مىشود.
این دسته از آسیبها عبارت اند از:
1. بى آبرویى؛
2. مشکلات خانوادگى؛
3. انزواى اجتماعى، طرد شدن از جامعه و مشکل دوست یابى؛
4. مشکلاتى در ازدواج از قبیل:
بى میلى به ازدواج و تأخیر در آن
بى میلى به همسر
ناتوانى در مقاربت صحیح و ارضاى جنسى خود و همسر
از بین رفتن پرده بکارت
ناسازگارى خانوادگى
سرد بودن کانون خانواده
ناتوانى در برابر مشکلات و سختىها پس از ازدواج
طلاق و متزلزل شدن کانون خانواده
5. افت تحصیلى
این کار روى تحصیلات من به شدت اثر گذاشت، من که تا سال سوم راهنمایى جزء شاگردان خوب کلاس بودم، در سال سوم راهنمایى، ثلث اول یک تجدیدى آوردم. «دختر 15 ساله»
6. بزهکارى
7. عدم علاقه نسبت به فداکارى، خدمتگزارى به همنوعان و...
8. لذت نبردن از دوستىها و مهر و محبتها در روابط با پدر و مادر، بستگان و دوستان و بالاخره بریدن از آنان.
9. از بین رفتن عزت، پاکدامنى، شرف و حیا.
10. انحطاط و انحراف فکرى و عملى خود و به انحراف کشیدن دیگران.
11. ایجاد خطرات اجتماعى براى خانواده خود و نوامیس دیگران.
12. سوء استفاده جنسى و تجاوز به کودکان.
13. ترویج و اشاعه فحشا و منکرات.
14. شیوع بیمارىهاى مقاربتى در جامعه.
15. حسادت و بدبینى.
د) آسیبهاى معنوى و اخروى
همه آسیبهاى سه گانه که سخن از آنها به میان رفت قابل اصلاح و جبران است اما آسیب معنوى به این راحتى قابل جبران نیست چون اولاً: آسیب به قلب و دل است که هیچ جنبه ای از وجود آدمى به ارزش، کارایى، حساسیت و لطافت قلب و دل او نیست. به تعبیر قرآن و روایات اسلامى، گناه به قلب سرازیر مىشود و آن را فاسد و از کار مىاندازد. ثانیاً: این آسیب فقط دنیوى نیست.
راهکار های ترک :
روان شناسان مىگویند: براى ترک یک عادت بد، حتماً باید به سراغ عادت خوب رفت و آن را جانشین عادت بد نمود. در مورد عادات بد جنسى باید درست در همان ساعاتى که انگیزه آن در مبتلایان تولید مىشود، به سراغ برنامه خاصى مانند ورزش، تفریح، رفتن پیش دوستان و بطور کلى بیرون آمدن از خلوت و تنهایی بود.( ناصر مکارم شیرازى، مشکلات جنسى جوانان، ص 169 )
اکنون که شما به لطف خدا به زشتی این عمل پی بردید عزم خود را جزم نمایید و دامن همت به کمر زده از نیرو و اراده جوانی استفاده کنید و به صورت جدی این عمل را ترک کنید. به این منظور:
1- سعی کنید همیشه پیش از خواب مثانه خود را تخلیه کنید و شبها به خصوص غذایی سبک میل کنید.
2- هرگز شکم خود را بیش از حد معمول پر نکنید بلکه اگر تا چند لقمه دیگر جای دارید از غذا دست بکشید.
3- از پوشیدن لباسهای تنگ و چسبان (به خصوص لباس زیر ) اجتناب ورزید.
4-هرگز در حمام به طور کامل لخت نشوید.مثلا در حالی که هنوز زیر شلوار به پا دارید قسمت فوقانی بدن خود را بشویید. از لیف و صابون زدن به اندام جنسی خود که باعث تحریک آن می شود بپرهیزید.مطمئن باشید صرف تماس آب وصابون با اندام جنسی بدون دست ورزی برای بهداشت آن کفایت می کند.
.4- هرگز فکر گناه را به ذهن خود راه ندهید و از تصور و تخیل امور جنسی و شهوانی سخت پرهیز کنید.
5- از خواندن، شنیدن، نگاه کردن به امور و تصاویر شهوت زا دوری کنید.
6- از خوردن مواد غذایی محرک مانند: خرما،پیاز، فلفل، تخممرغ و غذاهای چرب اجتناب و یا به حداقل اکتفا نمایید.
7- از نگاه کردن و دستورزی به اندام جنسی خود پرهیز کنید. 8- هرگز به رو نخوابید.
9- هیچگاه تنها در یک مکان نباشید تا فرصت و زمینه گناه از بین برود.
10- برای تخلیه انرژی زاید بدن به طور منظم و زیاد ورزش کنید.
11- هیچگاه بیکار نباشید و همیشه برای مشغول ساختن خود به فعالیتی مطلوب و مثبت برنامه داشته باشید.
12- روزه بگیرید . حتی اگر روزه واجب به عهده ندارید ،روزه مستحبی بگیرید و اگر قادر نیستید، روزه تربیتی بگیرید، یعنی به کمترین مقدار غذا و کمحجمترین نوع غذاها اکتفا کنید و وعده غذایی خود را کم کنید.
13- هرگز به نامحرم نگاه نکنید، حتی اگر به ارتباط کلامی با آنها مجبور باشید.
14- با جنس مخالف رفتار متکبرانه داشته باشید. هرگز با روی باز و نرمی با آنها برخورد نکنید.
15- هرگاه افکار جنسی به ذهن شما حمله ور شد ، ذهن خود را مثلاً با بستن یک کش به مچ دست خود و کشیدن و رها کردن آن از آن افکار منصرف کنید. به خود هشدار دهید.
16- به بدی این گناه و عواقب آن بیاندیشید ولی احساس گناه شما از این کار نباید به حدی باشد که در شما ایجاد اضطراب مخل به سلامت روان کند .
17- به محض لغزش فوراً توبه کنیدو هرگز از رحمت خدا مأیوس نباشید و بدانید رحمت خدا از گناه شما بزرگتر است.
18- سعی کنید که به مرور نه یکباره تعداد دفعات این عمل را کاهش دهید . مثلا اگر هرروز این کار را انجام می دادید ، سعی کنید دفعات آن را به یک روز در میان، سپس دو روز و بعد هفته ای یک بار و ... کاهش دهید
19- قرآن زیاد بخوانید و در معانی آیات آن تفکر کنید.
20-در مجالس مذهبی، دعا و توسل و موعظه زیاد شرکت کنید.
21- از کتبی که جنبه موعظه و بیدارگری قلبی دارد بهره بگیرید و مقید باشید در روز چند ساعت به مطالعه اینگونه کتب بپردازید . برای مثال مجموعه کتابهای شهید دستغیب توصیه میشود به خصوص کتاب گناهان کبیره، قلب قرآن، ایمان، قلب سلیم و معاد و….
22- اوقات فراغت خود را با مطالعه، ورزش، زیارت، عبادت و عیادت از نزدیکان و... پر کنید.
23-به معاد و قیامت فکر کنید.
24- ذکر لاحول ولا قوة الا باللَّه را زیاد بر زبان جاری سازید.
25- این کار منافاتی با نماز خواندن ندارد و اگر خدایی نکرده هر روز هم این کار را می کنید با غسل و تیمم حتما سعی کنید عبادتهای خود مانند نماز و روزه و... انجام دهید . این کار به نوبه خود تاثیر به سزایی در ترک این عمل دارد .
26- از محیطهای آلوده، سخت دوری کنید و بیشتر وقت خود را در کتابخانه بگذرانید و بیعلت در خیابانهای آلوده پرسه نزنید .
27- بعد از موفقیت در ترک ، حتی به طور موقت ، خود را تشویق نمایید . مثلا اگر یک روز توانستید این کار را نکنید ، جایزه ای به خود بدهید ( مثلا یک بستنی یا هر چه که دوست دارید ) . اگر این مدت بیشتر شد ، این روند را ادامه دهید .
اما نکته قابل توجه
این راهکارها وقتی نتیجه میبخشد که هر چه دقیقتر به آن عمل شود. زمان نتیجه آن بستگی به شرایط و خصوصیات افراد دارد، ازاینرو پیگیر زمان نتیجه نباید بود. فقط انرژی شما صرف عمل به دستورها شود.
براى رویارویی با وساوس شیطانى، ابتدا باید دشمن و راههای نفوذ او را شناخت و او را مهار کرد و سپس او را به عقب راند و در گامهاى نهایى او را به اسارت کشید. در این جهت سیاستهاى اصولى در مبارزه با وساوس شیطانى عبارتند از:
1- نگهبانى و مراقبت: شیطان با جان ما سر و کار دارد. از این رو باید از آن حراست کنیم. راه های مراقبت عبارتند از:
أ) تقوا پیشگى: قرآن مجید تقوا را لباسى بر اندام جان آدمى مى داند که آن را به خوبى مى پوشاند و حفظ مى کند: «لباس التّقوى ذلک خیر؛ بهترین جامه، تقوا است».(1) امام على(ع) تقوا را دژى نفوذ ناپذیر مى داند که رخنهاى در آن ممکن نیست.(2)
ب) کنترل ورود و خروج: زبان، چشم، گوش، فکر و همه اعضا و جوارح، درهاى ورودى به قلب اند. پس باید اینها را کنترل کرد.
ج) محاسبه: بعد از کنترل نوبت به محاسبه مى رسد، یعنى براى جبران ضعفها و برنامه ریزى براى آینده ارزیابى لازم است.
2- واکنش مناسب: در برابر هر وسوسهاى باید واکنش مناسب صورت گیرد.
پیامبر اکرم(ص) مى فرماید: «دشمنان تو از جن، ابلیس و سپاهیان او است. پس اگر نزد تو آمد و گفت: فرزندت مُرد، به خود بگو: زندگان براى مردن آفریده شدهاند. اگر آمد و گفت: مال تو از دست رفت، بگو: ستایش خداى را که مى دهد و مى گیرد و زکات را از من برد. اگر آمد و گفت: مردم به تو ستم مى کنند، ولى تو ستم نمى کنى بگو: روز قیامت آنان که ستم کردند گرفتارند. اگر آمد و گفت: چه قدر نیکى
مى کنى، بگو: گناهان من بیش از نیکىهاى من است. اگر آمد و گفت: چه قدر نماز مى گزارى بگو: غفلت من از نمازهایم بیشتر است. اگر آمد و گفت: چه قدر بخشش مى کنى، بگو آن قدر که مى گیرم، از آن چه مى بخشم زیادتر است. اگر گفت: چه قدر به تو ستم مى کنند بگو: من بیشتر ستم کردهام. اگر گفت: چه قدر براى خدا کار مى کنى، بگو: چه بسیار معصیتها کردهام».(3)
3- استعاذه: در برابر هجوم وسوسههاى شیطان، لازم است به پناهگاهى مطمئن پناه ببرید و آن توجه به خدا و یاد او است. قرآن مجید مى فرماید: «اگر از شیطان وسوسهاى به تو رسد، به خدا پناه ببر که او شنواى دانا است».(4)
4- مجهز شدن به تجهیزات: در برابر تهاجم وسیع شیطان، باید در میدان کارزار، همواره مسلح باشیم. برخى از تجهیزات در حدیث پیامبر اکرم(ص) مطرح شده است. حضرت مى فرماید: «آیا شما را آگاه کنم بر کارى که اگر انجام دادید، شیطان از شما فاصله مى گیرد، به اندازه فاصله مشرق تا مغرب؟ گفتند: آرى. فرمود: روزه صورت شیطان را سیاه مى کند و صدقه، کمرش را مى شکند. دوستى براى خدا و کمک براى عمل صالح، پشت او را می بُرد و استغفار، بند دلش را مى برد».(5)
5- آشنایى با دامهاى شیطان: براى رهایى از وساوس شیطانى باید مواظب دامهاى او بود. یکى از دامهاى خطرناک شیطانى، دوستی دنیا است.
امام على(ع) مى فرماید: «از دنیا حذر کن، زیرا دام شیطان و جایگاه فساد ایمان است».(6)
دام دیگر که از مهمترین ابزار کار شیطان به شمار مى رود، هواپرستى است، زیرا تا پایگاهى درون انسان وجود نداشته باشد، شیطان قدرت بر وسوسه گرى ندارد. شیطان خواستههاى نفسانى انسان را تأیید مى کند. قرآن مجید مى فرماید: «تو هرگز بر بندگان من تسلط نخواهى یافت مگر گمراهانى که از تو پیروى مى کنند».(7)
بنده خدا تابع هوا و هوس نیست و خواست خدا را مقدّم مى دارد.
یکى دیگر از دامهاى شیطانبرای مردان ، زنان و غضب است. امام على(ع) مى فرماید: «براى شیطان کمندى بزرگتر از خشم و زنان نیست».(8) منظور از این سخن، زیر سؤال بردن شخصیت زن نیست، بلکه منظور آن است که از طریق اختلاط با زن و ارتباط نامشروع با وى، و جذابیتى که جنس مخالف دارد، شیطان مردم را مى فریبد، همان گونه که از طریق مال و زینت دنیا که ذاتاً بد نیستند، وارد مى شود. هم چنین خشم و غضب و تصمیم ها از روی غضب که غالبا بر مردان مستولی می شود.
برخى از امور دیگر نیز در مخالفت با وسوسههاى شیطان مؤثر است:
1- انجام یک سرى مستحبات مثلاً همیشه با وضو بودن و زبان را به ذکر مخصوصاً «لا حول و لا قوة الاّ باللَّه العلى العظیم» عادت دادن.
نیز خواندن قرآن در اوقات مختلف.
2- خود را از بیکارى، تنهایى و عوامل وسوسهانگیز دور نگه داشتن.
3- ذهن را همواره به امور شریف متوجه ساختن و عادت دادن.
4- مطالعه و تفکر پیوسته دربارة خدا و قیامت.
5- به طور منظم مثلاً هفتگى به زیارت اهل قبور رفتن و نسبت به عاقبت خود و احوال پس از مرگ اندیشیدن.
6- شرکت کردن در مراسم دینى و فعالیت جدى در مسائل فرهنگى اجتماعى و نماز را با توجه و حال و عاشقانه و با حضور قلب خواندن.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پى نوشتها:
1. اعراف (7) آیه 26.
2. نهج البلاغه، صبحى صالح، خطبه 157.
3. سفینة البحار، ج 1، ص 100.
4. اعراف (7) آیه 200.
5. سفینة البحار، ج 2، ص 64.
6. غرر الحکم، ج 1، ص 156.
7. حجر (15 ) آیه 42.
8.غررالحکم,ج 5 ص83.
توبه از هر گناهى و از جمله استمنا دو رکن اساسى دارد:
1- پشیمانى بر گناه؛
2- عزم بر ترک آن.
امام علی(ع) مى فرماید: "توبه به دل پشیمان شدن و به زبان آمرزش خواستن و به اندام ترک نمودن است".[1]
اولین گام در ترک استمنا امید به نجات از دام این بیمارى است. به گواهى پزشکان و بسیارى از افرادى که آلوده بوده اند، اگر از طریق صحیحى وارد شوید، نجات از آن مانند دیگر اعتیاد ها مسلّم و حتمى است. البته این عادت که سال ها به صورت طبیعت ثانوى در آمده، یک شبه از سر به در نمى رود، ولى به تدریج ترک خواهد شد و در مدت نسبتاً کوتاهى آثار شوم آن زائل خواهد گشت.
گام دوم: تصمیم، اراده و صبر در برابر خواسته هاى نفسانى است. اگر قبلاً تصمیم گرفته اید ولى باز آن را شکسته اید، مأیوس نشوید. بیایید از نو تصمیم بگیرید. با در نظر گرفتن سرانجام این گناه و بررسى تمام جوانب مسئله و بسیج کردن تمام نیروهاى معنوى خود، به خصوص ایمان به خدا عزم خود را در ترک استمنا راسخ کنید و با جدیت وارد عمل شوید و با زبان جارى کردن استغفار و طلب مغفرت و عزم بر ترک گناه مطمئن باشید گناه سابق شما بخشیده شده است. استمنا علاوه بر ضررهاى جسمی، مشکلات روحى نیز به دنبال دارد. به یقین با ترک این عادت ناپسند مشکلات رفتارى شما نیز برطرف خواهد شد.
سعى کنید خاطرات تلخ گذشته را به بوته فراموشى بسپارید و بر نقاط قوّت خود تأکید و اصرار ورزید تا از این طریق اعتماد به نفس و خود باورى شما تقویت گردد.
---------------------------------------------------------------
پی نوشت ها:
1. غررالحکم، ج 1، ص 93.
براى کنترل نگاه از گناه راهکارهایى وجود دارد که مهمترین آنها عبارتند از:
1- خداباورى: اعتقاد به خدا و یقین داشتن به این که انسان در محضر خدا است و خدا ناظر بر تمام احوال و درون آدمى است، به انسان کمک مىکند نگاه خود را کنترل نماید. امام صادق(ع) مىفرماید: «فروبستن چشم از گناه میسّر نیست مگر این که انسان عظمت و جلال پروردگار را در قلبش مشاهده کرده باشد».
از امام على(ع) سؤال شد: توانایى بر کنترل چشم چگونه حاصل مىشود؟ حضرت فرمود: «این که خود را تحت قلمرو سلطان آگاه از همه مسائل بدانى و تسلیم او باشى».(1)
2- توجه به آثار فروبستن چشم: اگر انسان بداند کنترل نگاه چه آثار و برکاتى دارد، قطعاً بر ادامه آن تشویق خواهد شد.
آثار و فوائدى که بر چشم پوشى مترتب است، عبارتند از:
الف) راحتى دل: کسى که چشمش را فرو بندد، دلش را آرام کرده است.
با چشم چرانى انسان احساس آرامش نمىکند، زیرا احساسات و غرایز شهوانى تمام ناشدنى و سیرىناپذیر است و نفس اماره انسان را به بدى و زشتى هر چه بیشتر وادار مىکند.
امام على(ع) مىفرماید: «کسى که چشم فرو بندد، دلش را صفا داده است».(2)
ب) کشف حقایق: رسول اکرم(ص) مىفرماید: «چشمتان را فرو بندد تا عجائبى را ببینید».(3)
ج) شیرینى عبادت را حس کردن: پیامبر اسلام(ص) مىفرماید: «مسلمانى چشم خود را از زن نامحرم فرو نمىبندد مگر آن که خداوند شیرینى عبادتش را در دل او ایجاد مىکند».(4)
د) تزویج حور العین: امام صادق(ع) مىفرماید: «کسى که نگاهش به زن نامحرمى بیفتد، پس چشمش را به سوى آسمان افکند و یا نگاهش را فرو بندد، خداوند حورالعین را به ازدواج او در مىآورد».(5)
3- توجه به عواقب چشم چرانى: کسى که بداند چشم چرانى چه پیامدهاى ناگوارى دارد، قطعاً به ضرر خود اقدام نخواهد کرد و نگاهش را کنتزل خواهد کرد. رسول اکرم(ص) مىفرماید: «کسى که چشمش را از حرام پر کند، خداوند روز قیامت چشمش را از آتش پر خواهد کرد، مگر آن که توبه کند و برگردد».(6)
در روایت دیگر مىفرماید: «نگاه تیرى از تیرهاى مسموم شیطان است».(7)
حضرت مسیح فرمود: «از نگاه به نامحرم بپرهیزید که بذر شهوت و رشد دهنده فسق است».(8)
4- طرد افکار شیطانى: براى کنترل نگاه، باید اندیشه را از نفوذ افکار شیطانى دور نگه داشت، زیرا گام نخست در انحراف، فکر کردن درباره آن است. امام على(ع) مىفرماید: «کسى که در اطراف گناه بسیار بیندیشد، سرانجام به آن گناه کشیده خواهد شد».(9)
5- پرهیز از عوامل تحریک زا: تخیّلات تحریک کننده، رفت و آمد در جاهایى که نامحرم است، گفت و گو با نامحرم، دیدن فیلمها و عکسهاى مبتدل، زمینه را براى چشم چرانى فراهم مىکند.
6- دقت در دوست یابى: بررسىها نشان مىدهد که نوجوانان، اوّلین قدمهاى انحراف و تباهى را به کمک دوستان ناباب برداشته، سپس در سراشیبى سقوط قرار گرفتهاند.(10) آلودگى و انحراف، به سرعت از طریق دوستان نا اهل به افراد پاک و سالم سرایت مىکند و چشم چرانى از این قاعده مستثنا نیست.
امام على(ع) مىفرماید: «از معاشرت با مردم فاسد بپرهیز که طبیعت تو، ناخودآگاه ناپاکى را از طبع آنها سرقت مىکند».(11)
7- ازدواج: یکى از راههاى مؤثر در کنترل نگاه، ارضاى صحیح غریزه جنسى از طریق ازدواج است. رسول خدا(ص) مىفرماید: «اى گروه جوانان! هر یک از شما که قدرت ازدواج دارد، حتماً اقدام کند، زیرا این بهترین وسیله است که چشم را از نگاههاى آلوده و عورت را از بى عفّتى محافظت مىکند».(12)
8- تقویت اراده: چشم چرانى اگر به صورت عادت در آمده باشد، همچون خصایص طبیعى و ذاتى، دامنه دار و پر نفوذ مىگردد و به منزله طبیعت دوم در مىآید. در این حال رهایى از این عادت ناپسند، نیاز به تصمیم و عزمى راسخ دارد. آن چه در شروع کار مهمّ است، خواستن و انگیزه داشتن است.
براى مبارزه با چشم چرانى باید دو کار انجام گیرد:
الف) به خواسته نفس پاسخ مثبت داده نشود،
ب) عادت پسندیدهاى جایگزین گردد و خود را به کارهاى پسندیده مانند مطالعه کتاب و ورزش مشغول سازد.
---------------------------------------------------------------------
پى نوشتها:
1. بحارالأنوار، ج 101، ص 41.
2. میزان الحکمة، ج 4، ص 3289.
3. بحارالأنوار، ج 101.
4. میزان الحکمة، همان، ص 3292.
5. همان.
6. بحارالأنوار، ج 73، ص 334.
7. همان، ج 101، ص 38.
8. همان، ص 42.
9. غررالحکم، ج 5، ص 321.
10. محمد على سادات، راهنماى پدران و مادران، ج 1، ص 99.
11. ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 20، ص 272.
12. مکارم الاخلاق، ص 100.
پاسخ خود را با سخنی از مرحوم علامه محمدتقی جعفری (ره) آغاز میکنیم. وی درجواب فیلسوف شهیر اروپایی برتراند راسل که چرا اسلام این قدر به ازدواج بها داده و برایش قانون وضع کرده است، نوشت: «با ازدواج میخواهد انسان به وجود آید، مساله تولد انسان مطرح است.»
بنابراین، ارضای غریزه جنسی و تامین نیازهای فیزیولوژیک انسان از آثار مثبت ازدواج است; ولی میتوان فلسفه و حقیقت ازدواج از نظر اسلام را در سه امر جست و جو کرد: تکمیل، تسکین و تولید.
1. تکمیل
هیچ انسانی به تنهایی کامل نیست و پیوسته در جهت جبران کمبود خویش تلاش میکند. جوان در پی رسیدن به استقلال فکری است; برای جبران نواقص و تامین نیازهای بی شمار خود به سوی ازدواج سوق داده میشود و با گزینش همسری مناسب و شایسته موجبات رشد و تکامل خویش را فراهم میکند. شهید مطهری در این باره میفرماید: «تشکیل خانواده یعنی یک نوع علاقهمند شدن به سرنوشت دیگران.... و یکی از علل این که در اسلام ازدواج یک امر مقدس و عبادت تلقی شده است همین است... ازدواج اولین مرحله خروج از خود طبیعی فردی و توسعه پیدا کردن شخصیت انسان است... پختگی که در پرتو ازدواج و تشکیل خانواده ایجاد میشود، در هیچ جای دیگر نمیتوان به آن رسید. و آن را فقط در ازدواج و تشکیل خانواده باید بدست آورد.»(1)
بنابراین، میتوان ازدواج را مایه رشد و کمال یافتن انسان دانست. در واقع خداوند انسان را به گونهای آفریده که بدون جنس مخالف ناقص است و با جنس مخالف کامل میشود. مرد به زن نیازمند است و زن به مرد. هر کدام از دو جنس از نظر روحی و جسمی به هم وابستهاند و با قرار گرفتن در کنار هم یکدیگر را تکمیل میکنند.
2. تسکین
مهمترین نیازی که بر اثر ازدواج تامین میشود، نیاز به آرامش و احساس امنیت و آسودگی است این نیاز که در سرشت آدمی ریشه دارد، چنان مهم است که خداوند در بیان فلسفه ازدواج میفرماید: «از آیات و نشانههای خداوند این است که برای شما از جنس خودتان همسرانی قرار دادیم تا در کنار آنان آرامش یابید».(2)
بنابراین، همسر موجب آرامش و امنیتخاطر و محیط خانه وسیله آرامش روحی زن و مرد قرار داده شده است. در اوایل جوانی احساس تنهایی، بیهودگی و نداشتن پناهگاه انسان را فرا میگیرد. ازدواج و قرار گرفتن در کنار همسری شایسته و دلسوز این احساس را از بین میبرد و او را به آرامش روحی میرساند. این احساس آرامش به ثبات فکری و روحی، وقار، احساس ارزشمند بودن و لذت میانجامد. در واقع دست آفرینش نوعی کشش درونی میان زن و مرد به ودیعت نهاده تا هر کدام در سنین خاص خواهان یکدیگر شوند و اضطراب وپریشانیشان از طریق ازدواج به سکونت و آرامش تبدیل گردد. دانشمندان علوم تجربی و انسانی نیز ارضای صحیح و به موقع غریزه جنسی و ترشح معتدل غدد جنسی را برای سلامت جسم و روان آدمی لازم دانسته، عدم آن را سبب پارهای از بیماریهای روانی و گاه جسمانی شمردهاند.
3. تولید
یکی از ثمرات بزرگ ازدواج وجود فرزند و بقای نسل آدمی است. تولید و تکثیر نسل را نباید کوچک و بی اهمیتشمرد; زیرا هدف آفرینش جهان وجود انسان و پرورش و تکامل او است. تولید و پرورش انسانهای خدا پرست و موحد و نیکوکار و صالح، مطلوب خدای جهان آفرین است. از دیدگاه اسلام، وجود فرزند صالح برای پدر و مادر یک عمل صالح شمرده میشود و در سعادت دنیا و آخرت آنها مؤثر استبه همین جهت، معصومان تولید و تکثیر نسل را از اهداف ازدواج خواندهاند. پیامبر اکرم (ص) میفرماید: «چه مانع دارد که مؤمن برای خودش همسری برگزیند. شاید خدا فرزندی به او عطا کند که با گفتن لااله الاالله زمین را سنگین سازد.» در حقیقت زوجها از طریق فرزندان خود رشته پیوند میان اعضای یک نسل را به وجود میآورند. این امر از اهداف اساسی ازدواج است; وجود فرزندان به گرمی، پویایی و صفای کانون خانواده میانجامد و انگیزه ادامه زندگی را در انسان تقویت میکند.
البته روشن است که در پرتو ازدواج یکی از نیازها و غرایز مهم انسان (غریزه جنسی) تامین و به روشی درست ارضا میشود.
با تأمین این نیاز جسمانی، فرد از نظر روانی، ذهنی و اخلاقی به آرامش میرسد و مسیر بسیاری از انحرافات جنسی و اخلاقی و اجتماعی بسته میشود.
بنابراین ازدواج، پیمودن یک مسیر صحیح و عقلانی و فطری است.
مطمئناً مواردی که ذکر شد، در ازدواج دو پسر یا دختر با هم تأمین نمیشود، بلکه به آن اهداف آسیب میرساند، پس ازدواج هم جنس در اسلام و در ادیان آسمانی مردود و ممنوع اعلام شده است.
از نگاه کلی تر هم جنس بازی و لواط، عملی بر خلاف فطرت است و هر چه با فطرت هم خوانی نداشت، تأثیر سوء دارد و بر تحیر و سرگردانی و پریشانی آنها افزوده میشود. به همین دلیل روایات زیادی درباره مذمت هم جنس بازی نقل شده که بسیار تکان دهنده است. با مطالعه آن روایات، میتوان به زشت بودن این عمل پی برد. قطعاً روایات در جلوگیری از این عادت ناپسند مؤثر است. پیامبر اکرمصلی الله وعلیه وآله فرمودهاند: "هر کس با نوجوانی آمیزش جنسی کند، روز قیامت ناپاک وارد محشر میشود، آن چنان که تمام آبهای جهان او را پاک نخواهند کرد و خداوند او را غضب میکند و از رحمت خویش دور میدارد و دوزخ را برای او آماده ساخته و چه بد جایگاهی است".
سپس فرمود: "هرگاه جنس مذکر با مذکر آمیزش کند، عرش خداوند به لرزه درمیآید".(3)
در مذمّت لواط در قرآن از قول حضرت لوط به قومش آمده است: «أتأتون الذکران من العالمین؛ آیا در میان جهانیان شما به سراغ جنس مرد میروید و همسرانی را که خدا برای شما آفریده است رها میکنید؟! شما قوم تجاوزگری هستید».(4)
پیامبر اکرم(ص) فرمود: «بوی بهشت به مشام کسی که مورد هم جنس گرایی واقع میشود، نخواهد رسید».(5)
این رابطه از نظر شرعی کاملا مردود است و هرگز نباید انجام گیرد کما اینکه امام صادق (ع) در بیان فلسفه حرمت لواط میفرماید: اگر آمیزش با پسران حلال بود، مردان از زنان بی نیاز میشدند و این موجب قطع نسل بشر میشد و مفاسد زیاد اخلاقی و اجتماعی به بار میآورد.(6)
نظر پزشکی نیز ثابت شده که رابطه مرد با مرد و همجنس با همجنس یک رابطه پرخطر است. هیچ پزشکی چنین رابطه¬ای را توصیه نمی¬کند و مسلما هیچ نظریه مبنی بر سالم بودن و بی ضرر بودن این رابطه ارائه نگردیده، بر عکس، این رابطه همیشه از نظر پزشکی نقض گردیده است. از طرف دیگر سایر بیمارهای عفونی، ویروسی همانند هپاتیت، ایدز، سفلیس و سایر بیماریهای مقاربتی از طریق مقعد (پشت) راحت¬تر منتقل میشوند. خیلی از افراد تصور میکنند که در رابطه مقعدی هیچ خطری آنها را تهدید نمیکند، در حالی که چون مقعد در درون خود باکتریهای زیادی دارد، انتقال ویروسهای نظیر ایدز و... راحت¬تر انجام میگیرد این باکتریها با شستشو از بین نمیروند. از آن گذشته دریچه مقعد یک درچه خروجی است، پس وارد شدن هر چیزی از این دریچه علاوه بر آسیب به دریچه و موارد ذکر شده همراه با درد است. و به مرور باعث باز شدن هر چه بیشتر دریچه مقعد و پیدایش عوارض ذکر شده میشود.
پینوشتها:
1. تعلیم و تربیت در اسلام، شهید مطهری. ص 252.
2. سوره روم (30) آیه 21.
3. وسائل الشیعه، ج 14، ص 249.
4. شعراء (15) آیه 165.
2. 5 - تفسیر نمونه، ج 15، ص 320.
6. وسائل الشیعه، ج4، ص252.
اگر کسی با دست یا وسایل مصنوعی به ارضای جنسی اقدام کند ، گناه کار است و این کار را استمنا می گویند . حرمت چنین عملی از این آیه مبارکه به دست می آید : کسانى که براى اقناع غریزه جنسى خود راهی غیر از ازدواج طلب کنند, تجاوزگرند.(1)
هنگاهی که از حضرت صادق (ع)در مورد استمنا مى پرسند ، مى فرماید: گناه بزرگى است که خداوند در قرآن مجید از آن نهى فرموده است و استمنا کننده مثل این است که با خودش نکاح (زنا)کرده و اگرکسى را که چنین کارى مى کند بشناسم با او هم خوراک نخواهم شد.(2) کسی که سابقا مرتکب چنین عملی شده با توبه می تواند آثار این گناه را پاک نموده و با خود و خدا عهد نماید که بار دیگر این عمل را مرتکب نمی شود . از دیدگاه پزشکان استمنا آثار زیانباری بر جسم و روح و روان وارد می سازد . تکرار این عمل ، باعث کوری یا عقیم شدن یا ضعف مفرط جسمی شده است .
---------------------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت ها:
1.مؤمنون23 آیه 7
2.وسائل الشیعه , ج 18 ص 575.
کم حرف زدن میتواند دلائل مختلفی داشته باشد. یکی از علل آن کم حوصلگی است که ناشی از خستگی ذهن یا توجه به مرکز دیگری است. اگر چنین است، فعالیت ذهنی خود را محدود کنید و فکرتان را متمرکز سازید و در وقت حضور در کنار مهمان به چیز دیگر فکر نکنید. اما غالباً علت آن در کم رویی شخص است، در این صورت میتوان گفت:
اکثر قریب به اتفاق مردم، در مواردی از زندگی اجتماعی خود به گونه ای دچار کم رویی شده اند، اما بعضی صرفاً در مواقع و موقعیت های خاص دچار کم رویی می شوند. بعضی در برخی از مواقع و برخی در غالب مواقع و بعضی در همه موقعیتهای اجتماعی دچار کم رویی می شوند.(1)
کم رویی نوعی ترس یا اضطراب اجتماعی است که در آن فرد از مواجه شدن با افراد ناآشنا و ارتباطات اجتماعی گریز دارد. بسیاری از محققان، ریشة اصلی کم رویی را ترس یا اضطراب اجتماعی می دانند.(2)
کم رویی لزوماً یک ویژگی ارثی یا ژنتیکی نیست و چه بسا ممکن است فرزند، کم رویی را از پدر و مادر کم رو یاد گرفته باشد. بعضی از روان شناسان مثل «واتسون» کم رویی کودکان را در نتیجة یادگیری و تقویت آن در خانه و مدرسه می دانند. سخت گیری بیش از حد و داشتن توقعات زیاد، تهدید و تنبیه و تحقیر و حمایت های افراطی، زمینة بروز کم رویی را فراهم می کند.(3)
کم رویی در طول دوران رشد به تدریج پدیدار شده است. از این رو درمان آن نیز به تدریج باید حاصل شود. برای کم رویی یک درمان فوری وجود ندارد و با دارو نیز برطرف نمی شود. اساس درمان در حوزة شناخت و نگرش فرد است.
مؤثرترین گام های عملی در غلبه بر کم رویی عبارتند از:
1- شناسایی احوال خود؛
2- بازسازی شخصیت از طریق بروز توانایی های مثبت خود؛
3- ترک عادت های نامطلوب و ایجاد عادت های پسندیده؛
4- شرکت در بحث های گروهی و همکاری با اعضای گروه، از طریق مطرح کردن دیدگاهها و نظریات و نگریستن به چشم های مخاطبان در هنگام صحبت؛
5- به کارگیری نیروی اراده؛
6- زدودن افکار غیر منطقی از ذهن؛
7- تأکید بر انتقادهای سازنده؛
8- به کارگیری توانایی ها و ارزش های خود؛
9- مبارزه با ترس های درونی از راه تلقین مثبت:
کم رویى نشانه ترس از شکست و دلیل بر وحشت از برخورد با اشخاص است. این صفت روحى را با فرار از معاشرت نمىتوان رفع کرد، بلکه باید خود را به معاشرت با مردم مجبور بسازید و در مقابل انکار نفس از خود بپرسید که چرا از این شخص یا جمعیت مىگریزیم؟ با تلقین به قدرت و تظاهر به نترسیدن، بخشى از مشکل حل مىشود. این جمله را همواره با خود تکرار کنید که من از عهده سخن گفتن در برابر دیگران برمىآیم. یکى از گویندگان مشهور انگلیسى در قرن نوزدهم اقرار مىکند که در طول چند هفته قبل از نخستین خطابهاى که قرار بود ایراد کند، چنان ناراحت بود که آرزو مىکرد پیش از فرا رسیدن روز معهود پایش بشکند تا از حضور در مجلس معاف گردد. او موقعى که به طرف کرسى خطابه مىرفت، آن چنان از وحشت و اضطراب خود را مىباخت که قیافه رقت بارى پیدا مىکرد. عاقبت روزى تصمیم گرفت درباره وضع خود به درستى تأمل کند. با خود گفت: هنگام سخنرانى چه خطرى ممکن است براى من پیش بیاید؟ هیچ چیز مهمى اتفاق نخواهد افتاد. اضطراب شدید او با این جمله مرتفع شد و متوجه شد که خیلى راحت سخن مىگوید و در نتیجه یکى از بزرگترین گویندگان عصر خود گردید.(4)
10 - جلب توجه دیگران از طریق نشان دادن قابلیت های خود؛
11- پذیرش نقایص خود و سعی در برطرف کردن آن ها؛
12- معاشرت با مردم:
به رغم ترس درونى، براى درمان کم رویى. لازم است با دیگران معاشرت کنید. امیرمؤمنانعلیهالسلام مىفرماید: «هرگاه سختى چیزى باعث بیم و هراس شما شد، تو نیز در مقابل آن سخت و مقاوم شو تا مشکل بر تو آسان گردد».(5)
سعى کنید از همین امروز با ابتکار عمل آغازگر صحبت باشید و در برقرارى ارتباط پیش قدم شوید، مثلاً چیزى بدهید و یا درخواست کنید و بیش از حد گرفتار آداب و رسوم و تعارف نباشید. در معاشرت با دیگران خود را فراموش کنید و با سلام کردن راه گفتگو را هموار سازید. امام علىعلیهالسلام مىفرماید: «هر تازه واردى در محیط نامأنوس حیرت زده مىشود. براى آرامش خاطر سخن خود را با سلام آغاز کنید».(6) سعى کنید براى هر
ملاقات و جلسه چیزى براى گفتن داشته باشید. براى این کار، کتاب و مجلهاى جدید را بخوانید و اطلاعات خود را افزایش دهید
-13 احساسات آزار دهنده و بازدارنده مانند: احساس خجالت، احساس شرمندگی، احساس حقارت، احساس بی کفایتی و احساس اجتماع گریزی را که آفات رشد مطلوب هستند، از خودتان دور کنید؛
14- هرگز خود را سرزنش نکنید و هیچ گونه نگرش منفی نسبت به شخصیت خودتان نداشته باشید؛
15- اجازه ندهید دیگران از کم رویی شما سوء استفاده کنند؛
16- بخشی از اوقات خود را برای استراحت، تفکر، تنش زدایی و تمرین آرامش روانی - عضلانی اختصاص دهید؛
17- سعی کنید در برقراری ارتباط با دیگران ابتکار عمل را به دست بگیرید. چیزی بدهید و یا درخواست کنید، مثلاً شیرینی و میوه تعارف کنید؛ سؤالی بپرسید و یا کتاب و مجله ای را به امانت بخواهید؛
18- بیش از حد گرفتار آداب و رسوم و تعارف نباشید. به عبارت دیگر: خیلی مراقب نهاد خود نباشید و بسیار راحت و ساده و بی تکلف با دیگران ارتباط برقرار کنید.
--------------------------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت ها:
1.دکتر افروز-روان شناسی کم رویی ص12
2.همان ص 15
3.همان ص28
4.محمد تقى فلسفى، اخلاق، ج 2،ص 247.
5.غرر الحکم، ج 5، ص 319.
6.همان، ص 24.
به نظر می رسد که همه مشکلات مطرح شده، از جمله افسردگی، عدم اعتماد به نفس، زودرنجی و عصبانیت، سردرد و بدبینی و نگرش منفی، ریشه در احساس حقارتی دارد که بر اثر جوش صورت و عدم کامیابی در زندگی به وجود آمده است. تا این موضوع را درمان نکنید، نمی توانید از عوار[ض و پیامدهای آن جلوگیری نمایید.
]برای درمان عقده حقارت عواملی ذکر شده است:
1ـ محاسبه نفس:اولین و مهم ترین راه درمان خود کم بینی از نظر علمی و دینی، محاسبه نفس و تجزیه و تحلیل حالات روحی و شناخت علل واقعی آن است. روان شناسان می گویند: «کسی که اسیر عقدة حقارت است، برای نجات از این بیماری روانی باید برای خود پرونده ای تشکیل دهد و خود را در محکمة عقل محاکمه کند. باید آن خاطرات تیره و تاریکی را که به طور مجهول خودنمایی می کند و باعث تشویش خاطر او است، روشن و واضح سازد و باید[ آن افکار مبهمی که صاحبش را پیوسته به خطرات ناشناخته ای تهدید می نماید، از ابهام بیرون آید».](1)
به نظر می رسد که با یک محاسبه ساده می توانید حدس بزنید که چرا با وجود توانایی، اعتماد به نفس ندارید و یا افسرده و بی علاقه به زندگی هستید؟ توجه زیاد به جوش صورت و بزرگ کردن آن و کنار نیامدن با این مشکل و نگرانی افراطی از این بابت شما را به این وضع کشانده است.
2ـ خود باوری: اگر از ناراحتی پوستی احساس حقارت می کنید، لازم است متوجه سایر قوای سالم خود گردید و به خود تلقین کنید که چیزی از دیگران کم ندارید.
امام صادق(ع) از این طریق شخصی را درمان کرد. او یونس بن عمار بود که لکه سفیدی در صورتش ایجاد شده بود و همین عیب او را آزار می داد، ولی از حرف های زهرآلوده بعضی از مردم بیش تر رنج می برد. مردم به او می گفتند: اگر مورد عنایت خداوند می بودی، هرگز دچار این بیماری نمی شدی! یونس به محضر امام صادق(ع)رسید و عرض کرد: مردم گمان می کنند که عیب صورت من نشانه بی اعتنایی خدا است. حضرت فرمود: انگشت های دست مؤمن آلعمران به هم چسبیده و بی حرکت بود. او موقع سخنرانی دست معیوب خود را به سوی شنوندگان دراز میکرد و می فرمود: ای مردم! از فرستادگان خدا پیروی کنید.(2)
حضرت با این جمله کوتاه در ضمن بی اساس دانستن حرف مردم، به «یونس» روحیه خود باوری را القا کرد و به او فهماند که با وجود لکه صورت می تواند مانند مؤمن آل فرعون عنصری مفید و سازنده در جامعه باشد.
بهترین راه مبارزه با احساس حقارت، آن است که مقهور احساس خود نشوید و شخصیت خویش را نبازید و ضعف جسمانی خود را به دست فراموشی بسپارید. قبول داریم که دختر به زیبایی و ظاهر خود بسیار اهمیت می دهد، ولی اگر به علل مختلف، جوش صورت پدید آمد، با این واقعیت چه برخوردی باید کرد؟ آیا غصه خوردن مشکل شما را حل می کند یا بر مشکلات روحی شما می افزاید؟ بسیاری از جوش صورت ها به مرور زمان و با ازدواج بر طرف می شود. با پیشرفت هایی که در علم پزشکی به وجود آمده، بسیاری از مشکلات پوستی که زیبایی انسان را به مخاطره میاندازد، با اشعه لیزر برطرف می شود. دارو و درمان خود را پی گیری کنید و اگر لازم است، به پزشک متخصص مراجعه نمایید.
عزت نفس سرمایه ای است که در نهاد همه انسان ها قرار دارد و باید استخراج شود و پرورش یابد و کلید آن تصور مثبت از خود و خودباوری است.
3ـ تقویت ایمان: یکی از عوامل مهم در درمان خود کم بینی و مشکلات روحی، ارتباط با خدا و تقویت ایمان و باورهای مذهبی است. کسی که خود را با اقیانوس بی کران هستی و منبع پرفیض الهی مرتبط سازد، هم چون دریا که در برابر جذر و مدها و امواج خروشان ایستادگی دارد، ثابت و استوار می ماند و در برابر مشکلات خم به ابرو نمی آورد، چون از تکیه گاه مطمئن و محکمی برخوردار است. راستی اگر ایمان و دعا و نماز را از زندگی بگیریم، با چه قدرتی میخواهیم از کانال خطر و تهدید به سلامت عبور کنیم؟! گاندی رهبر بزرگ هند می گفت: اگر دعا و نماز نبود، من مدت ها قبل دیوانه و مجنون شده بودم».(3)
مسمع می گوید: امام صادق(ع) به من فرمود: «وقتی یکی از شما دچار غم و اندوه دنیا می شود، چه مانعی دارد که وضو بگیرد و به جایگاه عبادت خود برود دو رکعت نماز بخواند و دعا کند که خداوند آن اندوه را بر طرف سازد؟!».(4) از این که مرقوم داشته اید از خدا نا امید شده ام، بسیار متأثر شدیم. این روحیه بسیار خطرناک و از گناهان کبیره است. تأخیر در اجاجت دعا یا بر نیامدن آرزو نباید منشأ سوء ظن به خدا باشد. یکی از شرایط استجابت دعا آن است که یقین به اجابت آن داشته باشید و به خدا خوش بین باشید. ما از همة اسرار عالم خبر نداریم. بدیهی است که بسیاری از دعاها به علل مختلف مورد اجابت قرار نمی گیرد، ولی ما تنها برای رسیدن به حاجات خدا را نمی خواهیم، بلکه خدا صاحب نعمت ما است. ما هر چه داریم، از او است و به او محتاجیم. ارتباط با خدا دل را آرام می کند و قدرت تحمل مشکلات را بیشتر می سازد. توصیه ما آن است که به وسوسه شیطان اعتنا نکنید و به نماز خود اهمیت دهید و با خدا بیشتر ارتباط برقرار کنید و از او کمک بخواهید. بدانید قطعاً خداوند بهترین حامی و پشتیبان است.
گفت پیغمبر اگــر کـــــوبی دری عاقبت زان در برون آید سری
4ـ واقع بینی: در مواردی تحلیل نادرست از وقایع، منشأ خود کم بینی است، مثلاً در حالی که بیست سال بیش تر ندارید، ازدواج نکردن را برای خود بسیار مهم جلوه داده اید، در صورتی که این موضوع هر چند نامطلوب است، اما خواه ناخواه جامعه با پدیدة تأخیر در ازدواج رو به رو شده، به طوری که سن ازدواج در سال های اخیر افزایش یافته است و سن ازدواج دختران به بیست و پنج سال رسیده است. بنابراین معضل مذکور مختص شما نیست تا برای آن نگران شوید. قطعاً هم کلاسی هایتان نیز سرنوشت شما را دارند و بعید می دانیم که همه آن ها احساس شما را داشته باشند. پس با این واقعیت کنار بیایید و با ارتباط معنوی با خدا و پیامبر و اهل بیت، دعا و توسل، ورزش، اشتغال و پرهیز از بیکاری، تفریح و سرگرمی سالم، این دوره گذرا را پشت سر بگذارید.
نکتة دیگر نداشتن خواستگار مناسب است. قبول داریم که در اوضاع فعلی انتخاب همسر مناسب مشکل شده است و از طرفی در عرف مردم زن به خواستگاری مرد نمیرود، ولی به شکل غیر مستقیم می توانید این کار را انجام دهید، مثلاً خود را در جلسات زنانه نشان دهید و یا دوستان دختر بیش تری برای خود انتخاب کنید و از آنها کمک بخواهید و در گفتگو ها آمادگی خود را برای ازدواج اعلام نمایید. در اینباره مادرتان نقش بسیار مهم و تعیین کنندهای دارد. اگر خواستگار مناسبی آمد، با مادرتان صحبت کنید و در تصمیم خود جدی باشید و این تصمیم را به پدرتان بگویید. در صورت مخالفت پدر، از فامیل با نفوذ کمک بگیرید.
----------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت ها:
(1) محمد تقلی فلسفی، کودک، ج 2، ص 512.
(2) اصول کافی، ج 3، ص 358.
(3) محمد جعفر امامی، بهترین راه غلبه بر نگرانی ها، ص 212.
(4) تفسیر برهان، ج 1، ص 377.
پرسش : خانمى 33 ساله هستم که از نوزده سالگى تا به حال، در مورد خدا و معصومان دچار توهمات مىشوم و در ذهنم نسبت بد به مقدسات مىدهم. مىگویم کافر شدهام، در حالى که به خدا ایمان دارم و این افکار را درست نمىدانم، خود را گناهکار مىدانم و گریه مىکنم و افسوس مىخورم. آیا کافر و نجس شدهام؟ براى خلاصى از این افکار چه راه حلى وجود دارد؟
پاسخ :
از آن چه توصیف نمودهاید، برمىآید که ناراحتى شما وسواس فکرى است.
وسواس یکى از واکنشهاى عصبى است که معمولاً به دو شکل وسواس فکرى و وسواس عملى بروز مىکند.
وسواس فکرى عبارت است از یک سلسله افکار پوچ و بیهوده تکرارى، که گرچه بیمار به بیهودگى آن اطمینان دارد، ولى براى جلوگیرى از آن نمىتواند اقدامى کند.
وسواس عملى عبارت است از یک رشته رفتارهایى که قطع نظراز منطقى نبودن آنها، جنبه تکرارى به خود مىگیرد.(1)
اغلب مبتلایان به وسواس فکرى، افکار بیهوده و شرم آور و یا وحشتناکى در ذهن خود به وجود مىآورند که این افکار در چرخهاى بى پایان، مرتب تکرار مىشود.
بعضى از مبتلایان، مشکل خود را پنهان نگه مىدارند و گاهى دور از چشم دیگران چندین ساعت را صرف افکار خود مىنمایند اما خوشبختانه شما با ارسال نامه به طرح موضوع پرداختهاید و در واقع تصمیم به حل و درمان آن دارید.
پس نیمى از راه درمان را که شناخت بیمارى و عزم بر درمان آن است پیمودهاید. در ادامه و حل کامل مشکل باید بدانید که درمان وسواس فکرى و عملى، نیاز به صبر و حوصله و پشتکار دارد. انتظار حل و درمان یک شبه آن را نداشته باشید، پس راهکارهایى را که ارائه مىشود، با دقت مورد توجه قرار دهید و ارزیابى و نتیجه آن، نیز میزان پیشرفت خود در مهار وسواس را در مکاتبه بعدى مشخص فرمایید.
قطعاً به ضررهاى وسواس فکرى آگاهید، که عبارتند از: اتلاف وقت، عدم توانایى در تمرکز حواس، بازماندن از کارهاى اصلى، خسته شدن ذهن، عدم تعادل روانى، بى حوصله شدن براى فکر کردن درباره موضوعات مهم و اساسى زندگى و تحصیلى.
راهکارهاى عملى جهت مقابله با وسواس فکرى عبارتند از:
1 - بازسازى شناختى: درمان وسواس فکرى به تصمیم و همت شما بستگى دارد. در این جهت کسى جز خودتان نمىتواند به شما کمکى بنماید. امام على(ع) مىفرماید: «کسى که در اصلاح خود کمک نکند، دیگرى نه مانع بروز مشکلات او مىشود و نه او را به سوى رشد و خیر مىکشاند».(2)
باید کمر همت را ببندید و با اتکا به توانایىهاى خود وارد عمل شوید و نسبت به درمان بیمارى خویش امیدوار باشید.
2 - شفاف کردن افکار: براى مقابله با افکار انحرافى باید اندیشه خود را پالایش کنید و ابهام زدایى نمایید. امام على(ع) مىفرماید: «به دلیل شفافیت افکار ملائکه، آنان به وسواس فکرى مبتلا نمىشوند».(3)
اگر شبهه و سؤالى در ذهن خود نسبت به خدا و یا اولیاى الهى دارید، بدون واهمه آنها را مطرح نمایید و در پى پاسخ برآیید.
3 - متمرکز شدن بر افکار مطلوب: براى رهایى از افکار ناخواسته، لازم است افکار خوشایند را جایگزین کنید. توجه به افکار معقول و تقویت و تمرکز آن به وسیله تکرار زبانى، شما را از افکار مخرّب و آزاردهنده باز مىدارد. پیامبر اکرم(ص) مىفرماید: «کسى که مبتلا به وسواس فکرى است، سه بار ایمان به خدا و رسول را به زبان تکرار کند (آمنت بالله و رسوله) که آن وسواسى از بین مىرود».(4)
4 - ذکر زبانى: شخصى از امام صادق(ع) در مورد وسواس و شک سؤال کرد، حضرت فرمود: «لا شى فیها، تقول لا اله الا الله؛ این وسواس و شک مشکلى ندارد. هر گاه به وسواس فکرى مبتلا شدى، لا اله الا الله بگو».(5) با این ذکر و تغییر حالت دادن، از فکر تکراى رهایى مىیابید.
5 - تقویت اعتقادات مذهبى: «کول جى آر» با مرور بر زندگى «مارتین لوتر» رهبر مذهبى شهیرى که مبتلا به وسواس فکرى بود، اظهار داشت که اعتقادات مذهبى «لوتر» نقش بسیار مهمى در کنار آمدن او با نگرانىها و ناراحتىهاى درونى ناشى از وسواس داشته است.
6 - ورود افکار منحرف را به ذهن دراختیار خود بگیرید تا این افکار ناخواسته به ذهن شما وارد نشود. به این منظور براى فکر در این امور، ساعت خاصى تعیین کنید، یعنى با خود عهد ببندید که زمان فکر کردن درباره موضوع وسواس، ساعت خاصى باشد.
در طول روز هرگاه اوهام و افکار وارد ذهنتان شد، به خود بگویید: زمان فکر کردن فلان ساعت است. در زمان مقرر مدتى را به فکر کردن درباره آن موضوع اختصاص دهید، تا در طول روز ذهنتان مشغول آن نشود. البته زمان اختصاصى را به تدریج در طى (مثلاً سى روز) روزى یک دقیقه کم کنید تا به صفر برسد.
7 - هر روز به خود تلقین کنید که من قادرم افکار ناخواسته را کنار بگذارم. تلقین یکى از راههاى مبارزه با افکار منفى است.
نکته مهم و قابل توجه آن است که از افکار ناخواسته و مزاحم، احساس وحشت و نگرانى نکنید و بدانید که آنها موجب کفرنمى شود و اصلاً گناه نیست، بلکه یک نوع بیمارى است که باید درمان شود. پس اثر وضعى (نجاست) و اثر تکلیفى (گناه و کفر) ندارد.
پیامبر اکرم(ص) فرمود: «از امت من هر چه که در ذهنشان خطور مىکند، عفو شده است، تا وقتى که آن را به زبان جارى نکرده و عملى انجام نداده باشند».(6) یعنى عمل تان طبق افکار کافرانه و آلوده نباشد. نسبت بد دادن در ذهن و یا تصویر نادرست ایجاد کردن، هیچ کدام از نظر فقهى گناه محسوب نمىشود. البته از نظر اخلاقى پسندیده نیست.
افسوس خوردن مشکلى را حل نمىکند، بلکه اعصاب شما را ضعیفتر مىسازد. با صبر و بردبارى و با یارى جستن از خدا و توسل به اهل بیت(ع) و انجام راهکارهاى ارائه شده، از افکار منفى رها خواهید شد.
--------------------------------------------------------------------------------------------
پىنوشتها:
1 - دکتر شکوه نابى نژاد، رفتارهاى بهنجار و ناهنجار، ص 162.
2 - نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه 89.
3 - همان، خطبه 90.
4 - کنزالعمال، حدیث 1245.
5 - کافى، ج2، ص 424.
6 - بحارالانوار، ج66، ص 42.
پرسش : دانشآموز مقطع پیش دانشگاهى هستم. مشکلى که امسال براى من پیش آمده آن است که با وجود این که شاگرد اوّل کلاس هستم، در فعّالیتهاى داخل کلاس شرکت کمى دارم. جرأت جواب دادن ندارم و در برقرارى ارتباط با دیگران ناتوان هستم و تاحدى خجالت مىکشم. لطفاً مرا راهنمایى کنید.
پاسخ:
نشانههاى گفته شده همه حاکى از احساس حقارت (کوچکى) و عدم اعتماد به نفس است که خودتان نیز بدان اشاره کردهاید. قطعاً در پیدایش این معضل، عواملى دخیل بوده است که شناخت آن در درمان احساس حقارت و اصلاح رفتار بسیار مهم و حیاتى است، ولى متأسفانه در نامه در این باره توضیحى ندادهاید، یعنى باید مشخص شود دانش آموزى که در طول تحصیلات خود در مقطع راهنمایى و دبیرستان، در برقرارى ارتباط و جواب گویى به سؤال معلّم مشکلى نداشته، چگونه یک مرتبه در پیش دانشگاهى با وجود این که شاگرد اوّل است، احساس خود کم بینى دارد؟ از این رو لازم است با خود بیندیشید چرا امسال خود را پایینتر از دیگران مىبینم؟ چه اوضاعى عوض شده است؟ آیا محیط فرهنگى، عوامل تربیتى و یا برخورد والدین در این جهت مؤثر بوده است؟ پس از شناخت عامل مذکور که در نامه بعدى بدان اشاره مى کنید، باید وارد عمل شوید و عوامل را بر طرف کنید و بدانید:
1- اعتماد به نفس، پدیدهاى اکتسابى است، نه ذاتى. هر جوانى که خود را در این مورد ضعیف و ناتوان مىیابد، مىتواند با استفاده از روشهاى علمى و با روحیه امیدوارى براى تغییر شخصیت خود اقدام نمایید.
2- اعتماد به نفس، شرط موفقیت شما در مراحل مختلف زندگى است. پس کسب آن را با جدّیّت دنبال کنید. ثبات شخصیت و پایدارى جوان در برابر دشوارىها و تنگناهاى زندگى، درگرو اعتماد به نفس و خودباورى است. اگر خواهان ارتباط با دوستان و حضور در جمع و اظهار نظر هستید، باید خود را باور کنید.
3- نگرش و دید جامع فرد درباره خود که از آن به «خود پنداره»(1) یاد مى شود، تأثیر خاصى بر رفتار فرد دارد. اگر قضاوت انسان درباره خود مثبت باشد، از فعالیت خویش لذّت مى برد و به آینده امیدوار مى گردد. اما اگر ارزش یابى انسان از خود منفى باشد. از عزت نفس کمترى برخوردار است. نیز از موقعیتهاى اجتماعى، هراسناک است و خیلى سریع دلسرد مى شود و احساس یأس دارد. بر این اساس بعضى از روان شناسان در طبقه بندى نیازهاى انسان، نیاز به احترام و عزّت نفس را از نیازهاى اساسى بر شمردهاند.(2)
اسلام نیز بر این نکته پا مى فشارد و در احکام فردى و اجتماعى و توصیههاى اخلاقى اسلام، عزت و کرامت انسان محوریّت دارد. اگر فکر کنید از دوستانتان پایین ترید، با این تصور و تخیّل اوّلین قدم در راه شکست را برداشتهاید.
این اصل مهم در روان شناسى است که معمولاً همان اتفاقى مى افتد که به وقوع آن فکر مى کنید.(3)
ویلیام جیمز مى گوید: «بزرگترین کشف در زمانه ما، پى بردن به این راز است که مردم با تغییر در طرز تفکّر خود، قادر خواهند بود زندگى خود را عوض کنند».(4) جالب این که قرنها پیش، این نکته ظریف را مولاى متقیان على(ع) مطرح کرده و فرمودهاند: «من لم یُنجِد لم ینجد؛ کسى که خود را بالا نگیرد، بالا نمى رود».(5)
4- به هنگام بروز افکار منفى، اندیشه مثبت را درباره خویش مشخص کنید و آن را به ذهنتان تلقین نمایید. از واژه «نمى توانم، غیر ممکن است» استفاده نکنید و به جاى آن به خود بگویید: مى توانم و مى خواهم. بهترین موقع براى انجام تلقین به نفس، شب و قبل از خواب است.
5- هرگز از موقعیتهاى دشوار نگریزید، بلکه به جاى فرار از مسئله، به حل آن فکر کنید و در وسط میدان حاضر شوید و خود را در معرکهها قرار دهید، مثلاً از پاسخ دادن به سؤال معلّم یا دوستتان و ابراز وجود نهراسید و به رغم میل باطنى، این کار را انجام دهید و برخى مواقع خود را وارد آن کرده و بیفکنید.
امام على(ع) مى فرماید: «هرگاه سختى چیزى باعث بیم و هراست شد، تو نیز در مقابل آن سخت و مقاوم شو که با تن دادن به سختىها، مشکل بر تو آسان خواهد شد».(6)
6- زندگى نامه بزرگان و نام آوران عرصههاى علم و اندیشه و ادب و هنر در ایجاد اعتماد به نفس بسیار مؤثر است.
7- با تقویت مبانى دینى و انجام عبادات مانند نماز و روزه و دعا و توکّل بر خدا، اراده خود را تقویت کنید. از این طریق احساس مى کنید دیگر تنها نیستید و توانایى غلبه بر مشکلات را پیدا کردهاید.
در پایان کتاب جوان و نیروى چهارم زندگى از محمد رضا شرفى و معجزه اراده از وینسنت پیل را معرّفى مى کنیم.
به این نکته توجه داشته باشید که همه کمالات و خوبىها در یک شخص جمع نشده است.
اگر دوستتان امتیازى دارد که شما فاقد آن هستید، قطعاً عکس آن صادق است، یعنى امتیازى شما دارید که دوستتان ندارد. امتیازاتى که انسانها دارند، در مقابل آن چه ندارند، بسیار اندک است و این اختصاص به شما ندارد و در همه انسانها چنین است.
بنابراین نباید به آنچه ندارید، اصلاً فکر کنید. باید به آنچه دارید بیندیشید و با اتکا و تکیه به آنها به امورى دیگر دست یابید. این رمز بزرگ موفقیّت و اعتماد به نفس است. نیز هر انسانى با توجه به آن چه دارد، مورد سؤال واقع مى شود، نه آنچه ندارد.
امام على(ع) در مورد تفاوت میان انسانها مى فرماید: «آدمیان در آغاز ترکیبى از خاک شور و شیرین، سخت و نرم بودند، پس آنان به میزان نزدیک بودن خاکشان با هم، نزدیک و به اندازه دورى آن از هم، دور و متفاوت اند. یکى زیبا روى و کم خِرَد، دیگرى بلند قامت و کم همّت، یکى زشت روى و نیکوکار، دیگرى کوتاه قامت و خوش فکر، یکى پاک سرشت و بد اخلاق، دیگرى خوش قلب و آشفته عقل و آن دیگر سخنورى دل آگاه است».(7)
در امور مادى ما موظف به نگاه کردن به زیردستان هستیم تا از این طریق احساس حقارت نکنیم. امام صادق(ع) مى فرماید:
«بپرهیزید از این که نگاه شدید و توجه عمیق خود را به آن چه در دست فرزندان دنیاست، معطوف دارید. اگر کسى چنین کرد، غصه و اندوهش به درازا مى کشد و خشم درونى اش فرو نمى نشیند و نعمت خداوند را کوچک مى شمرد و آن طور که باید، اداى شکر نمى کند».(8)
زمانه پندى آزاد وار داد مرا
زمانه را چو نکو بنگرى همه پند است
به روز نیک کسى زینهار غصه مخور
بسا کسا که به روز تو آرزومند است
اگر مى خواهید در پاسخ گفتن به سؤال معلّم، جرأت و شهامت داشته باشید، باید در آن لحظه خود را فراموش کنید و تنها به نقل مطالب بیندیشید. در حین سخن گفتن، مخاطب را پایینتر از خود بدانید تا بر تکلّم و خطابه تسلّط داشته باشید. در این صورت به خود اعتماد پیدا مى کنید. ارزش یابى دیگران با ارزیابى خودتان مرتبط است.
امام على(ع) مى فرماید: «شخصیت انسانى گوهر گران بهایى است که هر کس آن را حفظ کند، رشد یابد و هر کس آن را پس گرداند، فرو مى افتد».(9)
در روایت دیگر مى خوانیم: «ارزش هر فرد، وابسته به روشى است که اتخاذ مى کند. اگر خود را حفظ کرد، رفعت مقام پیدا مى کند و اگر آن را خوار شمرد، به پستى مى گراید».(10)
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پى نوشتها:
1. نهج البلاغه، خطبه 225.
2. برونینگ، روان شناسى تربیتى، اصول و کاربرد آن، ترجمه على نقى خرازى، ص 245.
3. مزلو،ابراهام، انگیزش و شخصیت، ترجمه احمد رضوانى، ص 82.
4. وینسنت پیل، معجزه اراده، ص 76.
5. همان.
6. غررالحکم، ج 5، ص 253.
7. همان، ج 3، ص 164.
8. نساء (4) آیه 104.
9. غررالحکم، ج 2، ص 522.
10. همان، ص 77.
اوّلاً تنها شما نیستید که این مشکل را دارید، بلکه یکی از ویژگیهای دوران نوجوانی و جوانی (که دوران گذر و دگرگونی جسمی، روحی، فکری و عقیدتی است)، «زودرنجی» است.
روانشناسان معتقدند که «حساسیتها و هیجانات، از ویژگیهای ثابت نوجوانی و جوانی است، و کمتر جوانی را میبینیم که درگیر این مسایل نباشد. این امر اغلب ناشی از دگرگونیهای مربوط به ترشح غُدَد، میزان هورمونها و نوع تربیت گذشته است که در جمع وضع زندگی عاطفی او را تغییر میدهند»(1).
دوم: «زودرنجی» قابل کنترل است، قسمتی بر اثر بالا رفتن سن و کسب تجربه و پختگی بیشتر، کمتر میگردد و قسمتی نیز نیازمند مراقبتهای ویژه میباشد.
مهمترین و مؤثرترین عامل در «مراقبتهای ویژه» جهت کنترل «زودرنجی» تصمیم قاطع و عزم و اراده راسخ خودتان برای برطرف کردن این کاستی است. اگر بخواهید و در پی آن باشید، زود به نتیجه میرسید.
در نگاه روانشناسان، افراد حسّاس و زود رنج باید در فضای «بهداشت روانی» به سر برند این ضعف به تدریج بر طرف شود، و بهداشت روانی با انجام دو کار تحقق پیدا میکند:
1ـ کنار آمدن با خود؛
2ـ کنار آمدن با دیگران.
کنار آمدن با دیگران شامل موارد زیر است:
1ـ توانایی تصمیمگیری: افراد زودرنج باید عزم و اراده خویش را تقویت کنند.
2ـ ظرفیت و توانایی تحمّل سختیها و پذیرش محدودیتها و کمبودها را افزایش دهند.
3ـ افسوس گذشتهها را نخورند و از آینده، تشویش و نگرانی نداشته باشند.
به یاد آوردن سختیها و رنج و مصیبتهای گذشته یا متمرکز کردن ذهن در حوادث یا مشکلاتی که ممکن است در آینده پیش آید، یکی از عوامل زودرنجی و تشدید آن است.
4ـ پرورش استعدادها و قابلیتهای خود.
5ـ احساس ارزشمندی و عزّت و اعتماد به نفس.
کنار آمدن و زندگی مطبوع با دیگران، رابطهای است به دور از: حرص و آز، بدبینی، حسادت، نفرت و دیگر خصوصیات منفی نسبت به خود یا افراد دیگر(1).
هرگز به فکر فرار از مشکلات و شانه خالی کرده از پذیرش مسئولیت نباشید، بلکه با مشکلات و فشارهای روانی رویارویی کنید. از تنهایی و بیکاری دوری ورزید؛ سعی کنید در محیط کار و تحصیل و محل زندگی، دکور منزل، انتخاب لباس حتى جلد کتاب خود، تنوع ایجاد کنید. نگاه به سبزه، آب دریا، رودخانه روان، تفریح و گردش و بازی در برنامه زندگی شما وجود داشته باشد.
---------------------------------------------------------------------------------------
پینوشتها:
1ـ دکتر علی قائمی، خانواده و مسایل نوجوانان و جوان، ص 142.
2ـ خانواده و فرزندان در دوره دبیرستان، کتاب پنجم آموزش خانواده، از انتشارات انجمن اولیا و مربیان، ص 82 ـ 81.