دراین قسمت پرسش ها و پاسخ های کلی در مورد قران مطرح می شود.
قرآن وحی نامه اعجاز آمیز الهی است که به زبان عربی، به عین الفاظ توسّط فرشته وحی ، جبرئیل امین، از جانب خداوند و از لوح محفوظ، بر قلب و زبان پیامبر اسلام(ص) نازل شده است . این نزول هم اجمالاً یکباره و هم تفصیلاً در مدّت بیست و سه سال صورت گرفته است و حضرت محمد (ص) آن را بر گروهی از اصحاب خود خوانده و کاتبان وحی (از میان اصحاب) آن را با نظارت مستقیم و مستمر حضرت(ص) نوشته اند و حافظان بسیار هم از میان اصحاب آن را حفظ و به تواتر نقل کردهاند".
قرآن کتاب انسان سازی است که به منظور هدایت، تأمین سعادت دنیا و آخرت و فراخوانی انسان ها به عبودیت و بندگی خدا نازل شده است. در این کتاب همه چیزهایی که مورد نیاز انسان در هدایت وی می باشد، بیان شده است: "ولا رطب و لا یابس إلاّ فی کتاب مبین". از سوی دیگر قرآن اختصاص به زمان و مکان نداشته و برای همه زمان ها و انسان ها آمده است. امام صادق(ع) فرمود: "خدا قرآن را برای یک زمان و یک مردم قرار نداد، بلکه در هر زمانی جدید و نزد هر ملّتی تا روز قیامت تازه است".
قرآن به دلیل این که کتاب جامعی است،به مباحث دنیا و آخرت پرداخته است؛ زیرا در آموزه های دینی، دنیا و آخرت از هم جدا نبوده، بلکه مکمّل یکدیگرند. از سوی دیگر انسان ها برای شناخت عالم آخرت نیاز به راهنما دارند. و قرآن بهترین راهنما است که در خصوص معادشناسی انسان ها را راهنمایی نموده و سیمایی از آخرت و آینده جهان و انسان را بیان کرده است. قرآن به تنها راهنمای انسان ها در معادشناسی است که بهترین راهنما و راهبر در مسایل سیاسی و اجتماعی و فرهنگی می باشد؛ از این رو امام علی(ع) همگان را به بهره گیری از دستورهای قرآن فرا خواند و پیامبر اسلام(ص) نیز همگان را سفارش نمودکه هرگاه در مسایل سیاسی و اجتماعی و ... دچار مشکل شدند، به قرآن رجوع کنند:
"فإذا التبست علیکم الفتن کقطع اللّیل المظلم علیکم بالقرآن فإنّه شافع مشفّع و ماحلّ مصدّق و من جعله أمامه قاده إلی الجنة و من جعله خلفه ساقه إلی النّار و هو الدّلیل یدلّ علی خیر سبیل و هو کتاب فیه تفصیل و بیان و تحصیل و هو الفصل لیس بالهزل و له ظهرٌ و بطنٌ فظاهره حکم و باطنه علم. ظاهره أنیق و باطنه عمیق؛
هر گاه آشوب ها چون شب تار شما را فرا گرفت، به قرآن رو آورید [و بدان چنگ زنید] زیرا شفیعی است که شفاعتش پذیرفته است [دربارةکسی که بدان عمل کند] و گزارش دهنده ای است از بدیها که گفته اش [دربارة آن کس که بدان عمل نکرده] تصدیق شده است. هر کس آن را پیشوای خود قرار دهد، به بهشت رهبری کند و هر که [از آن پیش افتد] و آن را پشت سر خود قرار دهد، به دوزخش کشاند. قرآن راهنمایی است که به بهترین راهها راهنمایی کند، و کتابی است که در آن تفصیل و بیان تحصیل [=به دست آوردن حقایق] می باشد و جدا کننده [میان حق و باطل] است. شوخی و سرسری نیست. برای آن ظاهر است و باطن، پس ظاهرش حکم و دستور است و باطنش علم و دانش. ظاهرش جلوه و زیبایی دارد و باطنش ژرف و عمیق است".(1)
متأسفانه به رغم آن که قرآن نقش بنیادی در تأمین سعادت دنیا و آخرت انسان ها دارد، ولی هنوز به تمام دستورها و قوانین حیات بخش آن عمل نشده و قرآن مهجور است، چنان که در قرآن تصریح شده است:
"قال الرّسول یا ربّ إنّ قومی اتخذوا هذا القرآن مهجوراً؛ رسول خدا [در پیشگاه خداوند] عرضه داشت: بار الها! تو آگاهی که امت من این قرآن را رها کردند".(2)
گرایش انسان ها به قرآن بدان جهت است که قرآن کلام خداوند است و دستورهای آن ریشه در فطرت انسان داشته و از عوامل تحریف مصون مانده است.
از سوی دیگر قرآن از نظر فصاحت و بلاغت در حد بالایی قرار دارد، چنان که در صدر اسلام، مشرکان به رغم آن که با پیامبر مخالف بودند و حتی پنبه در گوش خویش می نمودند تا قرآن را نشنوند، سخت تحت تأثیر آیات قرار می گرفتند و اشک می ریختند.
معجزه بودن قرآن موجب شد که هم در عصر نزول قران و هم بعد از آن کسی نتواند با قرآن مقابله کند: " از میان معجزات و خارق عاداتی که از پیامبر اسلام(ص) صادر شده است، قرآن برترین سند زندة حقانیت او است... قرآن کتابی است فوق افکار بشر. کسی تا کنون نتوانسته کتابی همانند آن را بیاورد. این کتاب یک معجزة بزرگ آسمانی است... قرآن یک معجزه گویا است. نیازی به معرفی ندارد. خودش به سوی خود دعوت می کند. مخالفان را به مبارزه می خواند، محکوم می سازد و از میدان مبارزه پیروز بیرون می آید. پس از گذشت قرنها از وفات پیامبر(ص) همانند زمان حیات او، به دعوت خود ادامه می دهد. هم دین است و هم معجزه، هم قانون است و هم سند قانون".
جامعیت و اعجاز قرآن از یک سو و نقش آن در هدایت انسان ها و گسترش تمدن بشری از جانب دیگر موجب شده است که انسان های حق گرا روز به روز به قرآن بیش تر رو آوردند.
پی نوشت ها :
1- اصول کافی ، ج2، ص 596( کتاب فضل القرآن ) .
2- سوره فرقان ،آیه 30 .
یکی از چیزهایی که باعث میشود تا شور و اشتیاق قرآنی در انسان زیاد شده و بیشتر به سمت این کتاب الهی کشیده شود، شناخت و معرفت پیدا کردن به این کتاب الهی است، زیرإ هر چه شناخت و معرفت انسان نسبت به قرآن بیشتر گاهمهای بیشتری را به سمت آن خواهد برداشت. وقتی انسان با این کتاب الهی مأنوس و آن را تلاوت نماید جاذبه فوق ، فوق العاده آن او را جذب کرده و در جنگ درون، یعنی جهاد اکبر،به او کمک میکند. قرآن برای تقویت اراده انسان و رفع همها و غمها و اضطراب و نگرانیها بسیار عالی و مفید است و باعث میشود که صفات رذیله در انسان از بین برود، چرا که "شفاء لها فی الصّدور" (1) میباشد.
قرآن نور است: "قد جائکم من اللَّه نور و کتاب مبین؛ (2) وقتی قرآن خواندی دلت نورانی میشود. غم و غصه، نگرانی و اضطراب خاطرات از بین میرود، به تو نیرو میدهد و اراده ات را قوی میکند اگر چه معنای آن را ندانی. مهمتر از همه این که قرآن مجید بهترین راه را برای انسان نشان داده. و بالاترین هدایتها را در خود دارد؛ زیرا میفرماید: "انّ هذا القرآن یهدی للّتی هی أقوم" (3) در نتیجه وقتی انسان این معانی را بفهمد، به سوی قرآن کشیده میشود، لذا توصیه ما به شما این است که: اولاّ شناخت و معرفت لازم و مفیدی نسبت به این معجزه جاودان پیامبر(ص) پیدا نمایید. ثانیاً زندگانی معصومین (ع) و توصیه و سفارشهای آن بزرگوار را نسبت به قرآن مجید مطالعه فرمایید تا به عظمت و ارزش این کتاب بیشتر پی ببرید. ثالثاً نوارهای قرآنی قاریان بزرگ و مشهور را تهیه و یا گوش فرا دهید تا لذت شنیدن قرآن را از طریق شنیدن و تلاوت کردن به دست آورده و بیشتر به سمت قرآن کشیده شوید. رابعاً؛ جزوات و یا قرآنی که به سی جزء تقسیم شده و به صورت جیبی و یا کیفی در آمده را تهیه نموده و هر روز یکی از آن جزوهها را همراه داشته و از آن تلاوت نمایید و کم کم یک جزء را در هر روز مرور بفرمایید با این روشها حتی میتوانید در هر ماه یک ختم قرآن نمایید. انشاء اللَّه .
پاورقی ها:
1 - نمل (16)، آیه 69.
2 - حدید (57)، آیه 16.
3 - اسراء (17) آیه 9.
حفظ قرآن آمادگی و مقدماتی را نیاز دارد که به برخی اشاره می شود:
1- قصد و اراده: تصمیم اولین محرّک هر شخص برای دستیابی به مقامات بالا است.
نیّت هر فردی در زمینة حفظ قرآن ابتدا فقط باید خدا باشد و با استمداد از عنایت الهی وارد حفظ قرآن شود.
2- پشتکار قوی: اراده و تصمیم جدی وقتی با همت و پشتکار همراه گشت، زمینه ساز پیشرفت و تکامل می گردد.
3- توکّل به خدا: "من یتوکّل علی اللّه فهم حسبه؛ هر کس به خدا توکل کرد، خدا او را کفایت می کند".
بعد از قصد و نیت خدا جویانه، و تلاش و پشتکار مهمترین عامل موفقیت، توکل به خدا است.
4- دعا:برای کسب موفقیت بیشتر در زمینه حفظ قرآن و هر امر دیگری انسان نیازمند به ارتباط با خدا و راز و نیاز با او است.
عواملی که در سهولت حفظ قرآن مؤثرند:
اموری که حفظ قرآن را آسان می سازند و موجب می شوند که انسان زودتر به مقصد برسد، عبارتند از:
1- قرآن انتخابی: انتخاب یک نوع قرآن معیّ با چاپ مرغوب، عامل مؤثری در سهولت و افزایش سرعت حفظ است.
2- برنامه ریزی دقیق و منظم: عالم چون نظم دارد، هستی و بقا دارد. خداوند نظم آفرین، اهمیت نظم را در دستگاه آفرینش با تعبیرات مختلفی بیان کرده است و از این طریق انسان را به داشتن نظم و رعایت میزان و عدالت (که به معنی نظم و قرار دادن هر چیزی در جایش می باشد) دعوت کرده است.
اگر در همة امور زندگی، مخصوصاً در فعالیت های علمی وحفظ قرآن و برنامة روزمرة دقیق و حساب شده و منظمی وجود داشته باشد، زودتر و آسان تر می توان به هدف رسید و شاهین پیروزی را به پرواز در آورد.
وقت و شرایط مناسب را خود انسان باید به وجود آورد، نه این که در انتظار پیش آمدن فرصت ها بنشیند.
در برنامه ریزی نکاتی را باید مدنظر قرار دارد، از جمله:
1- مبنای برنامه ریزی صفحات قرآن باشد، نه آیات، چون طول آیات یکسان نیست.
2- حفظ قرآن در برنامة هر روز باید قرار گیرد و هیچ وقت از آن تخلّف نشود.
3- برای این که برنامه ریزی با واقعیت های زندگی هماهنگ باشد لازم است در برنامه، حداقل فاصله زمانی برای حفظ در نظر گرفته شود، ولی حداکثر آن مشخص نباشد تا برنامه قابل انعطاف گردد.
4- برای این که حفظ از عمق بیشتری برخوردار باشد و دیرتر از خاطر انسان برود بهتر است برنامة حفظ را در چهار مرحله در هر شبانه روز تنظیم نماید:
مرحلة اوّل، با دقت و تمرکز به آیات نگاه می کنیم.
مرحلة دوّم: با دقت بیشتر و با توجه به ترجمه و معنای آیاتی که باید حفظ کنیم، می نگریم.
مرحله سوم: شروع می کنیم به حفظ کردن.
مرحلة چهارم: خود آزمایی. بهترین زمان برای خود آزمایی پیش از خوابیدن است آن چه را که در روز حفظ کرده ایم. شب پیش از خواب از خود امتحان می گیریم.
3- زمان مناسب: مسئلة زمان را از دو جهت باید در نظر داشت:
اوّلاً : در ساعات ثابت و معیّنی باشد. همان گونه که هنگام فرا رسیدن شام یا ناهار به علت ترشحات معده، احساس گرسنگی می کنیم، یعنی معدة خود را برای دریافت غذا آماده ساخته است، اگر حفظ مطالب نیز در زمان و ساعت مشخصی انجام گیرد، حافظة انسان به تدریج خود را آمادة پذیرش آیات جدید می نماید.
ثانیاً: ساعات معیّن برای حفظ و مطالعه را چه زمانی انتخاب کنیم؟
بی گمان یکی از مناسب ترین وقت ها برای حفظ و مطالعه، ساعات شروع روز است که ذهن بعد از استراحت شبانه، آمادگی بیشتری برای فعالیت دارد. تجربه ثابت کرده است که سحرگان و صبحگاهان بهترین زمان برای فعالیت های علمی و حفظ است. مشکل بیداری با مقاومت چند روزه حل می گردد و بعد از چند روز لذّت و شیرینی سحر خیزی را تحصیل خواهد نمود.
بعد از صبح و سحر، هر زمانی که انسان آمادگی و شرایط لازم را برای حفظ داشته باشد، مناسب ترین زمان است.
4- مکان مناسب: برخی از ویژگی های مکان مناسب برای مطالعه و حفظ کردن عبارتند از:
1- خلوت ، ساکت، ساده و بی پیرایه: هر مکانی که در تمرکز حواس اختلاف ایجاد کند، مکان مناسبی نیست.
2- محیط هایی که دارای هواس سالم و آزاد و لطیف باشند و گرایش به برودت و سردی داشته باشد، زیرا های گرم علاوه بر این که کسالت آور و خسته کننده و همراه با خواب آلودگی است، توان حافظه را کاهش می دهد و تمرکز حواس را از بین می برد.
3- نور و رنگ، کافی و متعادل باشد.
4- تمرکز حواس و تقویت اراده: با تقویت اراده، حواس خود را متمرکز کنید، و از نفوذ افکار خارجی و خاطره های تلخ و شیرین که ذهن را به خود مشغول می کند، جلوگیری نمایید.
کلیة عواملی را که می توانندباعث پراکندگی افکار شوند، مثل گرسنگی، تشنگی، خستگی، اضطراب، نگه داشتن ادرار یا به کسی قول دادن یا انتظار کشیدن از بین ببرد.
5- دوست گیری در حفظ: حافظ قرآن، فردی را که از جهات اخلاقی و رعایت نظم و قول و وعده، اهل رعایت و تقوا است، به عنوان دوست حفظ قرآن برگزیند، و هماهنگ قرآن را حفظ کنند و زمانی را برای تمرین و پرسش هم دیگر تعیین نمایند.
6- تکرار: هر آیه ای را تا به خوبی حفظ نکرده ایم، برای حفظ آیه بعدی اقدام نکنیم. پس از حفظ کردن، اقلاً پنج بار تکرار کنیم. پس از حفظ پنج آیه، مجدداً هر پنج آیه را با هم تکرار کنید.
هر هفته یک بار آن چه را که در طول هفته حفظ کرده اید، تکرار نمایید و برای این که آیات در ذهنتان استقرار پیدا کنند و هیچ گاه فراموش نشود. هر ماه یک بار آن چره که حفظ کرده اید، تکرار کنید.
پاسخ نامه را با ذکر دو حدیث به پایان می بریم:
امام صادق(ع) فرمود: "الحافظ القرآن، العامل به، مع السفره الکرام البرره؛ کسی که قرآن را حفظ کند و به آن عمل نماید، در قیامت رفیق فرشتگان و سفرای الهی خواهد بود".[1]
کسی که قرآن را با زحمت و بسیار خواندن حفظ کند، خداوند دو برابر پاداش حفظ قرآن را به وی می دهد.[2]
پاورقی:
1)محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج 4، چاپ سوم، ترجمة باقر کمرئی، ص 413، باب فضل حامل القرآن، حدیث 2.
2) همان، ص 414، حدیث 4.
برای حفظ کردن آیات قرآن، روش و راهکارهای مختلفی وجود دارند که این شیوه ها، با توجه به وضع، استعداد و سلیقة افراد تفاوت دارد؛ از این رو نمی توان یکی از روش ها را به عنوان شیوة ایده آل مطرح کرد.
به نظر می رسد یکی از بهترین روش های حفظ آیات قرآن، روشی باشد که ارائه می شود: برای حفظ یک سوره، مخصوصاً طولانی لازم است ابتدا آن سوره به چند دسته از آیات تقسیم شده و هر دسته جداگانه حفظ و به دسته آیات قبلی متصل شود. لازم است آیات مربوط به یک دسته، در یک جلسه حفظ شود. مهم این است که در ذهن حافظ، آن ها در یک دسته ومجموعه قرار گیرد، زیرا با این کارحجم سوره کم تر به نظر می رسد و حافظ تسلط و احاطة کامل تری بر آن سوره خواهد داشت. سعی شود آن دسته آیاتی که برای حفظ کردن انتخاب شده به هم مرتبط باشند؛ به عنوان مثال برای حفظ کردن سورة "نبأ" می توان آن را به سه گروه از آیات تقسیم کرد. بدین ترتیب که آیات اوّل تا شانزدهم که غالباً بیان پدیده های طبیعی است، در دستة اوّل، آیات هفدهم تا سی ام که در وصف قیامت و وضع اهل عذاب است، در دستة دوم و بالاخره تا آخر سوره در دستة سوم قرار گیرند.
حال فرض کنیم برادر یا خواهری طبق یک برنامة تنظیمی ودقیق مقرّر کرده در هر روز نیم صفحه از قرآن را حفظ کند، وی ابتدا باید آیات تعیین شده را چندین بار با دقت تمام و آرام تلاوت کند ـ خصوصاً افرادی که قادر به قرائت قرآن با رعایت تجوید و لحن زیبا هستند، می توانند آیات را به صورت تحقق و با دقت روی کلمات و نیر حرکات، تلاوت نمایندـ زیرا این کار علاوه بر این که بعداً مانع از اشتباه حفظ کردن کلمات و حرکات می گردد، باعث آشنایی اجمالی با آیات نیز می شود که عامل مهمی در تسهیل حفظ آن ها است.
البته دفعات تکرار با توجه به قدرت حافظة هر شخص و نیز سخت یا آسان بودن آیات فرق می کند، برخی شاید با سه بار خواندن یک آیة نه چندان طولانی آن را به خاطر بسپارند، ولی برخی دیگر احتیاج به تمرین بیشتری دارند. طبیعتاً با چندین بار خواندن آیه ـ که البته به قصد حفظ کردن و همراه با توجه و تأمل کافی است ـ مقدار زیادی از کملات آن در ذهن جای می گیرد، لیکن هنوز آیة مزبور کاملاً جای خود را در ذهن نیافته است، بنابراین باید آیه را بدون استفاده از قرآن و با کمک گرفتن از حافظه بخواند. احتمالاً در این هنگام حافظ به اشکالاتی برخورد خواهد کرد و تعدادی از کلمات و حروف را به یاد نخواهد آورد، زیرا هنوز احاطة کامل بر تمامی کلمات پیدا نکرده است. از این رو باید در هر قسمت که متوقف شد و نتوانست کلمة مورد نظر را در ذهن خود بیابید، به قرآن رجوع و آن کلمه را جست و جو کرده، به ذهن بسپارد و به همین ترتیب در مورد بقیة آیات عمل کند تا بتواند آن ها را به طور کامل و به راحتی از حفظ بخواند. پس از آن هر آیه را حداقل پنج بار از حفظ تلاوت کند تا مطمئن شود که آن را خوب به خاطر سپرده است.
آن چه در این قسمت اهمیت دارد این است که حافظ قادر باشد آیة محفوظ را روان و راحت قرائت کند، نه با دشواری و اشکالات مجدد.
توصیة بسیار مهم ما برای حفظ این است که تا آیه ای را به صورت کاملاً متقن و مستحکم حفظ نکرده، هیچ گاه سراغ آیة بعدی نرود. عدم رعایت این نکته حتماً مشکلاتی را ایجاد خواهد کرد. حال بعد از حفظ آیة اوّلی و اطمینان از صحت و استواری حفظ می تواند سراغ آیة بعد برودو آنر ا به طریقی که ذکر شد، حفظ کند. پس از به خاطر سپردن کامل آیه، اکنون بر می گردد به آیة قبل و آن را از حفظ می خواند تا ببیند آیا می توان آن را هم چنان خوب و روان بخواند یا این که در این فاصله اشکالاتی ایجاد شده است؟ در صورت برخورد با اشکال، آن مورد را برطرف کرده، سپس آیه اوّل و دوّم را با هم از حفظ تلاوت می کند. بعد از این مرحله، حفظ آیه سوم را شروع کرده و پس از اتمام آن همان گونه که در بالا ذکر شده، آیه دوم و سوم را با یک دیگر خوانده، به خاطر می سپارد. همین طریق را در باقی ماندة آیات به کار می برد تا این که تعداد آیات تعیین شده به طور کامل حفظ شود.
حال لازم است حافظ چندین بار همة آیات حفظ شده را از حفظ بخواند و اگر به اشکالاتی برخورد، با مراجعة به قرآن آن موارد را اصلاح کرده، به ذهن بسپارد. تأکید می شود حافظ علاوه بر حفظ کردن هر آیه به تنهایی باید ترتیب آیات را نیز با کمال دقت به خاطر بسپرد، زیرا در غیر این صورت ممکن است تک تک آیات را حافظ باشد، ولی نتواند آن ها را به ترتیب و پشت سر هم بخواند. توضیح این که در حفظ کردن آیات متوسط و یا طولانی باید هر چند کلمه از آیه را مثلاً هر سه یا چهار کلمه را جدا از قسمت های دیگر حفظ کرد و سپس هر قسمت را به قسمت های قبل از آن وصل کرد تا آیه تمام شود. برای روشن شدن این مطلب، یک آیة متوسط (از نظر طول آیه) را به عنوان مثال مطرح کرده، روش فوق را دربارة آن به کار می بندیم. آیه 23 از سوره مبارکه جاثیه: "افرایت من اتخذ الهه هویه..." ابتدا قسمت اوّل را تکرار، همراه با دقت و تمرکز کافی حفظ می کنیم: "افرأیت من اتخذ الهه هویه..." (تکرار) تا به خوبی حفظ شود. حال به قسمت بعدی می رسیم: "و اضلّه الله علی علم..."(تکرار) تا این که حفظ شود.
در مورد بخش اول پرسش شما باید گفت:
قرآن سخن خداوند با انسان و دوای درد بشریت است و اگرانسانی بخواهد بداند که سخن خدا با او چیست ،به قرآن مراجعه می کند و آن را می خواند.
در عین حال قرائت قرآن ، اهمیت دادن به آیات الهی ، انس با قرآن و آشنائی با آن ،محفوظ ماندن قرآن از خطر تحریف ، یافتن درسهای زندگی در قرآن و بکارگیری آن است.
تلاوت واقعی قرآن آن است که انسان ، معبود رادر آن مشاهده نماید. مرحله نازله مشاهده معبود آن است که در صفحه ضمیر و قلب عابد، چیزی جز علاقه به معبود نباشد. و انسان می تواند به خوبی تشخیص دهد که آیا در قلبش چیزی جز خدا هست یا نه؟
امام سجاد(ع) فرمود "لَو مات مَن بَین المَشرق و المَغرب لَما استَوحشت بَعد أَن یَکون القرآن مَعی" (1) "اگر همه مردمی که بین مشرق و مغرب عالم وجود دارند از بین بروند و کسی روی زمین نباشد و من تنها باشم، چنانچه قرآن با من باشد هرگز احساس وحشت نمی کنم."
یااگر همه کافر شوند ، احساس ترس نمی کند ، زیرا مرگ حقیقی همان مرگ روح است و انسان کافر حقیقتاً مرده است. از نظر قرآن کسانی زنده اند که دین خدا را قبول کنند "لِیُنذر مَن کان حَیّاً و یَحق القَول علی الکافرین" (2)
تلاوت قرآن نیز عبادت است و حکمت عبادت آن است که انسان عابد،معبود را در ضمیر خود مشاهده کند. طی این راه نیز محال نیست بلکه شرایط، آداب و احکامی دارد. برای این که به مرحله مشاهده معبود راه یابیم باید تا می توانیم بر چشم و گوش خود کنترل داشته باشیم، هر کس باید مواظب باشد که جز وظیفه شرعی چیزی انجام ندهد محیط کار و محیط منزل را با غفلت از خدا آلوده نسازد.
وقتی انسان قرآن تلاوت می کند، آن گاه که صاحب کلمات آن را با چشم دل مشاهده کرد، به حکمت تلاوت قرآن رسیده است.
در مورد بخش دوم سوال متذکر می شویم:
عواملی که در حال حاضر موجب گشته که قرآن آن گونه که باید مورد توجه نباشد به شرح زیر است:
1- نشناختن جایگاه قرآن؛ بسیاری از مردم قرآن را کتابی مقدس میدانند و آن را برای مراسم و قسمخوردن به کارمیبرند ، ولی از نقش اصلی قرآن که نقش هدایتی و کاربردی در زندگی و زوایای مختلف آن است غافلند.
2- سیاستها و تبلیغات استعماری؛ از جمله عوامل غفلت مردم از کتاب خدا ، مشغول شدن ذهن آنها به القائات وبرنامههایی است که دنیاپرستان در سراسر جهان تولید کرده و به مغزها وارد میکنند از قبیل فیلمها، نوشتهها و دیگرمشغولیتهای ذهنی.
3- بیان نشدن بسیاری از حقایق و معارف قرآن از سوی برخی از مبلغان؛ از همینرو انگیزه کافی برای توجه مردم به قرآن ایجاد نمیشود.
4- تفاوت زبان و مشکل فهم آیات قرآن؛ نوع مردم خواهان آن هستند که متن خوانده شده را بفهمند و اگر متنی رابخواند که از آن چیزی درنمییابد کمتر به آن رغبت نشان میدهد. در مورد قرآن مجید برای کسانی که آشنا به ادبیات عرب نیستند این مشکل وجود دارد.
5- گنجانده نشدن قرائت و فهم قرآن به صورت جدی و با روشهای جذاب در برنامههای درسی.
6- تحریف حقیقت شفاعت اهل بیت در میان مردم عامی شیعه ، با این خیال که شفاعت اهل بیت ما را کفایت می کند ، از برنامه عملی اسلام و قرآن در زندگی فاصله گرفته و غافل شدند.
حال باید چه کار کرد که قرآن وارد متن زندگی ما شود و آمال و کردار ما مطابق با آموزه های قرآنی باشد؟
با توجه به شواهد و دلائل عقلی و نقلی، انسان در زندگی خود یک مسافر است وقرآن راهنمای انسان در این سفر است. هر یک از آیات قرآن دربر دارنده پیامی است که در حکم علائم راهنما وهشداردهنده در این راه است.
بدیهی است کسی که راه نیفتاده و قصد حرکت ندارد، علائم راهنمایی برای او بیمعنا و نامفهوم است، نظیر کسی که هیچ گاه در عمر خود رانندگی نکرده و از علائم راهنمایی و رانندگی هیچ برداشت صحیحی ندارد.
انسانی که با حقیقت اصلی خود انس ندارد و نیازهای وجودی عالی خود را به خوبی نیافته است، انسانی که اهل خلوت و اندیشه و تفکر نیست ، هیچ گاه مسافر بودن خویش و ضرورت راهنما و راهبر را درک نخواهد نمود.
میزان بهرهگیری انسان از قرآن متناسب با ظرفیت وجودی اوست و این ظرفیت به اختیار خود انسان قابل توسعه وگسترش است.
با توجه به نکات بالا برای بهرهمندی هر چه بیشتر از برکات و انوار قرآن موارد زیر میتواند مؤثر باشد:
1- در گام نخست انس هر چه بیشتر با آیات قرآن لازم است و برای رسیدن به این مقصود تلاوت روزانه حداقل 50 آیه از سوی ائمه اطهار(ع)سفارش شده است.
2- مطلب مهمی که در روایات مورد تأکید واقع شده، تدبر و تفکر در معانی آیات است و قرائت بدون تدبر فاقد آثار وبرکات در مرتبه عالی و مورد انتظار است.
3- در تلاوت قرآن، به بایدها و نبایدها و دستوراتی برمیخوریم، یکی از راههای عملی استفاده از نور قرآن آن است که انسان در هر روز با خود قرار گذارد که به این بایدها و نبایدها و دستوراتی که در حین قرائت با آن برخورد کرده عملی نموده و پایبند باشد تا تدریجا به زیور زیبای آیات الهی آراسته شود.
4- ائمه اطهار(ع) و علمای بزرگوار همواره توصیه نمودهاند که حرکت را باید با عمل به آنچه میدانیم شروع کنیم وهمین عمل به دانستهها ، باعث پیدایش آگاهی و معرفت تازه و رشد و ترقی آدمی خواهد شد.
--------------------------------------------------------------------------------------------
پینوشتها:
1 . اصول کافی،ج2،ص602.
2 . سوره یس،آیه70.
با مراجعة به تفاسیر درباره فضیلت سورة یاسین آمد است: هر کس سوره یاسین را بخواند و خدا را به وسیله آن اراده کند، مورد آمرزش خداوند قرار می گیرد و در برابر این قرائت، اجر کسی که دوازده مرتبه قرآن را خوانده باشد، به او اعطا می شود، و چه بسا اگر مریضی نزد او سوره یاسین قرائت شود، به عدد هر حرفی از این سوره، ده ملک از ملائکه الهی جلوی روی او صف می کشند و برای او از درگاه خدا استغفار می کنند و هنگام قبض روح او حاضر می شوند و او را تشییع جنازه می کنند و بر بدن او نماز میّت اقامه می کنند و هنگام دفن او حاضر می شوند. چه بسا مریضی در حالی که در سکرات موت باشد و این سوره را قرائت کند یا این که این سوره نزد وی قرائت شود، رضوان خازن بهشت با شربتی از بهشت نزد وی می آید و به او از آن شربت می نوشاند و با نوشیدن این شراب بهشتی می میرد، در حالی که سیراب هست و سیراب برانگیخته می شود.[1] نیز در روایتی از پیامبر(ص) نقل شده است که سوره یس، خواننده آن را خیر دنیا و آخرت عنایت می فرماید و از او بلاهای دنیا و ترس های آخرت را دفع می کند و از صاحبش هر شرّی را دفع می کند... .[2]
دربارة تأثیر و فضیلت سورة صافات، اُبی بن کعب از پیامبر اکرم(ص) نقل می کند :"هر کس سوره صافات را قرائت کند، به عدد هر جنّ و شیطان به او ده حسنه پاداش اعطا خواند شد و از تردیدها و وسوسه های شیاطین دور خواهد شد. علاوه بر این که از شرک مبرّا خواهد گشت. نیز دو ملک محافظ وی که از او حفاظت می کنند، در روز قیامت شهادت خواهند داد که شخص قاری نسبت به مرسلین و رسولان الهی مؤمن بوده است".
در روایتی حسین بن علا از امام صادق(ع) نقل می کند: "هر کس سوره صافات را در هر روز جمع قرائت کند، محفوظ از هر آفتی خواهد بود و در حیات دنیوی هر بلایی از او دفع خواهد شد. نیز رزق و روزی او در دنیا وسیع تر از حال حاضر او خواهد شد". تا جایی که امام (ع) فرمود: "هر کس در روز جمعه یا شب آن بمیرد در حالی که در روز جمعه آن را قرائت می کرد، خدا او را شهید مبعوث خواهد کرد و او را شهید از دنیا خواهد بُرد و او را به همراه شهدا در درجه ای از درجات داخل بهشت خواهد کرد".[3]
پاورقی:
[1]تفسیر مجمع البیان، ج 7 _8، ذیل سورة یس چاپ شرکت معارف اسلامی،تاریخ چاپ 1339 ش .
[2]همان، ذیل سورة یس،ص 413.
[3]تفسیر مجمع البیان، ج 7 _ 8، ص 436، اوّل سورة صافات، چاپ شرکت معارفالاسلامیه، 1339 ش.
در آموزه های دینی هم به تلاوت قرآن اهمیت داده شده و هم برای تلاوت قرآن شرایط خاصی بیان شده است. پیامبر اسلام(ص) در خصوص اهمیت تلاوت قرآن فرمود: "أعبد النّاس أکثرهم تلاوه للقرآن؛(1) عابد ترین مردم کسی است که بیشتر تلاوت قرآن کرده باشد".
یکی از شرایط قرآن خواندن آن است که با توجّه و تدبر و تفکر به معانی، قرآن خوانده شود؛ زیرا کلام خداوند است و خواندن آن نوعی صحبت کردن با خدا بوده و لازمة آن این است که به معنای کلمات قرآن و آیات توجه شود؛ از سوی دیگر فهم معانی قرآن نقش بنیادی در زندگی انسان دارد. هرگاه انسان معانی بلند قرآن را بفهمد، زندگی خویش را بر اساس آن نظام مند نموده و مسیر پر فراز و نشیب زندگی را با موفقیّت طی می کند؛ از این رو در دستورهای دینی سفارش شده است که به معانی آیات توجّه شود. اسلام تدبر در آیات را تشویق کرده و وعدة ثواب و پاداش داده است. پیامبر (ص) فرمود: "هر کس برای تحصیل رضای خدا و فهم دین قرائت قرآن کند پاداش و ثواب وی همانند پاداش و ثواب همة فرشتگان است".(2)
با توجه به مطالب مذکور، باید تلاوت قرآن بر اساس تدبر باشد، ولی اگر با تدبر نباشد، و ثواب آن را به کسی هدیه کند، ثواب به روح آن شخص می رسد، زیرا صرف تلاوت نمودن آیات قرآن نیز از ارزش و ثواب برخوردار است.
پاورقی:
1- متقی هندی، کنزالعمال؛ ج 1، ص 510.
2- اعلام الدین، ص 426 ، به نقل از آثار الصادقین، ج17، ص 291.
شکی نیست که قرآن کلام خدا و دارای عظمت و قابل تکریم و تمجید واحترام است. بر انسان ها لازم است آن را احترام کنند و به دستورهای آن عمل کنند و اهانت به قران حرام است. امّا باید دید اهانت به قرآن چیست؟ آیا اهانت به قرآن آثار و عقوبت ها و مجازات های دنیوی دارد؟ روایات زیادی دربارة تکریم و احترام به قرآن وارد شده و به تلاوت و خواندن آن تشویق کرده است.
در کتاب محجه البیضا آمده که: در تورات چنین نوشته شده است: "ای بنده من، آیا حیا نمی کنی وقتی که نامه ای از دوستت به دست ما رسید؛ اگر در مسیر جاده در حال راه رفتن باشی، به احترام آن می نشینی و آن را باز می کنی و با دقت فراوان در تمامی حروف و کلمات آن دقت می کنی و آن را می خوانی، ولی این قرآن (تورات) کتاب و نامه ای از جانب من است که به تو رسیده،ولی از آن اعراض می کنی و در آن دقت نمی کنی! آیا من کمتر از بعضی دوستانت هستم؟!".[1]
سپس در آن کتاب بابی در آداب ظاهری تلاوت ذکر شده و آمده است.
1ـ قاری قرآن با وضو باشد.
2ـ ایستاده و بر هیئت ادب و آرامش باشد و یا نشسته رو به قبله باشد.
3ـ سرش را پایین انداخته باشد.
4ـ چهار زانو ننشیند و تکیه نکند و بر هیئت و شکل متکبران ننشسته باشد و نشستن او مانند نشستن شاگردی در برابر استادش باشد.
فیض کاشانی(ره) در تفسیر الصافی فرموده: برای تلاوت قرآن آدابی دیگری است که برخی از آن ها ظاهری است، مانند طهارت و گفتن "اعوذ بالله من الشیطان الرجیم" و تعظیم و احترام به قرآن و خواندن دعا در اوّل و آخر تلاوت. برخی از آداب باطنی است مانند حضور قلب و تدبر و فهمیدن و خالی کردن ذهن از چیزهایی که مانع فهم قرآن می شود و خود را مخاطب قرآن قرار دادن مثل این که کلام را مستقیماً از خدا میشنود و خدا با او حرف می زند.[2]
البته خوب است انسان در هر حال به یاد خدا باشد، یا ذکر خدا کند و این ذکر میتواند با خواندن سوره ای از قرآن باشد، به خصوص این که در بعضی موارد خواندن سوره حمد در حال حرکت آمده، مثلاً در حال حرکت انسان می تواند نماز مستحبی بخواند، یا هنگامی که در وسیلهای مانند ماشین سوار است، که در نماز مستحبی سوره حمد نیز هست.
پاورقی :
[1] محجه البیضاء، ج 2، ص 219.
[2] تفسیر الصافی، ج 1، ص 73؛ تفسیر المیزان؛ تفسیر فخر رازی.
پیامبران برای این که ثابت کننده از طرف خدا مأموریت دارد وحرفشان حرف خدا است، نه حرف بشر ، کاری میکنند که هیچکسی غیر از آنان که از طرف خداوند قدرت مییابند، نتوانند آن کار را بکنند و نام این کار معجزه است. پیامبر اسلام ? افزون بر معجزههای دیگر مانند"شق القمر" ، "دو نیم شدن ماه" و تسبیح گفتن سنگ ریزهها در دست مبارک حضرت ، معجزه ای دارد جاویدان که تا قیامت باقی است و آن عبارت از قرآن است که با اعجازش هم پیامبری حضرت محمد (ص) را ثابت میکند و هم معجزه بودن خود را به اثبات رسانده است .
قران با تمام صراحت بیان کرده است که هر کس ادعا دارد قرآن ساخته و پرداختة بشر است ، لااقل یک سوره گر چه سوره ای یک سطری مانند سورة کوثر با بیاورد.1
دشمنان از صدر اسلام تاکنون نتوانستند به مبارزه طلبی قرآن پاسخ دهند و تا ابد هم نخواهندتوانست . الان سرسخت ترین دشمن اسلام ، یهودیان صهیونیست هستند که از تمام امکاناتشان برای نابودی اسلام استفاده می کنند، لیکن تاکنون نتوانستهاند حتی یک سطر مثل قرآن را بنویسند.
قرآن مجید از جهات گوناگون معجزه است. دو نمونه را ذکر میکنیم : یکی جنبة فصاحت و بلاغت است. قرآن از فصاحت و بلاغتی برخوردار است که از عهدة بشر خارج است. از این رو عرب زمانی رسول خدا (ص) که در فصاحت و بلاغت و در شعر و ادب تخصص بلکه نبوغ داشت، وقتی در برابر قرآن قرار گرفت و در فصاحت آن دقت کرد، به معجزه بودن آن پی برد و اظهار عجز و ناتوانی نمود. روی همین اعجاز فصاحتی قرآن ، عدهای از آنان وحی بودن قرآن را پذیرفته و نبوت پیامبر اسلام را تصدیق نمودند ، و این خود بزرگترین دلیل بر اعجاز قرآن است و ثابت میکند که آوردن کتابی مثل قرآن از دایرة قدرت بشر بیرون است .
دیگری این که همه قبول دارند رسول خدا (ص) امی یعنی درس نخوانده بود ، ولی با وجود این، کتابی آورد به نام قرآن که پر است از معارف عقلی و دقایق علمی و فلسفی ، به طوری که این کتاب افکار فلسفه و دانشمندان را به خود جلب کرده و متفکران شرق و غرب عالم را مبهوت و متحیر ساخته و این خود از جنبههای اعجاز کتاب الهی است.2
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1 بقره (2) ، آیة 23 و 24.
2 سیدابوالقاسم خویی، البیان (ترجمه)، ج 1 ، ص 73 و 82.
اعراب در زمان ظهور اسلام به مرحله ای از فصاحت و بلاغت در کلام و شیوایی گفتار دست یافته بودند که تاریخ برایش هماوردی سراغ نداشت. مجامع بزرگ ادبی در عصر جاهلی یکی از پایه های علمی جزیره العرب را تشکیل می داد و شعرا و ادبا به بحث های عمیق علمی می پرداختند. در چنین فضایی وحی بر پیامبر نازل گردید و پیامبر آیات الهی را بر مردم عرضه می داشت و هماورد طلبی می کرد و مردم را تحریک می نمود که: اگر می توانند، آیه ای همانند قرآن بیاورند، ولی هیچ کس توانایی مقابله با قرآن را نداشت. همه با نهایت خضوع در محضر قرآن، سر تعظیم فرود می آوردند و به عجز و ناتوانی خود اعتراف می کردند. این جهت اعجاز قرآن "اعجاز بیانی" نامیده می شود. حال اگر ظنی الدلاله بودن قرآن، نقصی بر اعجاز بیانی قرآن محسوب می شد، فصحای عرب به آن اشاره کرده و آن را به عنوان عیب به رخ می کشیدند، ولی آیات قرآن چنان در جان و دل آن ها رسوخ کرده بود که شیدای آیات نورانی وحی شدند. ولید بن مغیره مخذومی که در ماین عرب به حسن تدبیر، مشهور است، پس از نزول آیات سورة غافر گفت: به خدا سوگند از محمد سخنی شنیدم که نه به گفتار انسان ها شباهت دارد و نه به سخن جنّیان. گفتار او حلاوت خاصی دارد و بس زیبا است... گفتاری که بر همه چیز پیروز می شود و چیزی بر آن پیروز نخواهد شد.(1)
اگر در قرآن کوچک ترین مخالفتی با فصاحت و بلاغت دیده می شد، روی آن انگشت می گذاشتند و از آن علیه قرآن استفاده می کردند، در حالی که تاریخ کوچکترین مطلبی در این گونه موارد به یاد ندارد.
ظنی الدلاله بودن به این معنا است که عبارات و الفاظ، معانی مختلفی را پذیرا باشد و این امر خود می تواند با نگاهی دقیق سبب پیدا شدن فصاحت و بلاغت باشد. اصولاً مسئله ظنی الدلاله بودن مربوط به بحث حجیت است و فصاحت و بلاغت امری دیگر است.
------------------------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت ها:
1. مجمع البیان، ج 10، ص 584.
دربارة قرآن و فضیلت و عظمت آن، سخنان فراوانی در آیات و سخنان نبیّ مکرّم اسلام(ص) و ائمه معصومین وجود دارد. در سوره یونس می فرماید: "ای مردم! اندرزی از سوی پروردگارتان برای شما آمده، و درمنی برای آنچه در سینه ها است، (درمانی برای دل های شما) و هدایت و رحمتی است برای مؤمنان".(1)
رسول خدا(ص) فرمود: "قرآن راهنمای گمراهی است و بینایی از هر کوری است، و سبب گذشت از لغزش ها است، و روشنی در هر تاریکی است، و در پیش آمد ها و بدعت ها پرتو است، و نگاهدارنده از هر هلاکتی است و ره جویی در هر گمراهی است. قرآن بیان کننده هر فتنه و اشتباهی می باشد و انسانی را از دنیای پست به سعادت آخرت رساند. در آن کمال دین شما است. هیچ کس از قرآن رو گردان نمی شود جز این که به سوی دوزخ رود".(2)
امام صادق(ع) فرمود: "امیر المؤمنین علی(ع) فرمود: خانه ای که در آن قرآن خوانده شود و ذکر خدا در آن بشود، برکتش بسیار گردد، و فرشتگان درآن بیایند و شیاطین از آن دور شوند و برای اهل آسمان می درخشند، چنان که ستارگان برای اهل زمین می درخشند. خانه ای که در آن قرآن خوانده نشود و ذکر خدا در آن نگردد، برکتش کم شود، و فرشتگان از آن دور شوند و شیاطین در آن حاضر گردند".(3)
پاورقی:
1- زمر (39) آیة 42.
2- نهج البلاغه (فیض الاسلام)، ص 1131، ص 114.
3- ذاریات (51) آیه 56.
پرسش: آیا امکان دارد حکم صریح قرآن را با توجه به زمان و مکان تغییر داد؟ برای نمونه احکامی که در قرآن در مورد غلام و کنیز آمده , دیگر امروزه کاربردی ندارد, اگر قبول کنیم که قرآن متعلق به تمام اعصار و دوران ها است , این مسئله چگونه توجیه می شود؟
پاسخ:
گرچه در قرآن مجید مسئلهء برده داری به عنوان یک دستور حتمی در مورد اسیران جنگی نیآمده , ولی نمی توان انکار کرد که احکامی در قرآن برای بردگان ذکر شده است , که اصل وجود بردگی را حتّی در زمان پیامبر6و صدر اسلام اثبات می کند, مانند احکامی که در مورد ازدواج با بردگان یا احکام محرمیّت یا مسئلهء مکاتبه (قرارداد برای آزادی بردگان ) هست . این جابعضی بر اسلام خرده می گیرند که چرا این آیین الهی با آن همه محتوا و ارزش های والای انسانی , بردگی را الغا نکرده و طی یک حکم قطعی و عمومی , آزادی همهء بردگان را اعلام ننموده است ؟بایدگفت که اسلام برنامهء دقیق و زمان بندی شده برای آزادی بردگان دارد که بالاخره همهء آن ها تدریجاً آزادمی شوند, بی آن که این آزادی عکس العمل نامطلوبی در جامعه به وجود آورد. اسلام هرگزابداع کنندهء بردگی نبوده است , بلکه در حالی ظهور کرد که بردگی سراسر جهان را گرفته بود و با تار و پود جوامع بشری آمیخته بود. حتی بعد از اسلام در تمام جوامع , بردگی ادامه یافت . تا حدودیک صد سال قبل که نهضت آزادی بردگان شروع شد, چرا که به خاطر دگرگون شدن نظام زندگی بشر, مسئلهء بردگان به شکل قدیمی قابل قبول نبود.اگر اسلام طبق یک فرمان عمومی دستور می دادهمهء بردگان را آزاد کنند, چه بسا بسیاری از آنان تلف می شدند, زیرا نه کسب و کار مستقلی داشتن دو نه خانه و وسیله ای برای ادامهء زندگی . از این رو باید تدریجاً آزاد می شدند و جذب جامعه می گردیدند که نه جان خودشان به خطر بیافتد و نه امنیت جامعه را به خطر اندازند. اسلام این برنامهء حساب شده را تعقیب کرد. برنامهء اسلام در مورد بردگی , فقط در مورد اسیران جنگی که از کفارگرفته می شد, بود. احکام خاص بردگان مربوط به این اسیران جنگی است . در جنگ ها گاهی افراد از کافران و مشرکان اسیر می شدند که اگر می خواستند آنان را زندانی کنند, بودجه و هزینهء هنگفتی بر دوش جامعهء اسلامی تحمیل می شد. اگر می خواستند همه را یکدفعه آزاد کنند, غیر عاقلانه بود, چون اینان کسانی بودند که با مسلمانان جنگیده اند و حتی تعدادی از مسلمانان را کشته اند.بنابراین راه عاقلانه این بود که حاکم اسلامی , اسیران را به افراد توانمندِ مسلمان بفروشد و از این طریق بیت المال تأمین شود. از طرفی این بردگان و اسیران کم کم در جامعهء اسلامی , هدایت شوند.
اسیران برای مولای خود کار اقتصادی انجام می دادند و هیچ باری بر دوش جامعه و حکومت اسلامی اضافه نمی شد. بنابراین دربارهء اسیران جنگی و کنترل و هدایت آنان به اسلام , این طرح خوبی است . البته این طرح الزامی نیست و حاکم اسلامی می تواند اسیران را بدون دریافت وجه آزاد کند.
نیز می تواند به صورت اسیر و برده نزد مسلمانان بگذارد. در صورت آخر در برنامه های اسلامی تشویق بر آزاد کردن بنده ها فراوان است , مثلاً کفارهء افطار عمدی روزهء ماه مبارک رمضان و کفاره ءقتل عمدی و استحباب آزاد کردن عبید (عتق ) از برنامه های اسلامی است . این ها همه مواردی برای آزاد کردن بردگان بوده است .
از طرفی در اسلام دستورهای زیادی دربارهء رفق و مدارا با بردگان وارد شده است تا آن جا که آن ها را در زندگی صاحبان خود شریک و سهیم کرده اند. علی 7به غلام خود قنبر می فرمود: (1)
در کتاب می گوید: .(2)
پس می توان گفت اسلام اصالتاً با برده داری موافق نیست و دلیل آن تشویق و ترغیب اسلام و بزرگان اسلام بر آزاد سازی آنان است . این که گفته اید آیا این حکم تغییر کرده است ؟ مگر اسلام برای همهء دوان ها نیست ؟ جوابش این است که قرآن برای همهء اعصار و دوران ها است و احکام قرآن دربارهء اسیران جنگی و عبید و اِماء و عتق و آزادی آنان و مسائل فراوانی که در کتاب های فقهی مطرح شده , به حکم خود باقی است و در زمان ما نیز قابل اجرا است . اما نحوهء برخورد با اسیران جنگی که آن ها را به صورت عبد و کنیز بفروشند یا زندانی کنند یا آزاد کنند یا با اسرا مبادله بنمایند,به تشخیص حاکم اسلامی و بر عهدهء ولایت امر است .(3) در زمان ما چون برده داری به آن شکل , مستهجن و مورد تمسخر دنیا است , گرچه به نحو بدتر و زشت تری توسط کشورهای استعمارگر رواج دارد, حاکم اسلامی (فقیه ) برده داری را به مصلحت نمی داند و این از اختیارات حاکم است , همان طوری که در زمان پیامبر از اختیارات حضرت بود.
پـاورقی:
1.بحارالانوار, ج 74 ص 144 منقول از تفسیر نمونه , ج 21 ص 421
2.تفسیر نمونه , ج 21 ص 422 به نقل از تاریخ تمدن , ج 4 ص 54
3.در سورهء محمد6آیهء 4می فرماید: .از این آیه تخییر حاکم در مورد اسیرا استفاده می شود.
ابتدا باید هدف از نزول قرآن را دانسته، سپس به پاسخ بپردازیم.
قرآن، کتاب انسان سازی است که هدف آن راهنمایی بشر به راه راست و هدایت وی در مسیر تکامل میباشد. قرآن راه خیر و شر را به بشر مینماید و طریقه وصول به آن را روشن میگرداند تا بشر با به کار بستن این برنامه زندگانی به خدا تقرب جوید و به سعادت و کمال نائل شود.
قرآن کتابی است که حتی در زمینه مسائل شرعی به ذکر کلیات بسنده نموده است؛ به طور مثال فقط حکم وجوب نماز و روزه بیان شده و کیفیت آن در روایات آمده است.
این کتاب آسمانی، کتاب فیزیک، گیاهشناسی، زیستشناسی و یا روانشناسی نیست اما در عین حال سعادت و کمال انسانها هماهنگ با حقایق جهان هستی است و برنامهای که برای خوشبختی از طرف خداوند ترسیم شده، بی ارتباط با حقایق عالم هستی نبوده، بلکه جزئی از آن است ؛ بنابراین لازمه برنامه الهی که در قرآن آمده، آن است که انسان حقیقت عالم را بشناسد. در قرآن، این حقایق بیان میشود تا انسان به عظمت خدا و علم و قدرت بیکران الهی دست یابد. این مسئله در راستای دست یابی انسان به سعادت و کمال است، به همین جهت از آنها تعبیر به نشانههای الهی میشود که انسان با درک آنها پی به حقیقتی که در پس این آیات و نشانهها قرار دارد نائل شود؛ بنابراین، اهداف را در آیاتی که مربوط به عالم هستی و جهان طبیعت است می توان جستجو نمود:
1 - پی بردن به عظمت و قدرت الهی
2 - شکر گزاری نعمتهای الهی
3 - انسان با دیدن این عظمتها و توجه به آن، معرفت فطری پیدا کرده و شناختش شکوفا شده و با ایمانی راسختر فرامین الهی را به جا میآورد.
بنابراین قرآن یک کتاب تربیت و انسان ساز است که برای تکامل فرد و جامعه در هر جنبههای معنوی و مادی نازل شده است. قرآن یک دائرةالمعارف بزرگ نیست که تمام جزئیات علوم ریاضی، جغرافیا، شیمی، فیزیک، گیاهشناسی و مانند آن در آن آمده باشد، هر چند در برخی مواقع به (تناسب بحثهای توحیدی و تربیتی) پرده از روی قسمتهای حساس از دانشها برداشته است، ولی آن چه قرآن به خاطر آن نازل شده و هدف اصلی و نهایی قرآن را تشکیل می دهد، انسان سازی است که در این زمینه چیزی را فرو گذار نکرده است.
پس نباید ضرورتاً در جستجوی تمام قوانین و تئوریهای فیزیک و شیمی و زیستشناسی و در قرآن بود، یا درصدد تطبیق نظریهها و تئوریهای جدید با آیات بود.
در قرآن بخشی از حقایق علمی در مورد عالم طبیعت به صورت کلی و مطلق، بی آنکه صراحت در یک قانون یا نظریه علمی داشته باشد، بیان شده است؛ یعنی در بخشی که خداوند در مورد عالم طبیعت و جهان هستی سخن میگوید، نباید در جستجوی تطبیق با برخی از نظریههای علمی بود، زیرا چه بسا این قوانین و نظریهها پس از گذشت مدت زمانی، بطلان آنها اثبات شود، نتیجه آن خواهد بود آیهای را که با تئوری علمی تطبیق دادهایم باطل شود، مگر آنکه قانون مسلّم علمی باشد، مانند کروی بودن زمین و حرکت آن که برخی آیات با این قوانین تطبیق میکند.
جهت آگاهی بیشتر به کتاب معارف قرآن، آیت الله مصباح یزدی مراجعه فرمایید.
در حدیثی از امام باقر(ع) در فضیلت قرائت سوره قدر آمده است: "من قرأ إنّا أنزلناه بجهر کان کشاهر سیفه فی سبیل اللّه و من قرأها سِرّاً کان کالمتشحّط بدمه فی سبیل اللّه؛(1) کسی که سوره انا انزلناه را بلند بخواند، مانند کسی است که در راه خدا شمشیر کشیده و جهاد میکند. کسی که به طور پنهان بخواند مانند کسی است که در راه خدا به خون خود آغشته است".
درباره فضیلتهای سورهها باید گفته شود: شاید برای تشویق و اهمیّت دادن به آنها این قدر سفارش کردهاند و چون سوره قدر از منزلت خاصی برخوردار است، بر خواندن آن تشویق بیشتری شده است.
ثانیاً این همه فضیلت از آنِ کسی نیست که آن را بخواند و حقیقتش را درک نکند، بلکه از آنِ کسی است که میخواند و میفهمد و به محتوایش عمل میکند و قرآن را بزرگ میشمارد و آیاتش را در زندگی پیاده میکند.(2).
پاورقی:
1 -تفسیر نمونه، ج 27، ص 178.
2- همان، ص 179.
پرسش:آیا درست است که قرآن، تمام سوره ها، آیات و کلمات و حروفش طبق نظم و ترتیب خاصی و از روی تفکر عمیق بوده و حتی جابجایی کوچک بین کلمات باعث تغییر در معنای آن می گردد؟ در این صورت چرا همیشه کلمة مؤمنون اؤگل آمده و بعد کلمة مؤمنات، خصوصاً در آیاتی که خدا می خواهد بشارتی به بندگان دهد در جایی که بخواهد بیم دهد اوّل به زنان و سپس به مردان اشاره می کند؟ علت تفاوت چیست؟
پاسخ:
خواهر بزرگوار، ضمت تقدیر و تشکر از مکاتبة شما و در میان گذاشتن سؤالات خود این مسأله مربوط به شناخت قرآن می باشد، که شناخت آن برای مؤمن ضروری می باشد، چرا که منبع اصلی ایمان و اندیشة مسلمان و آنچه به زندگی او حرارت و معنا و روح می دهد، قرآن است.
اوّلاً: باید باور داشته باشیم این کتاب توسط خدا بر قلب منوّر پیامبر گرامی(ص) نازل و از زبان حضرت(ص) جاری شده است.
ثانیاً: شناخت تحلیلی از قرآن داشته باشیم یعنی تشخیص دهیم مشتمل بر چه مطالبی است و چه هدفی را تعقیب می کند و دید این کتاب نسبت به جهان و انسان و حیات و مرگ چیست؟
ثالثاً: بدانیم مطالب قرآن از خدا می باشد.
در این صورت قرآن را باور داریم و برای آن احترام قائل می شویم و کوچکترین تردیدی نسبت به سوره ها و آیات به خود راه نخواهیم داد و برای ما از جاذبة خاصی برخوردار خواهد بود.
یکی از چیزهایی که باعث جاذبة حُسن پذیرش قرآن میان مردم گردید، جنبة ادبی و هنری فوق العاده قوی است که از آن به فصاحت و بلاغت تعبیر می شود. جاذبة ادبی شدید قرآن باعث شد مردم توجّه شان به آن جلب شود و آن را به سرعت فرا گیرند، بر خلاف کتاب های ادبی دیگر همانند دیوان حافظ و اشعار مولوی که علاقه مندان در آن ها دست می برند تا آن را کامل تر کنند.
احدی به خود اجازة دست بردن در قرآن را نخواهد داد، زیرا این آیات او را از این امر منصرف می کند:" کلامی است که از سوی پروردگار عالمیان نازل شده است. اگر پیامبر سخنی دروغ بر ما می بست، او را با قدرت می گرفتیم، سپس رگ قلبش را قطع می کردیم و هیچ کس از شما نمی توانست از (مجازات) او مانع شود. مسلّماً قرآن تذکری برای پرهیزگاران است".(1)
در این آیات نشان می دهد که اوّلاً کسی حتی پیامبر(ص) جرأت تغییر و تحریف قرآن را ندارد. ثانیاً اگر جابجایی کوچک حتی در اِعراب کلمات انجام شود، تغییر در معنای کلمات پیش خواهد آمد. این بینش مربوط به علم ادبیّات عرب می باشد که اگر از آن اطلاع داشته باشید، این مسأله را تأیید می کنید.
قسمت دوم سؤال،صحّت ندارد که هر جا خدا بخواهد بیم وترس دهد، اوّل به زنان خطاب نموده، و هر جا بخواهد بشارتی به بندگان دهد، اوّل مردان را مورد خطاب قرار داده است.
اگر کلمة مؤمنون اوّل آمده،به جهت این که در مسائل فردی و اجتماعی، مردان بیشتر طرف خطاب هستند.
پاورقی:
1 -لهوف ،ص 111؛ بحارالأنوار، ج 45، ص 135.
محققان دربارة اولین نویسندة وحی در مکّه نام عبدالله بن سعد و راجع به نخستین نویسندة وحی در مدینه نام ابیّ بن کعب را به میان می آوردند و نوشته اند: نخستین کسی که از قریش در مکّه برای رسول خدا (ص) نوشت، عبدالله بن ابی سرح بوده که مرتد شد و در ایّام فتح مکّه به اسلام بازگشت و اولین کسی که در مدینه نگارش وحی را به عهده گرفت، ابی ابن کعب بود که پیش از زیدبن ثابت مطرح بود، ولی بر اساس روایات آن که بیش از همه به نگارش وحی موفق بود، در مرحلة اوّل علی بن ابی طالب(ع) و سپس زید بن ثابت می باشد، چون این دو بیش از دیگران ملازم پیغمبر(ص) بودند.
دکتر عبدالصبور شاهین می نویسد: علی بن ابی طالب(ع) پسر عم رسول خدا(ص) که در نوجوانی اسلام آورد، در اکثر وقایع و غزوات ملازم و رفیق پیامبر و کاتب وحی بود.
علی بن ابی طالب و زید بن ثابت و ابیّ ابن کعب به خاطر ملازمت مداوم با رسول خدا دارای مقامی برجسته در امز نگارش وحی و احاطه بر آیات قرآن بودند.
نویسندگان وحی قرآن را به خط نسخ یا کوفی می نوشتند و معمولاً از خط نسخ در زمان پیامبر برای نگارش قرآن استفاده می کردند و آن را استخوان کتف و پوست و چوب می نوشتند و نوشته ها را در جایی جمع می کردند.
جمع قرآن به معنای نگارش آن به صورت یک کتاب بعد از رسول خدا صورت گرفت، گرچه عده ای از مورخان گفته اند که در زمان رسول خدا قرآن جمع آوری شد. البته نظم و ترتیب آیات و سوره ها با راهنمایی پیامبر صورت گرفته است.
سید مرتضی(ره) که یکی از دانشمندان بزرگ شیعی است معتقد بود قرآن همزمان با حیات رسول خدا(ص) به ترتیب که اکنون در اختیار ما است، جمع آوری و مرتب گردید. به این دلیل که قرآن را در زمان حضرت تدریس می کردند و به مردم تعلیم می دادند و عده ای از اصحاب پیامبر (ص) آن را حفظ کردند.[1]
مرحوم خویی می نویسد: با مطالعة احوال پیامبر اسلام(ص) و یاران او به این نتیجه می رسیم که قرآن در عصر آن حضرت جمع آوری و منظم گردید و آنچه گفته شده که قرآن در زمان عثمان جمع آوری شده، درست نیست، زیرا در زمان او از میان بردن اختلاف قرآن بود. عثمان دستور داد مصاحف دگرگون و پریشان را از بین ببرند و مردم از مصحفی استفاده نمایند که دارای قرائت واحد و یکنواختی گردیده اند.[2]
حارث محاسبی می گوید: مشهور است اقدام عثمان به جمع آوری و تنظیم قرآن می باشد، ولی حقیقت جز این است، چون عثمان پس از تبادل رأی با مسلمانان و با قرآن شناسان آن زمان سعی نمود مردم را بر کیفیتی خاص در قرائت قرآن متّحد سازد، چون اختلافات قرآن رو به فزونی نهاده بود و بیم آن می رفت که نزاع و درگیری بین مسلمانان واقع شود.
برای نظریة دوم که قرآن بعد از وفات رسول خدا(ص) جمع آوری شد، شواهدی در دست است. می دانیم امیرالمؤمنین(ع) پس از وفات رسول خدا(ص) اهتمام و فرصت خود را مصروف جمع و تدوین قرآن نمود. این قضیه که شیعه و سنّی آن را نقل کرده اند، دلیل روشنی است که قرآن در زمان رسول خدا(ص) جمع آوری نشده بود و اقدام علی(ع) لزومی نداشت و در حقیقت حضرت کار تازه ای را آغاز کرده بود که خود را ملزم به آن میدید و می خواست با این کار به سفارش و وصیت پیامبر (ص) در مورد قرآن عمل نماید. مگر این که جمع آوری قرآن را توسط حضرت به معنای دیگری حمل کنیم مثلاً بگوییم حضرت می خواست قرآن را طبق نزول قرآن جمع آوری کند.
خطابی می نویسد: چون رسول خدا(ص) همواره در انتظار نزول وحی به سر می برد و این احتمال وجود داشت که آیاتی نازل شود، با وجود چنین اوضاع و احوالی که وحی استمرار داشت، چگونه ممکن بود در زمان حضرت به جمع و ترتیب قرآن اقدام گردد. از این رو پس از رحلت رسول خدا(ص) هر یک از صحابه به نوبة خود به این کار اقدام نمودند.
سپس وی می گوید: تمام قرآن در زمان پیغمبر اکرم نگارش یافت، ولی یکجا جمع آوری نشد و سوره های آن مرتب نگردید.
محدث نوری که از محدّثان شیعی است می نویسد: از مجموع اخبار و احادیث مربوط به جمع قرآن بر می آید که قرآن با ترتیب موجود در زمان پیامبر نبود و حتّی کسی آن را با چنین ترتیب حفظ و از بر نکرده بود، بلکه قرآن که به تدریج نازل می گردید، در دو جا نگه داری می شد: یکی نزد رسول خدا(ص) که پراکنده و نامنظم بود و نویسندگان وحی که از میان آن ها سه نفر انتخاب شدند وحی را روی حریر و کاغذ و استخوان شانة شتر و گوسفند می نوشتند. بعد از رحلت پیامبر(ص) این نوشته ها در اختیار امیرالمؤمنین (ع) قرار گرفت.
جای دیگر که قرآن محافظت می شد، خزینة ذهن و حافظة مردم و نوشته های صحابه و یاران حضرت بود که هر کس در خور نیاز و استعداد خویش آیات و یا سوره هایی از قرآن را حفظ می نمود یا آن را می نوشت.
از این اخبار نمی توان نتیجه گرفت که تمام قرآن به صورت نوشته ای نزد کسی موجود بود تا چه برسد به آن که قائل شویم قرآن با ترتیب موجود در زمان پیامبر اسلام(ص) مرتب و مدوّن گردید.[3]
----------------------------------------------------------------------------------
[1] دکتر سید محمد باقر حجتی، تاریخ قرآن کری، ص 218 به بعد، با تلخیص.
[2] همان، ص 224، به نقل از البیان، ص 376.
[3] همان، ص 230 ، با تلخیص.
تلاوت قرآن و دعا و راز و نیاز با خدا از وظائف مؤمنان است و در روایات بدان تأکید شده است. از پیامبر (ص) نقل شده: "از قرائت قرآن غافل مشو، زیرا قرآن قلب را زنده میکند و انسان را از فحشا و منکر و ظلم باز می دارد".[1]
امام صادق(ع) فرمود: "هر کس سوره ای از قرآن را فراموش کند، آن سوره به صورت بسیار زیبا و در درجهای بلند در بهشت برای او ممثل گردد. چون آن را ببیند گوید: توکیستی؟ چقدر زیبایی! ای کاش از آنِ من بودی؟ آن صورت زیبا میگوید: مرا نمی شناسی؟ من فلان سوره ام. اگر مرا فراموش نمی کردی، تو را به این جا بالا می کشیدم".[2]
پیامبر(ص) فرمود: "لا یعذّب الله قلباً وعی القرآن؛ خدا قلبی را که ظرف حفظ قرآن باشد، عذاب نمی کند".[3]
امام صادق(ع) فرمود: "قرآن عهد و پیمان خدا با خلق است و سزاوار است که مسلمان به عهد نامة خداب نگرد و در هر روز پنجاه آیه از آن را قرائت کند".[4]
در مورد دعا نیز بسیار تأکید شده، رسول الله(ص) فرمود: "الدعا سلاح المؤمن و عماد الدین و نور السمواات و الارض؛ دعا اسلحه مؤمن و ستون دین و نور آسمان ها و زمین است".[5]
بنابراین تلاوت قرآن و دعا و راز و نیاز با خدا پسندیده و مطلوب است، امّا از طرفی چون قرآن کتاب هدایت، موعظه، تذکّر، تبیان و بیان، بشارت، انذار، حُکم، رحمت، برهان و نور است، این مفاهیم و معانی بدون تدبّر و فهم معنای قرآن حاصل نمی شود و خواندن سرسری و صوری قرآن انسان را به این اهداف بلند نمی کشاند. مقصود از خواندن و قرائت قرآن رسیدن به این اهداف عالیه است، گرچه قرائت قرآن، حتی صوری و بدون فهم معنای آن دارای ثواب است. امّا ثوابش کمتر از کسی است که با فهم و تدبر قرآن بخواند.
از سوی دیگر خواندن قرآن باید همراه با عمل کردن به احکام و دستورهای آن باشد و عمل کردن به قرآن و بدون فهم معانی آن مقدور نیست. دربارة کسی که قرآن بخواند، ولی به آن عمل نکند، مذمّت شده است. اصولاً قرآن برای فهم معنای آن و عمل به دستورهای آن آمده و قرائت و خواندن مقدمه است.
پیامبر(ص) فرمود: "کم مِن قاریءٍ القرآن و القرآن یلعنه؛6 بسیار خواننده قرآن است که قرآن او را لعنت میکند".
پی نوشت ها :
1 - صادق احسان بخش، آثار الصادقین، ج17، ص 246، به نقل از کنزالعمال، ج2، ص 291.
2 - همان، به نقل از وسائل الشیعه، ج4، ص 845.
3 - همان، ص 247، به نقل از سفینه البحار، ج2، ص 415.
4 - همان، ص 250، به نقل از نورالثقلین، ج4، ص 14.
5 - همان، ج6، ص 89، به نقل از اصول کافی، ج4، ص 230.
6 - همان، ج17، ص 321، به نقل از بحارالانوار،ج89، ص 185.
قرآن کتاب زندگی و دستورالعمل هر انسان و قانون در تمام مراحل زندگی است. باید با این کتاب خوب آشنا باشیم و در برنامههای زندگیمان آن را به کار بندیم. بنابراین دو مرحله را باید بپیماییم: آشنایی با قرآن، عمل کردن به آن.
برای آشنایی به قرآن باید با نحوه خواندن و قرائت آن و با معانی و تفسیر آن آشنا بشویم.
در سوره بقره آیه 121 آمده: "الذین آتیناهم الکتاب یتلونه حق تلاوته اولئک یؤمنون به و من یکفر فأولئک هم الخاسرون". امام صادق(ع) درباره حق تلاوت قرآن فرمود: "حق تلاوت قرآن این است که آیات را زیبا بخوانیم و معانی آنها را بفهمیم و به احکام آن عمل نماییم. از قصهها و مثلهای قرآن پند بگیریم و به دستورهای قرآن عمل کنیم و از نواهی آن پرهیز کنیم".(1)
در این آیه شریفه و با تفسیری که از امام صادق(ع) درباره آن آمده، به هر دو مرحله اشاره دارد. ترجمه آیه چنین است: "کسانی که کتاب را به حق تلاوت میکنند، به آن ایمان دارند و هر کس بدان معتقد نباشد، یعنی به قرآن عمل نکند، از زیانکاران خواهد بود".
علی(ع) فرمود: "به زودی زمانی خواهد آمد که هیچ چیز مخفی تر از حق نخواهد بود و هیچ چیز ظاهرتر و علنی تر از باطل نخواهد بود (باطل در جامعه علنی و ظاهر و حق در جامعه مخفی خواهد بود). در آن زمان تلاوت قرآن، متاعی کم ارزش خواهد بود پس قرآن و اهل قرآن مطرود و منفور خواهند بود".(2)
در بُعد اجتماعی و سیاسی نیز عمل به قرآن کارساز است. مسلمانان هیچ چارهای ندارند غیر از آن که به قرآن بازگردند. قرائت آن را منحصر به ماه رمضان نکنند. درس و تفسیر قرآن جزو برنامههای لازم بلکه از واجبترین آنها باشد. همان طور که مردم الجزائر با رجوع به قرآن و عمل به آن، خود را از زیر چکمههای استعمار فرانسه نجات دادند.
"محمد عبدُه" پیرو مکتب سید جمال الدین اسدآبادی که شعارش بازگشت همه مسلمانان به قرآن بود، به شمال آفریقا آمد و همه علمای اسلامی را گرد آورد و آنها را دعوت کرد به جای غرق شدن در علوم بیهوده و موشکافی های افراطی در جزئیات بدون فائده، به سراغ قرآن روند. از آن هنگام به بعد قرآن دوباره میان مردم الجزائر مطرح شد. یکی از درسهای قرآن آن است که مسلمانان نباید تحت سیطره کفار باشند قرآن میفرماید: "لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلاً؛(1) خداوند هرگز اجازه نمی دهد که کافران بر مؤمنان مسلط شوند". خدا به مسلمانان اجازه نداده که با سهلانگاری و بیتوجهی به مسائل ارزشمند اسلام زیر بار استعمار کفار بروند و استقلال خود را از دست بدهند. باید مسلمانان با جهاد و مبارزه، حق خویش را از ظالمان و ستمگران بستانند. اگر مسلمانان به قرآن عمل میکردند، هرگز اسرائیل و صهیونیستها نمیتوانستند به بیش از یک میلیارد مسلمان زور بگویند. مشکلاتی که امروز پیش روی مسلمانان قرار دارد، ناشی از دور شدن از حقیقت قرآن و عمل نکردن به آیات روشنگر آن است.
پی نوشتها:
1 - میزان الحکمة، عنوان 3307، حدیث 16217.
2 - میزان الحکمة، عنوان 3307، حدیث 16516.
3 - نساء (4)، آیه 141. برای اطلاع بیشتر ر.ک: سید محمد حسین حسینی طباطبایی، نور ملکوت قرآن، ج 3، ص 108.
روایتی که در آن ثواب سه بار خواندن سوره توحید معادل یک ختم قرآن ذکر شده در فهرست مفاتیح الجنان در اعمال وقت خواب آمده است. در این روایت که از حضرت فاطمه"سلام ا...علیها" نقل شده ایشان می فرمایند که حضرت رسول"ص" بر من وارد شدند در وقتیکه رختخواب خود را پهن کرده بودم و میخواستم بخوابم، فرمود: ای فاطمه جان مخواب مگر آنکه چهار عمل بجا آوری ختم قرآن کنی و پیغمبران را شفیعان خود گردانی و مومنین را از خود خوشنود گردانی و حج و عمره بکنی گفتم یا رسول الله امر فرمودی به چهار چیز که من قدرت ندارم در این وقت آنها را بجا آورم. آنحضرت تبسم کرد و فرمود: هرگاه بخوانی قل هو الله احد را سه مرتبه پس گو یا ختم قرآن کرده ای، ...
از این روایت فهمیده می شود که این دستور برای وقت کم و برای رسیدن به ثواب ختم قرآن می باشد. اما خود تلاوت و ختم قرآن دارای فضیلت و آثار بسیار مطلوبی است که در وصایای پیامبر اکرم و ائمه معصومین"علیهم السلام" ( نیز آمده است بطوریکه روایاتی که در فضیلت تلاوت قرآن از ائمه علیهم السلام آمده آنقدر زیاد است که نشان دهنده اهمیت و بزرگی مطلب می باشد.
کافی باسناده عن ابی عبدالله، علیه السلام قال: "قرآن عهد خداوند است به سوی بندگان، همانا سزاوار است که هر مرد مسلمانی در هر روز به آن عهد نظر کند و از آن پنجاه آیه قرائت کند".خداوند متعال می فرماید "وتنزل القرآن ما هوشفاءورحمة للمؤمنین" ما از قرآن آنچه مایه بهبود و رحمت است برای مؤمنان فرو می فرستیم.
و چون این کتاب شریف برای سعادت جمیع طبقات و همة سلسله بشر است و انسانها در حالات و روحیات و عادات و اخلاق و از لحاظ زمان و مکان مختلف هستند همه را نمی توان به یک صورت دعوت کرد چه بسیار انسانهایی که برای دریافت هدایت و تعلیم از قرآن به صراحت لهجه و به طور ساده حاضر نباشند و از آن متاثر نمی شوند خداوند در قرآن متناسب با روحیات آنها آیاتی آورده و مقصد را به آنها فهمانده است و بسا انسانهایی که با قصه ها و حکایتها و تواریخ سروکار ندارند و علاقمند به لبّ مطالبند اینها را نمی شود با دسته اول در یک ترازو گذاشت از این جهت است که این کتاب شریف به اقسام مختلفه و فنون متعدده مردم را دعوت کرده است.
ای بسا انسانی که دچار امراض روحی و گره های اخلاقی فراوانی باشد و خود نیز از آن غافل است و با مراجعه به قرآن و تلاوت آیات آن ناخواسته آیه ای را که شفاء امراض روحی و باز کننده گره های اخلاقی اوست ، بعنوان مرحمی برای دردهای خود قرار دهد و شفاء بیابد از اینجهت توصیه به تلاوت قرآن و ختم قرآن بسیار شده است و در سیره ائمه علیهم السلام و بزرگان دین این عمل بسیار دیده شده است.
در نقل معتبری وارد شده است که حضرات معصومین علیهم السلام هر سه روز یکبار ختم قرآن داشته اند و سیره علماء سلف و صالح بر تلاوت بطور دائم است و قرآن شریف را انیس و مونس خود قرار می دهند و انس زمانی حاصل می شود که قرآن کریم را مرتب بخوانیم و بر خود تطبیق دهیم.
پرسش:از سویی می گوییم مطالب قرآن هیچ گاه کهنه نمی شود و مربوط به همة دوران است؛ از سویی می بینیم در قرآن مطالبی است مانند احکام غلام و کنیز که امروزه کاربردی ندارد. نیز در اسلام احکامی است مانند حق حبوه در ارث، کشیدن آب از چاه، تطهیر در خزینه، مکروه بودن عکاسی صورت و ... که امروزه کاربردی ندارد. چگونه می توان این ها را پاسخ داد؟
پاسخ:
قرآن از دیدگاه قرآن شناسان کتابی بی نظیر است. این کتاب ساختة دست بشر نیست. قانون زندگی بشریت است. در مطالب خود اختصاص به امّتی مانند امت عرب یا طایفه ای از طوایف مانند مسلمانان ندارد بلکه با طوایف خارج از اسلام سخن می گوید چنان که با مسلمانان می گوید. هم چنین قرآن با هر یک از طوایف به احتجاج و دعوت می پردازد و هرگز خطاب خود را مقیّد به عرب بودن نمی کند.
قرآن مشتمل بر هدف کامل انسانیت است زیرا هدف انسانیت که با واقع بینی سرشته شده جهان بینی کامل و به کار بستن اصول اخلاقی و قوانین عملی است که مناسب و لازمة همان جهان بینی باشد: "یهدی إلی الحقّ و إلی طریق مستقیم؛[1] قرآن مجید به سوی حق و راهی راست هدایت می کند". قرآن بیان خود را تام و کامل می داند: "إنّه لقول فصل ما هو بالهزل؛[2] قرآن سخنی است برنده و جدا کنندة حق از باطل و هزل و یاوه سرایی نیست".
امیرالمؤمنین(ع) فرمود: "قرآن نوری است که باید به آن اقتدا کنند. آن را به سخن آرید اگر چه هرگز با زبان عادی سخن نمی گوید. اما بدانید در قرآن علوم آینده و اخبار گذشته و داروی بیماری ها و نظم حیات اجتماعی شما هست".[3]
قوانین مدوّن در قرآن برای همة زمان ها است. از جمله قانون برده داری.
برده داری که قبل از اسلام رواج داشته و بعد از ظهور اسلام به کلی ملغی نشد چون در مجموع طرحی مفید در نگهداری اسیران جنگی که از کفار گرفته می شد، بود. گرچه برده داری و رقیّت الزامی نیست و حاکم اسلامی می تواند بر اساس مصلحت اسلام و مسلمانان آنان را آزاد یا مبادله کند.
مسائل ارث در زمان ما نیز قابل اجرا است و مسائلی از قبیل کشیدن آب از چاه و عکس برداری و تطهیر در خزینه در جایی از قرآن نیآمده است. در کتاب های قانون غالباً قوانین به صورت کلّی بیان می شود مثلاً در قرآن عبادتی به نام نماز یا حج با ذکر بعضی جزئیاتش بیان شده و تمامی جزئیات آن بیان نشده است. جزئیات توسط پیامبر(ص) و ائمه(ع) بیان شده است.[4]
جامع بودن قرآن به معنای این است که تمامی دستورهایی که برای زندگانی پاک و شرافتمندانه انسان ها لازم است در آن وجود دارد. در مقایسة قرآن با دیگر کتاب های آسمانی و غیر آسمانی به خوبی معلوم است که قرآن جامع تر و بهتر و فصیح تر و شیواتر است.
پاورقی:
[1] احقاف (46) آیة30.
[2] طارق(86) آیة 14.
[3] نهج البلاغه، خطبة 158.
[4] قرآن در اسلام، علامة طباطبائی؛ تفسیر المیزان، ج 1، ص 58 به بعد.
خواندن آیات الهی و تفکر در معانی و تفاسیر آن، نیز پند گرفتن از راهنماییها و عبرت گرفتن از وقایعی که بر سر پیشینیان آمده، بهترین راه ارتباط با قرآن است.
قرآن معجزه جاویدان اسلام و بهترین آموزگار هدایت بشریت است. خداوند در قرآن می فرماید: "کتاب پربرکتی است که بر تو نازل کردهایم تا در آیاتش تدبّر کنند".(1)
امیر مؤمنان در مورد صفات پرهیزکاران فرمود: "آنها شب هنگام بر پا ایستاده، قرآن را شمرده و باتدبر تلاوت می کنند و جان خود را با آن محزون می سازند. داروی درد خود را از آن می گیرند. هرگاه به آیهای برسند که در آن تشویق است، با علاقه فراوان به آن روی می آورند و چشم جانشان با شوق بسیار در آن خیره می شود و آن را همواره نصب العین خود قرار می دهند و هرگاه به آیهای برسند که در آن بیم و انذار است، گوش و دل را برای شنیدنش باز کرده، فکر می کنند! صدای ناله آتش سوزان دوزخ و به هم خوردن زبانه هایش در گوش جانشان طنین انداز است".(2)
آیات روح بخش قرآن آن چنان با جان و روان و سرشت انسانها مأنوس است که گویا هیچ سخنی دل نشینتر و جامعتر از شنیدن آیات وجود ندارد و این از معجزه بودن آن حکایت دارد؛ حتی اقوامی که عرب زبان نیستند، حظّ و بهره کافی را از آن می برند و به طور فطری هدایت می شوند.
خواندن حدّاقل چند آیه در شبانه روز و مطالعه در معنا و تفسیر آن از راههای ارتباط با قرآن است.
پی نوشتها:
1. سوره ص (38) آیه 29.
2. نهج البلاغه فیض الاسلام، ص 604، خطبه 184.
فضیلت و عظمت کتاب مقدّس، فوق درک محدود انسان خاکی است. فضیلت آن را باید از پیامبر اکرم(ص) و ائمة معصومین(ع) شنید. در روایتی پیامبر(ص) می فرماید: " اعبد النّاس اکثرهم تلاوه للقرآن؛ عابد ترین مردم کسی است که بیشتر تلاوت قرآن کرده باشد".(1) در روایت دیگری حضرت (ص) فرمود: "هر کس برای تحصیل رضای خدا و فهم دین، قرائت قرآن کریم کند، پاداش و ثواب وی همانند پاداش و ثواب همه فرشتگان و پیغمبران می باشد".(2)
امیرالمؤمنین علی(ع) می فرماید: " لقاح الایمان تلاوه القرآن؛(3) تلاوت قرآن کریم موجب باروری ایمان است". نیز فرمود: "هر کس به تلاوت قرآن کریم انس گیرد، جدایی و مفارقت برادران، او را (درقبر) به وحشت نیفکند".(4)
امام صادق(ع) فرمود: "هر کس قرائت قرآن کند در حالی که جوان باشد، قرآن با گوش و خونش آمیخته گردد و قرآن در روز قیامت از طرف او با فرشتگان خدا احتجاج کند".(5)
پیامبر گرامی به سلمان فارسی فرمود: "بر تو باد که قرائت قرآن کریم کنی، زیرا قرائت قرآن کفاره گناهان و پوششی در آتش و ایمنی از عذاب است... مؤمن چون قرائت قرآن کند، خدا به وی نظر رحمت فرماید. فضیلت قرآن بر سائر کلام همانند فضیلت و برتری خدا بر خلقش می باشد".(6)
پاورقی :
1 کنز العمال،ج1، ص 510.
2 جواد محدثی، فرهنگ عاشورا، ص 293.
3 علی بن حسین مسعودی، مروج الذّهب، ج 2، ص 290.
4 محمد باقر مجلسی، بحارالأنوار، ج 22،ص 194.
5 ابن سعد، طبقات الکبری، ج 8، ص 52 به بعد.
6 همان.
درباره جمع آوری قرآن مجید به صورت مکتوب فعلی برخی نظرشان این است که در زمان حیات رسول خدا(ص) زیر نظر آن حضرت قرآن جمع آوری و به صورت مکتوب ومدوّن درآمد،[1] ولی عدهای بر این نظرند که قرآن در زمان رسول خدا(ص) و به دستور آن حضرت نگارش و کتابت یافت، اما مدون نبود، بلکه به صورت پراکنده؛ یعنی صحیفه ـ صحیفه بود که بر روی چیزهایی نظیر چرم، چوب درخت خرما؛ سنگ های صاف، قطعات حریر نوشته شده بود. پس از پیامبر اسلام(ص) امیرمؤمنان علی(ع) قرآن را جمع آوری فرمودو شأن نزول و تأویلات را هم آورده بود. این قرآن به عنوان سپردة امامت در نزد امام زمان (عج) می باشد.
در زمان ابوبکر مسیلمه کذّاب در یمامه ادعای پیامبری نمود، ابوبکر برای سرکوب مسیلمه سپاهی را روانة یمامه نمود . در این جنگ مسلمانان پیروز شدند و مسیلمه کشته شد، ولی حدود هفتار نفر از حافظان قرآن کریم کشته شدند که همگی از صحابة رسول خدا(ص) بودند. ابوبکر پس از این ماجرا دستور داد قرآن جمع و تدوین گردد و برای این کار زیدبن ثابت را که از پرکارترین و جوان ترین کاتبان وحی و حافظ قرآن و دارای مصحف اختصاصی بود انتخاب شد و زیدبن ثابت نوشته های پراکندة قرآنی را جمع کرد. این نسخه جمع آوری شده که گردآوری آن حدود 14 ماه طول کشیده بود ، پس از ابوبکر به عمر داده شد و پس از عمر به دخترش حفصه همسر رسول خدا(ص) سپرده شد.
در زمان عثمان با توجه به رفتن قرآن به سرزمین های اسلامی فتح شده اختلا ف در قرائت کلمات قرآن پیدا شد و برای جلوگیری از اختلاف عثمان دستور داد تمام نوشته های زمان رسول خدا(ص) را گرد آوری کردند و نسخة کتابت زید در زمان ابوبکر را که نزد حفصه بود به امانت گرفتند و بر اساس قرائت واحد قرآن را تدوین نمودند و از روی آن پنج یا شش نسخه استنساخ شد . یک نسخه در مدینه و یک نسخه در مکه و چهار نسخة دیگری را همراه با یک حافظ قرآن که نقش معلم و راهنمای درست خوانی را داشت به مراکز مهم جهان اسلام ، یعنی بصره ، کوفه، شام و بحرین ارسال کردند و بقیة قرآن ها که با این قرائت مخالف بود از بین بردند و عثمان به تمام بلاد نوشت قرآن های دیگری را از بین ببرند. و بدین وسیله از اختلاف قرائات قرآن جلوگیری شد.[2]
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------
[1] آیت الله سید ابوالقاسم خویی، بیات، ج 1، ص 407.
[2] بهاءالدین خرمشاهی، دانشنامة قرآن، ج 2، ص 1634، مادة جمع قرآن و سید محمد باقر حجتی، تاریخ قرآن کریم، ص 234، 385، 419 و 429.
تلاوت قرآن فضیلت بی شماری دارد و سفارشهای زیادی درباره خواندن قرآن مجید در روایات معصومین(ع) وارد شده است. سفارش شده است هر کس در شبانه روز حداقل پنجاه آیه تلاوت نماید.(1) این سفارشها بیشتر به تلاوت قرآن کریم توجه دارد، منتهی در کنار تلاوت، سفارشهای زیاد دیگری درباره تفهم و تأمل در قرآن مجید وجود دارد، که انسان در موقع خواندن، هر آیهای را که تلاوت می نماید، در معانی آن خوب تأمل کند و مراد آن را دریابد و به آنها عمل نماید. این از آداب باطنی تلاوت قرآن می باشد. برای تلاوت، آدابی ذکر شده، که به آداب ظاهری و باطنی تقسیم شده است. از آداب ظاهری تلاوت، می توان به وضو گرفتن در جای پاکیزه همانند مساجد، دندانها را مسواک کردن قبل از خواندن، پیش از شروع قرآن "اعوذ بالله من الشیطان الرجیم" گفتن، نیز ترک کردن خوردنی ها و نوشیدنی ها، کشیدن به هنگام تلاوت، نیز خواندن از روی قرآن اشاره نمود.
از آداب باطنی قرآن: فهم اصل کلام الهی، بزرگداشت متکلم (خدا)، حضور قلب، تدبر و اندیشیدن در قرآن (که از حضور قلب بالاتر است)، رفع موانع فهم قرآن همانند وسواس و غیره، تأثیرپذیری از قرآن، ترقی به این معنا که خواننده به مرحلهای ارتقا یابد که گویا کلام را از خداوند می شنود.
سفارشهای خود قرآن و ائمه معصومین(ع) شامل حال هم تلاوت قرآن و هم تدبر و تأمل می شود که هر کدام تکمیل کننده یکدیگر، برای رشد معنوی و روحانی انسان است.(2)
آنچه مهم تر است، تأمل و تدبر و عمل به آیات الهی می باشد.
پی نوشتها:
1 - مرحوم کلینی، اصول کافی، ج 2، ص 609.
2 - بهاءالدین خرمشاهی، دانشنامه قرآن، ج اول، ص 21 - 20، چاپ گلشن، 1377 ه' ش، با تلخیص و تصرف.
آموزش قرآن یکی از حقوق مسلّم فرزندان است که متوجه والدین به خصوص پدران است. پیامبر اکرم(ص) می فرماید: "حق فرزند بر پدر آن است که به او قرآن بیاموزد".(1) بر این عمل، پاداش فراوانی است. رسول خدا(ص) می فرماید: "هیچ مردی فرزند خود را قرآن نیاموزد مگر این که خداوند پدر و مادر کودک را در روز قیامت تاج پادشاهی عطا کند و دو لباس بهشتی به آنان بپوشاند که هرگز مردم مانند آن را ندیده باشند".(2)
یکی از روشهای تربیت فرزندان، تشویق به قرائت قرآن است.
پیامبر اکرم(ص) می فرماید: "فرزندانتان را بر سه ویژگی تربیت کنید: محبت پیامبرتان، محبت اهل بیت و قرآن".(3) برای این که فرزندتان با قرآن آشنا شود:
1ـ از شیوه همانند سازی استفاده کنید، یعنی در عمل به قرآن اهمیت قائل شوید و تلاوت قرآن را در برنامه خود قرار دهید و با آهنگ آن را بخوانید. اگر ممکن است از طریق رادیو قرآن، آهنگ دلنشین و جذاب قرآن را در منزل طنین اندازید تا گوش فرزندتان با آهنگ قران انس پیدا کند و فضای خانه از بوی عطر قرآن، معطر گردد.
2- نوارهای ترتیل و تکرار آیات قران و برنامه صبا را که به صورت سی دی ارائه است، تهیه نمایید.
3- ایشان را پس از رسیدن به سنین بالاتر به مراکز آموزش قرآن مانند دارالقرآن و دارالتحفیظ و غیره معرفی نمایید تا با روش صحیح و منطقی فرزندتان را تعلیم دهند.
4- در مراحل مختلف از تشویق دریغ نورزید.
اگر منظورتان از سرباز امام زمان(ع) شدن فرزندتان، طلبه و روحانی شدن است، باید بگوییم این موضوع بیستگی به علاقه ایشان و شرایط دیگر دارد، ولی خواست و تمایل خانواده در این جهت بی تأثیر نیست. از طرفی تربیت اخلاقی و محیط مذهبی و رفاقت با دوستان مذهبی و انس با روحانیوت و آشنایی با مساجد و رفتن به نماز جماعت و جلسات قرائت قرآن تأثیر به سزایی دارد.
5ـ کتابهایی را که در رابطه با روش آموزش قرآن و حفظ آن چاپ شده مطالعه فرمایید که به بعضی از آن ها اشاره می کنیم.
1ـ کتاب جرعه ملکوت،
2ـ حفظ قرآن در پنج مرحله،
3ـ بهترین روش حفظ قرآن،
حافظان نور (که جامعه القرآن الکریم آن ها را منتشر نموده است).
پی نوشتها:
1. کنز العمال، ج 16، ص 417.
2. وسائل الشیعه، ج 4، ص 825.
3. کنز العمال، ج 16، ص 456.